به گزارش مشرق، مجتبی خاتونی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
سالهای سال است که شبهدولتها و دیکتاتوریهای خانوادگی حاکم بر سرزمینهای جنوبی خلیج فارس، در تلاشی پرهزینه و طولانی، سعی در مبارزه با یک واقعیت ساده جغرافیایی داشتهاند؛ تنگه هرمز و سیادت اراده ایرانی بر آن!بله، تلاش مستمر حکام مذکور (که در اراده و عاملیت مستقل آنها جای تشکیک فراوان است) برای کاستن از ضریب تأثیر این آبراهه طبیعی منجر به طراحی و اجرای خطوط انتقال نفت و گاز از مسیرهای جایگزین (عموماً خشکی) شده و حالا در مرحله نخست این ساعت صفر، به نظر میرسد تا اندازهای توانسته بهویژه برای سعودی، سطحی از مصونیت را به همراه آورد.در این میان اما به نظر میرسد یک سادهانگاری بزرگ اتفاق افتاده باشد؛ آنجا که اراده مسدودکننده تنگه و آبراهه چند ده کیلومتری هرمز را فاقد توانایی برای نابودی چند ایستگاه پمپاژ، مخازن مرتبط و تعدادی لوله با قطر چند متر دانستهاند.
دیروز و در حالی که قمارباز بازنده این روزها و به قول هموطنان آمریکاییمان! «خوک نارنجی» صحبت از انفجار مخازن و چاههای نفت در نتیجه محاصره دریایی و عدم توانایی عرضه نفت خام از سوی ایران به میان آورده بود؛ «محمدباقر قالیباف» که به جرئت از چهرههای درخشان عرصه رسانهای جنگ بوده از راه رسید و با ادبیاتی شایسته او و بایسته بردگانش در جنوب خلیج فارس، از دست بالای جمهوری اسلامی ایران در این نبرد جاری رونمایی کرد؛ او با اشاره به رو کردن تمام داشتههای طرف آمریکایی و اشاره به خالی بودن دست دشمن در این بازی راهبردی، به درستی استفاده ایران از کارت تنگه هرمز و باقی ماندن دو کارت حیاتی دیگر را یادآور شد!
قالیباف این بار به صراحت، پای تنگه بابالمندب را به این بازی گشوده و در کنار آن، خطوط انتقال نفت را به عنوان دو کارت منحصر به فرد (بخوانید «آس») ما در این نبرد معرفی میکند که هنوز حتی لازم ندیده بودیم به استفاده از آنها تهدید کنیم؛ اعمال پیشکش!
در حالی که حرفدرمانیهای ترامپ برای بازارهای جهانی رنگ باخته و قیمت نفت خام به شکل طبیعی مسیر شکستن نواحی مقاومتی را در پیش گرفته و حتی با همین وقفه نیمبند درگیریها و سکوت صحنه نظامی نبرد هم انتظار رسیدن به سقفهای تاریخی جدید را از طلای سیاه داریم، استفاده آگاهانه و هوشمندانه طرف ایرانی از داشتههای راهبردی خود چه در ساحت جغرافیای طبیعی و چه در ساحات جغرافیای انسانی، خواهد توانست قیمتهایی برای این مایه حیات صنعت و اقتصاد جهانی بتراشد که تمام آنچه تا به امروز رؤیت شده، به خاطرهای دور و شیرین تبدیل شود.
توانایی و تابآوری اقتصادی ایران به دلیل موهبتهای محیطی، وسعت، دسترسیها و مجاورت، تنوع اقلیمی و عدم وابستگی صرف به درآمدهای نفتی موجب شده با وجود تمام مصائب و هزینههایی که دولت-ملت ایران در این جنگ مقدس متحمل شده و خواهد شد، به یک موفقیت راهبردی رسیده و در طرف مقابل، اوراق قرضه به حراج گذاشته شده آمریکایی، نرخ بهرهای که برای کنترل شوکهای اقتصادی ناشی از جنگ بالا رفته و امارتهای لرزان بردگان پترودلار در جنوب خلیج فارس، از ایالات متحده آمریکا در این جنگ، یک قمارباز ناشی، بازنده و وحشی ساخته که به ندرت میتوان انتظار کنشهای معقول حتی بر پایه محاسبات مادی از آن داشت.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۱:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۰