به گزارش مشرق، عملیات اخیر نیروهای مسلح پرافتخار ایران در هدفگیری و انهدام سامانههای کلیدی راداری پدافندی مشترک آمریکا در منطقه، یک اقدام استراتژیک کورکننده بود که توانایی عکسالعمل دفاعی دشمن متجاوز را در برابر موج اصلی عملیاتهای بعدی نیروهای مسلح به شدت کاهش داد.
مطابق اعلام سپاه تا الان ۷ رادار اصلی دشمن مورد انهدام قرار گرفته است.
انهدام این داراییهای راهبردی، فراتر از خسارت نظامی، ضربهای سهمگین در نبرد اطلاعاتی و فضایی با دشمن محسوب میشود و آسیب پذیری اسراییل و منافع آمریکا را شدیدا بالا میبرد.
۱. رادارها و کارکرد حیاتی آنها

شبکه پدافندی متجاوزان آمریکا در خاورمیانه بر پایه مفهوم دفاع لایهای بنا شده است که در آن، سامانههای راداری نقش چشم و مغز شبکه را ایفا میکنند.
در حمله اخیر، اهداف اصلی، سامانههایی بودند که هسته اصلی این لایهبندی را تشکیل میدهند:
رادار AN/TPY-۲

کارکرد فنی: این رادار، عضو کلیدی سامانه دفاع موشکی THAAD است. AN/TPY-۲ یک رادار آرایه فازی است که در باند X کار میکند و توانایی رهگیری موشکهای بالستیک را در مرحله میانی پرواز یا در فاز نهایی با دقت بسیار بالا دارد.
این رادار با فرکانس بالا، قابلیت تفکیک اهداف کوچک (مانند موشکهای کروز با سطح مقطع راداری کم) از موارد پروازی غیرنظامی(مثل دسته پرندگان) یا اهداف کاذب را داراست. این رادار بازوی اصلی تاکتیکی پدافند متجاوزان در منازعات روزهای گذشته بود.

اهمیت استراتژیک: انهدام این سامانهها، خلا عظیمی در توانایی رهگیری موشکهای بالستیک ایران ایجاد میکند.
این امر باعث میشود که موشکهای آتی به احتمال قویتر، بدون شناسایی زودهنگام و در ارتفاعات پایینتر (که حوزه فعالیت THAAD نیست) به اهداف خود دست یابند و نرخ اصابت به شدت بالا میرود.
تا الان ۴ عدد از این رادار ها انهدام قطعی داشته اند.
رادار AN/FPS-۱۳۲

کارکرد فنی: این رادار، یک سیستم نظارتی منطقهای و دوربرد است که برای تشخیص تهدیدات در برد بسیار طولانی، اغلب برای پیشاخطار حمله موشکی استراتژیک، به کار میرود.
این رادارها با پوشش وسیع، اطلاعات اولیه مسیر پرتاب را به مراکز فرماندهی ارسال میکنند. کلا یک رادار از این سری در خاورمیانه(قطر) مستقر شده بود که در روز اول جنگ مورد حمله نقطه زن های ایرانی قرار گرفت و از چرخه عملیاتی خارج شد.

اهمیت استراتژیک:
از دست دادن این سامانه، زمان واکنش دشمن را به شدت کاهش میدهد.
این زمان از دست رفته فاصله شکست تا پیروزی یک عملیات تهاجمی پهپادی یا موشکی به شمار میرود.
کارکرد فنی:
این رادارها معمولاً در شبکههای ارتباطی تاکتیکی و فرماندهی مورد استفاده قرار میگیرند و وظیفه یکپارچهسازی اطلاعات دریافتی از سایر سنسورها و هدایت واحدهای پدافندی فعال را بر عهده دارند.
اهمیت استراتژیک:
انهدام این واحدها به معنای از هم پاشیدن شبکه ارتباطی پدافند است. حتی اگر یک رادار رهگیری زنده بماند، بدون ارتباط مؤثر با مرکز فرماندهی و سامانههای هدفگیری، عملاً خنثی میگردد.
۲. هزینه اقتصادی و بحران جایگزینی

سامانههای راداری پیشرفته آمریکایی، به دلیل پیچیدگیهای فنی، مواد اولیه خاص و نرمافزارهای انحصاری، سرمایهگذاریهای هنگفتی را طلب میکنند.
هزینه های گزاف: هزینه تخمینی برای شبکه راداری AN/TPY-۲ به تنهایی میتواند در حدود ۱ تا ۱.۵ میلیارد دلاربرآورد شود. رادارهای دوربرد مانند AN/FPS-۱۳۲ نیز با احتساب عملیاتی شدن هزینهای میلیارد دلاری دارند. با توجه به انهدام دستکم ۷ رادار کلیدی، خسارت مستقیم مالی بر ایالات متحده به تنهایی بیش از ۵ تا ۶ میلیارد دلار برآورد میشود، بدون احتساب هزینههای زیرساخت، آموزش و لجستیک مرتبط با این سامانهها.
بحران جایگزینی
مهمتر از هزینه نقدی، زمان لازم برای جایگزینی این تجهیزات است. ساخت و استقرار یک رادار پیچیده مانند THAAD مستلزم فرآیندهای تولید، تأمین قطعات خاص (به ویژه قطعات نیمههادی و آرایههای آنتن)، تستهای گسترده میدانی و ادغام در شبکه منطقهای است.
این فرآیند میتواند بسته به اولویتبندی پنتاگون، بین ۱۸ تا ۳۶ ماه به طول بیانجامد. این بدان معناست که پدافند منطقه ای آمریکا حداقل برای دو تا سه سال، از نظر پدافندی در یک دوره ضعف ساختاری باقی خواهد ماند یا نیازمند خروج سامانه های دیگر آمریکا از محل استقرار است که در میدان دیگری باعث تضعیف شبکه نظامی آمریکا میشود.
۳. تبعات استراتژیک انهدام سامانههای راداری
اقدام ایران تبعات عمدهای بر دکترین نظامی دشمن متجاوز تحمیل کرده است:
الف) از بین رفتن مفهوم برتری هوشمند: دکترین نظامی آمریکا متکی بر برتری سایبری و اطلاعات است. انهدام موفقیتآمیز رادارهای حیاتی، این باور را متزلزل میسازد که سیستمهای دفاعی آنها در برابر تهدیدات نوین مقاومت، غیرقابل نفوذ هستند. این امر، قدرت اطلاعاتی دشمن را به شدت تضعیف کرده است و نرخ اصابت ها را به شدت افزایش میدهد. امری که در روزهای آتی انشالله شاهد آن خواهیم بود.
ب) تسهیل عملیاتهای نقطه زنی: با از کار افتادن سامانههای پیشاخطار، ایران میتواند موجهای بعدی حملات موشکی و پهپادی خود را با مسیرهایی بسیار غیرقابل پیشبینی، ارتفاعات متغیر و در زمانهایی که دشمن در حال تلاش برای ترمیم شبکههای ارتباطی است، اجرا کند. این امر نرخ برخورد نیروهای ایرانی را افزایش و نرخ رهگیری دشمن را به حداقل میرساند.
ج) شکاف اعتمادساز در ائتلاف منطقهای: کشورهای عربی متحد آمریکا که سرمایهگذاری عظیمی بر روی همین سامانههای پدافندی مشترک کردهاند، اکنون شاهد اثبات آسیبپذیری کامل این سیستمها در برابر تواناییهای ایران هستند.
این امر به طور مستقیم بر اراده سیاسی و تعهد امنیتی این کشورها در محور متجاوز تأثیر منفی خواهد گذاشت.
آمریکایی که نمیتواند از خود در منطقه محافظت کند چگونه میتواند از آن ها در مقابل حملات نظامی دفاع کند؟
در مجموع تسهیل کریدور موشکی ایران
آنچه ایران به انجام رساند، یک نقطه زنی دقیق در قلب شبکه نظامی دشمن بود. این اقدام، با تحمیل خسارتهای میلیاردی و ایجاد یک دوره طولانی ضعف اطلاعاتی، زمینهساز برتری عملیاتی ایران در فازهای بعدی درگیری خواهد بود.
این گام، ماهیت جنگ را از یک تقابل دفاعی به یک نبرد برای برتری اطلاعاتی در منطقه تغییر داده و اثبات کرد که دفاع متکی بر فناوریهای غربی در برابر اراده و دانش بومی، به سادگی قابل انهدام است.
در روز های آینده نرخ حملات پهپادی و موشکی ایران به منافع آمریکا در منطقه افزایش تصاعدی خواهد داشت.





۰۳:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۴