به گزارش مشرق، کانال تلگرامی رصد جنگ نوشت:
برای درک بنبست فعلی واشنگتن، باید به معماری «طرح ۱۴مادهای» ایران نگاه کرد.
بهگزارش قدس آنلاین، برای درک بنبست فعلی واشنگتن، باید به معماری «طرح ۱۴مادهای» ایران نگاه کرد. دستگاه محاسباتی آمریکا (و به تبع آن رژیم صهیونیستی)، جنگ را با یک هدف خیالی آغاز کرد. وارد کردن یک شوک نظامی برقآسا برای نابودی زیرساختها و سپس کشاندن ایران به میز مذاکره برای عقبنشینی از حقوق هستهای. اما آنچه اکنون روی میز واسطهها در اسلامآباد و مسقط قرار دارد، یک «دیپلماسی مرحلهای و مشروط» از سوی ایران است که دقیقاً برعکس خواسته کاخ سفید عمل میکند.
ایران به صراحت اعلام کرده گام نخست، نه بحث بر سر اورانیوم غنیشده، بلکه «توقف کامل ماشین کشتار در تمام جبههها» بهویژه در لبنان است. گام بعدی، بازتعریف معادلات در تنگه هرمز و لغو محاصره غیرقانونی بنادر ایران است. موضوعات مرتبط با پرونده هستهای، تنها در صورتی روی میز قرار میگیرد که پیشنیازهای امنیتی ایران و تضمینهای آهنین سازمان ملل برای عدم تجاوز مجدد محقق شده باشد. این توالی هوشمندانه نشان میدهد ایران توانسته اهرم «هرمز» و «بازدارندگی منطقهای» را به سپری برای محافظت از مؤلفههای قدرت خود تبدیل کند. ایران به ترامپ یادآوری کرده است که نمیتواند با یک دست لبنان را ویران کند و با دست دیگر، در کاخ سفید ژست موفقیت در مهار برنامه هستهای ایران را بگیرد.
باتلاق تلآویو در جبهه شمال
واقعیت میدان در جبهه شمال، حقانیت شرط ایران را ثابت میکند. آنچه امروز در لبنان میگذرد، به تعبیر پزشکان بدون مرز، «آتشبس فقط در نام» است. بمباران مجتمعهای مسکونی آوارگان در جنوب لبنان و تلاش برای بیرون کشیدن اجساد غیرنظامیان از زیر آوار، نشاندهنده استراتژی نتانیاهو برای تبدیل جنوب لیتانی به یک زمین سوخته است.اما واکنش کوبنده حزبالله با ۲۶ حمله پیدرپی به نیروهای اسرائیلی، ثابت کرد اشغالگری، امنیت نمیآورد. تلآویو در تله جنگی خودساختهای گرفتار شده که خروج از آن، تنها با پذیرش شروط یکپارچه جبهه مقاومت ممکن است.
ترکشهای هرمز بر سفره جهانی
در سطح بینالمللی، طولانی شدن این وضعیت «نه جنگ فراگیر، نه صلح پایدار»، هزینههای سرسامآوری تولید کرده است. گزارشهای جهانی از رسیدن قیمت مواد غذایی به بالاترین سطح سهسال اخیر و اعطای بستههای نجات یک میلیارد دلاری به کشورهایی نظیر مصر، نشان میدهد لجاجت آمریکا در ادامه محاصره دریایی ایران، ترکشهای خود را به اقتصاد کشورهای در حال توسعه شلیک کرده است.اعزام ناو جنگی بریتانیا به خاورمیانه نیز بیش از آنکه یک راهحل نظامی باشد، نمایشی برای پنهان کردن ناتوانی غرب در تأمین امنیت دریانوردی است؛ امنیتی که در خلیج فارس، تنها با اراده و هماهنگی ایران تأمین شده و با حضور نظامیان بیگانه صرفاً ملتهبتر میشود.
فرسایش مشروعیت در قلب واشنگتن
ما اکنون در نقطهای ایستادهایم که فرسایش سیاسی در داخل آمریکا عیان شده است. وقتی شخصیتی مانند کامالا هریس در میان تشویق هوادارانش، جنگ ترامپ با ایران را با الفاظی بیسابقه محکوم میکند، این سیگنال به جهان مخابره میشود که کاخ سفید، مشروعیت داخلی این نبرد را از دست داده است.در سوی مقابل، کشف لکههای نفتی مشکوک در نزدیکی جزیره خارک و تداوم محاصره، نشان میدهد خطر یک جرقه ناگهانی در دریا همچنان پابرجاست.
دیپلماسی در روزهای آینده، روی لبه باریکی از بیاعتمادی حرکت خواهد کرد. واشنگتن اگر میخواهد از این باتلاق خارج شود، چارهای ندارد جز آنکه واقعیت «ایران مقتدر» را بپذیرد؛ ایرانی که حاضر نیست امنیت شریکان منطقهایاش را وجهالمصالحه تیترهای انتخاباتی دونالد ترامپ کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




