علی ربیعی

حمایت اکثریتی مردم از نظام اسلامی ثمره سیاست های درست نظام است. برخی از فعالان سیاسی این حقیقت را می بینند اما باز هم خواهان تغییر سیاست‌های کلان نظام هستند!

سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

انکار پیروزی‌های نظام در نبرد ۱۲ روزه و آشوب دیماه!

زمزمه‌های قالیباف برای ۲ بار افزایش حقوق در سال/ بگذارید نوجوان‌ها آدم بکشند تا تخلیه شوند!

ایلنا گزارش داد: علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس جمهور به تازگی طی اظهاراتی در اشاره به آشوب دی و در کنایه به نظام اسلامی گفته است: اگر هر سیستمی بعد از یک اتفاق مانند جنگ بخواهد شبیه قبل عمل کند، آن سیستم شکست می خورد. ساختارهای موجود باید به سمت نوسازی و بازسازی ساختارهای اقتصادی و از همه مهمتر اجتماعی حرکت کنند. [۱]

*حرف ربیعی به این معنی است که نظام اسلامی اشتباهی مرتکب شده و در پیامد آن اشتباه نیز جامعه دست به اعتراض زده و یا جنگ ۱۲ روزه رخ داده و حالا نظام اسلامی باید در روش و منش خود تجدید نظر کند!

این حرف از اساس اشتباه است زیرا تقصیر کسی در داخل ایران نیست که اسرائیل ددمنش است و به عنوان یک رژیم تروریستی از دست زدن به هیچ جنایتی امتناع نمی کند.

آیا واقعا این تقصیر ما یا کسانی در داخل ایران بود که اسرائیل با ایران دشمن است و به مردم حمله کرد؟

مسئله جالبتر اینست که ربیعی در ایام جنگ ۱۲ روزه، اتحاد میهنی و اسلامی ایرانیان را دید و مهربانی ها و مقاومت مردم را نظاره کرد اما اکنون به جای ستودن سیاست های کلی نظام که منجر به این حمایت و مقاومت مردمی شد خواستار تغییر در روش و منش نظام است!

در بحث آشوب ها نیز مردم ایران صرفا با یک "فتنه، کودتا و خشونت بی مهار" مواجه شدند که این مسئله هم هیچ ربطی به نظام اسلامی نداشت.

آیا این تقصیر مردم یا نظام اسلامی است که دوستان علی ربیعی در ستاد اصلاحات از ماه ها قبل تأکید کرده اند که من‌بعد باید در کنار خشم مردم (بخوانید آشوبگران) قرار بگیریم؟

آیا این تقصیر مردم و نظام اسلامی است که علی شکوری راد به عنوان هم‌مسلک علی ربیعی یک دروغ مزخرف مبنی بر دست داشتن نظام اسلامی در کشته سازی را مطرح کرده است؟

نظام، مردم و نیروهای امنیتی چه گناهی داشتند که عده ای از اراذل و اوباش مرتکب قتل صبر شدند و نیروهای امنیتی کشور را به قتل صبر شهید کردند؟

عجیب است که ربیعی در جریان آشوب دیماه نیز راهپیمایی پرشکوه ۲۲ دی مردم ایران در حمایت از نظام اسلامی که به منزله تأیید اکثریتی نظام بود را هم دید اما اکنون مدعی لزوم تغییر است!

تأکید می شود که تغییر و اصلاح و بهینه شدن در مسیر مطلوبیت بیشتر هرگز بد نیست. چیزی که بد است اما انکار خوبی ها و کوبیدن بر طبل تغییر برای انکار مثبتات و دستاوردهای نظام اسلامی است.

***

زمزمه‌های قالیباف برای ۲ بار افزایش حقوق در سال

زمزمه‌های قالیباف برای ۲ بار افزایش حقوق در سال/ بگذارید نوجوان‌ها آدم بکشند تا تخلیه شوند!

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی طی سخنانی در جلسه علنی شنبه گذشته مجلس و در جریان مباحث مربوط به میزان مالیات بر ارزش افزوده، با تأکید بر افزایش قدرت خرید مردم و بهبود معیشت گفته است: اینکه تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی رخ دهد و افزایش حقوق ۲۰ درصد باشد، درست نیست و ظلم به مردم و کارمندان است. در حالی که باید حقوق را طبق ماده ۱۲۵ افزایش دهیم و اگر افزایش حقوق نداشته باشیم، مردم قدرت خرید خود را از دست می‌دهند.

