آقازاده ها و دامادهای برخی مقامات اصلاح طلب اکنون به دلیل غارت اموال مردم، یا زندانی اند یا متواری. حالا همقطاران «آقازاده ها و ژنرال ها» جوانان این مرز و بوم را به آشوب در کف حیابان تشویق می کنند.

سرویس سیاست مشرق - روزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌استفاده و محوری برای تحلیل باشد، در گزارش روزانه "ویژه‌های مشرق" نکات و تأملات قابل‌استخراج از رسانه‌ها برای مخاطبین عرضه خواهد شد؛ با  «ویژه‌های مشرق» همراه شوید.

*******

** فراخوان «خودمختاری» و شورش خیابانی در روزنامه اصلاح طلب

روزنامه اعتماد- به مدیرمسئولی «الیاس حضرتی» نماینده اصلاح طلب مجلس دهم و کاندیدای ردصلاحیت شده انتخابات مجلس یازدهم و به سردبیری «بهروز بهزادی» - در هفته های گذشته در مصاحبه با «عماد باقی» مدعی شده بود که «باید حق براندازی در ایران به رسمیت شناخته شود»! این مصاحبه تأمل برانگیز در ستون «ویژه های مشرق» مورد بررسی قرار گرفت. حالا این روزنامه اصلاح طلب در شماره امروز فراخوان آشوب و اغتشاش خیابانی صادر کرده است!

«سعید مدنی» از اعضای گروهک موسوم به «ملی مذهبی» و از فعالین فتنه ۸۸ که تاکنون چندین بار بازداشت و محکوم شده است، در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «خطای بزرگی است اگر تصور شود تعامل و ارتباط در فضای مجازی بدون ارتباط رودررو در فضای حقیقی و اشغال فضای شهری کاری از پیش خواهند برد. گاهی حتی نگرانی نظام‌های مستقر از ورود جمعیت به خیابان موجب می‌شود تا برابر بسیج در فضای مجازی عقب‌نشینی کنند و مطالبات را بپذیرند. بر این اساس شبکه‌های ارتباطی دیجیتال بخشی جدایی‌ناپذیر از جنبش‌های اجتماعی و کنش‌های خیابانی هستند. همان‌طورکه گفتم برخی مواقع فشار در فضای مجازی به‌ دلیل ترس از بسیج در فضای حقیقی، پاسخ مناسب دریافت می‌کند».

این فعال فتنه ۸۸ که روزنامه اعتماد از او به عنوان «تحلیل گر خوشنام مسائل اجتماعی»! نام برده، در ادامه گفت: «همان‌طور که کاستلز گفته اینترنت فقط ابزار نیست، اینترنت شرایط را برای شکلی از عمل فراهم می‌کند که به جنبش بی‌رهبر امکان بقا، هم‌اندیشی، هماهنگی و گسترش می‌دهد و امکان غلبه بر سلطه نهادینه شده را فراهم می‌کند. بنابراین برخلاف آنچه در سوال شما آمده کنشگری هشتگی و جنبش کف خیابان در تعارض و رقیب یکدیگر نیستند، بلکه مکمل و در تعامل با یکدیگرند...اتفاقی که به ‌نظرم در جنبش سبز، اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و اعتراضات آبان‌ماه ۹۸ تجربه شد...آنچه حامیان حفظ وضع موجود را نگران و وادار به سرکوب یا عقب‌نشینی می‌کند، پیوند بین انسان‌ها در فضای خودمختار است؛ یعنی فضایی که با اشغال شهر ایجاد می‌شود یا با هشتگ اعدام».

سعید مدنی که پیش از این کتاب «جنبش‌های اجتماعی و دمکراتیزاسیون» را نوشته، در ادامه تاکید کرد: «سرپیچی اساسا مبنای خودمختاری است. پس تقابل بین جنبش و قدرت مسلط اجتناب‌ناپذیر است. مردم از طریق پیوند شبکه‌ای با هم بودن را تجربه می‌کنند تا بر ترس خود غلیه کنند و امیدوار شوند. هدف جنبش‌ها در نهایت آن است که با نافرمانی مدنی اعم از مسالمت‌آمیز یا غیر آن از جانب جامعه سخن گویند. حالا برابر چنین کنش بالقوه تهدیدکننده برای نظام‌هایی که قادر به مدیریت بحران ساختاری‌شان نیستند، نظام‌ها چه باید کنند؟ نظام‌ها اگر عاقل باشند، به دگرگونی روابط قدرت می‌اندیشند و وارد مذاکره و گفت‌وگو می‌شوند - این همان چیزی است که جنبش‌های جدید ‌دنبال آن هستند؛ یعنی پاسخگو کردن نظام‌ها- اما اگر نظام‌ها بحران را درک نکنند، راهی جز برخورد و سرکوب برابر خود نمی‌بینند».

این عضو گروهک ملی مذهبی در ادامه مصاحبه تصریح کرد: «حکومت‌ها بخواهند یا نخواهند خیابان جزیی انکارناپذیر از اعتراض است. شبکه‌ای شدن نه‌تنها مانع از خیابانی شدن نمی‌شود، بلکه تسهیل‌کننده حضور خیابانی است. تصمیم با دولت‌هاست یا باید امکان حضور قانونمند خیابانی را فراهم کنند یا منتظر باشند تا خیابان‌ها اشغال شوند. وقتی بحران سراسر ساختارهای موجود را فرا گرفته، وقتی فساد تا قله دماوند پیشروی کرده، وقتی فقر و نابرابری رنج و فلاکت را دوچندان کرده و کاهش ارزش پول ملی فقرا را فقیرتر و پولدارها را پولدارتر کرده، وقتی بوی مشمئزکننده تبعیض و رانت سراسر یک جامعه را دچار نفرت کرده، پیش‌بینی آینده چندان دشوار نیست».

سعید مدنی در پایان گفت: «جنبش‌ها محصول بحران در شرایط زندگی مردم هستند. شرایط غیر قابل تحمل است که مردم ناراضی را وادار به کنش اعتراضی می‌کند. در واقع بی‌اعتمادی به نهادهای مدیریت‌کننده جامعه عامل مهم اعتراض و کنش اعتراضی است...مردم  ریسک اعتراض را می‌پذیرند تا برای ایجاد زندگی بهتر بجنگند. در جنبش‌های اعتراضی روابط و پیوند معترضان بسیار اهمیت دارد. شبکه‌های مجازی این پیوندها را به بهترین نحو ممکن فراهم می‌کنند. اما نه برای نیامدن به خیابان، بلکه برعکس برای آمدن به خیابان. هر کنشگری اعم از مجازی یا حقیقی تمرینی است برای ایجاد فضای خودمختار و آمادگی برای کنش جمعی و اشغال خیابان...با وجود تداوم بحران‌ها و ناتوانی نظام حکمرانی در کاهش و حل بحران‌های ساختاری کنونی کنشگری جمعی- چه مجازی و چه حقیقی- پایانی ندارد؛ همان‌طور که بارها گفته‌ام تا اطلاع ثانوی جامعه ایران در وضعیت جنبشی است».

این مصاحبه، بیش از آنکه یک گفت و گو باشد، «درسنامه آشوب و اغتشاش خیابانی» است. سعید مدنی که سابقه فعالیت در فتنه ۸۸ را در کارنامه خود ثبت کرده در مصاحبه مذکور به سبک رسانه های معاند، از فتنه گرانی که در سال ۸۸ کشور را ماهها دچار آشوب و التهاب کرده و مردم را با مشکلات متعدد مواجه کردند، تمجید کرده و از آنان با عنوان «جنبش سبز»! نام می برد.

مدنی در مصاحبه مذکور، وضعیت فعلی کشور را بغرنج و سیاه و کاملا ناامیدکننده توصیف می کند. این در حالی است که اولا وضعیت فعلی کشور به هیچ عنوان بغرنج و ناامیدکننده نیست. ثانیا وضع فعلی اقتصادی و از جمله گرانی دلار نتیجه سیاست های دولتِ اصلاح طلبان است.

دلار ۲۵ هزارتومانی و پراید ۹۰ میلیونی و سکه ۱۱ میلیونی نتیجه اعتماد به آمریکا و اروپا و بی اعتمادی به توان داخلی و بی توجهی به استعدادهای عظیم جوانان نخبه و متخصص و مومن انقلابی است.

فعالین و رسانه های اصلاح طلب اکنون بجای عذرخواهی و جبران خسارت هایی که حداقل در این هفت سال به کشور تحمیل کرده اند ژست شاکی به خود گرفته و جوانان و مردمی که از سیاست های همین طیف متحمل خسارت شده اند را به شورش و اشوب خیابانی تشویق می کنند.

آقازاده ها و دامادهای برخی مقامات اصلاح طلب اکنون به دلیل غارت اموال مردم، یا زندانی اند یا متواری. از سوی دیگر ژنرال های خودخوانده اصلاح طلب نیز خسارات عدیده ای به کشور وارد کرده اند. حالا همقطاران «آقازاده ها و ژنرال ها» بجای عذرخواهی و تلاش برای جبران خسارت، جوانان این مرز و بوم را به اغتشاش و اشوب تشویق می کنند!

هیچگاه آشوب و اغتشاش و آتش زدن اموال عمومی و خصوصی منجر به بهبود اوضاع نشده است. بانیان وضع موجود بجای تشویق به آشوب، باید شهامت داشته باشند و قصور و تقصیرهای خود را بپذیرند و در فرصت باقیمانده تا پایان دولت دوازدهم، آن را اصلاح کنند.  

** دولت روحانی، اتحاد جهانی علیه ایران را شکست

روزنامه ایران در مطلبی با عنوان «تحریم و تحریف» نوشت: «متأسفانه باید گفت که مهم‌ترین نقطه ضعف جامعه ما نه اقتصاد است و نه دیپلماسی خارجی و نه توان و قدرت نظامی، که اتفاقاً در همه این زمینه‌ها نقاط قوت خاص خود را داریم. اقتصاد ایران علی‌رغم شدیدترین تحریم‌ها توانسته است حداقل‌های مورد نیاز جامعه را تأمین کند و همچنان به بقای خود ادامه دهد. اگر یک نفر زیر وزنه ۲۰۰ کیلوگرمی قدری خم می‌شود و حتی نتواند تحرک جدی داشته باشد، این به معنای ضعف او نیست، بلکه قدرت او را می‌رساند که قادر به تحمل این وزنه هست. تحریف یعنی اینکه خم شدن او را ببینیم، ولی پایداری و استقامتش را در تحمل این وزنه سنگین نبینیم. در دیپلماسی خارجی نیز همین که ایران توانست اتحاد جهانی علیه خود را به اتحاد علیه ایالات متحده تبدیل کند و از زیر بار قطعنامه‌های شورای امنیت خارج شود، نشان‌دهنده ظرفیت و توانایی مبارزه در این جبهه است».

ارگان رسانه ای دولت در مطلب مذکور به بیانات دیروز رهبر معظم انقلاب درباره تحریف و تحریم اشاره کرده است. مقام معظم رهبری در سخنرانی روز عید سعید قربان با اشاره به خسارت های فراوان برجام فرمودند: «در سال ۹۷ و بعد از خروج آمریکا از برجام، متاسفانه کشور ماهها معطل وعده های اروپایی ها باقی ماند و اقتصاد کشور شرطی شد در حالیکه معطل کردن اقتصاد به وعده های دیگران، بسیار مضر است... اروپایی ها هیچ کاری برای مقابله با تحریم های آمریکا نکردند و آنچه که به نام اینستکس نیز مطرح کردند، بازیچه‌ای بود که محقق نشد».

ایشان همچنین تاکید کردند: «من علت مذاکره نکردن با امریکایی‌ها را بارها گفته ام اما برخی یا متوجه نمی شوند و یا وانمود می کنند که متوجه نشده اند. هدف اصلی امریکایی‌ها از ادعای مذاکره، گرفتن توانایی های حیاتی ملت ایران است. جمهوری اسلامی ایران با همه کشورها به جز آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی مذاکره می کند. علاج تحریم‌ها، عقب نشینی و مذاکره با دشمن نیست بلکه علاج واقعی آن، تکیه بر توانایی های ملی، وارد کردن  جوانان به میدان و احیای ظرفیت های فراوان کشور، و در یک کلام عمل به ارکان اقتصاد مقاومتی  یعنی درون زایی و برون گرایی است».

برخلاف ادعای حامیان دولت، سیاست خارجی در دولت روحانی و برجام به هیچ عنوان به قطعنامه های ضدایرانی پایان نداد. جریان تحریف در سالهای گذشته با ادعاهایی همچون «امضای وزیر خارجه آمریکا تضمین است»!، «اروپا گفته، هر چه تهران بگوید»!، «اروپا در کنار ایران و مقابل آمریکا ایستاده است»!، «ما باید به سمت آل سعود دست دوستی دراز کنیم»! و...اینگونه القاء کردند که با رویکرد دولت روحانی در سیاست خارجی، همه تحریم ها لغو شده و گشایش اقتصادی برای عموم مردم ایران ایجاد می شود.

این در حالی است که برجام، هم در صنعت هسته ای محدودیت های گسترده ایجاد کرد، هم تحریم ها را افزایش داد و هم ارزش پول ملی را کاهش داد.

**راه حل پیشرفت کشور، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی است

«غلامرضا نظربلند» فعال سیاسی اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه شرق گفت: «اگر از این منظر که چون چین دارد قدرت منطقه‌ای می‌شود باید با آن روابط مستحکم‌تری برقرار کرد به موضوع نگاه کنیم، پس باید به طریق اولی همین نگاه را به آمریکا و سایر قدرت‌های جهانی هم داشته باشیم. شاید شما بگویید آمریکا با ما دشمن است و اروپا هم با ما میانه خوبی ندارد که قطعا پاسخ درخوری نیست و جواب دارد که جای آن اینجا نیست»

نظربلند در ادامه گفت: «تا وقتی سرمشق (پارادایم) چینی‌ها، سیاست خارجی و اقتصاد فارغ از ایدئولوژی است، از روابط راهبردی فیمابین نمی‌توان دم زد و برنامه ۲۵‌ساله هم به فرض انجام به سرانجام نمی‌رسد و به توسعه ختم نمی‌شود. توسعه و تنش چون آب است و آتش! تا وقتی با تنش‌های جورواجور که دارد کیان کشور را تهدید می‌کند، وداع نکنیم و تا وقتی‌ سرنوشت‌مان را مستقل از نتیجه این انتخابات و آن انتصابات نکنیم و در روابط منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای‌مان به ثبات نرسیم، نمی‌توانیم از توسعه (اقتصادی) سخن بگوییم و از چینی‌ها یا هر کشور دیگری انتظار برقراری روابط راهبردی داشته باشیم».

چندی پیش «علیرضا علوی تبار»  از فعالین تندروی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه شرق نوشته بود: «ایدئولوژی مقاومت، احترام و منزلت جهانی نمی‌آورد»!

«حسین مرعشی» از فعالین اصلاح طلب نیز پیش از این گفته بود: «من معتقدم از اول یعنی از همان ابتدای انقلاب نباید اینگونه با امریکا درگیر می‌شدیم چون درگیر شدن کشوری با نیم درصد تولید ناخالص داخلی دنیا با کشوری که بیش از ۲۵ درصد این تولید را در اختیار دارد اشتباه بود».

یک جریان سیاسی خاص همواره در پی آن است تا اینگونه القاء کند که علت اصلی مشکلات موجود در کشور، دشمنی با آمریکاست. این طیف مدعی است که قواعد انقلاب کردن با حکومت کردن متفاوت است و هنگامی که انقلاب به برپایی نظام منتهی می شود، باید انقلاب را تمام شده در نظر گرفت و با روند اجتناب ناپذیر جهانی شدن، همسو شد.   

این رویکرد غلط، عقیم و بی فایده همان رویکردی است که می گوید  «ما به جز آبگوشت و قرمه سبزی، قابلیت رقابت در هیچ صنعتی را نداریم»!  و  «باید از خارج مدیر وارد کنیم»!  و  «خودکفایی در کشاورزی مزخرف است»!  و  «آمریکا می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد»!  و  «نمی توان با شعارهای توخالی مقابل قدرت های بزرگ ایستاد»!  و...

این طیف در سالهای اخیر،  برجام را نشانه تعامل با جهان و از جمله آمریکا معرفی کرد و تاکید داشت که به واسطه این فتح الفتوح، تمامی مشکلات کشور رفع خواهد شد. اما برجام نه تنها مشکلات کشور را رفع نکرد، بلکه بر دامنه آن افزود.

همین طیف در هفته های اخیر سند همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین را مورد هجمه و تخریب قرار داده است.

برچسب‌ها