کد خبر 1500926
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۸:۰۸
حوادث

مرد جوان که می‌خواست با سرقت از همسایه‌اش از طلاق همسرش جلوگیری کند هرگز فکر نمی‌کرد در برابر حکم قطعی قصاص قرار بگیرد.

به گزارش مشرق، این متهم در حالی که حکم قصاصش در دیوان عالی کشور مهر تأیید خورده است بار دیگر به اتهام سرقت از قربانی جنایت محاکمه شد.

سرقت خونین از کارگاه قالب‌سازی

رسیدگی به این پرونده از یک سال قبل به دنبال کشته شدن صاحب یک کارگاه قالب‌سازی در پاکدشت آغاز شد. مأموران وقتی به کارگاه رفتند با جسد خونین صاحب آنجا به نام مهرداد روبه‌رو شدند که شواهد نشان می‌داد با ضربه‌های جسمی سخت به سرش از پا درآمده است.

جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و کارگر مهرداد که پلیس را مطلع کرده بود، به مأموران گفت: صبح که به کارگاه آمدم و در را باز کردم، با صحنه وحشتناکی روبه‌رو شدم. صاحبکارم کشته شده و همه دستگاه‌ها به سرقت رفته بود که بلافاصله با پلیس تماس گرفتم.

مأموران در نخستین فاز از تحقیقات به پرس‌وجو از همسایه‌ها پرداختند و دریافتند در همسایگی کارگاه مهرداد، کارگاه قالب‌سازی دیگری بود که صاحب آن از چند روز قبل قصد داشت دستگاه‌های قالب‌سازی‌اش را بفروشد.

تناقض‌گویی‌های مرد همسایه

مأموران به بازجویی از صاحب کارگاه به نام داوود پرداختند و تناقض‌گویی‌های وی شک پلیس را دو چندان کرد. به این ترتیب داوود بازداشت شد و پرده از قتل مرد همسایه برداشت.

وی گفت: من و دایی‌ام یک کارگاه قالب‌سازی داریم و در آن کار می‌کنیم. ما از سال‌ها قبل با مهرداد همسایه بودیم. مدتی بود من مشکل مالی پیدا کرده بودم و با همسرم مشکل داشتم. به همین خاطر تصمیم گرفته بودم یکی از دستگاه‌های کارگاهم را بفروشم. چند روز پیش وقتی با مهرداد در این باره صحبت کردم، او هم گفت قصد دارد چندین دستگاه قالب‌سازی را بفروشد. آنجا فکر شیطانی به ذهنم رسید و تصمیم گرفتم دستگاه‌های قالب‌سازی کارگاه مهرداد را بدزدم و آنها را هم بفروشم ولی دستگاه‌ها سنگین بودند و باید برای حمل آنها از جرثقیل استفاده می‌کردم.

وی ادامه داد: من در فرصتی مناسب قرص خواب به مهرداد دادم تا بخوابد. وقتی او در کارگاهش به خواب عمیق رفته بود ۲ مالخر را به کارگاه آوردم و شبانه با جرثقیل دستگاه کارگاه خودم و چند دستگاه از کارگاه مهرداد را به مالخرها فروختم. چند ساعت از این ماجرا گذشته بود که مهرداد از خواب بیدار شد و متوجه ماجرا شد. او به کارگاهم آمد و داد و بیداد راه انداخت و می‌خواست پلیس را خبر کند که با او درگیر شدم و چند ضربه به سرش زدم.

به دنبال اعتراف‌های این مرد، وی به بازسازی صحنه جرم پرداخت و پرونده‌اش با صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه اولیای‌دم درخواست قصاص را مطرح کردند.

سپس داوود در جایگاه متهم ایستاد و اتهام قتل عمدی را نپذیرفت.

وی گفت: باور کنید من نمی‌خواستم مهرداد را بکشم. او می‌خواست به پلیس زنگ بزند. به همین خاطر فقط می‌خواستم مانع تماس او شوم. به همین خاطر چوبی را که روی زمین افتاده بود، برداشتم. می‌خواستم به کمر او ضربه بزنم تا روی زمین بیفتد و دیگر نتواند پلیس را باخبر کند اما او یکباره برگشت و ضربه ناخواسته به سرش برخورد کرد و موجب شکستگی جمجمه‌اش شد. اشتباه بزرگی مرتکب شده‌ام و حالا پشیمان هستم.

وی ادامه داد: من مشکلات مالی داشتم به همین خاطر وقتی از مهرداد شنیدم او هم می‌خواهد دستگاه‌های گرانقیمت کارگاهش را بفروشد، تصمیم گرفتم دستگاه‌های کارگاه او را سرقت کنم و بفروشم اما فکر نمی‌کردم کار به قتل کشیده شود.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده، وی را به قصاص و ۵سال زندان به خاطر سرقت محکوم کردند.

حکم قطعی قصاص در دیوان عالی کشور

این حکم در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفت و قضات عالیرتبه حکم قصاص داوود را تأیید کردند اما اعلام کردند مجازات ۵سال حبس برای اتهام سرقت وی کم است و لازم است به همین خاطر وی بار دیگر محاکمه شود.

به این ترتیب و در حالی که حکم قصاص وی قطعی شده بود، داوود بار دیگر در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به اتهام سرقت اموال قربانی از خود دفاع کرد.

در ابتدای جلسه اولیای‌دم که در دادگاه حضور داشتند، به سمت متهم حمله‌ور شدند اما این درگیری با حضور مأموران حفاظت پایان یافت.

سپس ۲ پسر و یک دختر قربانی در جایگاه اولیای‌دم ایستادند و برای داوود اشد مجازات خواستند.

دختر قربانی در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: این مرد بی‌رحمانه پدرمان را کشت و ما فقط در صورتی که اعدام شود، آرام می‌شویم. ما حاضر به گذشت نیستیم و برایش قصاص می‌خواهیم. برای سرقت نیز باید به اشد مجازات محکوم شود.

پشیمانی متهم در دادگاه

سپس متهم در جایگاه ویژه ایستاد و در حالی که سرش را پایین انداخته بود، گفت: باور کنید قصدم کشتن مهرداد نبود. من و او با هم دوست بودیم. چون وضع مالی‌ام بد شده بود و همسرم به من فشار می‌آورد و می‌گفت قصد جدایی دارد، تصمیم گرفتم بخشی از وسایل کارگاه را بفروشم تا زندگی‌ام را سر و سامان دهم اما وقتی با مهرداد صحبت کردم و او هم گفت قصد فروش بعضی از دستگاه‌ها را دارد، فکر سرقت وسایل کارگاه او به ذهنم رسید. پیش خودم می‌گفتم داوود وضع مالی خوبی دارد و اگر بخشی از وسایل کارگاهش را سرقت کنم، می‌تواند دوباره آنها را بخرد اما من با فروش وسایل می‌توانم زندگی‌ام را عوض کنم. همسرم از جدایی منصرف می‌شود و مشکلات مالی‌ام هم حل می‌شود. به همین خاطر چنین تصمیم اشتباهی گرفتم. باور کنید وقتی مهرداد به هوش آمد و با هم درگیر شدیم من از ترسم با چوب به سر او ضربه زدم که بلافاصله پشیمان شدم اما دیگر کاری از من ساخته نبود.

وی درباره اتهام سرقت نیز گفت: من اصلاً فکر نمی‌کردم ماجرای سرقت وسایل کارگاه همسایه به قتل ختم شود. من تصمیم داشتم بدون اینکه آسیبی به مهرداد برسد و در حالی که در خواب عمیق است وسایل کارگاهش را بفروشم اما از شانس بدم مهرداد به هوش آمد و متوجه ماجرا شد. من واقعاً شرمنده اولیای‌دم هستم و حرفی برای دفاع از خودم ندارم. من به آنها حق می‌دهم از من ناراحت باشند.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.

منبع: روزنامه ایران

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 15
  • در انتظار بررسی: 2
  • غیر قابل انتشار: 22
  • Ti IR ۰۸:۳۷ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    0 2
    شعر و غزل ها تمامی ندارد ، این چه داستانی هست داری می سرایی ،، فقط کافی بود دو سه تا یدک کش هم کرایه کنه و وسایل را از کانل کولر رد کنه خخخخ،، خوی هر روز زلزله میاد چرا ؟
  • IR ۰۸:۴۰ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    15 0
    همیشه پای یک زن درمیان است.
  • IR ۰۹:۱۵ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    2 1
    برای قصاصش هم باید تفاضل دیه پرداخت کنید
    • IR ۱۵:۵۴ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
      0 0
      چی میگی؟
    • حقیقت گو IR ۰۳:۴۱ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۱
      0 0
      چرا پرت و پلا میگی ؟
  • IR ۱۰:۱۴ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    6 0
    بی دینی چه ها کند.
    • حاجی از سه راه جوبشور قم IR ۲۳:۲۹ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
      0 0
      چرا میگی بی دینی بگو مردم فقیر شدن به هردری میزنن به قرآن من ماهی حدود چهل تومن درآمد دارم حضرت عباسی گاهی میخوام یک کیلو میوه بخرم میبینم گرونه منصرف میشم این وضع نیس رفتم لا حافدوزی میگه توپ متقال پارسال ۱۰۰ هزار تومن بوده امسال یک میلیون چهار صد هزار تومن شده گردن بی دینی ندارید
    • IR ۲۰:۲۴ - ۱۴۰۲/۰۴/۰۱
      0 0
      اقای حاجی از قم شما حتما بریز بپاشت زیاده وگرنه خداشاهده ما کرایه نشینیم ماشین نداریم پر جمعیتم هستیم و فقط دو نفر نون اور خونمونن با حقوق دوتاشون و یارانه کمتر اسی تومن درامد داریم همشم میره جا قسطای وام اما خدا میدونه به عروسب و مهمونیمونم می رسیم شما ظاهرا خرجا حاشیه ای داری البته گرونی که قابل انکار نیست
  • IR ۱۰:۳۲ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    6 0
    تحریم کننده های ملت ایران در این جنایت ها سهیم هستند و در دادگاه عدل الهی باید پاسخگو باند . اگر برنامه زندگی پس از زندگی را دیده باشید باید بدانیم که ما مسئول اعمالمان و تاثیرات اعمالمان باید باشیم . عمل تحریم ، عمل ترویج فساد ،عمل ترویج بی دینی . اما تاثیرات ان گسترده است. لعنت الهی بر تحریم کنندگان و حامیان تحریم و جاسوس های تحریم و...
  • IR ۱۰:۵۷ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    0 0
    چقدر مغزفندق؟
  • IR ۱۱:۲۹ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    4 0
    زن بد هیزم کش جهنم مردانیست که افسارشون رو دست زن میسپارن. متاسفانه ۹۰ درصد دخترای الان پولکی هستند ، البته اکثریت هم قبول ندارن و خودشون رو آدمای قانعی میدونن.
  • عبدالله IR ۱۳:۳۴ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    4 2
    ماحصل زنان «زن - زندگی - هرزگی» همین جنایت هاست! ای مردان عفیف و پاکدامن ، از این زنان «زن - زندگی - هرزگی» دوری کنید تا دنیا و آخرتتان را به باد ندهند...
    • IR ۱۵:۰۱ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
      1 2
      حرف مفت نزن بابا جیبت خالی باشه دست به هرکاری میزنی دین خودتون گفته‌ فقرات دربیاد ایمان از پنجره فرار میکنه
  • IR ۱۶:۲۸ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    0 0
    علی کریمی از این طرف کارش کثیفتر بوده - چون پول داشته و سر خواهرش رو کلاه گذاشته
  • IR ۱۹:۴۰ - ۱۴۰۲/۰۳/۳۰
    0 0
    بسمه تعالی گروه صلح و سازش ایمان و انصاف داشته باشند و دخالت بی جانکنند تا خون این بی گنا پایمال نشود .و زحمات قاضی محترم ذیربط ئ نیروهای محترم دخیل در این مهم به هدر ندهند. والا انصاف نیست یکی بیگناه کشتنه شود و برخی دستماکش بیاید دنبال رضایت باشد. و ریشه چنایت را در جامعه آبیاری کند.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس