به گزارش مشرق، اندیشکده وان لیر قدس در مقالهای پژوهشی تاکید کرد که پس از مشخص شدن نتایج تهاجم آمریکا علیه ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اعتماد خود را به توافقنامههای دفاعی با واشنگتن از دست دادهاند.
به اعتراف این اندیشکده، جاه طلبیهای اسرائیل سبب به بن بست کشاندن هم پیمانی با اعراب شد.
در ادامه این مطلب آمده است: تا پیش از اکتبر ۲۰۲۳، بر همگان آشکار بود که کشورهای حوزه خلیج فارس و اسرائیل تحت چتر هژمونی آمریکا در خاورمیانه، متحدانی استراتژیک به شمار میروند. پس از توافقات ابراهیم(سازش و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی)، عربستان سعودی نیز به عنوان متحد اصلی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس، در مسیر عادیسازی روابط با اسرائیل گام برمیداشت.
با این حال، شعلهور شدن جنگ اسرائیل در غزه، ریاض را از این مسیر بازداشت؛ هرچند که همکاریهای نزدیک میان اسرائیل و امارات متحده عربی همچنان ادامه یافت.
اما رویدادی که تیر خلاص را بر پیکر اتحاد منافع بنیادین میان اسرائیل، آمریکا و کشورهای خلیج فارس وارد کرد، حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران در ۲۸ فوریه(اسفند ۱۴۰۴) بود.
این اقدام، واکنش متقابل ایران علیه کشورهای خلیج فارس و انسداد تنگه هرمز را به دنبال داشت؛ انسدادی که تا به امروز ادامه دارد و خسارات اقتصادی سنگینی را به این کشورها تحمیل کرده است.
ناظرانی که پیشبینی میکردند ماجراجویی واشنگتن به چنین فاجعهای ختم میشود، از همان ابتدا با آن مخالفت کردند و اکنون با گزینههای دشواری درباره آینده خود و بازتعریف موضعگیریشان در قبال اسرائیل و ایالات متحده روبرو هستند.
در بخش دیگری از این مقاله آمده است: بر اساس مقالهای از «اچ. ای. هلیر»، کارشناس امنیت و ژئوپلیتیک در نشریه امور خارجی (Foreign Affairs)، تحولات ماههای اخیر، منافع و آرمانهای کشورهای خلیج فارس را در تقابل مستقیم با رویکرد اسرائیل قرار داده است.
به گفته هلیر، کشورهای خلیج فارس طی یک دهه گذشته تلاش کردند تا توازن ظریفی را برقرار کنند: از یک سو، باقی ماندن زیر چتر امنیتی آمریکا در منطقه و از سوی دیگر، حفظ بیطرفی در قبال ایران و باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی با تهران برای پیشگیری از هرگونه تنش احتمالی. اکنون، هر سه رکن این استراتژی امنیتی با چالش جدی و پرسشهای اساسی مواجه شده است.
اسرائیل و ایالات متحده بر پایه یک ارزیابی گمراهکننده، بر این باور بودند که میتوان کشورهای خلیج فارس را در یک ساختار منطقهای مبتنی بر برتری اسرائیل ادغام کرد. این فرضیه بر اشتراک منافع عینی میان اسرائیل و پایتختهای عربی – نظیر مخالفت با برنامه هستهای ایران و نفوذ منطقهای آن در عراق، لبنان و یمن – استوار بود.
با این حال، جنگ اخیر به کشورهای خلیج فارس ثابت کرد که جاهطلبیهای اسرائیل برای سلطه منطقهای، امنیت خود آنها را نیز به خطر میاندازد و تلآویو در صورت فراهم شدن فرصت، منافع متحدان منطقهایاش را فدای اهداف خود خواهد کرد.
نویسنده مقاله خاطرنشان میکند که آمریکاییها سالها از اهرم توافقات عادیسازی روابط با اسرائیل برای گنجاندن کشورهای خلیج فارس در نظم منطقهای با محوریت اسرائیل استفاده کردند.
محرک اصلی این رویکرد از سوی واشنگتن هدایت میشد و در مقابل، این کشورها به فناوریهای نظامی پیشرفته و قراردادهای تجاری با اسرائیل دست یافتند و به طور عمیقتری در ساختار امنیت منطقهای آمریکا ادغام شدند؛ تا جایی که ایالات متحده برای ترغیب امارات به امضای توافق، با فروش جنگندههای اف-۳۵ به این کشور موافقت کرد. واشنگتن همچنین تلاش کرد تا امضای پیمان دفاع مشترک با عربستان سعودی را به عادیسازی روابط با تلآویو منوط کند.
با این حال، یک تضاد آشکار در انتظارات طرفین وجود داشت: کشورهای خلیج فارس به دنبال بهرهمندی از مزایای این توافقات بودند، اما هرگز با ایده هژمونی و برتریجویی اسرائیل موافقت نکردند. واکنش تلآویو به رویدادهای ۱۰ جولای – که با نابودی غزه، الحاق بخشهایی از کرانه باختری، و بمباران و تهاجم به لبنان و سوریه همراه بود – جایگاه منطقهای اسرائیل را به شدت تضعیف کرد. تلآویو حتی در اقدامی بیپروا، یک منطقه مسکونی در قطر را با هدف ترور تیم مذاکرهکننده حماس که در آن زمان در آنجا مستقر بودند، هدف قرار داد.
برخلاف اسرائیل که به طور مستمر در حال گسترش دامنه درگیریهای خود در منطقه است، کشورهای خلیج فارس در پی بازگشت به ثبات و وضعیت عادی هستند. جنگ اخیر در ایران، سندی آشکار بر تعارض عمیق منافع اعراب با تلآویو است.
بسیاری از رهبران خلیج فارس بر این باورند که اسرائیل، واشنگتن را به راهاندازی حمله علیه ایران ترغیب کرد؛ حملهای که پایتختهای عربی با وجود مخالفت اولیه، نخستین باجپذیران و خسارتدیدگان آن بودند.




