به گزارش مشرق، کبری آسوپار طی یادداشتی در روزنامه فرهیختگان نوشت:
همزمان با آنکه ایران بهعنوان یک تمدن کهن و با ریشه و فراتر از یک کشور در جهان کنونی هدف حملات رسانهای و موشکی قرار گرفته است و تصریح بر آن میشود که «ایران را به عصر حجر برمیگردانیم»، مفهوم ایران در داخل کشور به شکل پررنگتری بروز و ظهور یافته است. هم ازآنرو که اکنون همین مفهوم یعنی «ایران» بهمثابه یک امر ملی - و نه صرفاً جغرافیایی سیاسی - بیش از گذشته و بسیار صریحتر از قبل هدف حمله قرار گرفته و هم ازآنجهت که ایران محور مشترک همه ما با هر عقیده سیاسی، مذهبی و تعلق قومی است.
در این چهارچوب اهمیت گزارههای هویتی ایرانیان، چه گزاره جغرافیایی باشد، مثل خلیجفارس؛ و چه گزاره فرهنگی مثل زبان فارسی، بیشازپیش عیان میشود. اینگونه میتوان دریافت که چرا حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای اینگونه بر اهمیت خلیجفارس و نیز بر ارزش زبان فارسی تأکید دارند و در میانه جنگی که هستیم، از خلیجفارس، از زبان فارسی و از شاهنامه برای ما میگویند، درحالیکه شاید دلمان میخواست فقط از موضوعات جنگی و سیاسی برای ما بگویند، اما اندک تأملی کافی است که دریابیم جنگ اصلی اکنون بر سر همین هویت است؛ هویت ایرانی-اسلامی ما و از قضا گرچه رهبر جدید نشان دادهاند به همان سیاق رهبر شهید، بر هویت ایرانی بهعنوان امر ملی ایرانیان درهرحال تأکید دارند، اما در شرایط کنونی که موشکها نهفقط بر جغرافیا که بر هویت و فرهنگ ما میخواهند فرود بیایند، این تأکید در دو پیام ایشان برای روز ملی خلیجفارس و نیز روز پاسداشت زبان فارسی خود کنشی در چهارچوب جنگ نیز محسوب میشود.
ایرانیان در سالهای گذشته با تهاجم همهجانبهای علیه هویت ایرانی خود مواجه بودند، گرچه این هجمهها با پوشش مبارزه با نظام سیاسی حاکم یعنی «جمهوری اسلامی» صورت پذیرفت و لباس سیاست به تن کرده بود، اما در عمل همه گزارههای هویتی ایرانی بودن هدف حمله قرار گرفت و تلاش شد از هویت ایرانیان وطنزدایی شود تا نسبت به جغرافیای ایران تعصب و حتی علقه خاصی که مانع تصاحب کشور توسط بیگانگان شود، وجود نداشته باشد.
در واقع تلاش شد تصاحب و اشغال ابتدا در قلمرو اندیشه و قلب روی دهد و سپس در جغرافیا اعمال شود. نگاهی اجمالی و گذرا به آنچه رخ داد، از هجو و طنز ساختن برای تحقیر ایران و ایرانی با عبارتهایی همچون «ایرانه دیگه»، یا مثلاً فلان موضوع آنها - و نمایش خارجیهای شیک - و همان موضوع در ایران - و نمایش تحقیرآمیز از ایرانیان - یا خفیف دانستن ایرانی بودن، تحسین مهاجرت به خارج کشور و عادیسازی و سادهانگاری نسبت به داشتن تابعیت کشور بیگانه، خوار دانستن کالای ایرانی، کمکگرفتن از دشمن بیگانه برای حل مشکلات داخلی و... همهوهمه هویت ایرانی ما را هدف گرفته بود.
زبان فارسی هم از این هجمه در امان نماند؛ جایگزینی بیدلیل واژگان انگلیسی برای مفاهیمی که از قدیم واژگانی فارسی را بر خود داشتهاند – همچون اسم انواع پوشاک - و برتر دانستن ادبیات غربی بر ادبیات فارسی بخش دیگری از این هجمهها بود.
در حوزه جغرافیا هم درآمیختگی مشمئزکننده تجزیهطلبی با اپوزیسیون نظام و معرفی تجزیهطلبان جیشالظلم و الاحوازیه و کومله و... بهعنوان مخالفان جمهوری اسلامی، مسیر عادیسازی تجزیه ایران را دنبال میکرد و تمامیت ارضی را که بخشی جدانشدنی از اصول یک ملت است، به چالش میکشید. بدون تمامیت ارضی چگونه یک ملت میتواند ملت باشد؟ حال میتوان دریافت چه نقشههای خطرناکی برای ایران کشیده شد که تجاوز نظامی صرفاً مرحلهای آشکار از آن همه عملیاتهای متعدد فرهنگی، رسانهای، سیاسی و نظامی علیه تمدن ایرانی-اسلامی ما بود.
«خلیجفارس» بهعنوان بخشی از این جغرافیا، با ترکیب هر دو واژه، یعنی پسوند فارس برای خلیجی که در جنوب ایران است، بارها در سالهای گذشته هدف حمله و عملیاتهای رسانهای قرار گرفت تا میزان حساسیت مردم ایران به «فارس» بودن آن پهنه آبی، هم سنجیده شود و هم کاهش یابد. اما مردم ایران با هر عقیده و منشی برابر آن ایستادند. گرچه در حوزه فرهنگی متأسفانه سطح حساسیت در این سطح نبود و برخی تودهها متوجه هجمه به زبان فارسی و هویت ایرانی نشدند و برابر آن موضع دفاعی نگرفتند و حتی در فضای مجازی از سر بیاطلاعی با آن همراه شدند.
یکبار دیگر به عقب برگردید؛ منوتو و اینترنشنال نه حامی ایران که حامی دربار پهلوی بودند، وگرنه باید برای زبان فارسی نگران میشدند، باید برای زیرساختهای ایران دل میسوزاندند، نه آنکه با عبارت «زیرساختهای جمهوری اسلامی» حمله به آن را تئوریزه کنند؛ و باید برای همپیمانی پهلوی با تجزیهطلبان دلواپس میشدند. اگر کسی نگران ایران باشد، نمیپذیرد حتی یک گلوله به این خاک شلیک شود، چه رسد که دشمن را دعوت کند که این سرزمین را به بهانه مبارزه با نظام سیاسی حاکم، به ویرانی بکشد؛ بماند که از فرق سر تا نوک پا در لجنزار فرهنگ غرب غرق شدهاند و باز بهدروغ نام ایران را بر زبان میآورند.
ایران با همه جزئیات خود ایران است؛ با تمدنی چندهزارساله، با تمامیت ارضی، با استقلال سیاسی و فرهنگی از غربی که قدر برخی آجرهای ایران اصالت و قدمت ندارد، با ادبیات و سبک زندگی فارسی و ایرانیاسلامی، با همه پلها و تأسیسات و زیرساختها و پوشاک و... که هویت ما را ساخته است. اینگونه ما از خشت به خشت این سرزمین دفاع میکنیم، حتی اگر مجبور شویم روی پلی که قرار است هدف حمله قرار بگیرد و میشود پس از ویرانی، هزارباره آن را ساخت، زنجیره انسانی تشکیل دهیم؛ خلیجفارس و ادبیات فارسی که بماند!





۱۰:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۷