به گزارش مشرق، کانال تلگرامی رصد جنگ نوشت:
از آغاز جنگ رمضان، هر یک از اضلاع مختلف محور مقاومت با یک برنامه مشخص خود را وارد صحنه نبرد کرده است. در ساعات اولیه، مقاومت عراق با قدرت وارد عمل شد و حملات گستردهای علیه نیروهای آمریکایی اجرا کرد. حدود ۴۸ ساعت پس از آغاز نبرد، حزبالله لبنان جبهه جدیدی را علیه رژیم صهیونیستی گشود و ضربات گستردهای به شمال سرزمینهای اشغالی و حتی تلآویو وارد کرد.
با گذشت ۲۰ روز از آغاز جنگ، محور مقاومت هنوز تمام برگهای برنده خود را رو نکرده و ظرفیت کامل خود را در جبهههای عراق و لبنان به میدان نیاورده است. اما این پرسش مطرح میشود که چرا انصارالله یمن هنوز به صحنه نپیوسته است؟
رویکرد ایران در این جنگ بر دو اصل استوار است: نامحدود بودن از نظر زمانی و گسترده بودن از نظر مکانی (منطقهای). براساس این راهبردها، بخش قابل توجهی از توان موشکی، پهپادی و نیروهای محور مقاومت هنوز وارد صحنه نبرد نشدهاند. یمن نیز به عنوان یک بازوی قدرتمند و اثرگذار، با همین رویکرد، همچنان از لحاظ عملیاتی اقدامی نکرده است.
برای ورود نیروهای یمنی به صحنه نبرد، نمیتوان زمان مشخصی تعیین کرد، ضمن اینکه آنها مستقل عمل میکنند. البته این به معنای محروم کردن خودشان از هماهنگی کلی با سایر گروههای مقاومت از حیث تاکتیکی نیست. متغیرهای زیر میتوانند در این امر مؤثر باشند:
۱- ورود کشورهای عربی منطقه به نبرد: در صورت ورود مستقیم کشورهای عربی منطقه به درگیری، انصارالله یمن اعلام کرده حمله به این کشورها را بر عهده خواهد گرفت.
۲- ورود کشورهای اروپایی: در صورت کمک کشورهای اروپایی به غرب، یمنیها گفته با بستن تنگه بابالمندب، فشار اقتصادی بر اروپا و آمریکا را مضاعف خواهند کرد.
۳- محاصره همهجانبه رژیم صهیونیستی: در صورت نیاز به محاصره کامل، آخرین راه تنفس رژیم صهیونیستی از طریق دریا و بندر ایلات نیز بسته خواهد شد.
۴- گسترش جغرافیایی نبرد: در گذشته، توان هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا به گونهای بود که میتوانستند آسمان ایران و لبنان را کاملاً در کنترل خود داشته باشند. ورود یمن به میدان نبرد، مساحت صحنه نبرد را به ۸ میلیون کیلومتر مربع گسترش میداد و با این اقدام، فشار بر نیروی هوایی دشمن افزایش مییافت.
با توجه به حجم قابل توجه پایگاههای آمریکا و رژیم صهیونیستی که در منطقه متلاشی شدهاند و مجبور به انجام پرواز از کشورهای اروپایی و استفاده از سوخترسانها شدهاند، فشار زیادی بر تجهیزات و خلبانان دشمن وارد آمده است. در نتیجه، حجم حملات هوایی دشمن به مقدار قابل توجهی (حدود ۷۰ درصد) کاهش یافته است. بنابراین، مورد چهارم از احتمالات اولیه خارج شده و نیاز به بازنگری دارد.
نتیجهگیری؛ این نبرد به عنوان یکی از پیچیدهترین نبردهای قرن اخیر بوده است. ایران توانسته با یک طراحی فوقالعاده مبتنی بر نبرد نامتقارن، اراده خود را به طور کامل بر دشمن تحمیل کند و در میدان نبرد، تسلط کاملی را اعمال نماید. ورود یمن به عنوان یک متغیر کلیدی، پتانسیل تشدید و گسترش بیشتر این درگیری را به همراه دارد و بسته به شرایط، میتواند به عنوان اهرم فشار نهایی برای رژیم غاصب تلقی شود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۳:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۴