مهمترین خصیصه لیبرال معماری، "حیازدایی" است که آن را به وسیله دیگر مولفه ها محقق می نماید. "لیبرالیسم" اگر رهایی از قیود است، لیبرال معماری رهایی از تناسبات و هندسه، عدم حفظ حریم و حدود، بی توجهی به اقلیم و محیط و طبیعت، عدم انسانواری، برونگرایی افراطی و سپس پلان آزاد و فرم آزاد را دربرمیگیرد؛ که همه این عارضه ها متاسفانه به وفور در معماری امروز ما و بخصوص در بناهای دولتی جمع شده و چشم را می آزارد.

گروه فرهنگی مشرق - معماری امروز ایران، متاثر از فرهنگ ایران امروز، صحنه یک محیط دو قطبی است، که یک قطب آن را شِق لیبرال فرهنگ مدرن تشکیل می‌دهد، و قطب دیگر را شِق اسلامی فرهنگ دینی. این دو قطب در همه ارکان و شؤون ایران سی سال اخیر، در حال تکوین و تنازع بوده‌اند، اما در دهه اخیر، به مدد کارفرماهای دولتی و شهریاران غربزده و مدرن اندیش، شق اسلامی آن رفته رفته رو به انحطاط و زوال گذارده است.


 پردیس سینما گالری ملت، تهران، اثر رضا دانشمیر

نه تنها معماری، که همه هنرها را باید در این محیط دو قطبی ارزیابی نمود، در غیر این صورت، نتایج بررسی‌ها و داوری‌ها گمراه کننده بوده و رهزن حقیقت خواهد شد.
اما پیش از هرچیز باید به این پرسش پاسخ گفت که، لیبرالیسم چیست و لیبرالمعماریِ متاثر از آن چه مولفه هایی دارد که به تنازع معماری دینی آمده است؟
لیبرالیسم، یک ایدئولوژی مدرن است که معنی دقیق آن «اباحه‌گرایی» است. اباحه گری یعنی مباح انگاری همه قیود و بویژه رهایی از قیدوبندهای دینی که این ایدئولوژی، ریشه در امانیسم یا پارادایم اصالت بشر دارد و اساسی‌ترین مؤلفه‌ آن «ایندیویژوآلیسم» یا اصالت فرد است. اصالت فرد در مقابل اصالت خداوند (تئوئیسم) قرار می گیرد. یعنی نشاندن انسان بر مسند خداوندگاری! چرا که با انقطاع از قیود دین، دیگر این انسان است که در کانون دایره کائنات قرار گرفته و باید پرستیده شود.
آن‌گاه که «خود انسان» مبنای همه چیز باشد، هسته‌ مرکزی و جوهره‌ لیبرالیسم بروز می‌کند و آن «لسه‌فر» است، یعنی «بگذار هر چه می‌خواهد بکند.» لسه‌فر، نفی حداکثری «منع» در زندگی اجتماعی و فردی بشر است. این نکته با جوهر دین در تعارض بنیادی است، و از این روست که "عرفی اندیشی" (یا همان سکولاریسم) عنصر ذاتی لیبرالیسم محسوب می‌شود.

با این تعبیر لیبرالیسم که یک اندیشه مدرن است؛ به تمامی و در همه شئون در تعارض و تضاد با اسلام قرار دارد. چرا که اسلام، اباحهگری را نفی نموده و قیود دینی (حرام، حلال، واجب، مستحب و مکروه) را برای انسان مفروض میکند.
اسلام در طرحی که برای نجات بشر و هدایت او عرضه میکند، "حیات طیبه" را به عنوان شیوهی مطلوب زندگی معرفی میکند و این حقیقتی است بر این شریفه که "فلنحیینه حیوه طیبه". چنین حیاتی برخلاف لیبرالیسم، که بر خوی "حیازدایی" و نفی همه قیود میزید؛ در ذات خود "حیا" را میپروراند.

 "خانه شیشه ای" اثر فلیپ جانسون، به عنوان الگوی لیبرال معماری در حیازدایی از "خانه"


 خانه شیشه ای؛ اثر فلیپ جانسون


 خانه شیشه ای؛ اثر فلیپ جانسون

بنابراین مهمترین خصیصه لیبرال معماری، "حیازدایی" است که آن را به وسیله دیگر مولفه ها محقق می نماید. "لیبرالیسم" اگر رهایی از قیود است، لیبرالمعماری رهایی از تناسبات و هندسه، عدم حفظ حریموحدود، بی توجهی به اقلیم و محیط و طبیعت، عدم انسانواری، برونگرایی افراطی و سپس پلان آزاد و فرم آزاد را در برمیگیرد؛ که همه این عارضه ها متاسفانه به وفور در معماری امروز ما و بخصوص در بناهای دولتی جمع شده و چشم را می آزارد.

 
خانه طباطبایی ها، کاشان، اثر استاد علی مریم کاشانی

متقابلا در معماری ایرانی همیشه اصول لایتغیری وجود دارد که علیرغم وحدتِ اصول، کثرت و تنوع نیز در آنها موج می زند. این اصول، ابتدا به ساکن بر مفهوم کلی "حیا" دلالت دارند و در گام بعدی، شامل مفاهیمی چون رعایت "حریم و حدود"، رعایت "تناسبات و مردم واری"، رعایت "حیطه بندی"، رعایت اصل "سلسله مراتب" در همه شئون، رعایت مقوله "درونگرایی" و... است که همه اینها در گذشته از معبر "هندسه" عبور کرده و به شاهکارهای معماری ایرانی بدل می شد.

چگونگی پیدایش این محیط دوقطبی در حوزه معماری (یعنی لیبرالمعماری و معماریِ اسلامی-ایرانی)، مقوله دیگری است که برای رهیافتن به آن باید نگاهی گذرا به تاریخ  معماری ایران داشت.

معماری ایران بجز در موارد معدودی که آنهم تنها به برخی بناهای سلطنتی بر میگشت، ریشه در همین آب و خاک داشت و از همان چشمه ارتزاق مینمود؛ تا آنجا که در عصر صفویه به اوج اعتلای خود رسید و این امر استمرار یافت تا آنکه به عصر قاجاریه رسید. رگههای التقاط از همانجا به محیط معماری نفوذ کرد که ناصرالدین شاه قاجار اولین گروه دانشجویان ایرانی را جهت تحصیل در رشته‎های مختلف به خارج از کشور اعزام نمود و پس از آن عدهای از آن تحصیلکردگان، به علاوهی تعدادی از اساتید غربی، برای تدریس دانش خود به دارالفنون(که توسط امیرکبیر تاسیس شده بود) روانه شدند. "میرزا مهدی خان شقاقی" را که از همان قماش بود، می‎توان با اطمینان اولین معمار تحصیلکرده ایرانی در غرب دانست که بعدها به ترویج معماری مدرن پرداخته و آن را رسما به ایران وارد نمود.
 
 
میرزا مهدی خان شقاقی، اولین معمار تحصیل کرده در فرنگ

امروزه پس از گذشت چند نسل از دانشجویان معماری در دانشگاهها، از معماری باشکوه اسلامی-ایرانی، تنها نامی و حسرتی و خاطرهای بیش به جا نمانده؛ چنانکه حتی امروزه برخی مسوولین انقلابی را نیز به این باور رساندهاند که "اصلا چیزی به نام معماری اسلامی وجود ندارد!" و آنان نیز با شدّتوحدّت هرچه تمامتر بر سبیل "لیبرال معماری" می تازند.
البته معماری ایرانی (اگرچه به صورت التقاطی) حتی تا اواخر دوران پهلوی نیز به حیات خود ادامه داد و در اواخر پهلوی دوم نیز آخرین ضربههای مهلک را از جانب شبکه معماران بهایی در ایران متحمل شد؛ اما پس از انقلاب اسلامی و بویژه پس از جنگ تحمیلی نه تنها معماری اسلامی و دینی، که مبتنی بر حیا و عفت است، احیا نگردید بلکه با شیوع موج غربزدگیِ تحمیلیِ دولت و ترویج سازندگیِ افسارگسیخته! سبک زندگی آمریکایی و لیبرالیسم و به تبع آن لیبرال معماری ترویج شد و معماری دینی غبار غربت گرفت!

×اسماعیل ارجمندی

ادامه دارد...

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 11
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 1
  • ۰۰:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    1 0
    ایشون یه خورده بیشتر مطالعه کنن و بعد مقاله بنویسن بهتره. بعدش ایشون خیلی تمایل به قطبی دیدن امور دارن میل خودشون ولی تو ایران اساسا فضا به این صورت قطبی نیست بلکه حتی دین دارن هم غیر از برخی اصول مشترک بر سر کیفیت برخی امور دیگر نظرات مختلفی دارند. برای شروع یه خورده درباره معماری صدر اسلام مطالعه کنن بعد ببینن معماری خاصی که در نواحی مرکزی ایران باب شد و به عنوان مثال کوبه های در رو با دو آهنگ متفاوت میگذاشتن که هیچ نوع مواجه ای مابین زن و مرد (حتی با وجود حفظ حجاب) صورت نگیره چقدر سابقه در فضای صدر اسلام داره و چقدر آداب و رسوم بومی بوده که اضافه شده
  • عبدالرحمن ۰۶:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    هر مطالعه ای هم بشه در فضای غربی میشه هنر ما تحت سلطه اومانیستهاست.
  • یه بچه معمار ۰۷:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    1 0
    موافقم. متاسفانه ذائقه ی مردم رو همین کارفرماهای دولتی خراب کردن و اونهارو به سمت معماری مدرن سوق دادن وگرنه مردم ما از ابتدا به معماری باحیا و دینی تعلق خاطر داشتن شاهدم اینه که اینهمه به معماری خانه های کاشان علاقه دارن و اون رو نمونه اعلای معماری خانه ایرانی و اسلامی می دونن
  • قطبی ۰۷:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    از بس آدمهایی مثل تو، این فضای دوقطبی رو ندیدن، کار معماری ایران با چند هزار سال سابقه معماری، به اینجا کشیده که تقلیدهای دسته چندم از معمارهای مالیخولیایی غربی می کنه!
  • ابوالفضل ۱۰:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    این سبک در شهرسازی هم متاسفانه رواج دارد! معمارانی مثل لوکوربوزیه و ممفورد و ... که از سوی خود شهرسازان غربی مثل جاکوبز که یک فرهنگ گرا بود و گذشته و فرهنگ را توسط شهرسازان تجدد گرا و طرفدار شهرسازی مدرن در خطر میدید ، مورد انتقادات شدید قرار گرفت متاسفانه این نوع شهرسازی در کشورهای جهان سوم و از جمله کشور ما به خاطر وجود خلا (که البته شاید اسمش رو بشه انفعال و تنبلی گذاشت) بدون توجه به ماهیت و سنخیت اون با فرهنگ ما در شهرهای بزرگ و کوچک کپی میشود!
  • ۱۱:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    شما به روح اعتقاد دارید؟؟؟؟!!!!!!! بابا خونه امروزی باید به گونه ای باشه که نورگیر باشه به صورتی که در روز نیاز به روشن کردن چراغ نباشه
  • ناشناس ۱۲:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    ساختمان تمام شیشه ای بانک مرکزی در میرداماد تهران روبروی موزه دفاع مقدس در کدام دوران ساخته شد وتوسط چه کسانی بیایند وبه بنده شهروند ناراضی ار این نما ی کاذب توضیح دهند . انشالله موزه دفاع مقدس را طوری بسازند وگسترش دهند که ای نمای دولتی از دست در رفته شرمنده نماهای فرهنگ مقاومت ایرانی اسلامی ملت بزرگ ایران در میرداماد تهران گردد .
  • ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    نیست توی آپارتمانهای شما نور خو.بی تامین میشه از داخل پاسیو اونهم به زور شبیه لونه موشه! اما قدیم با حیاط مرکزی از چهار طرف نور داشتیم یادش بخیر
  • ۱۳:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    مگه قديمي ها در روز شمع روشن مي کردند؟؟؟ شما اول برو خونه هاي سنتي ايران رو ببين بعد ببين نورگير يعني چي؟ اون شيشه هاي ارسي خانه طباطبايي ها که عکسش رو مشرق منتشر کرده توي اين گزارش، يه خاصيت جالب ديگه هم داره و اون اينه که ترکيب رنگش ضدحشره است. چون کاشان منطقه اي پر از پشه و سوسک و عقرب بوده اين رنگ ها بطور طبيعي باعث جلوگيري از نفوذ حشرات ميشده. نورگيرش هم که محشره. تمام يه ضلع ديوار شيشه است اون هم با اين رنگهاي شاد و زيبا.
  • ۱۴:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    قطعا اون کوبه ها سابقه در اسلام داره. مگه حضرت زهرا سلام الله عليها نفرمودند بهترين زنان کسي است که هيچ مردي او را نديده باشد و او هم هيچ مردي را نديده باشد؟؟ پس اون کوبه ها چون در راستاي اين روايت زيباست خيلي چيز خوبي بوده و کاملا هم اسلامي است و با فرهنگ باحيا و پرمغز ما عجين!
  • ۰۰:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۱
    0 0
    تشكر

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس