1

تجربه گروه‌های تروریستی در دهه‌های اخیر نشان داده است که بقای اجتماعی آنها بیش از هر چیز به توانایی‌شان در بازتعریف خشونت وابسته است.

سرویس سیاست مشرق*- گروه‌های تروریستی تنها با سلاح نمی‌جنگند؛ آنان به همان اندازه که به سلاح، مواد منفجره و شبکه عملیاتی نیاز دارند، به «روایت» نیز احتیاج دارند. اگر عملیات مسلحانه ابزار تولید رعب باشد، روایت‌سازی، ابزار تولید مشروعیت است.

تجربه گروه‌های تروریستی در دهه‌های اخیر نشان داده است که بقای اجتماعی آنها بیش از هر چیز به توانایی‌شان در بازتعریف خشونت وابسته است؛ یعنی تبدیل تروریست به «قربانی»، عملیات مسلحانه به «مقاومت» و برخورد قضایی به «سرکوب»، واکنش منتسب به مسعود رجوی نسبت به اعدام مهدی خانکی، یکی از نمونه‌های کلاسیک این راهبرد تبلیغاتی است.

فردی که بر اساس مستندات موجود به دلیل نگهداری و استفاده از مقادیر قابل توجهی سلاح، مهمات و مواد منفجره و تلاش برای طراحی عملیات تروریستی محاکمه و محکوم شده بود، در روایت رجوی دیگر یک عضو تشکیلات مسلح نیست؛ او به شخصیتی تبدیل می‌شود که تنها ویژگی برجسته‌اش، زمان اجرای حکم است!

رجوی بدون اشاره به سلاح‌ها، مأموریت تشکیلاتی و زمینه این پرونده امنیتی و کیفری، صرفاً بر تقارن اجرای حکم با سالروز ولادت امام موسی کاظم(ع) تکیه می‌کند و از این تقارن، نتیجه‌ای کاملاً سیاسی و التقاطی می‌گیرد؛ جمهوری اسلامی را به حکومت یزید تشبیه می‌کند و هم‌زمان وعده استمرار جنگ مسلحانه را نیز می‌دهد.

این دقیقاً همان چیزی است که در مطالعات رسانه با عنوان «قاب‌بندی گزینشی» شناخته می‌شود؛ تکنیکی که در آن واقعیت انکار نمی‌شود، بلکه ناقص روایت می‌شود. مخاطب با دروغ آشکار مواجه نیست؛ بلکه با حذف مهم‌ترین بخش حقیقت روبه‌روست. در چنین الگویی، علت حذف می‌شود و تنها معلول باقی می‌ماند.

از «اسلام التقاطی» تا «روایت از پله دوم»؛ چگونه منافقین خشونت را پشت روایت‌سازی و نمادها پنهان می‌کنند؟



می‌توان این شیوه را «روایت از پله دوم» نامید. پله اول، جایی است که عضو یک تشکیلات تروریستی با سلاح، مهمات و مواد منفجره دستگیر می‌شود. این سلاح‌ها برای نگهداری در انبار جمع‌آوری نشده‌اند؛ فلسفه وجودی آنها، اجرای عملیات ترور است. حذف این مرحله، بزرگترین خلأ روایت منافقین است.

اما روایت نفاق از پله دوم آغاز می‌شود؛ یعنی از زمان اجرای حکم. در این مرحله، دیگر نه سخنی از انبار سلاح باقی مانده است، نه از قربانیان احتمالی عملیات آینده و نه از عضویت فرد در ساختار تشکیلاتی گروهک. همه چیز به یک تصویر احساسی تقلیل پیدا می‌کند؛ تصویری از فردی که صرفاً اعدام شده است.
این تکنیک، یک هدف روشن دارد؛ انتقال کانون قضاوت مخاطب از «رفتار» به «سرنوشت». تا زمانی که مخاطب درباره رفتار فرد قضاوت می‌کند، پرسش اصلی این است که چرا یک عضو تشکیلات به سلاح و مواد منفجره مجهز بوده است؛ اما وقتی تمرکز به سرنوشت او منتقل شود، احساسات جای تحلیل را می‌گیرد و پرسش‌ها تغییر می‌کنند.

از منظر روان‌شناسی سیاسی نیز این روش، یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای «مظلوم‌سازی راهبردی» است؛ الگویی که بسیاری از گروه‌های خشونت‌گرا و تروریست برای بازسازی سرمایه اجتماعی خود از آن بهره می‌برند. در این چارچوب، سازمان تلاش می‌کند حافظه مخاطب را از خشونت، تهی و آن را با تصویر قربانی جایگزین کند.

اما شاید مهم‌ترین بخش پیام منتسب به رجوی، استفاده از یک مناسبت مذهبی باشد. اشاره به سالروز ولادت امام موسی کاظم(ع) در این پیام صرفاً یک اشاره تاریخی و مذهبی نیست؛ این انتخاب، بخشی از یک عملیات اقناعی است. رجوی می‌کوشد با پیوند دادن یک پرونده امنیتی به یکی از مقدس‌ترین نمادهای شیعی، بار عاطفی روایت خود را افزایش دهد. در اینجا، مناسبت دینی دیگر موضوعیت ذاتی ندارد؛ بلکه به ابزاری برای بسیج احساسات مخاطب تبدیل می‌شود.

از «اسلام التقاطی» تا «روایت از پله دوم»؛ چگونه منافقین خشونت را پشت روایت‌سازی و نمادها پنهان می‌کنند؟



همین نقطه، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های «اسلام التقاطی» در ادبیات منافقین است.اسلام التقاطی صرفاً به معنای تلفیق آموزه‌های اسلامی با اندیشه‌های مارکسیستی؛ که منافقین پیشینه طولانی در آن دارند، نیست؛ بلکه نوعی نگاه ابزاری به دین است. در این نگاه، مفاهیم دینی اصالت ندارند، بلکه تا جایی معتبرند که بتوانند اهداف سیاسی سازمان را تأمین کنند. عاشورا، کربلا، امامان شیعه، عدالت، ظلم و شهادت، همگی به واژگانی تبلیغاتی تبدیل می‌شوند که می‌توان آنها را متناسب با نیاز روز بازتعریف کرد.

تناقض آشکار پیام رجوی نیز دقیقاً از همین‌جا ناشی می‌شود. او در حالی از امام موسی کاظم(ع) برای تحریک احساسات مذهبی استفاده می‌کند که در همان پیام، ادامه جنگ مسلحانه را وعده می‌دهد. یعنی نمادهای دینی در خدمت مشروعیت‌بخشی به راهبردی قرار می‌گیرند که خود بر خشونت سازمان‌یافته و تروریسم استوار است. این بهره‌گیری گزینشی از دین، بیش از آنکه بیانگر التزام به آموزه‌های اسلامی باشد، نشان‌دهنده استفاده ابزاری از سرمایه معنوی جامعه است.

نکته مهم دیگر، تلاش برای عادی‌سازی خشونت، سلاح و ترور است. وقتی عضو یک سازمان مسلح صرفاً به عنوان «مخالف سیاسی» معرفی شود، حمل سلاح نیز به تدریج از یک رفتار مجرمانه به امری عادی تبدیل می‌شود. این همان فرآیندی است که نظریه‌پردازان ارتباطات از آن با عنوان «عادی‌سازی انحراف» یاد می‌کنند؛ یعنی تکرار روایتی که به مرور، حساسیت جامعه نسبت به یک رفتار خشونت‌آمیز را کاهش می‌دهد.

از این منظر، پیام رجوی صرفاً دفاع از یک عضو سازمان نیست؛ بلکه دفاع از یک الگوی عملیاتی است. حذف سلاح از روایت، مقدمه حذف مسئولیت است و حذف مسئولیت، زمینه‌ساز تطهیر خشونت خواهد بود.به همین دلیل، نقد این روایت تنها پاسخ به یک پیام تبلیغاتی نیست؛ بلکه دفاع از اصل پیوستگی روایت تاریخی است.

هیچ پرونده‌ای را نمی‌توان از نقطه پایان تحلیل کرد. اگر قرار است درباره اجرای یک حکم سخن گفته شود، باید از نقطه آغاز نیز سخن گفت؛ از سلاح، از مواد منفجره، از سازماندهی، از مأموریت عملیاتی و از قربانیانی که قرار بود در عملیات بعدی هدف قرار گیرند.

از «اسلام التقاطی» تا «روایت از پله دوم»؛ چگونه منافقین خشونت را پشت روایت‌سازی و نمادها پنهان می‌کنند؟


تاریخ منافقین نشان داده است که جنگ روایت‌ها برای این تشکیلات، ادامه همان جنگ مسلحانه با ابزارهای دیگر است. اگر دیروز اسلحه ابزار پیشبرد اهداف بود، امروز روایت، همان کارکرد را بر عهده گرفته است؛ روایتی که می‌کوشد تروریسم را از حافظه عمومی پاک کند، تروریست را قربانی بنمایاند و با مصادره نمادهای دینی، برای پروژه‌ای سیاسی و خشونت‌آمیز، پوششی مذهبی فراهم آورد.

از این رو، مواجهه علمی با ادبیات تبلیغاتی منافقین، تنها واکنش به یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از مقابله با جنگ شناختی است. نخستین گام در این مسیر نیز آن است که اجازه ندهیم روایت از «پله دوم» آغاز شود؛ زیرا هرگاه علت حذف شود، حقیقت نیز قربانی خواهد شد.

* محمد مهدی میرزایی/ پژوهشگر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 3
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۲۲:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۵
    1 0
    الان این کفتارها پشت این کامپیوترها چکار میکنن ؟!!!! شاید تو شبکه های اجتماعی کامنت میزارن یا تو یوتیوب و اینستاگرام و تویتر و ... کلیپ درست میکنن.
  • IR ۲۳:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۵
    0 0
    قیافه ها همه رشتی ان. اهالی گیلان.
  • IR ۲۳:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۵
    0 0
    همه پوشکی ان، پوشک در آلبانی حتما گران شده.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس