به گزارش مشرق، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ساعاتی قبل از اجرای موج بیستویکم عملیات «نصر ۲» خبر داد و اعلام کرد که در این عملیات، فرودگاه عقبه اردن بهعنوان محل استقرار هواپیماهای ارتش آمریکا هدف حمله موشکهای بالستیک قرار گرفته است.
بنابر اعلام سپاه پاسداران، در این عملیات، هواپیماهای ترابری سنگین C-۱۷ و هواپیماهای فرماندهی و کنترل P-۸ مستقر در این فرودگاه با موشکهای بالستیک هدف قرار گرفته و به تعدادی از آنها خسارت سنگین وارد شده است.
هواپیمای C-۱۷ محصول شرکت بوئینگ، یک هواپیمای ترابری راهبردی چهارموتوره است که برای انتقال سریع نیرو، تجهیزات سنگین و اجرای مأموریتهای امدادی و تخلیه پزشکی طراحی شده و از دهه ۱۹۹۰ به یکی از مهمترین اجزای ناوگان ترابری هوایی نیروی هوایی آمریکا تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، این هواپیما نقشی پررنگ در انتقال تجهیزات و نیروهای آمریکایی به مناطق مختلف جهان، بهویژه غرب آسیا، ایفا کرده و طی روزهای اخیر نیز پروازهای متعددی را میان اروپا و پایگاههای آمریکا در منطقه انجام داده است.
همین جایگاه، این پرسش را مطرح میکند که اگر یک یا چند فروند C-۱۷ در میانه یک درگیری از چرخه عملیات خارج شوند، چه تأثیری بر توان لجستیکی و روند پشتیبانی ارتش آمریکا خواهد گذاشت؟
هواپیمای C-۱۷ چگونه طراحی و وارد خدمت شد
در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، نیروی هوایی آمریکا برای جابهجایی تجهیزات سنگین عمدتاً به دو هواپیما متکی بود: C-۵ Galaxy با ظرفیت بار بسیار بالا و C-۱۳۰ Hercules برای عملیات تاکتیکی.
هر یک از این دو، مزایا و محدودیتهای خاص خود را داشتند. C-۵ قادر بود بارهای بسیار سنگین را در مسافتهای طولانی حمل کند، اما برای عملیات به باندهای بزرگ و زیرساختهای مناسب نیاز داشت. در مقابل، C-۱۳۰ میتوانست از باندهای کوتاه و نیمهآماده استفاده کند، اما ظرفیت حمل آن برای بسیاری از تجهیزات سنگین کافی نبود.
تجربه عملیاتهای برونمرزی آمریکا نشان داد که ارتش به هواپیمایی نیاز دارد که این دو قابلیت را در یک پلتفرم ترکیب کند؛ یعنی هم بتواند بارهای سنگین را در بردهای طولانی جابهجا کند و هم بدون وابستگی کامل به فرودگاههای بزرگ، در نزدیکی مناطق عملیاتی فرود آید. بر همین اساس، پروژه C-۱۷ شکل گرفت و نخستین نمونه آن در سال ۱۹۹۱ به پرواز درآمد و از سال ۱۹۹۳ وارد خدمت عملیاتی شد.
فلسفه طراحی؛ پلی میان ترابری راهبردی و تاکتیکی
در ادبیات نظامی، ترابری راهبردی به انتقال نیرو و تجهیزات در فواصل طولانی میان قارهها گفته میشود، در حالی که ترابری تاکتیکی به رساندن مستقیم این تجهیزات به نزدیکی میدان نبرد اختصاص دارد.
پیش از C-۱۷، این دو مأموریت غالباً توسط هواپیماهای متفاوت انجام میشد. C-۱۷ با بهرهگیری از موتورهای پرقدرت، سامانه کنترل پرواز پیشرفته، بالهای با ضریب برا بالا و امکان استفاده از رانش معکوس، توانست این دو مأموریت را تا حد زیادی در یک هواپیما ادغام کند.
این ویژگی موجب شد تجهیزات پس از ورود به یک منطقه، نیاز کمتری به انتقال مجدد از طریق هواپیماهای کوچکتر یا کاروانهای زمینی داشته باشند و زمان استقرار یگانها کاهش یابد.

ابعاد و مشخصات
هواپیمای C-۱۷ Globemaster III در کلاس هواپیماهای ترابری سنگین راهبردی قرار دارد و ابعاد آن متناسب با مأموریت جابهجایی تجهیزات زرهی، سامانههای نظامی و محمولههای حجیم طراحی شده است.
این هواپیما با طول ۵۳.۰۴ متر، دهانه بال ۵۱.۷۵ متر و ارتفاع ۱۶.۸ متر، از بزرگترین هواپیماهای ترابری عملیاتی جهان به شمار میرود. مساحت بال آن حدود ۳۵۳ متر مربع، وزن خالی آن نزدیک به ۱۲۸ تُن و بیشینه وزن برخاست آن حدود ۲۶۵ تُن است.
همچنین؛ C-۱۷ قادر است تا ۷۷.۵ تُن بار را در یک مأموریت حمل کند.
ترکیب این ابعاد با ظرفیت بالای حمل بار، به C-۱۷ امکان میدهد انواع خودروهای زرهی، بالگردها، سامانههای توپخانهای، تجهیزات مهندسی و محمولههای سنگین را در یک پرواز به مسافتهای طولانی منتقل کند.
در عین حال، طراحی سازه، بالها و ارابه فرود این هواپیما به گونهای است که علاوه بر حفظ ظرفیت بالای بارگیری، امکان عملیات از باندهای کوتاه، نیمهآماده و فرودگاههایی با زیرساخت محدود را نیز فراهم میکند؛ ویژگیای که نقش مهمی در انعطافپذیری عملیاتی این هواپیما در مأموریتهای نظامی و امدادی دارد.

این هواپیما C-۱۷ از چهار موتور توربوفن Pratt & Whitney F۱۱۷-PW-۱۰۰ بهره میبرد. هر موتور حدود ۴۰ هزار پوند رانش تولید میکند و مجموع رانش چهار موتور، توان لازم برای برخاست هواپیما با وزن بالا را فراهم میکند.
این موتور بر پایه موتور غیرنظامی خانواده PW۲۰۰۰ توسعه یافته، اما برای مأموریتهای نظامی بهینهسازی شده است. از جمله ویژگیهای آن میتوان به مصرف سوخت مناسب، قابلیت اطمینان بالا و هزینه نگهداری کمتر نسبت به نسلهای پیشین اشاره کرد.
ویژگیهای سازهای؛ طراحی برای عملیات در سختترین شرایط
یکی از مهمترین ویژگیهای فنی C-۱۷ Globemaster III، بهرهگیری از سامانه معکوسکننده رانش (Thrust Reverser) روی هر چهار موتور است؛ قابلیتی که فراتر از کاهش سرعت پس از فرود، نقش تعیینکنندهای در کوتاه کردن مسافت توقف هواپیما ایفا میکند و در برخی شرایط نیز امکان حرکت محدود به عقب روی زمین را فراهم میکند.
این ویژگی، در کنار بالهای با ضریب برآ (Lift) بالا، فلپهای چندبخشی و سامانههای پیشرفته افزایش برآ، به C-۱۷ اجازه میدهد با وجود وزن زیاد، از باندهای نسبتاً کوتاه برخاسته یا در آنها فرود آید؛ قابلیتی که آن را برای عملیات در فرودگاههای کمبرخوردار یا مناطق عملیاتی پیشرو به گزینهای کمنظیر تبدیل کرده است.
ساختار تقویتشده بالها نیز برای تحمل تنشهای ناشی از حمل بارهای سنگین در پروازهای طولانی و بینقارهای طراحی شده و پایداری سازه را در مأموریتهای راهبردی تضمین میکند.
در کنار این ویژگیها، ارابه فرود چندچرخهای و مستحکم هواپیما با توزیع یکنواخت وزن روی سطح باند، امکان عملیات بر روی باندهای بتنی، آسفالتی و حتی برخی باندهای نیمهآماده را فراهم کرده و ضمن کاهش فشار وارده به زیرساختهای فرودگاهی، انعطافپذیری عملیاتی C-۱۷ را در شرایط مختلف به شکل قابل توجهی افزایش داده است.

محفظه بار و ظرفیت حمل؛ ستون فقرات مأموریتهای راهبردی
محفظه بار C-۱۷ Globemaster III هسته اصلی توان عملیاتی این هواپیما به شمار میرود و با هدف جابهجایی طیف گستردهای از تجهیزات نظامی و محمولههای حجیم طراحی شده است.
ابعاد این محفظه به گونهای است که امکان حمل تانکهای اصلی میدان نبرد، خودروهای زرهی، کامیونهای تاکتیکی، بالگردهای سبک (پس از آمادهسازی)، سامانههای موشکی و انواع محمولههای استاندارد کانتینری را فراهم میکند.
در بخش انتهایی بدنه نیز رمپ بارگیری و تخلیه تعبیه شده که علاوه بر تسریع عملیات بارگیری، برای پرتاب هوایی تجهیزات، خودروها و چتربازان نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
هواپیمای C-۱۷ با حداکثر ظرفیت حمل حدود ۷۷.۵ تُن بار، قابلیت جابهجایی حدود ۱۳۴ نفر، بیش از ۱۰۰ چترباز مجهز یا دهها مجروح برانکاردی همراه با تیم پزشکی را در پیکربندیهای مختلف دارد؛ انعطافی که این هواپیما را علاوه بر مأموریتهای نظامی، به یکی از مهمترین ابزارهای انتقال نیرو، امدادرسانی، تخلیه پزشکی و واکنش به بحرانهای انسانی تبدیل کرده است.

* لحظه خروج پرتابگر موشک هیمارس از C-۱۷ (موشکی که طی روزهای اخیر از کویت به ایران شلیک شده بود)
برد عملیاتی و بقاپذیری؛ مؤلفههای قدرت راهبردی
برد پروازی C-۱۷ متناسب با میزان بار حملشده تغییر میکند، اما حتی در مأموریتهای سنگین نیز توانایی طی هزاران کیلومتر را دارد و با بهرهگیری از قابلیت سوختگیری هوایی، این برد عملاً به شکل چشمگیری افزایش مییابد.
چنین قابلیتی امکان انتقال مستقیم نیرو، تجهیزات و محمولههای راهبردی میان قارهها را با حداقل توقف فراهم کرده و یکی از ارکان اصلی توان واکنش سریع و تحرک راهبردی نیروهای مسلح آمریکا و سایر کاربران این هواپیما محسوب میشود.
در کنار این توان عملیاتی، C-۱۷ برای افزایش بقا در محیطهای تهدیدآمیز به مجموعهای از سامانههای دفاع از خود شامل هشداردهنده نزدیک شدن موشک، سامانه هشدار راداری، پرتابگرهای چف و فلر و در برخی نمونهها سامانههای اخلالگر فروسرخ مجهز شده است.
با این حال، این تجهیزات صرفاً احتمال بقا در برابر تهدیدات را افزایش میدهند و جایگزین برتری هوایی یا اسکورت جنگندهها نیستند؛ ازاینرو، بهکارگیری C-۱۷ در مناطق دارای تهدید پدافندی بالا معمولاً مستلزم پشتیبانی عملیاتی و برنامهریزی دقیق مأموریت است.

جایگاه در دکترین تحرک جهانی آمریکا
هواپیمای C-۱۷ Globemaster III یکی از ارکان اصلی دکترین «تحرک جهانی» (Global Mobility) ایالات متحده به شمار میرود و بخش عمده ناوگان آن تحت فرمان Air Mobility Command (AMC) فعالیت میکند؛ فرماندهیای که مسئولیت ترابری راهبردی، سوخترسانی هوایی و تخلیه پزشکی را بر عهده دارد.
آمریکا با اتکا به شبکه گستردهای از پایگاههای برونمرزی، انبارهای پیشموضعی و ناوگان ترابری هوایی، از C-۱۷ برای انتقال سریع نیروهای واکنش سریع، خودروهای زرهی، سامانههای پدافندی، تجهیزات مهندسی و محمولههای لجستیکی به مناطق مختلف جهان بهره میگیرد.
قابلیت سوختگیری هوایی نیز برد عملیاتی این هواپیما را به میزان قابل توجهی افزایش داده و امکان اجرای مأموریتهای بینقارهای با حداقل توقف را فراهم میکند. افزون بر این، C-۱۷ با برخورداری از توان اجرای عملیات هوابرد، قادر است در شرایطی که امکان فرود وجود ندارد، نیروها و محمولههای سنگین را از طریق رمپ عقب در منطقه مأموریت رها کند.
کارنامه عملیاتی در عرصههای مختلف
هواپیمای C-۱۷ طی دو دهه گذشته در مهمترین عملیاتهای برونمرزی آمریکا، از جمله جنگهای افغانستان و عراق، نقشی کلیدی در حفظ زنجیره پشتیبانی و انتقال نیرو، تجهیزات و محمولههای سنگین ایفا کرده است.
این هواپیما همچنین در عملیات تخلیه کابل در سال ۲۰۲۱ به یکی از اصلیترین ابزارهای انتقال نیروها و غیرنظامیان تبدیل شد و توانایی خود را در اجرای عملیاتهای گسترده تخلیه اضطراری به نمایش گذاشت.
در کنار مأموریتهای نظامی، ظرفیت بالای حمل بار، برد پروازی زیاد و امکان فعالیت در فرودگاههای کمامکانات باعث شده C-۱۷ در عملیاتهای امدادرسانی بینالمللی، انتقال بیمارستانهای صحرایی، تجهیزات پزشکی، اقلام بشردوستانه و تیمهای امداد و نجات نیز جایگاه ویژهای داشته باشد.
قابلیت سوختگیری هوایی نیز برد عملیاتی این هواپیما را به میزان قابل توجهی افزایش داده و امکان اجرای مأموریتهای بینقارهای با حداقل توقف را فراهم میکند. به همین دلیل، C-۱۷ تنها یک هواپیمای ترابری نیست، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای آمریکا برای حفظ آمادگی رزمی، استقرار سریع نیروها و پشتیبانی از عملیاتهای نظامی در مقیاس جهانی به شمار میرود.

شبکه استقرار؛ از پایگاههای مادر تا هابهای بینقارهای
توان عملیاتی C-۱۷ Globemaster III تنها به مشخصات فنی آن محدود نمیشود، بلکه به شبکه گسترده پایگاههایی وابسته است که امکان اجرای مأموریتهای ترابری راهبردی در مقیاس جهانی را فراهم میکنند.
در نخستین حلقه این شبکه، پایگاههای مادر در خاک آمریکا قرار دارند که مسئولیت استقرار ناوگان، آموزش خدمه، تعمیر و نگهداری، برنامهریزی مأموریتها و اعزام هواپیماها را بر عهده دارند.
از مهمترین این مراکز میتوان به پایگاه مشترک چارلستون (Joint Base Charleston)، پایگاه نیروی هوایی تراویس (Travis Air Force Base)، پایگاه مشترک لوئیس–مککورد (Joint Base Lewis–McChord) و پایگاه نیروی هوایی مکگوایر (McGuire Air Force Base) اشاره کرد که هر یک نقش محوری در پشتیبانی از مناطق عملیاتی مختلف جهان بر عهده دارند.

* بخشی از جابجایی ناوگان C-۱۷ در منطقه
حلقه واسط؛ هابهای لجستیکی فراسوی مرزها
در مرحله بعد، مأموریت ناوگان C-۱۷ بر شبکهای از پایگاههای واسط و لجستیکی متکی است که وظیفه سوختگیری، تعمیر و نگهداری، استراحت خدمه و توزیع مجدد نیرو و تجهیزات را بر عهده دارند.
در این میان، پایگاه هوایی رامشتاین (Ramstein Air Base) در آلمان، پایگاه هوایی العدید (Al Udeid Air Base) در قطر، پایگاه نیروی هوایی اندرسن (Andersen Air Force Base) در گوام و پایگاه هوایی کادنا (Kadena Air Base) در ژاپن، مهمترین گرههای لجستیکی شبکه ترابری هوایی آمریکا محسوب میشوند.
اتصال این پایگاهها به مراکز اصلی استقرار ناوگان، شبکهای یکپارچه را شکل داده که امکان انتقال سریع نیرو، تجهیزات و محمولههای راهبردی را در مقیاس جهانی فراهم میکند.

*پوستر گردان بال ۳۷۹ اعزامی نیروی هوایی (۳۷۹th Air Expeditionary Wing - ۳۷۹ AEW) در العدید قطر
چرا از دست رفتن C-۱۷ برای ارتش آمریکا اهمیت دارد؟
هواپیمای C-۱۷ Globemaster III صرفاً یک هواپیمای ترابری نیست، بلکه یکی از ارکان شبکه تحرک راهبردی و پشتیبانی لجستیکی آمریکا به شمار میرود.
از این رو، انهدام یا خروج یک یا چند فروند از این هواپیماها از چرخه عملیات، بهویژه با توجه به توقف تولید آن، یک خسارت عملیاتی و لجستیکی قابل توجه محسوب میشود و میتواند با کاهش ظرفیت ترابری هوایی، افزایش فشار بر ناوگان باقیمانده و کند شدن روند انتقال نیرو و تجهیزات، بر سرعت پشتیبانی از عملیات اثر بگذارد.
با این حال، آمریکا همچنان از ناوگان C-۵، ظرفیت حملونقل دریایی و شبکه گسترده پایگاههای برونمرزی برای جبران بخشی از این کاهش ظرفیت بهره میبرد؛ بنابراین از دست رفتن چند فروند C-۱۷ بهتنهایی سرنوشت یک جنگ را تعیین نمیکند، اما در صورت تداوم چنین خساراتی یا همزمانی آن با اختلال در پایگاههای هوایی و زیرساختهای لجستیکی، پیامدهای آن بر تداوم پشتیبانی و آهنگ عملیات میتواند بهمراتب محسوستر و اثرگذارتر باشد.





۲۳:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