کد خبر 1286332
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۱
حوادث

وقتی با شماره تلفن مشکوکی تماس گرفتم که از گوشی همسرم برداشته بودم، دنیا روی سرم خراب شد و دیگر چیزی نفهمیدم. زمانی که دربیمارستان به هوش آمدم جنینم سقط شده بود و...

به گزارش مشرق، این ها بخشی از اظهارات زن ۲۲ساله ای است که مدعی بود به دلیل اعتماد بی جا به زن همسایه و معاشرت های خارج از عرف اجتماعی، زندگی اش در آستانه نابودی قرار گرفته است. وی درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: فرزند اول یک خانواده پنج نفره بودم و درحاشیه شهر زندگی می کردم. پدرم مغازه کوچکی داشت. او به سختی هزینه های زندگی را تامین می کرد.

با این همه من به دلیل چهره زیبایی که داشتم، مورد توجه همه قرار می گرفتم به گونه ای که از حدود ۱۱سالگی خواستگاران زیادی داشتم و هر از گاهی یکی از اهالی محل یا بستگانمان به خواستگاری ام می آمد ولی پدرم حاضر نمی  شد مرا درآن سن و سال عروس کند تا این  که بالاخره در ۱۷سالگی خانواده «یاسر» مرا خواستگاری کردند. خواهر او همسایه خاله ام بود و من چندین  بار او را در کوچه دیده بودم. یاسر هم خیلی خوش تیپ و زیبا بود و به همین دلیل برخی از دختران محله توجه زیادی به او داشتند.

خانواده یاسر از طبقه سرشناس و مرفه جامعه بودند و یک فروشگاه بزرگ تلفن همراه برای فرزندشان تاسیس کرده بودند. خلاصه روزی که او به خواستگاری ام آمد خیلی از دختران محله به من حسادت می کردند، برخی دیگر هم برای این بخت بلند به من تبریک می گفتند. طولی نکشید که من و یاسر پای سفره عقد نشستیم اما از همان روزهای آغازین دوران نامزدی، متوجه رفتارهای غیرعادی یاسر شدم. وقتی به خانه می آمد، مدام با تلفن همراهش سرگرم بود و توجهی به من نداشت.

هنگامی که اعتراض می کردم با این پاسخ روبه رو می شدم که کار من با تلفن همراه است. من هم حرف هایش را باور می کردم تا این که شش ماه بعد زندگی مشترکمان را آغاز کردیم اما باز هم رفتارهای همسرم هیچ تغییری نکرد.  دراین میان من هم با چند نفر از زنان همسایه  دوست شدم تا از تنهایی بیرون بیایم. در بین آن ها زن جوانی به نام «ستاره» بود که شوهرش در شهرستان کار می کرد و هر ماه چند روزی به مشهد می آمد به همین دلیل روابط من و ستاره خیلی صمیمی شد به طوری که یاسر مرد هر دو خانواده شده بود و همه امور مردانه مربوط به خانه ستاره را نیز انجام می داد.

این صمیمیت ها به معاشرت های خارج از عرف رسید و بسیاری از حرمت های اعتقادی از بین رفت به طوری که حتی وقتی من هم در خانه نبودم او به منزل ما می آمد یا همسرم برای خرید لوازم و مایحتاج روزمره به خانه ستاره می رفت. از سوی دیگر من ستاره را مانند خواهرم دوست داشتم و همه مشکلات زندگی ام را با او درمیان می گذاشتم و درددل هایم را برایش بازگو  می کردم. اگرچه ستاره مرا دلداری می داد ولی آرام آرام احساس می کردم روابط یاسر و ستاره عادی نیست.

با این حال نمی خواستم با بدبینی به ماجرا نگاه کنم تا این که بعد از سه سال زندگی مشترک، باردار شدم و بنابه توصیه پزشک باید استراحت مطلق می کردم. به همین دلیل لوازم شخصی ام را برداشتم و درحالی به خانه مادرم رفتم که دلشوره  عجیبی سراسر وجودم را فراگرفته بود. مادرم تلاش می کرد تا من احساس آرامش کنم اما سوء ظن مانند خوره به جانم افتاده بود. در همین شرایط با تاکسی تلفنی و به طور ناگهانی به خانه خودم رفتم. همسرم برخلاف همیشه درخانه بود و ستاره هم به بهانه آوردن غذا در خانه ما حضور داشت.

چندروز در خانه خودم ماندم تا این که متوجه شدم یاسر بیشتر با یک شماره تلفن تماس می گیرد یا پیام می دهد. در یک فرصت مناسب با آن شماره مرموز تماس گرفتم. آن سوی خط ستاره بود که بی مقدمه قربان صدقه همسرم می رفت.

دنیا روی سرم خراب شد و دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی در بیمارستان به هوش آمدم فرزندم سقط شده بود. اگرچه ستاره رابطه اش با همسرم را انکار کرد و مدعی شد یاسر را برادر خودش می داند اما...

رسیدگی روان شناختی به این پرونده با صدور دستور سرگرد یعقوبی (رئیس کلانتری طبرسی شمالی) توسط مشاوران زبده مددکاری اجتماعی آغاز شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع: روزنامه خراسان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 9
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 6
  • SE ۱۶:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۴
    8 14
    راه حل ساده ای داشت. می گذاشتی او با ستاره ازدواج کند و دو همسر داشته باشد به جایاینکه بی خبر از تو برود گناه کند. این قدر هم نگرانی و وحشت لازم نبود.
    • IR ۰۷:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۵
      2 0
      حجب و حیا خیلی چیز خوبیه دوستی زن شوهردار و رابطه برادرانه با مردغریبه(حالا دوست و ...) آخرش فساد است!
    • دیدگا IR ۰۸:۵۲ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۵
      2 0
      باهوش ستاره خودش شوهر داره... اول باید از شوهرش جدا بشه بعد یاسر اونو بگیره تازه اگه دنبال ازدواج و رابطه حلال باشه که معمولا چنین افرادی فقط دنبال رابطه هستن و از تعهد فراری هستن!
  • US ۱۸:۱۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۴
    12 1
    طرف خودش شوهر داشته بعد اومده زندگی یه زن دیگه هم خراب کرده.
  • IR ۲۰:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۴
    9 0
    واقعانمیدونم چقدر یه ادم بایداین قدر ساده باشد،که به زن همسایه تااین حددرزندگی وحریم خصوصی اش نفوذ واعتمادکند! تاجایی که به گفته خودشان رفتارهای خارج ازعرف واعتقادی را زیر پا بگذارد..بعضی زن ها خودشیطانندکه زندگی دیگرون را به تباهی می کشانند.ومردی که چشمان ناپاک وگول چرب زبونی این ماده گرگ ها رابخورد..این آقا هم به نظر ازاول انسانی نبوده که پایبند ارزش های انسانی واعتقادات دینی باشد وگرنه چنین راحت بازنی نشست وبرخواست نداشت تاجایی که درنبود همسرش هم براش غذابیاره وراحت باشند-
  • IR ۲۳:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۴
    9 0
    ضد زن ترین موجودات دنیا خود زنان هستن که به زندگی همجنس های خودشون رحم نمیکنن... (البته همه اینجوری نیستن ولی هر روز دارن این نوع زنان بیشتر میشن)
  • IR ۰۷:۳۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۵
    0 0
    اون وقت شوهر خود این خانم ستاره نقشش چی بوده اینجا؟
  • IR ۰۸:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۵
    0 0
    زنه ساده لوح، مرد هم که کلا چشم چرون.
  • IR ۰۹:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۵
    0 0
    توصیه من به این خانم اینه هست که طلاق بگیرین چون همسرش هوس باز تشریف داره.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس