کد خبر 1100024
تاریخ انتشار: ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۴۵
قتل نمایه

خیلی برایم خرج می کرد ، بهترین کفش و لباس ها را می خرید و پول به کارتم واریز می کرد. من هم که بیکار بودم به خوش گذرانی می پرداختم!

به گزارش مشرق، از روزی که با آن زن آشنا شدم دیگر هیچ چیزی از نظر مالی کم نداشتم و هر چه می خواستم برایم فراهم می کرد اما من نمی دانستم او چه نقشه وحشتناکی را در سر می پروراند. بیش از دو سال با او ارتباط داشتم و در این مدت مرا آن قدر وابسته خودش کرد که دیگر برده شیطان بودم! هر چه می گفت کاملا می پذیرفتم و هر کاری از من می خواست چشم و گوش بسته انجام می دادم تا جایی که نقشه قتل شوهرش را با من در میان گذاشت تا بعد از کشتن شوهرش دنیای خوشبختی و خوش گذرانی را تجربه کنم اما...

این ها بخشی از اظهارات جوان ۲۹ ساله ای است که در پی یک آشنایی خیابانی با یک زن ۴۰ ساله، شوهر پژوسوار او را به طرز هولناکی کشت تا با وعده و وعیدهای پوشالی آن زن خیانتکار به دوران خوش‌گذرانی و خوشبختی با پول های بادآورده برسد. او که برای ارتکاب این جنایت هولناک برادر ۲۲ ساله اش را نیز با خود همراه کرده بود هجدهم تیر گذشته مرد ۴۴ ساله پژوسوار را در لانه مجردی خودش به قتل رساند و روز بعد جسد او را درون دو کیسه گونی در حاشیه جاده روستای سالارآباد رها کرد.

آن چه می خوانید گفت وگو با این قاتل خوش گذران است.

نامت چیست؟

سجاد- ی

متولد چه سالی هستی؟

سال  ۷۳ و در یکی از روستاهای سرخس به دنیا آمدم.

در همان روستا تحصیل کردی؟

تا راهنمایی در روستا بودم اما برای ادامه تحصیل در دبیرستان کاردانش به مشهد آمدم.

در چه رشته ای دیپلم گرفتی؟

زراعت و باغبانی! ابتدا در خادم آباد تحصیل کردم و بعد به خوابگاه شبانه روزی طرق آمدم.

متاهلی؟

بله! البته یک بار همسرم را طلاق دادم و سال گذشته برای دومین بار ازدواج کردم.

چرا همسرت را طلاق دادی؟

او به دنبال پول و تفریح بود و من هم نمی توانستم از عهده مخارجش بر بیایم. به همین دلیل بعد از آن که حدود سه سال در عقد بودیم، او را طلاق دادم. آن زمان ۲۰ ساله بودم و بعد از ازدواج عازم خدمت سربازی شدم اما به دلیل این که فرار کردم و اضافه خدمت خوردم حدود ۳.۵ سال خدمت سربازی ام طول کشید.

کجا خدمت کردی؟

در کلانتری های مشهد خدمت می کردم. ابتدا در پاسگاه انتظامی انداد بودم و بعد هم در گوجگی، سیدی، جهاد و آخر سر هم در کلانتری نجفی خدمت کردم!

چگونه با «ن» آشنا شدی؟

یک روز که زیر پل الغدیر ایستاده بودم سوار خودرواش شدم چون او مسافرکشی می کرد. همان روز مخ مرا زد! آن قدر از سرمایه و اموالش تعریف کرد که وسوسه شدم! می گفت هر جا مشکلی داشتی به من بگو. بعد هم شماره تلفنم را گرفت و از آن روز مدام در کافه ها و رستوران ها بودیم! وقتی خدمت سربازی ام به پایان رسید ، حدود یک ماه با او قطع رابطه کردم.

چرا دوباره سراغش رفتی؟

او خود شیطان بود ، دوباره به بهانه سرقت تلفن خواهرش با من تماس گرفت و آن قدر وسوسه ام کرد که دیگر رام شدم و به نزد او بازگشتم.

خیلی برایم خرج می کرد ، بهترین کفش و لباس ها را می خرید و پول به کارتم واریز می کرد. من هم که بیکار بودم به  خوش گذرانی می پرداختم!

