به گزارش مشرق، رضا رحمتی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
صدراعظم آلمان که سابقه اظهارات ضدایرانیاش بسیار طویل است، در تازهترین اظهارنظر درباره جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران اظهار کرد: «ایرانیها به وضوح قویتر از آن چیزی هستند که تصور میشود». اعتراف فردریش مرتس همزمان با اقرار بسیاری از تحلیلگران بینالمللی و استراتژیستها درباره قدرت نهفته ایران و توان نهادینهشده جمهوری اسلامی برای تغییرات ژئوپلیتیک نشاندهنده وضعیت جدیدی در ساختار توزیع قدرت به سمت ایران و تغییر موازنه قدرت است.
چرخش موازنه قدرت غرب آسیا
در دنیای پرتلاطم ژئوپلیتیک امروز، ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی، با نمایش قدرتهای نهفتهاش، معادلات منطقه را دگرگون کرده است. سخن اخیر مرتس، رهبر حزب اتحادیه دموکرات - مسیحی (CDU) آلمان و صدراعظم آن کشور که گفته «ایرانیها به وضوح قویتر از آن چیزی هستند که تصور میشود»، نهتنها یک اعتراف، بلکه نشانهای از تغییر پارادایم در نگاه غرب به ایران است. این اظهارنظر همزمان با رویدادهای اخیر مانند «جنگ ۴۰ روزه» و انسداد تنگه هرمز، ابعاد جدیدی از قدرتزایی ایران را برجسته میکند. در واقع برای پی بردن به ابعاد قدرتزایی ایران، باید به مولفههای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و ایدئولوژیک، با تمرکز بر اینکه چگونه ایران از یک «تهدید» در نگاه غرب، به «قدرت تعیینکننده» تبدیل شده است، اشاره کرد؛ قدرتی که امروز غرب را وادار به پذیرش اراده خود کرده است.
بعد نظامی؛ جنگ ۴۰ روزه و نمایش توان بازدارنده
جنگ ۴۰ روزه رمضان، نقطه عطفی در تاریخ درگیریهای ایران با آمریکا و دنباله صهیونیست آن بود. این درگیری با حملات گسترده آن دو رژیم تروریست به ایران همراه شد و با عملیات «وعده صادق 4» پاسخ گرفت؛ جایی که صدها موشک بالستیک و پهپاد ایرانی به اهداف کلیدی در تلآویو، حیفا و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اصابت کرد. این جنگ نسبت به جنگ ۱۲ روزه، با نرخ اصابت بیشتری از موشکها و پهپادهای ایرانی همراه بود و نرخ نفوذ، قدرت دقت و سرعت موشکهایی مانند «فتاح ۲» (هایپرسونیک با سرعت ۱۵ ماخ) و «خیبرشکن» را اثبات کرد. انسداد تنگه هرمز به صورت رسمی با استقرار ناوگان دریایی سپاه و بستن این آبراه حیاتی (که ۲۰ درصد نفت دنیا از آن عبور میکند) جهان را در شوک فروبرده و وحشت بینالمللی نسبت به تداوم این استراتژی را به وجود آورده است.
قیمت نفت برنت در پیک درگیری به ۱۲۰ دلار رسید و اقتصادهای وابسته مانند اروپا و ژاپن را به مرز فلج برد. این اقدام، بر خلاف تصورات قبلی از ضعف دریایی ایران، نشان داد ایران میتواند با مینگذاری، قایقهای تندرو و موشکهای کروز ضدکشتی مانند «نصر» و «قدیر»، تنگه را مسدود نگه دارد. تحلیلگران موسسه رند کورپوریشن اذعان کردهاند این قابلیت، «بازدارندگی نامتقارن» ایران را به سطح جدیدی رسانده؛ جایی که هزینه حمله به ایران برای مهاجمان، چندین برابر میشود.
علاوه بر این از منظر استراتژیک، مقاومت حزبالله لبنان با ۱۵۰ هزار موشک، انصارالله یمن با حملات به کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ و بندر ایلات در جنوب اراضی اشغالی و حشد شعبی عراق به عنوان «متحدان استراتژیک» ایران صحنه درگیری منطقهای را تشدید کردند. در ۴۰ روز جنگ، راکتهای بسیار زیادی از لبنان به شمال سرزمین اشغالی شلیک شد و اقتصاد رژیم را با خسارتی نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار مواجه کرد؛ نیروی منسجمی که برخلاف ادعاها مبنی بر تضعیف آن بعد از عملیات پیجرها، حالا به یک «ارتش نامرئی» تبدیل شده که موازنه را به نفع محور مقاومت تغییر داده است. اعتراف مرتس ناظر به قدرت ایران، در واقع اعتراف به این است که این قدرت «غافلگیرکننده» است و اروپا نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
بعد اقتصادی؛ اهرم تنگه هرمز و خودکفایی تحریمی
قدرتزایی ایران فراتر از میدان جنگ است؛ اقتصاد مقاومتیاش، کلید بقا در تحریمهاست. انسداد تنگه هرمز، حتی اگر کوتاهمدت باشد، اثبات کرد ایران «شریان حیاتی اقتصاد جهان» را در دست دارد. با ۲۱ کیلومتر عرض در باریکترین نقطه، این تنگه محل عبور روزانه ۲۱ میلیون بشکه نفت است. ایران با ناوچههای موشکانداز «جماران» و رزمندگان نیروهای دریایی، در مانورهای اخیر نشان داد میتواند ترافیک را متوقف کند؛ همانطور که سال ۱۹۸۰ در جنگ نفتکشها این کار را انجام داد و حالا در جنگ 40 روزه به عیان از این ابزار برای تحمیل اراده خود بهره برده است. در عین حال، ایران با استفاده از ابزارهای خود، صادرات نفتش را بر اساس گفته منابع غربی به 1.1 میلیون بشکه روزانه رسانده است. فروش به چین از طریق به اصطلاح ناوگان «سایه» و رمزارزها، درآمد ارزی را تضمین کرده و سبب ماندگاری اقتصاد پساجنگ ایران شده است. تولید داخلی تسلیحات (که تخمینزده میشود ۹۵ درصد نیازهای نظامی داخلی را تامین میکند) و پیشرفت در انرژی هستهای (غنیسازی ۶۰ درصدی در فردو که به رغم حملات آمریکاییها در جنگ 12 روزه کماکان به عنوان ابزار مهم بازدارنده ایران کاربرد دارد و بیم حمله اتمی دشمن را کاسته است)، وابستگی به خارج را حذف کرده است. جنگ ۴۰ روزه نهتنها اقتصاد ایران را نابود نکرد، بلکه در جهت مقابل اقتصاد آمریکا و اسرائیل و تکتک کشورهای غربی را به سوی بحران سوق داده است. این خودکفایی، قدرت چانهزنی ایران را افزایش داده و کشور را نسبت به تمنای مذاکره طرف آمریکایی بیتفاوت کرده است. اتحادیه اروپایی که از آغاز جنگ اوکراین با بحران انرژی دست و پنجه نرم میکند، حالا با افزایش قیمت اقلام مربوط به پتروشیمی و صنایع کشاورزی نیز درگیر شده است. مرتس به عنوان سیاستمداری عملگرا، این را به رسمیت شناخته و اقرار او ناظر به این است: «قدرت ایران واقعی است و باید با آن مذاکره کرد».
بعد دیپلماتیک؛ از انزوا به ائتلافهای جهانی
اعتراف مرتس بخشی از موج جهانی است. پیش از جنگ نیز ایران از وضعیت انزوایی که غرب بر آن تحمیل کرده بود، خارج شده بود. عضویت ایران در بلوک بریکس و سازمان شانگهای، ایران را تبدیل به قطب شرقی قدرت کرده بود. توافق ۲۵ ساله با پکن، سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری را در اقتصاد ایران تضمین کرده بود. عدم حضور تیم مذاکرهکننده ایران در پاکستان که میتوانست تقاضای شدید واشنگتن برای خروج آبرومندانه از جنگ را تامین کند، سبب تمسخر آمریکا در افکار عمومی جهان شده است. همین موضوع وزنه دیپلماتیک و سیاسی ایران را افزایش داده است.
بعد ایدئولوژیک و فرهنگی؛ الهامبخشی جهانی
جنگ ۴۰ روزه و پیش از آن، حمایتهای ایران از فلسطین، ایران را در اذهان عمومی جهان از «حامی تروریسم» که در پروپاگاندای آمریکایی تزریق میشد، به «مدافع انسانها» و حامی طرف «مظلوم» تبدیل کرد. حمایت ایران از فلسطین، اعتراضات جهانی را علیه آمریکا و رژیم برانگیخت و بایکوت اسرائیل و حالا بایکوت آمریکا را تقویت کرد. از سوی دیگر، آمریکا پس از شکست خودش و اسرائیل در غزه و لبنان و اعمال سیاست فشار حداکثری و جنگ نظامی، نهتنها ایران را به بنبست نکشاند، بلکه خروج ایران از وضعیت سابق را نیز به دنبال آورد. حالا علاوه بر ابعاد سخت قدرت، ایران با دیکته استقلال، عدالت و مقاومت، مردم جهان را با روحیه آزادیاندیشیشان درگیر کرده است. جنگ ۴۰ روزه، میلیونها نفر را در جهان اسلام متحد کرد. شبکههای اجتماعی با هشتگ IranStrong، روایت غرب را شکستند. نفوذ فرهنگی از طریق کلیپهای کوتاه ویدئویی از دابسمشها گرفته تا بازسازی DOMB&DOMBER و استفاده از نمادهای انیمیشنهای محبوب در سطح جهان، همه و همه حمایت از ایران را بدون استفاده از کمپانیهای بزرگ رسانهای و انیمیشنسازی بیشتر کرد. این بعد، نسل جوان را جذب میکند؛ نظرسنجیهای گالوپ نشان میدهد ۶۸ درصد جوانان خاورمیانه ایران را «قدرت صلحطلب» میدانند. در واقع اعتراف مرتس هم به این اشاره دارد که ایران نهتنها فقط در بخش نظامی، بلکه در امر ایدئولوژیک نیز قوی است.
آینده با ایران قدرتمند
اعتراف صدراعظم ضدایرانی آلمان، تاج این تحول است. ایران با جنگ ۴۰ روزه و تهدید تنگه هرمز، از دفاع به حمله استراتژیک رسیده است. قدرتزاییاش چندبعدی است: نظامی برای بازدارندگی، اقتصادی برای بقا، دیپلماتیک برای ائتلاف و ایدئولوژیک برای پایداری. غرب باید این واقعیت را بپذیرد و کمکم اقرار خواهد کرد میپذیرد؛ نه با مذاکره، بلکه با تحمیل اراده. ایران حالا معمار نظم جدید غرب آسیاست.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




