روزها و ماهها گذشت و دلار تا آستانه 32 هزارتومان افزایش یافت. ظریف در اظهارنظری عجیب گفت «هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود»!؛ روحانی نیز تاکید کرد که «ما در برجام پیروزی اخلاقی به دست آوردیم»!

سرویس سیاست مشرق - روزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌استفاده و محوری برای تحلیل باشد، در گزارش روزانه "ویژه‌های مشرق" نکات و تأملات قابل‌استخراج از رسانه‌ها برای مخاطبین عرضه خواهد شد؛ با   «ویژه‌های مشرق» همراه شوید.

*******

**علی مطهری:آمریکا راه نهضت اسلامی در ایران را هموار کرد

«علی مطهری» نماینده عضو لیست امید در مجلس دهم و کاندیدای ردصلاحیت شده انتخابات مجلس یازدهم در یادداشتی در روزنامه اعتماد با عنوان «ما و آمریکا» نوشت: «مبارزه با امریکا برای انقلاب اسلامی یک وسیله بوده نه هدف، ولی امروز برای عده‌ای که خود را انقلابی می‌نامند تبدیل به هدف شده و هدف اصلی مغفول واقع شده است...نفس انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین ضربه به امریکا بود و نیازی به اقدامات نسنجیده و غیرضروری و خراب‌کننده چهره انقلاب اسلامی مانند تسخیر سفارت وجود نداشت و اساسا در رفتار با امریکا به عنوان موجودی که زور دارد و عقل ندارد چون مست قدرت است اولا باید روشی اتخاذ شود که عملا بیشترین ضربه به او وارد شود و کمترین ضربه به ما، و ثانیا در هر مقطع زمانی باید متناسب با رفتار او عکس‌العمل نشان داد».

مطهری در ادامه نوشت: «سیاست فضای باز سیاسی که رژیم شاه در سال 1356 اعلام کرد و موجب هموار شدن راه نهضت اسلامی گردید ناشی از فشاری بود که جیمی کارتر با عنوان حقوق بشر به حکومت پهلوی وارد کرده بود...عده‌ای چنین جلوه داده‌اند که رابطه یا مذاکره با امریکا حتی در دوره فردی غیر از ترامپ، ملازم با تسلیم و لااقل به معنی اعتماد به اوست. این حرف‌ها بلادلیل است. آیا مذاکره پیغمبر اکرم با ابوسفیان قبل از فتح مکه به معنی اعتماد به ابوسفیان یا تسلیم در برابر او بود؟».

این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه تصریح کرد: «شور انقلاب یک وسیله است نه هدف و باید متکی به یک شعور باشد. زمانی که تغییر در سیاست‌ها و رفتار امریکا احساس می‌کنیم باید از این فرصت برای احقاق حقوق مردم‌مان استفاده کنیم. متأسفانه از فرصت دوره اوباما، با همه شیطنت‌هایی که داشت، با شعارهای احساسی به درستی استفاده نکردیم...چرا ما متناسب با تغییر رفتار امریکا رفتار نکنیم؟ اگر هدف‌های انقلاب اسلامی با این رابطه بهتر تأمین شود آیا باز هم باید در راه تحقق آن کارشکنی کنیم؟ ».

دولت آمریکا- هم جمهوری خواهان و هم دموکرات ها- دولتی غارتگر، جنایتکار، مداخله گر، تروریست و زورگو است. به عبارت دیگر، ساختار حاکمیتی آمریکا، مصداق اتّم استکبار است.

شهید بزرگوار دکتر «مرتضی مطهری» در کتاب حماسه حسینی در زمینه دشمن‌شناسی، به نکته بسیار مهمی اشاره کرده و آن این است که جبهه حق و جبهه باطل همواره وجود دارد. ایشان در همین زمینه تاکید کرده است که: «شمر 1400 سال پیش مرد، رفت. شمر امروزت را بشناس» ؛ این تأکید نشان از اهمیت تحلیل درست تاریخ و شناخت دقیق جبهه حق و جبهه استکبار دارد.

در یکی از اسناد ساواک از سخنرانی شهیدمطهری در روز عید فطر، علیه رئیس جمهور آمریکا یاد شده است.

نکته بسیار مهم این است که نظرات شهید مطهری در اکثر زمینه‌ها و از جمله دشمن شناسی و استکبار، مطابق با خط مشی امام خمینی (ره) بوده و از سوی ایشان مورد تأیید قرار گرفته است.

شهید مطهری، در مقابل نسخه‌های التقاطی از اسلام و یا افکار وارداتی غربی، به تمام معنا ایستاد و تفکر صحیح اسلامی را در جامعه شرح و بسط داد. رهبر معظم انقلاب- 18 اسفند 82- در تشریح این مسئله فرمودند: «ایشان با قوّت فکری و اندیشه‌ی قوی و صائب خود وارد میدان‌هایی شد که تا آن‌وقت هیچ‌کس در زمینه‌ی مسائل اسلامی وارد این میدان‌ها نشده بود... ایشان، هم در جبهه‌ی مقابله‌ی با مارکسیست‌ها به یک جهاد بسیار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه‌ی مقابله‌ی با تفکرات غربی و لیبرالیست‌ها وارد میدان شد».

حالا علیرغم اسناد متعدد درخصوص حمایت ویژه آمریکا از رژیم پهلوی و همچنین با وجود کارنامه سیاه آمریکا در جنایت علیه مردم ایران در حداقل 42 سال اخیر، علی مطهری با بزک این دولت تروریست و غارتگر، مدعی است که اهداف انقلاب با رابطه با آمریکا بهتر تأمین می شود.

«مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا چندی پیش گفته بود: «زمانی که رئیس سازمان ‌CIA بودم، دروغ می‌گفتیم و تقلب و دزدی هم می‌کردیم. این کارها یادآور افتخارات تجربه آمریکایی است»؛ سوال اینجاست که آیا اهداف انقلاب با رابطه با چنین دولتمردانی تأمین می شود.

پس از ترور سردار سلیمانی توسط دولت ترامپ، «جو بایدن» با تمجید از این اقدام جنایتکارانه، حاج قاسم را آماج توهین و فحاشی قرار داد.

رهبر معظم انقلاب۱۲ آبان ۷۲- در جمع دانش آموزان و دانشجویان فرمودند: «من امروز عرض میکنم که این کار دانشجویان ما در سال ۵۸ یکی از بهترین کارهایی بود که در این انقلاب انجام گرفت. مبادا تلقینهای یک عدّه آدمهایی را که - به اعتقاد بنده - تعریف واقعی از آنها این است که  «انسانهای سطحی و ضعیفی هستند»  باور کنید. نمیخواهیم بگوییم اینها وابسته‌اند. نمیخواهیم بگوییم مغرضند. نه! ضعیفند؛ انقلابها را هم غالباً ضعیفها از بین برده‌اند.».

** اصغرزاده:برجام بدون شلیک یک گلوله، سایه جنگ را از کشور دور کرد

«ابراهیم اصغرزاده» عضو شورای شهر منحله اول تهران و از دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی که پیش از این گفته بود «عذرخواهی از آمریکا کاری انسانی است»! در مصاحبه با روزنامه شرق گفت: «برجام پیروزی بزرگ دیپلماتیک ایران است که بدون شلیک یک گلوله، سایه جنگ را از سر کشور دور کرد و پرونده ما را از شورای امنیت و از ید اختیار دولت آمریکا خارج کرد».

اصغرزاده در ادامه گفت: «برخی تندروها، شتاب‌زده شیپور را از سر گشادش می‌زنند... با کسب حدود 20 درصد رأی مردم تهران به نام ملت ایران سخن می‌گویند و به رئیس‌جمهوری که بالای 60 درصد آرای کل کشور را کسب کرده، طعنه می‌زنند که ما مثل دولت حرف نمی‌زنیم، زیرا نماینده مردم هستیم. تندروهایی که از اداره یک نانوایی ناتوان هستند و از مهارت گفت‌وگو با اصلاح‌طلبان و دیگر هم‌وطنان منتقد و معترض خود بی‌بهره‌اند، چگونه قرار است نسخه حکومت‌داری بپیچند و با دنیا وارد گفت‌وگو و تعامل شوند؟».

بی دستاوردی برجام موجب شده است تا حامیان این توافق خسارت بار به دستاوردسازی و دستاوردتراشی روی بیاورند. حالا اصغرزاده با الگوبرداری از عبارت مقامات آمریکایی درباره برجام، مدعی شده است که این توافق بدون شلیک یک گلوله، سایه جنگ را از سر ایران دور کرده است.

این ادعا در حالی است که پیش از این «باراک اوباما» رئیس جمهور سابق آمریکا در سخنرانی خداحافظی خود گفته بود «برجام بدون شلیک حتی یک گلوله، برنامه هسته ای ایران را تعطیل کرد».

«وندی شرمن» عضو ارشد تیم مذاکره کننده آمریکا در مذاکرات هسته ای 1+5 با ایران نیز پیش از این گفته بود: «کاری که برجام با برنامه هسته ای ایران کرد، جنگ هم نمی توانست انجام دهد».

دولتمردان و فعالین اصلاح طلب در طول مذاکرات و پس از امضای برجام تاکید کردند که هدف اصلی برجام «لغو یکباره تمامی تحریم ها» است.

حامیان برجام به گونه ای درباره دستاوردهای توافق هسته ای تبلیغات کردند که عده ای از مردم در تابستان 94 در تهران در خیابان ها به جشن و پایکوبی پرداخته و اینگونه تصور می کردند که به واسطه برجام، قیمت هر دلار یکهزارتومان خواهد شد.

روزها و ماهها گذشت و دلار تا آستانه 32 هزارتومان افزایش یافت. ظریف در اظهارنظری عجیب گفت «هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود»!؛ روحانی نیز تاکید کرد که «ما در برجام پیروزی اخلاقی به دست آوردیم»!

حالا اصغرزاده در ادامه همین روند می گوید که برجام بدون شلیک حتی یک گلوله، سایه جنگ را از ایران دور کرد. برخلاف این ادعا، دورشدن سایه جنگ از کشور، نتیجه اقتدار جمهوری اسلامی ایران و ماحصل رشادت های مدافعان حرم و حافظان امنیت و نتیجه ایثار طهرانی مقدم ها و سلیمانی ها و فخری زاده هاست.

اصلاح طلبان پیش از این مدعی بودند که چون قالیباف نماینده مردم تهران است، پس نباید وارد حوزه انتخابیه خوزستان و سیستان و بلوچستان شود. حالا این طیف با استدلالی مضحک مدعی است که مجلس نمی تواند به عملکرد دولت نظارت کند، چون درصد شرکت کنندگان دو انتخابات متفاوت بوده است!

البته اینکه انتظار داشته باشیم که طیف تندروی اصلاح طلب از بدیهیات و ابتداییات کشورداری و قانون و حق الناس اطلاع داشته باشد، انتظار بیهوده ای است.

**کواکبیان:شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات تمام شد

«مصطفی کواکبیان» نماینده فراکسیون امید مجلس دهم که در انتخابات مجلس یازدهم علیرغم تبلیغات بسیار گسترده و پرحجم با حدود 61 هزار رأی از راهیابی به مجلس بازماند در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «شورای عالی اصلاح‌طلبان تمام شد. چرا عده‌ای دوست دارند آن را دوباره زنده کنند؟ شورای عالی برآمده از شورای هماهنگی و برای انتخابات بود. آخرین انتخابات نیز در اسفندماه برگزار شد و اعضای شورای عالی گفتند که ما نامزدی نداریم و هر حزبی مطابق نظر خود عمل کند. این شیوه عملکرد بی‌معنا است، زیرا این شورا برای انتخابات تعیین شده بودند اما هنگامه‌ اصلی انتخابات گفتند که ما تسلیم هستیم و نمی‌خواهیم نامزدی را برای انتخابات معرفی کنیم».

کواکبیان در ادامه گفت: «ما نظر مشورتی آقای خاتمی یا حتی بزرگانی در مجمع روحانیون را می‌پذیریم اما اینکه آنها راسا برای 32 حزب تصمیم بگیرند که چه کسی نامزد انتخابات بشود، چه کسی حضور پیدا کند یا خیر و فرآیندها چه باشد، محل اختلاف است. همیشه احترام و مشورت گرفتن از این بزرگان برای ما عمل درستی بوده اما اینکه عقل جمعی 32 حزب را تعطیل کنیم و به صحبت‌های یک فرد گوش کنیم، موضوع اختلاف بوده است. در اصل اما باید از نظر این افراد استفاده شود».

در اردیبهشت 99، دو ماه پس از شکست اصلاح طلبان در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی، «عبدالواحد موسوی لاری» از شورای سیاستگذاری اصلاحات استعفا داد. همزمان با این استعفا، انتقادات در میان فعالین اصلاح طلب نسبت به عملکرد «محمدرضا عارف» در شورای سیاستگذاری اصلاحات ابعاد گسترده تری به خود گرفت. در نهایت، عارف نیز در تیرماه 99 از شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان استعفا داد.

«صادق زیباکلام» فعال سیاسی اصلاح طلب با اشاره به وضعیت شورای سیاستگذاری اصلاحات در مطلبی نوشت: «استعفای آقای سیدعبدالواحد موسوی‌لاری از عمق به‌سطح آمدن بحرانی بود که از مدت‌ها پیش اصلاح‌طلبان را در خود فرو بروده بود...انتخابات دوم اسفند ۹۸ نقطه پایان رسمی اصلاح‌طلبان بود. نه‌به‌واسطه آن که بخش قابل‌توجهی از نامزدهای اصلاح‌طلب تایید صلاحیت نشدند، بلکه بیشتر به‌واسطه آنکه حتی اگر نامزدهای این جریان تاییدصلاحیت هم شده بودند، آنان بخت و اقبالی در آن انتخابات نداشتند. چراکه مشکل اصلی اصلاح‌طلبان آن بود که بیش از دو سال می‌شد بدنه اجتماعی‌شان را از دست داده بودند، اما نمی‌خواستند این واقعیت تلخ را بپذیرند».

اصلاح طلبان در مقطع انتخابات مجلس یازدهم با تبلیغات گسترده رسانه ای اینگونه وانمود کردند که کاندیداهای این طیف از سوی شورای نگهبان قلع و قمع شده اند و انتخابات مهندسی شده و نتیجه از قبل مشخص است.

اما «غلامحسین کرباسچی» در مناظره با «مصطفی تاجزاده» درباره فضاسازی اصلاح طلبان علیه شورای نگهبان دست به افشاگری زد و گفت: «معتقد نیستم انتخابات مجلس یازدهم مهندسی شده بود. در جلساتی که با همین آقای تاج زاده درباره انتخابات داشتیم دائماً آقایان می گفتند نامزد نداریم، آقای عبدالله نوری گفتند مگر نمی گویید نامزد ندارید، ۱۶۰ حوزه‌ای که معتقدید از الان نمایندگان آن روشن است را روی کاغذ بیاورید تا ببینیم انتخابات مهندسی شده است یا خیر اما آقایان نمی‌توانستند چنین کاری کنند».

کرباسچی در ادامه تاکید کرد: «آقای نوری به نوعی از جناح چپ اقرار ضمنی گرفتند مبنی بر اینکه اگر مردم رای نمی دهند به علت نارضایتی از عملکرد اصلاح طلبان است».

روزنامه اصلاح طلب آرمان چندی پیش در مطلبی اذعان کرده بود: «باید قبول کنیم از سال ۹۲ به بعد که اصلاح‌طلبان مناصب بیشتری را از طریق انتخابات‌ها کسب کردند، ناکارآمدی‌ها و سوءمدیریت‌ها و بی‌توجهی به شاخص‌ها و اصول مدیریت که پیش زمینه و ضرورت توسعه است، مغفول‌تر ماند».

فعالین اصلاح طلب به دفعات اذعان کرده اند که پایگاه اجتماعی این طیف به شدت سقوط کرده است. اصلاح طلبان در دولت روحانی، شورای شهر و شهرداری تهران و مجلس دهم به هیچ عنوان نتوانستند کارنامه قابل قبولی به افکارعمومی ارائه کنند. در حقیقت این طیف اکنون به صورت جدی با معضل کارنامه مواجه است.

برچسب‌ها