به گزارش مشرق، او با بیان اینکه می‌توان مالیات بر ارزش افزوده را افزایش داد ولی از قشر محروم این مالیات را اخذ نکرد، تصریح کرد: در برخی از کشورهای همسایه ما تورم به ۶۵ درصد رسید ولی در طول سال حقوق کارکنان و کارگران خود را ۲ بار اضافه کردند. اما در کشور ما کجا نوشته شده وقتی یک بار حقوق‌ها را افزایش دهیم، دیگر نباید این افزایش تکرار شود. [۲]

*این زمزمه رئیس مجلس برای ۲ بار افزایش حقوق در طول سال از اهمیت اقتصادی مهمی برخوردار است و لذا کارشناسان باید پیرامون آن اقتراح کنند.

به زعم برخی محافل اقتصادی و کارگری این اتفاق در هنگام تنش های تورمی می تواند به صورت مقطعی اجرا شود و آثار مثبت بسیاری هم دارد.

دقت شود که پول و بودجه ای که در اختیار دولت قرار دارد محدود است و مطالبه ۲ بار افزایش حقوق در طول سال برای کارمندان و کارگران نیز به معنی زیاده گویی یا چوب حراج زدن به اموال دولت نیست.

چه اینکه اولا طبق اذعان کارشناسان؛ دولت در ایران یک دولت ثروتمند است و غنای مالی خوبی دارد، ثانیا چشمه های درآمدی دولت به شرط مدیریت جهادی می توانند بیش از این فعال شوند، ثالثا میزان فرارهای مالیاتی و معافیت های مالیاتی بیجا اگر تبدیل به درآمد شود یک رقم متنابه است. (گفته می شود این عدد چندین برابر درآمدهای نفتی ایران است) و...

بماند که کارشناسان خبره بودجه در دولت و مجلس نیز توانایی این را دارند که با برنامه ریزی بهینه در این باره؛ امکان افزایش ۲ مرتبه ای حقوق در طول سال را فراهم کنند.

البته تأکید می شود که این قضیه فعلا یک نظر کارشناسی است و حتی نبایستی آنرا به مطالبه عمومی تبدیل کرد.

باید منتظر ماند و نظر کارشناسانِ صاحب کارنامه و دلسوز را در این باره شنید.

***

بگذارید نوجوان‌ها آدم بکشند تا تخلیه شوند!

زمزمه‌های قالیباف برای ۲ بار افزایش حقوق در سال/ بگذارید نوجوان‌ها آدم بکشند تا تخلیه شوند!

روزنامه اصلاح طلب شرق به تازگی در یادداشتی پیرامون آشوب دیماه گذشته مدعی حضور پررنگ نوجوانان در این اغتشاشات شد و نوشت: نیاز به تخلیه هیجان در این دوره ضعف شخصیتی نیست، بلکه ویژگی مرحله رشدی است. اگر راه‌های امن، نمادین و اجتماعی‌شده برای بیان هیجان وجود نداشته باشد، اگر اعتراض‌های آنان مدام با توسل به اقتدار بزرگسالانه خاموش شود، احتمال سوق‌یافتن آن به مسیرهای پرخطر بیشتر می‌شود. سرکوب هیجان آن را حذف نمی‌کند، بلکه متراکم و انفجاری می‌کند. از این منظر، برخورد صرفا امنیتی و انتظامی با نوجوانان نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند آن را تشدید کند. فشار شدید برانگیختگی هیجانی را بالا می‌برد و در شرایطی که سامانه مهار هنوز در حال رشد است، احتمال رفتار انفجاری بیشتر می‌شود. به‌همین‌دلیل بسیاری از متخصصان رشد بر نقش گفت‌وگوی واقعی، حضور بزرگسالان قابل اعتماد و به‌رسمیت‌شناختن هیجان نوجوان تأکید می‌کنند.

این یادداشت می افزاید: در کنار این بحث رشدی، یک پرسش سیاسی-اجتماعی نیز مطرح است: آیا برخورد خشن از تعداد معترضان می‌کاهد یا با فعال‌کردن حلقه عاطفی پیرامون قربانیان، دامنه اعتراض را گسترش می‌دهد؟ پژوهش‌های این حوزه نشان می‌دهد گاه در کوتاه‌مدت بازدارنده است، اما در مواردی که خشونت نامتناسب و نامشروع تلقی شود، واکنش معکوس ایجاد می‌کند و شبکه‌های همدلی و کنش را گسترش می‌دهد.

در ادامه یادداشت شرق همچنین می خوانیم: در این‌ میان مسئولیت اصلی در مواجهه‌ درست دولت است. این یک اصل پایه‌ای حقوقی و اخلاقی است. نوجوانی مرحله‌ای از رشد انسان است، نه جرم. دوره‌ای از بازآرایی مغز، هیجان پرتوان، و جست‌وجوی معنا و اثرگذاری. جامعه‌ای که به‌جای فهم این مرحله، فقط با زور پاسخ می‌دهد، در واقع با سازوکارهای رشد انسان درگیر می‌شود. حتی اگر این رویکرد در کوتاه‌مدت خیابان را آرام‌تر کند، در بلندمدت اعتماد، پیوند نسلی و سرمایه عاطفی جامعه را فرسایش می‌دهد. مسئله فقط تعداد معترضان امروز نیست؛ کیفیت رابطه فردا میان نسل جوان و ساختار قدرت است، رابطه‌ای که اگر با خشونت تعریف شود، بازسازی آن بسیار پرهزینه‌تر از پیشگیری از این چرخه خواهد بود. [۳]

*نظیر این سخنان غلط در هیچ کشور پیشرفته ای در جهان و بویژه در رسانه بیان نمی شود و متأسفانه فقط در ایران است که شاهد نشر چنین حرفهای ناصحیحی هستیم.

حرفهایی که عقلانیت، قانون، امنیت و صلاح جوان و نوجوان و جامعه را به کناری نهاده و صرفا تقلا می کند نسخه هایی مثل لزوم تخلیه هیجان و یا مماشات نیروهای امنیتی با ناامنی را تجویز کند!

دقت شود که حتی در فرض نبود زمینه های اعتراض و تضمین امنیت حرکات خیابانی، باز هم نباید نسخه تخلیه هیجان را پیچید و به آشبگری مشروعیت بخشید.

همچنین است که نویسنده این یادداشت و رسانه منتشر کننده آن نمی دانند که در هیچ جامعه ای با ناامنی مماشات نمی شود و برای یک سیستم امنیتی هیچ اهمیتی ندارد و نباید هم داشته باشد که عامل ناامنی و خشونت در چه رنج سنی قرار دارد یا چه خصلت اجتماعی دارد بلکه در وهله اول بایستی ناامنی را با هر ابزار ممکنی در حیطه قانون خاموش کرد.

از طرفی باید خطاب به نویسنده این یادداشت یادآوری کرد که ما در اغتشاشات دیماه شاهد ۱۰ روز مماشات با آشوبگران بودیم و نتیجه آنرا هم دیدیم!

لذاست که باید در ساحت عقل پرسید اکنون که نتیجه مماشات امنیتی و کنار گذاشتن اسلحه پلیس محرز شده است پس چه انتفاعی برای شمایان در زمینه سازی برای آشوب های آینده و افزایش کشتگان این آشوب ها وجود دارد؟

تعجب بیشتر آنکه نویسنده یادداشت مذکور و روزنامه شرق به جای عمل به وظیفه انسانی خود مبنی بر دعوت نوجوانان و جوانان به رعایت قانون و امنیت و تأکید به خانواده ها برای کنترل فرزندانشان در هنگامه آشوب و بلوا اما عملا نقش آتش بیار معرکه را ایفا می کنند و نسخه هایی را روی میز می گذارند که یک فرد فاقد تحلیل و سواد رسانه از آنها نتیجه "حق مشروع آشوب خیابانی" را خواهد گرفت.

این رفتارها و این قبیل نسخه ها عملا زمینه سازی برای آشوب و نان زدن در خون کشتگان آینده آشوبهای آینده است.

لازم به اشاره است که ادعای روزنامه شرق مبنی بر پررنگ بودن حضور نوجوانان و جوانان در آشوب ها نیز یک ادعای بی اساس است زیرا اساسا جمعیت تشکیل دهنده یک آشوب در سن پیری نیستند!

***

1_https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1697872

2_mshrgh.ir/1785400

3_https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1087695

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 2
  • در انتظار بررسی: 6
  • مهدی IR ۲۱:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
    1 1
    کار از افزایش حقوق گذشته الان ۱۰۰ درصد افزایش حقوق هم بازم کمه چون چند سال اخیر توروم اونقدر بسیار بسیار زیاد شده. با ۱۰ یا ۲۰ درصد افزایش هیچی نباید اسمش گذاشت افزایش حقوق. حقوق ها باید ترمیم بشه والسلام حداقل حقوق با این گرونی ها ۱۰۰ میلیون تومان
  • امید IR ۲۱:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
    1 3
    حمایت اکثریتی مردم از نظام باعث شده است که اعتراضات در ایران صورت نگیرد و همه راضی باشند.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس