سرویس جهان مشرق - در ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، رهبران عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه توافقی را امضا کردند که با عنوان «توافق دفاع مشترک مکه» شناخته میشود. این سند بند دفاع متقابل دارد و حمله به یکی را حمله به هر سه اعلام میکند. هدف اعلامشده، ایجاد بازدارندگی جمعی در برابر تهدیدات منطقهای بود؛ تهدیدی که ریاض عمدتاً آن را از سوی ایران و گروههای وابسته، از جمله رزمندگان یمنی (انصارالله)، میدید.
کمتر از ۴۸ ساعت بعد، در ۱۸ مرداد، پهپاد رزمندگان یمنی به پالایشگاه آرامکو در جازان اصابت کرد، آتشسوزی ایجاد شد و هیچ تلفات جانی گزارش نشد. تا امروز (۱۹ مرداد ۱۴۰۵)، نه ترکیه و نه پاکستان هیچ واکنش نظامی مستقیمی نشان ندادهاند. این فاصله کوتاه میان امضا و حمله، و سکوت عملی شرکای جدید ریاض، نشاندهنده واقعیت روشنی است: این توافق تا این لحظه هیچ دستاورد ملموسی برای سعودیها در برابر رزمندگان یمنی نداشته است.
رزمندگان یمنی از سالها پیش نشان دادهاند که معادله قدرت در شبهجزیره عربستان را تغییر دادهاند. حملات پهپادی و موشکی آنان به تأسیسات نفتی و نظامی عربستان، بارها آسیبپذیری عمق استراتژیک ریاض را آشکار کرده است.

حمله به جازان در ۱۸ مرداد، درست پس از امضای توافقی که قرار بود «چتر امنیتی» جدیدی برای عربستان باشد، بیش از هر چیز آزمون عملی این چتر بود. نتیجه آزمون روشن است: توافق روی کاغذ باقی ماند و بازدارندگی اعلامشده فعال نشد.
وزیر خارجه پاکستان، اسحاق دار، بلافاصله تأکید کرد که توافق «صرفاً دفاعی» است و علیه هیچ کشور یا گروهی نیست. وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، نیز بر نبود تعریف مشخص از «تهدید مشترک» تأکید کرد و گفت آنکارا مشغول گسترش اتحاد به کشورهای دیگر است، نه پاسخ نظامی فوری. این اظهارات رسمی، خود اعتراف ضمنی به محدودیتهای توافق است.
از منظر محور مقاومت، این رویداد اهمیت نمادین و عملی بالایی دارد. رزمندگان یمنی با انتخاب زمانبندی دقیق، پیام روشنی ارسال کردند: اتحادهای کاغذی و مانورهای دیپلماتیک سعودی نمیتواند معادله میدان را تغییر دهد. عربستان سالها تلاش کرده است با جذب بازیگران خارجی، از جمله نیروهای پاکستانی مستقر در خاک خود و همکاریهای دفاعی با ترکیه، فشار را از دوش ارتش خود بردارد.
با این حال، حضور حدود ۸ هزار نیروی پاکستانی و سامانههای پدافندی در عربستان، عمدتاً نقش دفاع از تأسیسات حیاتی را ایفا کرده و تاکنون به عملیات تهاجمی علیه مواضع رزمندگان یمنی منجر نشده است. توافق جدید نیز همین الگو را تکرار کرد: اعلام همبستگی سیاسی بدون تعهد عملی به رویارویی مستقیم.تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت این وضعیت را نشانهای از بحران بازدارندگی سعودی میدانند.

ریاض پس از سالها جنگ فرسایشی در یمن، که هزینههای انسانی و مالی سنگینی بر کشور تحمیل کرد، به دنبال راهحلهای جایگزین بود. توافق مکه قرار بود با ترکیب ظرفیت نظامی ترکیه (به عنوان یکی از قویترین ارتشهای ناتو)، توان هستهای و نیروی انسانی پاکستان، و منابع مالی عربستان، موازنه وحشت جدیدی ایجاد کند.
اما حمله پهپادی ساده به یک پالایشگاه بدون تلفات، نشان داد که آستانه فعالسازی بند دفاع متقابل بسیار بالاتر از حملات نامتقارن رزمندگان یمنی است. متن کامل توافق هنوز منتشر نشده و همین ابهام، دست سعودیها را برای مطالبه واکنش نظامی از شرکا بسته است. در عمل، توافق بیشتر به ابزاری برای مدیریت تصویر سیاسی تبدیل شده تا سازوکاری برای تغییر میدان نبرد.
رزمندگان یمنی در سالهای اخیر با اتکا به توان بومی و حمایت محور مقاومت، استراتژی بازدارندگی فعال را در پیش گرفتهاند. آنان نه تنها در برابر حملات هوایی سعودی مقاومت کردهاند، بلکه با هدفگیری تأسیسات اقتصادی حیاتی، هزینه ادامه جنگ را برای ریاض بالا بردهاند.
حمله به جازان، در ادامه سلسله حملات قبلی به تأسیسات آرامکو، بار دیگر نشان داد که عمق استراتژیک عربستان در برابر حملات دقیق و کمهزینه آسیبپذیر است. در مقابل، سعودیها با وجود توافق جدید، همچنان به همان الگوی گذشته تکیه میکنند: تکیه بر پدافند هوایی، بیانیههای دیپلماتیک و تلاش برای گسترش اتحادهای سیاسی. این الگو تاکنون نتوانسته رزمندگان یمنی را از ادامه عملیات بازدارد.

از دیدگاه محور مقاومت، این رویداد تأیید دیگری بر ناکارآمدی تلاشهای سعودی برای ایجاد جبهه ضدمقاومت است. ترکیه و پاکستان، هر دو روابط پیچیدهای با بازیگران منطقهای دارند و ورود مستقیم به جنگ یمن برای هیچیک جذابیت استراتژیک ندارد. پاکستان سالها از درگیر شدن عمیق در یمن خودداری کرده و ترکیه نیز اولویتهای خود را در سوریه، لیبی و دریای مدیترانه میبیند.
توافق مکه در بهترین حالت، سیگنال سیاسی به ایران و متحدانش بود، اما میدان عمل نشان داد که این سیگنال هنوز به قدرت بازدارنده تبدیل نشده است. رزمندگان یمنی با انتخاب زمان حمله، دقیقاً همین نقطه ضعف را هدف گرفتند: فاصله میان اعلام سیاسی و اجرای عملی.
در سطح کلانتر، این وضعیت نشاندهنده محدودیتهای اتحادهای سنیمحور در برابر محور مقاومت است. عربستان تلاش کرده با جذب ترکیه و پاکستان، جبههای وسیعتر ایجاد کند، اما واقعیت میدانی همچنان به نفع طرفی است که اراده و توانایی اقدام نامتقارن دارد.
رزمندگان یمنی با وجود محاصره و فشارهای اقتصادی، توانستهاند ابتکار عمل را در دست بگیرند و با عملیات محدود اما دقیق، پیام قدرت خود را منتقل کنند. سکوت نظامی شرکای سعودی پس از حمله جازان، بیش از هر بیانیهای، این پیام را تقویت میکند.

در مجموع، توافق دفاعی مکه تا این لحظه برای سعودیها در برابر رزمندگان یمنی دستاوردی به همراه نداشته است. نه بازدارندگی جمعی فعال شده، نه پاسخ نظامی مشترکی شکل گرفته و نه معادله میدان تغییر کرده است.
رزمندگان یمنی با یک عملیات پهپادی، هم زمانبندی توافق را به چالش کشیدند و هم محدودیتهای عملی آن را آشکار ساختند. این واقعیت، برای محور مقاومت حاوی درس مهمی است: قدرت واقعی در میدان نبرد و اراده مقاومت نهفته است، نه در امضای اسناد دیپلماتیک.
عربستان همچنان با همان آسیبپذیریهای ساختاری روبهروست و اتحاد جدیدش، دستکم در برابر رزمندگان یمنی، نتوانسته این آسیبپذیری را پوشش دهد. تا زمانی که ریاض نتواند شرکای خود را به تعهد عملی وادارد، توافق مکه بیشتر نماد سیاسی باقی خواهد ماند تا ابزار تغییر موازنه قدرت.



