" من وارد مدرسه حجتيه شدم ديدم كه اعلاميه ايشان به ديوار نصب است. اعلاميه را خواندم. يا سجده كردم يا حالت سجده به من دست داد؛ از اين كه ديدم يك شخصيت عظيم روحاني، استخوان داري قوی و مقتدر پيدا شده است. "

گروه فرهنگی مشرق - شرح اسم" عنوان کتاب زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ است که توسط هدایت الله بهبودی به رشته تحریر در آمده و توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به چاپ رسیده است. البته این کتاب اولین بار همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد؛ اما به دلیل وجود برخی اغلاط تاریخی، توزیع آن متوقف شد تا اینکه مدتی قبل پس از برطرف شدن اغلاط، چاپ و در اختیار علاقه مندان گرفت. در نظر داریم هر روز بخشی از این کتاب را منتشر کنیم.
آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد بخش بیست و پنجم این کتاب است.



آغاز مبارزه

***امام خميني و سياست

جنبه هاي سياسي آيت الله حاج آقاروح الله خميني پيش از دهه چهل براي آقاي خامنه اي مكتوم بود. شنيده بود كه با آيت الله بروجردي روابط صميمانه اي ندارد و مدتي است به منزل وي نرفته است؛ و يا در جلسه اي كه آيت الله بروجردي اواخر عمر براي مديريت حوزه علميه قم تشكيل داد و از روحانيان سرشناس دعوت كرد تا با آنان رايزني كند، آقاي خميني حاضر بود، اما اظهارنظري نكرد. پس از درگذشت آيت الله بروجردي شهرت یافت كه آقاي خميني به واسطه همان كدورت ها مجلس فاتحه نخواهد گرفت، "لكن ايشان فاتحه گرفتند، فاتحه خيلي خوبي هم شد. در جلسات [فاتحه] هم شركت كردند"

منتها در همه اينها تنها بود و دنباله اي از طلاب، پشت سر خود نداشت. جلوه سياسي آقاي خميني از سال 1341 ش نمايان شد و آن زماني بود كه دولت محمدرضا پهلو ي لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي را تصويب كرد و "ما چهره سياسي آقاي خميني را براي اول بار كشف كرديم ... وقتي مبارزات پيش آمد در حقيقت ما ... احساس كرديم آن شخصيتي كه مي تواند از لحاظ فكري و روحي ما را اشباع كند ايشان است و لاغير."

آقاي خامنه اي از نخستين كساني بود كه با شروع مبارزه به امام خميني پيوست، و خود به اين موضوع چنين تصريح مي كند: "از اولين ساعت هاي مبارزه ما رفتيم دور و بر ايشان و بنا كرديم در خدمت خط ايشان كار كردن و حركت كردن."

از جمله فعاليتهاي نخست، تكثير و پخش اعلاميه هاي ايشان بود. وي و دوستانش دستگاه تكثير فراهم كردند. جمعي بودند كه اعلاميه هاي امام را تكثير مي كردند و به تهران مي بردند. اعلاميه هايي نيز در تهران چاپ مي شد كه به قم مي آوردند.

چاپ و تكثير اعلاميه ها يكي از خواست هاي امام در نشست بسيار مهم او با علماي طراز اول قم بود. به دنبال اعلام تصويب نامه انجمن هاي ايالتي و ولايتي در جرايد عصر تهران، آقايان حائري، گلپايگاني و شريعتمداري به درخواست امام خميني در خانه مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي گرد آمده بودند و امام عواقب تصويب اين لايحه را براي حاضران تشريح كرده بود. پس از توافق بر سر تلگرام به شاه و اعلام مخالفت با لايحه ياد شده، ارسال تلگرام به علماي مراكز و شهرستان ها و ادامه چنين جلساتي، امام پيشنهاد كرده بود متن اين تلگرام ها چاپ و در دسترس مردم قرار گيرد. در پي پاسخ سر بالا و اهانت آميز محمدرضا پهلوي به تلگرام مراجع و احاله موضوع به نخست وزير، مراجع خطاب به اسدالله علم، نخست وزير، تلگرام هايي فرستاده بودند كه در آن لغو تصويب نامه اي كه مخالف قانون اساسي است درخواست شده بود. امام در پايان تلگرام تأكيد كرده بود كه در صورت اصرار دولت به عدم لغو تصويب نامه علماي ايران و عتبات ساكت نخواهند ماند.
" من وارد مدرسه حجتيه شدم ديدم كه اعلاميه ايشان به ديوار نصب است. اعلاميه را خواندم. يا سجده كردم يا حالت سجده به من دست داد؛ از اين كه ديدم يك شخصيت عظيم روحاني، استخوان داري قوی  و مقتدر پيدا شده است. "

آقاي خامنه اي مي ديد كه در غياب آيت الله بروجردي، در نبود شخصيتي كه دستگاه هاي دولتي از او حساب ببرند، در زماني كه برخي روحانيان حاضر بودند با مقامات محلي شهرشان كنار بيايند، چه برسد با مقامات عالي دولتي، فردي پيدا شده كه به نخست وزير حكومت مي نويسد " اگر برايتان اشكالي وجود دارد، بياييد قم زانو بزنيد تا علما به شما بگويند و به شما بفهمانند كه كجاي اين [تصويب نامه] اشكال شرعي دارد."
 اين موضع شجاعانه، مرزهاي تازه اي در افق انديشه او مي كشيد، از قدرت دين و توان روحانيت مي گفت: "عظمتي در ذهن انسان زنده مي كرد كه من وقتي اين اعلاميه را ديدم گمان مي كنم افتادم به سجده كه الحمدلله مرد بزرگي پيدا شده كه دارد عظمت دين را اين طور متجلي مي كند."

با اين كه شروع مبارزه براي آقاي خامنه اي وارد مراحل پيچيده خود نشده بود، و در حد سر و كار داشتن با چاپ، توزيع و ابلاغ اعلاميه ها بود، اما در حوزه علميه آن روز وي و همفكرانش را در گروه آيت الله خميني طبقه بندي مي كردند. "چيز خيلي روشني بود و همه هم مي دانستند اين را. و معروفين بتصديقنا اياكم. به قول زيارت جامعه، اين جوري بوديم."

معروفين مبارزه با بي داد، پيشينه اي بلند داشتند، اما اكنون، اين دگرگوني تازه، در پيشاني تاريخ، با خط ديگري نوشته مي شد؛ خطي خوانا و همه فهم. سرمشق هاي سياسي آيت الله خميني، در حال تكثير بود، آن هم توسط نسل تازه اي از آن پيشينه بلند.

ابعاد سياسي امام براي آقاي خامنه اي يكي پس از ديگري رو مي شد؛ جلوه هايي نو كه آن مرد ملا و عارف و متقي در پس وجودش پنهان داشته بود. " ناگهان ديديم ايشان... چقدر قوي و شيرين مي نويسد؛ ساده، همه كس فهم، و در عين حال قوي."

جدل هاي مكتوب امام در اعلاميه هايش با محمدرضا پهلوي و اسد الله علم نماد شجاعت اين مرد نوظهور براي مريدان و شاگردهايي چون سيدعلي خامنه اي بود.

پاسخ هاي امام "جنبه مجادله و منكوب كردن و محكوم كردن خصم داشت ... اعلاميه هاي ايشان در اين جهت خيلي قوي بود. اين خصوصيات را ما در ايشان كشف كرديم. اين بود كه علاقه ها زيادتر شد." در همين اوان بود كه از سيدمصطفي خميني شنيد كه پدرش شبها دو سه ساعت بيشتر نمي خوابد؛ بقيه شب را مشغول نوشتن نامه ها به افراد، گروه ها و روحانيان است. نامه ها را خودش مي نوشت " شايد صدها نامه بتوانم بگويم امام به ولايات نوشت."

اين در حالي بود كه با شروع مبارزه، برخلاف منش معمول، ايشان هر شب و گاه هر روز با افراد، از طبقات گوناگون ملاقات مي كرد. " داخل خانه ايشان يا اتاق ها ... پر بود از جمعيت و گاهي يك نفر دو نفر پنج نفر ديدار خصوصي با امام داشتند ... ما مي ديديم كه امام تا آخر شب تقريباً در منزل شان رفت و آمد هست و ما هم آنجا بوديم ...بعد كه ماها مي رفتيم تازه امام مي رفتند داخل اتاق خودشان مشغول نامه نگاري مي شدند."

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۱
    0 0
    درود خدای بزرگ بر حضرت آیت ا... امام خمینی(ره) و حضرت آیت ا... خامنه ای و همه شهداء راه اسلام وایران

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس