به گزارش مشرق، محمد ولیان پور فعال رسانه در تلگرام نوشت:
با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و گمانهزنیها درباره رهبر آینده، ممکن است ابهاماتی درباره آینده کشور ایجاد شده باشد؛ اینکه حرکت آینده کشور به کدام سو خواهد بود و این مسیر چگونه طی خواهد شد و آیا تفاوت مبنایی با مسیر فعلی وجود خواهد داشت؟
«انقلاب» یک پدیده ساختگی نیست که وابسته به اشخاص و افراد باشد. همان طور که پدیدهای وابسته به نیروی خارجی نبود که با تغییر معادلات بینالمللی متحول شود. جوششی بود از درون یک ملت و حرکتی اجتماعی با اتکا بر هزاران سال سابقه تمدنی ایران که درآمیختنش با فرهنگ اسلامی معجونی مستحکم از آن ساخت.
ساختار جمهوری اسلامی ایران محصول همین انقلاب است و عناصر اصلی انقلاب شامل اصول کلی، اهداف و مسیر کلان حرکت نظام در این ساختار گنجانده شده است. این عناصر در قانون اساسی متبلور است و ولایت فقیه نیز در همین چارچوب تعریف میشود.
علاوه بر این ساختارهای نظارتی بالادست مثل مجلس خبرگان و شورای نگهبان، وظیفه حفظ نظام در چارچوب تعریف شده را دارند. از اینرو تغییر معنادار یا انحراف کلی از مسیر نظام، مادام که قانون اساسی و ساختارهای اصلی پابرجا باشند، دور از ذهن بهنظر میرسد.
حتی جایگاه رهبری هم با همه اهمیتش تنها یکی از ارکان این انقلاب است و با وجود رکن مردم، وقفه موقت مصداقی در رکن رهبری نمیتواند خللی در این ساختار مفهومی به وجود آورد. این وقفه پیش از این و پس از رحلت امام(ره) هم تجربه شده بود و مسئله جانشینی بدون ایجاد خلأ قدرت و کمترین تنش به نتیجه رسید.
ولایتفقیه تنها یک نظریه فقهی و سیاسی نیست. ساختاری است که با وجود تعاریف و حدود و ثغور مختلف فقها، قرنها در بطن حیات دینی مردم جاری بوده و زعمای شیعه علاوه بر راهبری علمی، فرهنگی و اجتماعی مردم، هرگاه موقعیتی دست داده به شکلهای مختلف نقشآفرینیهای سیاسی خود را نیز به منصه ظهور گذاشتهاند.
از همه اینها گذشته، انقلاب اسلامی یک حرکت اجتماعی و مردمی است و نظارت عمومی مردم و جمهوریت، ضامن تحقق عینی قانون اساسی و کارآمدی ساختارهاست. وقتی امام(ره) متواضعانه میفرمود: «همه ما مسئولیم... اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید... باید نهی کنید که چرا؟» در واقع بر نقش مردم و بیتفاوت نبودن نسبت به حرکت انقلاب تأکید میکرد.
مردم علاوه بر نظارت بر حاکمیت، نقش حمایتی پررنگی نیز در بسط ید رهبری دارند. بهویژه رهبر جدید که در ابتدای راه ممکن است تحت شدیدترین فشارهای دشمنان خارجی و مخالفان داخلی باشد و برای تحقق سیاستها و عبور از مصلحتسنجیهای رایج در ساختار حکومت، متکی به مردم خواهد بود.
اما گذشته از اصول اساسی و خطوط کلی، طبیعتاً میتوان انتظار تغییر و تحولاتی در روشها، منشها و سیاستهای پاییندست رهبری داشت که علاوه بر ابعاد شخصیتی رهبر آینده، به اقتضائات زمانی و عوامل اثرگذار محیطی نیز وابسته خواهد بود.
گرچه رهبر انقلاب از میان ما رفتهاند، اما راه همان است و مقصد همان. حالا رهبری دیگر همان راه را با ابتکارات جدید، راهبری خواهد کرد. همان راهی که مردم و رهبرشان ترسیم کردهاند و تا پای جان پایش ایستادهاند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




