به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
از زمان جنگافروزی آمریکایی صهیونی و مقاومت گسترده ملت و اقتدار نظامی ایران گروسی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها و بارها ادعاهایی را مطرح کرده است چنانکه اخیراً مدعی شده تأسیسات هستهای ایران با بمب هستهای نابود میشود که با هشدار جدی مقامات ایرانی از جمله غریب آبادی معاون وزیر امور خارجه مواجه شده است.
رفتارشناسی گروسی در دوران مدیریت بر آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد که او بیش از آنکه به مسئولیت قانونی، فنی و تخصصی خود بپردازد در کنار سیاسی کاری بویژه در گزارشنویسیهای دو پهلو و مغرضانه، در قالب یک تحلیلگر رسانهای به جادهصافکن و عادیسازی تجاوز نظامی و جنایت علیه بشریت مبدل شده است. او که پیش از جنگ ۱۲ روزه با گزارش مغرضانه خود زمینهساز تصویب قطعنامه در شورای حکام و حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران شده بود در طول جنگ رمضان نیز با اظهارات و رفتارهای رسانهای بار دیگر نقش سرباز متجاوزان امریکایی –صهیونیستی را ایفا کرده است. او در حالی به بومی بودن و غیر قابل نابودسازی دانش هستهای ایران اذعان دارد، اما همزمان مشوقی برای تجاوز و جنایات بیشتر علیه ایران است چنانکه او در مصاحبههای متعددی ادعای بودن اورانیوم غنی سازی شده ایران در اماکنی خاص را مطرح کرده که نتیجه آن حملات گسترده به مراکز تاریخی و برخی شهرها با شهدای بسیار بوده است. اخیراً او در رفتاری که مصداق بارز جنایت علیه بشریت است گفته «هیچ جنگی نمیتواند توانمندی هستهای ایران را نابود کند، مگر اینکه جنگ هستهای باشد». این سخن با توجه به ماهیت تروریستی و جنایتکارانه سران آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفاً یک مفهوم دارد و آن عادی انگاری حملات هستهای است که بدعتی خطرناک و فاجعه بار را به همراه خواهد داشت.
گروسی در حالی تمامی خطوط قرمز را رد کرده و در طول دوران مدیریت بر آژانس ماهیت فنی و حرفهای آن را به ساختاری سیاسی و همسو با منافع ضد ایرانی غرب مبدل ساخته است که او تاکنون حملات به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، از جمله دو بار تعرض اخیر به محوطه نیروگاه بوشهر، را محکوم نکرده و به جای اینکه در مورد آثار جنگ بر برنامه هستهای تحت پادمان ایران و هرگونه استفاده از سلاحهای مخرب و غیرقانونی دیگر هشدار جدی دهد، راه و چاه انهدام فعالیتهای هستهای مشروع و قانونی ایران را نشان میدهد! محکوم سازی و اجماع سازی جهانی در برابر تهدید علیه تأسیسات هستهای از مسئولیتهای آژانس است و گروسی رسماً این امر را کنار نهاده است و خود به تهدیدی برای این تأسیسات مبدل شده است، لذا مسئولیت هرگونه تجاوز و تعهدی به این مراکز بر عهده اوست و باید پاسخگوی رفتارهای غیر اصولی خود باشد.
گروسی این روزها در حالی خود را برای رسیدن به دبیر کلی سازمان ملل به جای گوترش آماده میکند که رفتارهای وی بیانگر حقیقتی تلخ است و آن اینکه او رسماً تهدیدی برای حقوق و امنیت بین الملل است. از یک سو او با خودداری از ورود منع اشاعه و نابودسازی تسلیحات هستهای و رفتارهای مغرضانه در قبال کشورهایی همچون ایران، رسماً امنیت بین الملل را تهدید میکند و از سوی دیگر با تنزل در حد یک تحلیلگر رسانهای حقوق بین الملل را نابود و بدعتهای خطرناکی را رواج میدهد که جان تمام بشریت را تهدید میکند. گروسی تاکنون در برابر فعالیتهای هستهای رژیم صهیونیستی و نوسازی تسلیحات هستهای دارندگان این سلاحها سکوت کرده است، در حالی که دائماً با گزارشهای مغرضانه و نیز جاده صاف کنی برای متجاوزان، در مسیر اقدام علیه حقوق حقه هستهای ایران به عنوان عضوی از ان پی تی گام بر میدارد. با چنین سابقهای حضور او در مقام دبیر کل سازمان ملل نابودی یکی دیگر از نهادهای جهانی را به همراه خواهد داشت که مقابله با چنین وضعیتی به مسئولیتی برای تمام کشورهای دوستدار و حافظ حقوق و امنیت بین الملل مبدل گردیده است.
ایران در کنار آنکه با وحدت ملی، تاب آوری اقتصادی و اقتدار نظامی پاسخی کوبنده و پشیمان کننده به متجاوزان میدهد توجهی خاص به رفتارهای گروسی مدیر کل آژانس دارد و بر اساس آن مواضع آتی و میزان همکاری با آژانس را تنظیم میکند. رفتارهای این روزهای گروسی اثبات گر حقانیت مواضع ایران پس از جنگ ۱۲ روزه است که اجازه بازرسیها و دسترسیهای آژانس را محدود کرد. اقدامات گروسی میرود تا بازنگری دوباره در معادلات ایران با آژانس رقم زده شود که کاهش بازرسی ها، افزایش ظرفیتهای غنی سازی و. بخشی از این رویکرد خواهد بود. گروسی موجب شده تا بسیاری از کشورها به دنبال تغییر روابط با آژانس و حتی خروج از آن باشند که میتواند تکرار سرنوشت جامعه ملل را برای این نهاد جهانی به همراه داشته باشد.
ایران پس از جنگ رمضان باز تعریفهای جدیدی در معادلات منطقهای و جهانی از جمله در حوزه هستهای خواهد داشت که مسبب آن متجاوزان آمریکایی – صهیونیستی و آنانی هستند که زمینه ساز و یا حامی این متجاوزان بودهاند. به نظر میرسد نظم نوین جهانی نه تنها در عرصه سیاسی، اقتصادی و امنیتی، بلکه در ساختارهای نهادهای بین المللی همچون شورای امنیت و آژانس بین المللی نیز باید محقق شود تا از فروپاشی بیش از این نهادهای مذکور جلوگیری گردد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۲:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۳