خانه مجردی که شوهر «ن» را آن جا کشتی مال خودت بود؟

نه! آن جا را همان زن برایم اجاره کرده بود تا راحت باشم ،در واقع چیزی لازم نداشتم و او همه مایحتاج من را تامین می کرد.

وقتی سال گذشته دوباره ازدواج کردی، آن زن اعتراض نکرد؟

چرا! خیلی اعتراض می کرد او می گفت: ازدواج نکن ، هر چه بخواهی من تامین می کنم! چرا وقتی می توانی خوش بگذرانی، خودت را بیچاره می کنی؟ به هیچ وجه نمی گذاشت ازدواج کنم اما من به حرفش گوش نکردم.

با همسر دوم ات چگونه آشنا شدی؟

او از بستگان پدرم بود. در دوران نامزدی از همسرش طلاق گرفته بود و من به خاطر آشنایی فامیلی با او ازدواج کردم.

بعد از ازدواج رابطه ات با «ن» به کجا رسید؟

او خیلی از این موضوع ناراحت بود. آن قدر به سرم خواند و مرا جادو کرد که به همسرم گفتم تو را طلاق می دهم. به او می گفتم من تو را دوست ندارم! همان طور که گفتم من برده شیطان بودم و هرچه آن زن تلقین می کرد به راحتی می پذیرفتم و به عاقبت حرف هایش نمی اندیشیدم.

او با همسرش اختلاف داشت؟

نمی دانم. به من می گفت همسرم را دوست ندارم! به اجبار با او ازدواج کرده ام.

چه شد که نقشه قتل را طرح کردی؟

نقشه قتل را «ن» کشید. او می گفت اگر همسرم را از میان برداری، همه اموالم مال تو می شود و دیگر به راحتی می توانی زندگی کنی!

من همسر او را ندیده بودم تا این که چند روز قبل از قتل او را به من و برادرم نشان داد چون نقشه قبلی چیز دیگری بود.

چه نقشه ای داشت؟

قرار بود ما به عنوان مسافر سوار خودروی شوهرش شویم که بعدازظهرها مسافرکشی می کرد و او را در جاده به قتل برسانیم تا چنین وانمود شود که دزدان خودرو، شوهرش را کشته اند! به همین دلیل او را در خیابان گاراژدارها به ما نشان داد و من و برادرم به طور دربستی خودرواش را به مقصد تربت حیدریه اجاره کردیم اما در بین راه به رفتار ما مشکوک شد و مقابل فروشگاه های کنار بزرگراه باغچه از خودرو پیاده کرد.

بعد از این ماجرا چه اتفاقی افتاد؟

«ن» نزد من آمد و خیلی مرا سرزنش کرد که چرا نتوانستیم شوهرش را بکشیم بعد هم نقشه قتل را تغییر داد و شوهرش را به همین خانه مجردی کشاند که من و برادرم با هم او را کشتیم و روز بعد جسد را در کنار جاده رها کردیم.

معتادی؟

نه! روزهای آخر کنار برادرم چند دود گرفتم اما قلیان تنباکو کشیدم چرا که آن زن خودش قلیان می کشید من هم در کنار او مصرف می کردم.

پشیمانی؟

خیلی! هر روز خواب های وحشتناکی می بینم که در تاریکی شب افرادی به سرم ریخته اند و مرا کتک می زنند یا از بالا روی میله های فلزی نوک تیز سقوط می کنم و ... وجدانم خیلی ناراحت است! فریب خوردم! در آرزوی رسیدن به خوش گذرانی، زندگی ام را نابود کردم البته این عاقبت نگاه کردن به ناموس مردم است.

فکر می کردی دستگیر شوی؟

نه! نقشه آن زن زیرکانه بود اما فقط دو روز بعد کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به سراغم آمدند و سرهنگ نجفی به دستانم دست بند زد.

منبع: روزنامه خراسان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 25
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 4
  • ماهی US ۰۵:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    80 7
    واقعا این مردایی که با وسوسه یک زن میرن شوهر زنه را میکشن را نمیفهمم٬ واقعا احمقن٬ خوب تو الان آویزون میشی اون زنه فوقش چند سال میره زندان میاد بیرون٬ البته قانون هم مشکل داره اون زنه هم باید آویزون بشه.
    • IR ۱۵:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
      3 0
      اصلا بگو با چه اعتمادی میری خونه اون زن ؟! شاید چند سال بعد از تو هم خوشش نیاد و یکی رو برای تو اجیر کنه
    • IR ۱۷:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
      4 0
      این عاقبت نگاه کردن به ناموس مردم است
  • IR ۰۶:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    57 5
    خاک برسر زنی که فساد اخلاقی اورا به جایی می رساند که خیانت ونقشه قتل شوهر خودش می کشه واقعا که باید ازحیوون کمتر باشه که بخاطر خوش گذرونی با نامحرم تمام ارزش های انسانی را زیر پا بگذارد!انون پست وفاسد بود تو چرا قبول کردی جوون؟!این هم نتیجه ی ازادی وبی بند وباری وبی دینی !خدا خودش رحم کند..
  • ممد IR ۰۷:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    43 1
    متولد 73 چجوری 29 سالشه
    • مجتبی IR ۰۸:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
      47 1
      بااین وضعیت تورم همه چیز حتی سن ادما هم روبه بالاست
    • US ۰۹:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
      19 1
      دمت گرم. اگه همه دقت مثل شما داشتند خیلی از مشکلات جامعه رفع میشد. مشکل اینه که هر چی بگن رو بدون توجه میپذیریم.
  • IR ۰۷:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    27 11
    همیشه پای یک زن در میان است
  • IR ۰۸:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    22 18
    مشهد قتاله خانه شده
    • IR ۰۸:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
      32 14
      ژورنالیستها قتاله مشهد شده اند بس که فقط روی مشهد زوم کرده اند
  • IR ۰۸:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    19 2
    عاقبت چشم و گوش بسته در خدمت امیال مختلف یک زن خاین در امدن و...
  • محمود IR ۰۸:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    28 7
    سلام مطالب عبرا آموزی است ولی چرا همه از خراسان و دیار عشق همه ایرانیان و شیعیان مشهد مقدس تا حالا یک سرگذشت عبرت آمیز از دیگر شهرهای ایران ندیدم... اگر یان رویه در سایت و گروه دیگری بود موجب تحلیل هایی می شد.
  • IR ۰۸:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    41 0
    من نفهمیدم زنه هم خودش و هم شوهرش مسافرکشی میکردند ، بعد یه جور تعریف کرده انگار زنه و شوهرش سوپر میلیاردر هستند و روزی یک میلیون به حساب این پسره پول می ریختند.
  • IR ۰۸:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    25 2
    احمق است انکه که نداند زنی که به همسر قانونی خود خیانت کند به رهگذرخیابانی حتما بدترین خیانت را خواهد کرد
  • IR ۰۹:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    14 13
    ماشاالله به مشهد!!
  • مهدی IR ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    16 8
    خدایا همه را از شر این زنها نگه بدار.
    • IR ۱۸:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
      2 0
      مرد و زن نداره، هر چی شره زیر سر آدمای خدا نشناسه
  • رضا IR ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    13 0
    عجب ادم احمقی تو که خودت در کلانتری خدمت کرده بودی حداقل با انواع پرونده ها اشنایی و تجربه داشتی و باید عاقبت کارت رو میدونستی
  • IR ۱۰:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    14 4
    مشرق چرا تمام حوادث رو از روزنامه خراسان مینویسی؟
  • حامد IR ۱۵:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    1 1
    مشرق مشهد خراب نکن خودتو خراب کردی
  • IR ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    3 2
    این مشرق خیلی حوادث را چرند و پرند مینویسه یک تذکر به نویسنده اش بدین
    • نازنین زهرا RU ۰۳:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۱۰
      0 0
      باسلام دوستان عزیزاصلا چرت وپرت ننوشتن من مقتول رومیشناسم همکارهمسربنده بودن واقعا جفتشون مسافرکش بودن
  • IR ۱۸:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    1 0
    خاک بر سرت
  • الاندلس IR ۱۸:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    1 0
    متولد 73 هست یعنی 26 سالشه نه 29 سال.
  • الهه IR ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۷
    1 0
    از خدا میخام همه ی زنا و مردای متاهلی که خیانت میکنن رسوای عالم و آدم شن لعنت ب ذات خرابشون زندگیمونو ب گند کشیدن

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس