کد خبر 917157
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۷ - ۲۳:۰۶
مهدی نصیری

چه اتفاقی در یک قرن اخیر رخ داده است که چالش ناتوانی فقه سنتی در اداره امور جامعه و ضرورت ارتقا و یا انطباق آن با مقتضیات و پیشرفت زمانه مطرح شده است؟

به گزارش مشرق؛ مهدی نصیری پژوهشگر دینی و مدیرمسؤول سابق روزنامه کیهان در ادامه مباحث مربوط به توان فقه در تمدن سازی و ساخت مدینه فاضله در عصر غیبت، در کانال شخصی خود نوشت:

با اظهارات اخیر یکی از اساتید حوزه در باره فقدان نظام سازی در فقه، دوباره بحث فقه نظام ساز در محافل حوزوی مطرح شده است.

بالاخره فقه نظام ساز است یا خیر؟

اولین نکته مهم این است که اساسا مساله و معضله عدم کفایت فقه سنتی و موجود برای اداره جامعه مربوط به یک قرن اخیر است و در قرون گذشته چنین موضوعی تقریبا مطرح نبوده است و مردم مسلمانی که مقید به دینی و فقهی زندگی کردن بوده اند  بر اساس همین فقه همه امور زندگی خود را انجام و سامان می داده اند. و اگر در آن دوران، حکومتی فقهی و دینی هم تشکیل می شد همین فقه از عهده اداره امور جامعه تا حد زیادی بر می آمد و به هیچوجه با این حجم از گره های نظری و عملی کنونی مواجه نمی شد.

مطلب دیگری از مهدی نصیری در همین زمینه:

فقه در عصر غیبت قادر به ساخت مدینه فاضله نیست

بنا براین سئوال اساسی این است که چه اتفاقی در یک قرن اخیر رخ داده است که چالش ناتوانی فقه سنتی در اداره امور جامعه و ضرورت ارتقا و یا انطباق آن با مقتضیات و پیشرفت زمانه مطرح شده است؟

 روشن است که اتفاق رخ داده چیزی جز مدرنیته و تمدن جدید غرب و ورود و رسوخ آن به شرق و جوامع اسلامی نیست که ساختارهای تمدنی را در عرصه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دگرگون و با تغییراتی عمیق مواجه کرده است. اما مساله مهم این است که حوزه ها و فقه ما در باره این پدیده فوق العاده تاثیرگذار و ساختار آفرین و نظام ساز کمترین بحث و تحلیل و موشکافی ای ندارد. همان حوزه و فقه و اصولی که در برخی از موشکافی هایش دنیایی از بحث و قیل و قال بعضا کم فایده وجود دارد.

حوزه و فقه ما مثل عموم مردم تحت تاثیر نظریه سیر خطی پیشرفت تاریخ و تمدن [که هیچ استناد علمی و تاریخی درست و ثابت شده ندارد و برخلاف نصوص قرانی و صدها روایت است اما به دلیل القای آن در نظام آموزشی مدرن و رسانه های جدید شهرت و قطعیتی غیرقابل بحث یافته است] معتقد به مشروعیت و مطلوبیت تمدن جدید در ساحت معیشت و ساختارهای مادی مانند بانک و بورس و بیمه و رسانه و حمل و نقل و ... است. البته در مطلع ورود مظاهر مدرنیته به جامعه ما مخالفتها و نقدها و مقاومت هایی از سوی برخی علما و فقها در برابر آن صورت گرفت اما نتوانست در برابر سیلاب سهمگین نظری و عملی مدرنیته تاب بیاورد و لذا به محاق رفت. 

دو گزینه موجود در مساله 

خب با این نگاه به تمدن جدید دو راه و گزینه در پیش روی فقه و فقیهان وجود دارد:

1. پذیرش تمدن جدید و مدرنیته و علوم و تکنولوژی و ساختارهای آن در ساحت مادی و معیشتی تمدن به عنوان محصول سیر تکامل علمی و تمدنی بشر و مخالفت با ابعاد آشکار ضد دین آن مانند الحاد و نقض موازین اخلاقی و...؛ در این صورت فقه و حوزه تنها باید به دنبال تعارض های آشکار و واضح امری مدرن با شرع و دین باشد (مانند ربا و جریمه دیرکرد در بانکها و یا علوم انسانی غربی در نظام آموزشی) و البته با این رویکرد دیگر سخن گفتن از ایجاد ساختارهای جدید فقهی و تمدنی در برابر مدرنیته اغلب معنایی ندارد.

این همان رویکرد غالب و مشهور در حوزه و پارادایم کنونی فقه است. و اظهارات اخیر برخی از اساتید مبنی بر نظام ساز نبودن فقه را باید در این چارچوب تفسیر کرد.

2. گزینه دیگرهمان گزینه فوق است و هیچ تحلیل و نقد مبنایی از مدرنیته ندارد و کاملا تحت تاثیر مشهورات بی مبنای مدرن است اما با این حال به دلیل آن که تصور می کند تحقق حکومت و نظام دینی و انقلابی در گرو این است که به همه چیز یک مارک دینی و انقلابی بزنیم {فارغ از آن که واقعا محتوا و شاکله آن چقدر دینی است} سخن از فقه تمدن ساز و نظام ساز می گوید و البته توضیح نمی دهد که تفاوتش با رویکرد اول چیست و مثلا در باره نظام بانکداری و یا نظام رسانه و هنر بیش از آن که بگوید نباید خلاف شرع بیّن در آن رخ دهد {که رویکرد اول هم همین را می گوید}  چه حرفی برای زدن دارد؟ آیا قراراست نظامی بانکی با مدل و ساختاری دیگر درست کند (با غفلت از این که قوام بانکداری و اقتصاد مدرنِ مبتنی بر پول اعتباری به رباست) و یا مثلا سینمایی با ابزار و تکنیک هایی متفاوت در سناریو نویسی و فیلمبرداری و تدوین و... درست کند که به آن گفته شود سینمای اسلامی و بعد دیگر مشکلات کنونی سینما را نخواهد داشت؟ آیا قرار است نظام طراحی شده از فقه در باره ترانسپورت و حمل و نقل چگونه باشد که در برابر این نظام برآمده از غرب به آن گفته شود ترانسپورت اسلامی؟ آیا فقه نظام ساز انقلابی بیش از الزاماتی شرعی چون رعایت حجاب و عدم پخش موسیقی نامشروع و فیلمهای غیر اخلاقی و خواندن دعای سفر در آغاز پروازها و توقف قطار و اتوبوس برای اقامه نماز و مواردی از این دست، ایده دیگری برای اسلامی کردن نظام حمل و نقل دارد؟ و آیا همین فقه انقلابی موجود در حوزه به محض ورود ماشین های بدون راننده و خودران که قرار است یک شغل دیگر از مشاغل موجود را حذف کند و دهها هزار نفر را بیکار کند، بلافاصله فتوا به مشروعیت و بلکه تسریع در بکار گیری و ساخت چنین ماشین هایی برای آن که اعلام مترقی بودن و انطباق با پیشرفتهای زمانه کند، نخواهد داد؟

مثال های متعدد دیگری وجود دارد که از طرح آن صرف نظر می کنم.

گزینه سوم 

اما علاوه بر دو گزینه فوق، گزینه سوم این است که فقه به تحولات تمدنی یکی دو قرن اخیر در ساحت ساختارهای معیشتی و سبک زندگی و.. به دیده یک تحول کمّی محض که صرفا سرعت و سهولت را برای زندگی به ارمغان آورده، ننگرد و بلکه مدرنیته را یک بدعت تمدنی در برابر مسیر تمدنی ای که انبیاء برای بشر ترسیم و اجرا و محقق کرده بودند و یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر و دوازده معصوم علیهم السلام در این بستر تمدنی زندگی کردند و به هیچ وجه در صدد توسعه تمدنی ـ با این که علم آن را داشتند ـ بر نیامدند، بداند اما ناگهان از قرن پانزدهم میلادی به بعد تحولاتی فلسفی و فکری در اروپا رخ داد که مبانی نظری تمدن جدید را تولید کرد و در ادامه به علوم و تکنولوژی جدید رسید و به دنبال آن ساختارهای نو معیشتی و تمدنی در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی و افتصادی و سیاسی و ... ایجاد شد و بعد غرب با قدرت نظامی و صنعتی و رسانه ای خود این تمدن را جهان شمول کرد.

بیشتر بخوانید:

سکولاریسم مردود است اما درباره توانایی فقه برای اداره جامعه و رفع مشکلات غلو نکنید

خب اگر به این تحلیل رسیدیم آن وقت در می یابیم که انقلاب اسلامی و تاسیس نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی از تاریخ رخ داده که با تمدنی جدید که همه ساحتهای تمدنی را دستخوش تغییرات اساسی کرده، مواجه است و ایران که مهد این انقلاب بوده ظرف حدود یکصد سال از مشروطه تا استقرار جمهوری اسلامی، در معرض ورود و بلکه هجوم سازمان یافته مدرنیته در همه ابعاد آن بوده است و اکنون که بنای تاسیس نظامی اسلامی را مبتنی بر دین و فقه دارد با بستر تمدنی ای مواجه است که غیر دینی بوده و مبتنی بر انگاره ها و مبانی اومانیستی مدرنیته است. اما در عین حال بالبداهه می فهمد که از بین بردن این بستر تمدنی و بازگشت به تمدن ماقبل مدرن مقدور و میسور نیست و منجر به اختلال در نظام معیشتی و اجتماعی و بروز عسر و حرج می شود که فقه آن را بر نمی تابد و فتوا به پذیرش ثانوی و اضطراری آن می دهد و اصلاحات تمدنی و ساختاری و نظام سازی را در حد مقدورات حکومت فقهی و دینی لازم می بیند و در بسیاری از عرصه ها به ساختارهای موجود  تن می دهد کما این که جمهوری اسلامی از بدو تاسیس تا به امروز همین مشی اصولی و درست را مبتنی بر فقه حکومتی و فقه المصلحه دنبال کرده است.

چند سئوال

سئوال مهم در این جا این است که اضطرار ناشی از مدرنیته تا کی ادامه خواهد داشت؟ پاسخ این است که تا زمانی که تمدن جدید حاکم و مسیطر بر عالم باشد؛ و تنها در صورت بازگشت بشر و جوامع به دوران تمدنی ماقبل مدرن (اگر امکان و احتمال آن باشد) است که می توان سخن از نظامات و ساختارهای تمدنی ای گفت که با احکام و شاکله فقه و دین سازگاری دارند.

سئوال بعد این خواهد بود که پس جامعه و حکومت و تمدن تراز دین و فقه کی محقق خواهد شد؟ پاسخ این است که تحقق چنین آرمانی در حد مطلوب و رضایت بخش که مایه آرامش کامل مردم و جامعه و متدینان باشد اساسا در عصر غیبت و با فقه عصر غیبت به خصوص در زمانه سیطره مدرنیته عملی نیست و تنها در حدی نسبی و محدود که البته واجد ارزش و دستاورهایی عظیم برای جامعه می تواند باشد، قابل تحقق و البته تکلیف شرعی و دینی است.

ممکن است گفته شود آیا دستاورد و نتیجه ای نسبی و محدود، ارزش قیام و انقلاب را دارد؟ پاسخ این است که تکالیف دینی و شرعی تابع صفر و یا صد نیست بلکه دائر مدار وسع و قدرت و امکانات مکلَّف و مکلَّفان است. ضمن این که تجربه انقلاب و جمهوری اسلامی نشان داده است که همین مقدار اصلاحات و تحول در دنیای امروز یک دستاورد عظیم و بسیارمهم بوده و ارزش هر گونه هزینه و فداکاری را داشته و برای تداوم آن نیز خواهد داشت.

پرسش دیگر این است که آیا این دیدگاه به معنای اعلام ناتوانی فقه و دین در تحقق یک جامعه و تمدن تراز خود نیست؟

پاسخ این است که تحقق چنین جامعه وتمدنی منوط به حضور مبسوط الید امام معصوم است و غیبت معصوم ـ که البته ناشی از ضعف و سستی خود مردم بوده است ـ مانعی اساسی بر سر راه این رسالت دینی است که با ظهور مدرنیته تشدید شده است. ممکن است گفته شود که مراجعه به فقه و فقها در عصر غیبت برای پر کردن خلا معصوم بوده است، این حرف البته درست است واطاعت از فقیه جامع الشرایط در احکام شرعی و حکومتی واجب است اما باید دانست که پر کردن این خلا با فقه و فقها در حدی نسبی و محدود ممکن است و هرگز فقیه نمی تواند همه شکافها و مصیبتها و کمبودهای ناشی از حجت معصوم را پر کند و این در زمره مسلمات آموزه های شیعی است.

البته این نگاه، سئوالات عدیده دیگری را بر می انگیزد که باید در مجالی وسیع بدانها پاسخ داد.

جمع بندی  

جمع بندی بحث این که فقه در قیاس با جامعه و تمدن سنتی ماقبل مدرن (جدای از مشکل غیبت امام معصوم) ارزشها و احکامش با نظامها و ساختارهای حاکم در تلائم وتناسب بوده و اساسا بحث نظام سازی (مقصودم در اینجا تاسیس حکومت ونظام سیاسی نیست که مشروعیت انحصاری آن برای دین و فقه در عصر حضور و غیبت ثابت است) مطرح نیست اما در روزگار کنونی نظام سازی مستقل و خالص و یک دست دینی و فقهی در قبال ساختارها و نظامات مدرن اغلب غیر عملی و منتفی است و تنها باید به طور نسبی و در حد مقدور به تغییر و اصلاحات دست زد و البته این توان محدود و نسبی تمدن سازی در زمانه جدید (صرف نظر از مانعیت غیبت که آن هم به مردم بر می گردد) نه به دلیل ضعف و نقصان دین و فقه و فقها به عنوان علت فاعلی بلکه به جهت انحطاط و ویرانی علت قابلی که بستر تمدنی مدرن است، بر می گردد و از این رو تحلیل روشنفکران که این مساله را به عقب ماندگی فقه و دین و پیشرفتگی و کمال یافتگی تمدن جدید ربط می‌دهند، مردود است.

به نظر نگارنده گزینه اول به انفعال محض نظری و عملی در برابر مدرنیته می انجامد و گزینه دوم نیز چیزی جز انفعال نیست اما تصور فعال بودن و استقلال تمدنی دارد و موجب بروز تعارض های نظری و عملی در جامعه می شود و بار و تکلیفی بر دوش جمهوری اسلامی می گذارد که نه مقدور نظام است و بالتبع نه تکلیف آن.

 اما گزینه سوم ضمن آن که به لحاظ نظری قابل دفاع و عاری از تناقض است، مسیری واقع بینانه و در عین حال مبتنی بر معیارهای فقهی و دینی در پیش پای نظام می گذارد و با پرورش نسلی  دین خواه و ارزش مدار و آرمان گرا زمینه را برای ظهور موعود امم ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ و تاسیس تمدنی یکسره الهی و عدالت محور و جهانی فراهم می کند. ان شاء الله 

نظرات

  • انتشار یافته: 26
  • در انتظار بررسی: 1
  • غیر قابل انتشار: 12
  • IR ۲۳:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۴
    7 23
    آره داریم خوب هم داریم . آخوندهای ورشکسته فکری نمی تونند تفقه جدید کنند . الان چند مرکز خیلی خوب دارن فقه حکومتی بسیار عالی با تفقه جدید تهیه می کنند . به اونا مراجعه می کردید .
    • IR ۱۶:۵۹ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      1 0
      اونایی که اینطوری سوال می کنن خیلی عقبن و با اونایی که کاملا به روز هستن ارتباط نمی خوان داشته باشن . خیلی داغونی جناب
  • SE ۲۳:۳۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۴
    10 6
    نصیری حتی نمی داند خود دنیای مدرن به تدریج در حال اجرای دستورات اسلامی است! نمی داند الان در بانکهای اروپا و ژاپن و حتی آمریکا نرخ سود و بهره زیر یک درصد و در حدود صفر است و آنها در حال حذف ربا هستند.
    • IR ۲۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      0 0
      و این که تفکیک مکانهای زنان از مردان در وسایل عمومی مثل قطار و ... نشانگر بازگشت تدریجی ناچارانه به دستورهای حیات بخش دینیست
  • AU ۰۱:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    9 0
    جهان آرا تعطیل شده؟ حیف بود این برنامه جمع شد. امان از این همه آزادی. مگه شبکه افق هم تحت نفوذ دولته؟
  • IR ۰۷:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    28 29
    فقه فقط عامل نابودی و خفقان و تحجر و عقب موندگیه همونطور که کلیسای قرون وسطی بود
    • IR ۰۹:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      12 4
      اتفاقا در مورد مسلمانان داستان بر عکس مسیحیت است. در همان دوره قرون وسطی بود که مسلمانان به دلیل عمل کردن به همین فقه در عصر طلایی خود بودند. بدبختی مسلمین هم از روی شروع شد که عمل به فقه را کنار گذاشتند.
    • IR ۱۰:۰۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      9 14
      چی زدی داداش .... تو اول معنی فقه رو بفهم بعد بیا اینجا جهالت خودتو اظهار کن
    • IR ۰۰:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۶
      1 0
      اون فقهی که تو از خودت می بافی آره حتما
  • IR ۰۹:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    2 3
    باسلام. قبلا این حقیر در کامنتی در مشرق درباره نظرات قبلی جناب اقای نصیری تعبیر فقه موجود را به کار بردم. احتمال میدهم جناب نصیری کامنت این حقیررا خوانده باشد زیرا شاید اولین نفری بودم در تایید بخشی از نظرات قبلی ایشان نوشتم فقه موجود کارامدی ندارد.حالا در ابتدای نوشته ایشان کلمه فقه موجود به کار رفته. واقع مطلب طبق نظر قاصر من همان گزینه سوم هست که جناب نصیری ان را درست میداند لیکن ایشان غفلت های مهمی نیز دارند. قبلا گفتم فقه واقعی و حوزوی اصیل توان تمدن سازی دارد لیکن فقه موجود چنین توانی ندارد و همه مردم عدم توانایی ان را مشاهده کرده و میکنند. به اقای نصیری عرض میکنم اگر کتاب های درسی مدارس و دانشگاهها مزین به تفسیر قران میشد مزین به مباحث اخلاقی میشد و اگر تدوین کتب درسی را به دست وزرای لیبرال نمیدادیم و تدوین ان تحت اشراف ولی فقیه و در حیطه شورلی عالی انقلاب فرهنگی بود ایا امروز شما به گزینه سوم و قواعد ثانوی و اضطراری پناهنده میشدید؟ معتقدم فقه اصیل توانایی دارد و با وجود مدرنیته نیز میتواند جامعه اخلاقی هم بسازد ولی با وضع موجود هرگز. انتخابات در ایران خودش عامل هتک اخلاق و توهین و دروغ و لگدمال کردن اخلاق و فقه شده. چرا ما بدون توجه به تبعات جبران ناپذیر ان را عملی کردیم؟ این انتخابات سبب شده لیبرال ها مدارس و دانشگاهها و سینمای ومهد کودک های مارا بلکه همه شوون زندگی مارا سکولار کنند. حرف زیاد هست اما خلاصه اینکه از ماست که بر ماست. نظام اسلامی اگر قبول کند اشتباهات فاحشی در اول انقلاب مرتکب شده و دست از انکار ان بردارد بدون شک در زمان غیبت و در زمان مدرنیته میشود جامعه اخلاقی نسبی در حد هفتاددرصد ساخت. نمونه ان شهدای مدافع حرم هست. مشکل نظام ما اینه نمیخواد قبول کنه اشتباه کرده. نظام ما نمیخواد قبول کنه این چین کمونیست هست که درست راه را شناخته و با نرفتن به سمت انتخابات امروز داره تبدیل به ابرقدرت میشه .بسیاری از مشکلات انقلاب با انتخابات و روی کار امدن جاسوس سیا بنی صدر شروع شد و ترورها اغاز شد و جالب این هست الان هم پروژه سیا عملی شده و کشور در دست سکولارها قرار دارد. با این وضعیت موجود ایا فقه موجود کارامد هست؟ خیر. چه زمانی کار امد خواهد شد؟ اولین قدم این هست نظام اشتباه راهبردی خود را در انتخاباتی کر بپذیرد که البته تجربه نشان داده نخواهد پذیرفت
    • IR ۱۲:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      0 1
      احسنت.مشکل اصلی فقه موجود را درست بیان کردی. امروزه حتی اصلاح طلبان نیز در واقع مخالف انتخابات شده اند ولی در ظاهر خود را موافق میدانند. و دم از رای ملت و حاکمیت ملت بر سرنوشت خود میزنند.( گرچه اینان در واقع دنبال قدرت طلبی هستند نه دنبال حق حاکمیت ملت). ولی به هر حال متوجه مخالفت خود نمیباشند. از اصلاح طلبان بپرسید ایا امریکای ترامپ را قبول داری؟ میگوید نه زیرا او از برجام خارج شد و ابروی ما رفت .همین نه گفتن یعنی انتخابات را قبول ندارم زیرا ترامپ محصول نظام انتخابات هست.حتی جان کری وزیر خارجه سابق و نیز بخش وسیعی از مردم امریکا که اکثریت هم هستند نیز ترامپ را قبول ندارد پس گر چه به ظاهر معنای این حرف این میباشد که انتخاب ترامپ را قبول ندارم ولی در واقع جان کری و مردم امریکا با تظاهرات به زبان بی زبانی میگویند اصل انتخابات را قبول نداریم زیرا ترامپ محصول اصل انتخابات هست که چنین دنیا را به چالش اساسی کشانده.. امروزه دانشجوی اصلاح طلب وقتی رییس جمهور در دانشگاه حضور پیدا میکنه اقدام به تجمع میکند.از دانشجوی اصلاح طلب بپرسی به چه چیز اعتراض داری میگوید به انتخابم و از انتخابم پشیمانم غافل از اینکه انتخاب او محصول انتخابات هست پس این دانشجوی اصلاح طلب هم در واقع به انتخابات اعتراض دارد. نتیجه اینکه هم اصول گرا هم اصلاح طلب و حتی مردم امریکا به صورت تلویحی و غیر مستقیم به انتخابات اشکال و اعتراض دارند منتهی اصلاح طلب جرات نمیکند به زبان بگوید مخالفم زیرا قبلا زیاد دم از حق رای مردم میزد ولی در واقع مخالف هست و شاید متوجه مخالفت خود نباشد امروزه عراق با انتخابات اکثر اوقات در بن بست و عدم تشکیل کامل کابینه بوده همچنین لبنان. ولی چین کمونیست که انتخابات ندارد با ارامش در حال طی کردن پله های ترقی هست حتی روسیه ای که نظام انتخاباتی دارد مورد تحریم اروپا هست در برخی بخش ها ولی چین اینطور نیست. این انتخاب ترامپ و نیز ان اعتراض دانشجوی اصلاح طلب به انتخاب حسن روحانی میرساند خوشبختانه همه جناح ها به معایب نظام انتخاباتی و دموکراسی پی برده اند البته اصلاح طلبان کمتر پی برده اند ولی باز جای شکرش باقی که غیر مستقیم به اشکالات ان پی برده اند گرچه به زبان نمیگویند
    • IR ۲۰:۳۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      0 1
      فرضا انتخابات نبود فکر کرده ای دولت ب دست چه کسی می افتاد؟ مگر بازرگات با انتخابات به قدرت رسید؟ مطمئن باش اگر انتخابات نبود هاشمی ها رییس جمهور مادام العمر می شدند.
  • رحمن IR ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    4 1
    این که فقه و اصول دین را ناتوان جلوه دهیم یک ظلم است .اما بیسوادی و عدم صداقت و دروغ و نداشتن اخلاق محمدی خود را بعنوان دیندار عامل تمام مصیبتهای حرکت دینی بدانیم .این درست است .شما نگاه کنید این همه فساد ها کار دیندارها بوده رییس بانک مرکزی مثلا دیندار بوده و نماز صبح را پشت سر آقا میخواند و حتما یک رزومه اطلاعاتی هم دارند زیر زره بین بوده .گزینش دقیقه ای بود.ولی دینداری کمکش نکرده چون لذوما با شخص تطبیق نداشته و نمی توان اعتماد بالای پنجاه درصد بوجود بیاورد..این میشود حاکمیت دین .این درست است؟هرگز.دینداری یک گذینه شخصی و خصوصی است .و هر گز نباید در استخدام افراد در گزینش پایه و اساس باشد و همینکه مستخدم پرونده خلاف نداشته باشد و توانایی علمی عملی داشته باشدبرای استخدام کفایت میکند و باید در طول خدمتش نیز عمکردش سالانه محاسبه شود محاسبه پاکی در علم و عمل و نه دینداری.در کار اجرایی با رییش و تسبیح و یقه آخوندی و زیر لب ذکر گفتن سنگ از روی سنگ تکان نمیخورد .در این کار ریا و تظأهرو سرپوش گذاری است بخصوص در شغلها و کارهایی که با پول و بیت المال و مشاغل حساس خود را نشان میدهد.اگر دین را شیرینی اخرت بدانیم .اینان مگساننت گرد شیرینی.
    • NL ۱۱:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      1 5
      عزیزم گویا فراموش کرده ای که امثال وثوق الدوله و رزم آرا هم بودند که اصلا ظاهر دینی نداشتند و خائن بودند. اتفاقا پرونده آنها هم ظاهرا پاک بود! راه حل دقیقا بازگشت به دین است. دین می گوید از منافق برحذر باشید. کسی که مثل آخوندی یقه آخوندی می بندد اما افتخار می کند که لبیبرال است را پست ندهید به اکتفای اینکه نماز می خواند و روزه می گیرد!
    • IR ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      0 0
      احسنت عدم کارایی فقه موجود را خوب فهمیدی. امروزه حتی اصلاح طلبان نیز در واقع مخالف انتخابات شده اند ولی در ظاهر خود را موافق میدانند. و دم از رای ملت و حاکمیت ملت بر سرنوشت خود میزنند.( گرچه اینان در واقع دنبال قدرت طلبی هستند نه دنبال حق حاکمیت ملت). ولی به هر حال متوجه مخالفت خود نمیباشند. از اصلاح طلبان بپرسید ایا امریکای ترامپ را قبول داری؟ میگوید نه زیرا او از برجام خارج شد و ابروی ما رفت .همین نه گفتن یعنی انتخابات را قبول ندارم زیرا ترامپ محصول نظام انتخابات هست.حتی جان کری وزیر خارجه سابق و نیز بخش وسیعی از مردم امریکا که اکثریت هم هستند نیز ترامپ را قبول ندارد پس گر چه به ظاهر معنای این حرف این میباشد که انتخاب ترامپ را قبول ندارم ولی در واقع جان کری و مردم امریکا با تظاهرات به زبان بی زبانی میگویند اصل انتخابات را قبول نداریم زیرا ترامپ محصول اصل انتخابات هست که چنین دنیا را به چالش اساسی کشانده.. امروزه دانشجوی اصلاح طلب وقتی رییس جمهور در دانشگاه حضور پیدا میکنه اقدام به تجمع میکند.از دانشجوی اصلاح طلب بپرسی به چه چیز اعتراض داری میگوید به انتخابم و از انتخابم پشیمانم غافل از اینکه انتخاب او محصول انتخابات هست پس این دانشجوی اصلاح طلب هم در واقع به انتخابات اعتراض دارد. نتیجه اینکه هم اصول گرا هم اصلاح طلب و حتی مردم امریکا به صورت تلویحی و غیر مستقیم به انتخابات اشکال و اعتراض دارند منتهی اصلاح طلب جرات نمیکند به زبان بگوید مخالفم زیرا قبلا زیاد دم از حق رای مردم میزد ولی در واقع مخالف هست و شاید متوجه مخالفت خود نباشد امروزه عراق با انتخابات اکثر اوقات در بن بست و عدم تشکیل کامل کابینه بوده همچنین لبنان. ولی چین کمونیست که انتخابات ندارد با ارامش در حال طی کردن پله های ترقی هست حتی روسیه ای که نظام انتخاباتی دارد مورد تحریم اروپا هست در برخی بخش ها ولی چین اینطور نیست. این انتخاب ترامپ و نیز ان اعتراض دانشجوی اصلاح طلب به انتخاب حسن روحانی میرساند خوشبختانه همه جناح ها به معایب نظام انتخاباتی و دموکراسی پی برده اند البته اصلاح طلبان کمتر پی برده اند ولی باز جای شکرش باقی که غیر مستقیم به اشکالات ان پی برده اند گرچه به زبان نمیگویند
  • IR ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    6 10
    متاسفانه تاثیر پذیری امثال نصیری از تفکرات شیخ حلبی و برافراشتن پرچم سفید در مقابل مدرنیته تسلیم به علامت پایان دوره شریعت و حاکمیت اسلامی کاملا مشهود است. با این تفکر اسلام العیاذ بالله چیزی نیست جز تعدادی دستورات فردی در حد شکیات و سهویات و غسل! . حتی این را هم نمی گوید که قوانین مانند ارث و قضاوت و حدود و اوقاف هم بدون تشکیل حاکمیت اسلامی قابل اجرا نیست! مهمتر اینکه آنچه آقای نصیری می گوید ابدا مطلب جدیدی نیست. مشکل ما با امثال ایشان ربطی به غیبت ندارد. از همان صدر اسلام افراد زیادی بودند که معتقد بودند اسلام در الان جوابگو نیست و با نیازهای جامعه نمی سازد! از همان روزی که در مکه پیامبر دعوت خود را شروع کرد مگر با چه چیزی رو به رو بود؟ دقیقا با همان چیزی که امروز آن را مدرنیته نامیده ایم. اخلاق نسبی مبتبی بر نظر اکثریت قبیله که در دارالندوه تعیین می شد، فرهنگ بی حیایی و برهنگی تا جایی که عده ای خود کعبه را برهنه طواف می ی کردند، پذیرفته شدن انواع روابط جنسی در قالب نکاح های مختلف . روابط آزادانه یک زن با دهها مرد و روابط ضربدری و امثال آن. قطعا اگر پیامبر خدا می خواست به عنوان یک فرد پراگماتیست و عملگرا برخورد کند باید می گفت که اساسا اجرای شریعت و حاکمیت اسلامی محال است! باید دست از ادعاهای خود برای تمدن سازی بر می داشت و حداکثر به نوشتن چند نسخه در مورد نماز و روزه و یا طهارت و نجاسات آنهم برای افراد معدودی که علاقمند بودند اقدام می کرد! هزار چهارصد سال بعد از پیامبر هم که دو باره فرزند راستینش امام خمینی مجددا اندیشه حاکمیت اسلامی را زنده کرد دقیقا همین وضعیت بازگشته بود. جاهلیت آخر الزمان. و باز هم عده زیادی بودند که که مانند امثال شیخ حلبی معتقد بودند که اسلام جوابگو برای زندگی اجتماعی و سیاسی نیست و باید آن را در همان مراسم دعای ندبه و مسجد محدود کرد! حقیقت این است که این افراد چون خودشان مرعوب جامعه کفر زده بوده و هستند و حاضر به پرداخت هزینه برای مبارزه با حاکمیت کفر جهانی نیستند می خواهند اسلام را محدود کنند.
  • IR ۱۱:۰۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    3 15
    اگه به امام روح الله س مشورت میدادی انقلاب نمیکرد.ناخوش احوال
  • طلبه ای از قم IR ۱۱:۲۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    4 11
    این حرف های نصیری تکرار حرف های چند سال قبل سروش و ملکیان و شبستری است.
  • منتظری IR ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    3 11
    نتیجه حرف های نصیری این است که چون فقه نمی تواند به نیازهای امروز پاسخ بدهد پس فقه را حداقلی ببینیم و تن به مدرنیته بدهیم
    • سلام IR ۱۳:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
      2 7
      آقای نصیری - مردم از دست سران و افکار لیبرالیهای ستگر ستم پیشه به ستوه امده اند تو مانند سلطنت طلبهای بعد از انقلاب اسلامی می گویی برگردید به دوره ستم ما - عامو برو یاد بگیر دنیا درحال تحول است انقلاب اسلامی ایران عامل اصلی این تحول است افکار پوسیده و کهنه ی نابغه های تقلبی قدرتها و قدرتهای بی مقدر ضد مردمی از هر جنس و قماش عبری و عربی و ... یانکی و فرنگی و رنگ و لعاب فریبنده مدرنیته و .. همه و همه درر پیشگاه بشریت روسیاه هستند مگر ثروت نامشروع ترامپ و همه قمار بازها و ... دلالهای فواحش و جنگها و بی رحمی ها نتیجه عملکرد عده ای کلاهبردار با نام مدرنیته نیست لفاظی نکنید - فریب نخورید - یاد آیت اله طالقانی را گرامی می داریم فرمودند همه غربال می شوند یتقربلون غربله ..داری غربال می شوی در بازار مکاره با نام فریبنده مدرنیته خودت را نفروش آقای فیلسوف یکی از ترفندهای دشمن گزینش کلمات دهن پرکن و فریبنده است از جمله این کلمه منحوس مدرنیته که خیلی رنگ و لعاب دار است.
  • IR ۱۱:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    3 5
    حجتیه ای ها هم همین حرف ها را می زنند. کلید حل همه مشکلات ظهور حضرت عج الله است. کاری از دست ما بر نمی آید.
  • سارا مصباحی زاده IR ۱۱:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    2 9
    آقای نصیری! اگر کامنت بنده را می خوانید لطفا پاسخ بدهید که با این توصیفی که از دایره پاسخگویی فقه دارید، تکلیف ما در عصر غیبت چه می شود؟
  • منتظر المهدی US ۱۳:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    0 0
    . جامعه مهدوی؛ آغاز_حرکت بشریت به سمت اهداف_والا اديان الهى هم‌چنانكه در جهانبينى عمومى خودشان نسبت به عالَم، آدم نظر مى دهند، يكى از بخش‌هاى اين جهانبينى، عبارت است از مسئله ى نهايت_سِير_كاروان_بشر در اين دنيا بشريت دارد به كجا مى رود؟ اگر بخواهيم تشبيه كنيم، اينجور بايد بگوييم كه يك مسافرى يا يك كاروانى از پيچ وخمهاى دشوار، از معبرهاى سخت، از كوهستانها، از وادى ها، از درّه ها، از لجنزارها، از خارزارها، همينطور دارد عبور مى كند، راه را مى پيمايد، براى اين‌كه خودش را به يك نقطه اى برساند؛ اين نقطه كجا است؟ اين نقطه عبارت است از يك اتوبان، يك جادّه ى مهم، يك جادّه ى باز، يك راه_هموار. همه ى آن‌چه در تاريخ بشر تا امروز مشاهده مى كنيم، حركت در همان كوره_راه ها و در همان خارستانها و لجنزارها و مانند اينها بوده است؛ بشريت دارد همينطور اين راه را طى مى كند تا به اتوبان برسد. در واقع بايد گفت زندگى_اصلى بشر از آن‌جا آغاز مى شود و بشريت تازه مى افتد در راهى كه اين راه يك صراط_مستقيم است و او را به مقصد آفرينش مى رساند؛ «بشريت» را مى رساند، نه آحادى از بشريت را، نه افراد را، مجموعه ها را مى رساند. همه ى حركتى كه بشريت در سايه ى تعاليم_انبياء ، در طول اين قرون متماديه انجام دادند، حركت به سمت جاده_آسفالته عريضى است كه در دوران حضرت_مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف) به سمت اهداف_والا كشيده شده است كه بشر در آن جاده حركت خواهد كرد. اينجور نيست كه حركت متوقف بشود؛ نه! تازه حركت به سمت اهداف_والاى_الهى شروع مي‌شود؛ چون ظرفيت بشر يك ظرفيت تمام نشدنى است. در طول اين قرون متمادى، بشر از كجراهه ها، بيراهه ها، راههاى دشوار، سخت، در بين اين راهها حركت كرده است تا خودش را به اين جاده ى اصلى برساند. اين جاده_اصلى، همان جاده ى زمان_ظهور است كه اصلًا حركت_بشريت به يك معنا از آن‌جا شروع مي‌شود. اگر مهدويت نباشد، معنايش اين است كه همه ى تلاش انبياء، همه ى اين دعوت‌ها، اين بعثتها، اين زحمات طاقت فرسا، اينها همه اش بدون_فایده باشد، بى اثر بماند.
  • NL ۱۳:۲۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    0 1
    اصلاحات حداقلی یعنی چی دقیقا؟! منظور از مدرنیته چیه دقیقا؟! تمدن جدید تعریفش کو؟! عقل ما حذف شده یا کپی از عقل اونا یا هیچی؟با این روشی که نوشتین ایجاد رانت و عمل رانتجو موجه هست تازه بعد التماس رانتجو بکنیم که تورو خدا ما رانت تولید میکنیم ولی تو رو به آخرتت جیب ما رو نزن و اگه جیبمون رو زد یا منتظر امام زمان بمونیم یا تقصیر فقه هست! اتفاق قرن اخیرت هم کلا زیر سواله.
  • IR ۲۳:۰۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۵
    0 0
    مثل اکثر اسلام گرایان یک خود باخته و یکی دانستن مدرنیته حاصل دستاوردهای علمی بشری با ارزشهای غربی...
  • سیاوش ایمانی IR ۰۸:۴۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۹
    0 0
    آقای نصیری حرف های خوب و راهگشایی زدی مخصوصا اینکه عمیق تر از روش های مرسوم حوزوی به مدرنیته و زمانه نگاه کردی ما هم در جریان این فهم مرسوم و فهم غرب شناسانه عمیق هستیم هرچند جریان هایدگری به این فهم عمیق تر از غرب کمک کرده است اما جنابعالی اسیر روح هایدگری که به تقدیر می انجامد و روح انجمن حجتیه ای که به قعود می انجامد هستی فکر نکنید با این استدلال های لای زر ورق، ما مبهوت می شویم و نگاه حداقی شما به دین را درک نمی کنیم، انقلاب اسلامی فراتر از هایدگر و صدرا عمل کرده است و فهم آن و نوع نظامات آن را نه با هایدگر می شود فهمید نه با ملاصدرا و نه با روح انجمن حجتیه ای می توان مستضعفین امیدوار به انقلاب را ناامید کرد بهتر است دوستان هایدگری و حتی صدرایی از آن پیله ای که دور خودشان تنیده اند بیرون بیایند و چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس