به گزارش مشرق، کانال تلگرامی نواصولگرا با انتشار گزارشی نوشت:
در چند روز گذشته، نواصولگرا و طیفی از رسانههای مرتبط (از لحاظ گفتمانی) به آقای قالیباف در حال دفاع از تفاهمنامه بودهاند. برخی از منتقدین سابق نیز با طیفی از سخنان کلی، مبهم یا تحریفی سعی داشتهاند که سقوط احتمالی علیالطاهر در روز پنجاه و چندم پایان تفاهم را به آن ربط بدهند. این مباحثه که بعضا داغ هم شده بود نشان میدهد که مسئله سیاست داخلی بازهم درحال ذبح منافع ملی و انقلابی است. درحالیکه اصول و مبانی طیف مدافعان تفاهمنامه مشخصا اعلام و ابراز شده است، برخی رسانههای انقلابی یا به اصطلاح انقلابی سعی در تحریف موضع سیاسی همراهان گفتمانی قالیباف را داشتهاند. اصولی که مبتنی بر تبعیت کامل از منویات ولی فقیه و حفظ انسجام و اتحاد داخلی تا اهمیت حیاتی حفظ جبهه لبنان و مبارزه دائمی با استکبار آمریکایی در میدان نظامی و دیپلماتیک و... است.
از همین منظر، تفاهمنامه اسلامآباد یک متن غیرقابل نقد یا تماما مثبت نبوده و نیست. این متن حاصل پیروزی دیپلماتیک نظام اسلامی پس از پیروزی نظامی آن در جنگ وجودی با دشمن آمریکایی-صهیونی است. یک تجربه مثبت در تثبیت سیاسی-حقوقی پیروزیهای میدانی که میتواند مبنای اقدامات بعدی در احقاق حقوق ملت باشد. به ویژه آنکه طبق ابلاغیهی نظام، شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز بازگشت طرف مقابل به اجرای تعهدات این متن است. یعنی این متن آنقدر مورد تایید بوده و هست که مفاد آن شرط میان ایران و آمریکا قرار گیرد. صحت این ادعا نیز بیان اعضای شعام درباره لزوم بازگشت آمریکا به این متن است که آقایان قالیباف، پزشکیان، رضایی و جلیلی بیان کردهاند.
دعوای مبتنی بر سیاست داخلی بر سر آنچه بوده و گذشته صرفا ما را از هم دور میکند و آن اتحاد و وحدت مورد نظر رهبری را خدشهدار میسازد. دفاع از این متن هم که توسط نواصولگرا و برخی دیگر اتفاق افتاده، از این جهت است که متن مذکور هنوز روی میز مسئولین عالی نظام است و مبنای بازگشت و عدم بازگشت طرف مقابل به تعهداتش قرار دارد. لذا تخریب آن در فضای داخلی با انواع توهین و تحریفها، سیاست نظام را زیر ضرب میبرد. والا اگر این متن از دستور کار خارج شده بود، نواصولگرا و دیگر همراهان گفتمانی آن نیز باتوجه به لزوم برنامهریزی برای آینده، از آن عبور میکردند. پرسش از منتقدین درباره راهحل پیشنهادی و گذشتن از متنهای کلی، مبهم و صرفا سلبی هم برای رسیدن به نقطه و سناریویی از آینده است که در صورت لزوم جایگزین مسیر کنونی بشود. بدین معنا که موافقان این تفاهمنامه معتقدند که اگر راه بهتری امکان اجرا داشته باشد، همان باید طی شود و نباید در گیرودار متن قبلی باقی ماند. اما با صد تاسف باید گفت که هیچ پیشنهاد واقعی، قابل اجرا و امکانپذیری از طرف منتقدین بیان نشده است. گرچه در این زمینه چند طیف از اصحاب ناراهحل وجود داشته و دارند. عدهای که به دنبال جنگ ابدی بدون چشمانداز مشخص هستند و مقدورات و واقعیتهای نظامی و اجتماعی را نمیبینند. و عدهای دیگر که که راههای وادادگی و تسلیم را به اسم مردم بیان میدارند.
خلاصه اینکه نواصولگرا و همراهان گفتمانی آن به دنبال دعوا بر سر گذشته نیستند. دفاع از تفاهمنامه را برای جلوگیری از تحریف آنچه تجربه شده انجام داده و مسئله اصلیاش نگاه به آینده است. وقتی درباره آینده سخن گفته شود، سخن سلبی، مبهم و کلی کمتر میشود. همانطور که سخنان ضدانسجام نیز کاهش مییابد. در این میان سخنان پوچ درباره نظر رهبر معظم انقلاب یا انداختن تقصیر نقض تفاهم به گردن سیاست داخلی نیز اشتباه بوده و هست. ما -همه ما ایرانیان- یک دشمن اصلی به نام آمریکا داریم که به همراه نوچهاش برای نبودنمان برنامهریزی کرده است. اگر کنار هم و در مقابل آن دشمن، یکپارچه و زیر بیرق ولایت فقیه باشیم، پیروز خواهیم بود. والا در خلال اختلافات درونی، دشمن به صفوف ما نفوذ کرده و ضربات عمیقی به ما خواهد زد. لذا درخواست نواصولگرا از همه طرفهای سیاسی این است که به آینده چشم بدوزند و اگر قرار بر بحث درباره گذشته است، با مرور واقعیتها (و تحریف آن) نقدی برای آینده داشته باشند. منطقا «نقد» باید به جملاتی ایجابی و واقعبینانه و قابل اجرا درباره آینده هم برسد و در سطح مباحث سلبی باقی نماند. در این زمینه، حفظ انسجام و جلوگیری از دوگانهسازیهای موهوم و عدم استفاده از بیانهایی که مورد استفاده دشمن قرار میگیرد، باید به عنوان اصول موضوعی چنین مباحثاتی در نظر گرفته شود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.



