کد خبر 850629
تاریخ انتشار: ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۶:۵۷
لکسوس RX هایبرید جدید

مرجان ۲۸ ساله که ازدواج کوتاه مدتی را تجربه کرده و در دوران عقد به آن خاتمه داده است...

به گزارش مشرق، «ورود به شمیرانات برای زوج ها ممنوع!» اگر این جمله برای شما هم خنده دار است، باید بدانید طبق آخرین آمار منتشر شده در مناطق بالاشهر تهران به ازای هر ۱۰۰ ازدواج، ۶۷ طلاق به وقوع می پیوندد که نشان می دهد بیکاری و فقر، تنها عوامل جدایی نیست و ثروت به تنهایی نمی تواند ضامن موفقیت یک زندگی مشترک باشد. در ادامه، مروری داریم بر چند داستان واقعی از زوج هایی که وضع مالی شان خوب بوده و طلاق گرفته اند. در خور ذکر است این داستان ها سرگذشت زوج هایی است که به مشاوران «زندگی سلام» مراجعه کرده اند. سپس نظر دو مشاور خانواده را درباره دلایل طلاق در زندگی هایی که مشکلات مالی مطرح نیست، خواهید خواند.

ماهانه 10 میلیون خرجی به من می داد اما...

مرجان ۲۸ ساله که ازدواج کوتاه مدتی را تجربه کرده و در دوران عقد به آن خاتمه داده است، این گونه می گوید: «من خیلی ناآگاهانه و صرفا به دلیل داشته ها و وضع اقتصادی بسیار خوبی که همسرم داشت، وارد مرحله آشنایی با او شدم. روزهای ابتدایی شروع رسمی زندگی مان هم به خیال یک سری توهماتی که امید به تغییرش داشتم، دلخوش تا چند ماه به زندگی ادامه دادم اما کم کم نقاب های شوهرم کنار رفت.» او که ادعا می کند ماهانه بیش از 10 میلیون تومان از شوهرش فقط برای خرج های دم دستی اش می گرفته است، ادامه می دهد: «پول ضامن خوشبختی ام نبود. زندگی مشترکم خیلی زود به دلیل رفیق بازی های همیشگی شوهرم به ته خط رسید. رفیق هایی که از لحاظ اخلاقی به هیچ اصولی پایبند نبودند. این اواخر وقتی از او خواستم کمتر با آن ها رفت و آمد کند، مدعی شد که به ارتباط های غیر اخلاقی در پارتی ها، معتاد شده است اما من جایگاه دیگری برایش دارم.» مرجان در پایان می گوید: «خلاصه از تاهل و شوهرداری و داشتن یک زندگی خوب، چیز خاصی نصیبم نشد و الان هم از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نیستم و اعتماد به جنس مخالف را به کلی از دست دادم و بعید می دانم دوباره بتوانم ازدواج کنم.»


کادوی تولدم یک لکسوس 400 میلیونی بود اما...
 

نادر ۲۵ ساله که پدرش کارخانه دار محسوب می شود، تنها یک سال به زندگی با دختری ادامه داده که آرزوی ازدواج با او را داشته است. نادر درباره وضعیت مالی خودش و خانواده همسرش می گوید: «بگذارید راحت تان کنم. آخرین کادوی تولد پدرخانمم به من، یک لکسوس 400 میلیون تومانی بود و آخرین کادوی تولد من هم برای همسرم، یک سرویس طلا بود که بیش از 200 میلیون تومان خریدم.» در این شرایط من توقع نداشتم همسرم خودش را عقل کل بداند. او خودش را آدمی متفاوت تر و عاقل تر از من می دید و این برای من قابل تحمل نبود. در هر موضوعی نظر می داد و معتقد بود فقط حرف خودش درست است. ما حرف یکدیگر را نمی فهمیدیم و هر روز بر سر مسائل جزئی با یکدیگر بحث داشتیم.


قیمت خانه مان بیش از 5 میلیارد است اما...
 

آرزو از جمله زنانی است که برای اشتغال و ادامه تحصیل خود اهمیت زیادی قائل است. او علت جدایی خود از شوهرش را چنین بیان می کند: «مجید از اول به من قول داده بود می توانم ادامه تحصیل بدهم و سرکار بروم ولی الان هر روز با بهانه ای مانع من می شود. او با این بهانه که نیاز مالی نداریم، مانع من می شود اما من دلیلش را می دانم. او می خواهد من زیر بلیت او باشم و من به هیچ وجه زیر بار این حرف زور نمی روم.» آرزو درباره شرایط مالی شان و این که برای چقدر حقوق سر کار می رفته است، می گوید: «قیمت خانه مان که نصفش به نام من بود چون پدرم در خریدش کمک مان کرد، بیش از پنج میلیارد تومان است. تصور این که من برای پول سر کار بروم، خنده دار نیست؟ من دوست ندارم مانند مادر مجید در خانه آشپزی و گردگیری کنم. ما خدمتکار داریم و همه این کارها را انجام می دهد. کاری هم که دنبالش بودم، در یک شرکت تحقیقاتی بود و خرج ماهانه خودم از آن در می آمد. گفته بودند تا هشت میلیون برای هر ماه، پرداخت خواهند کرد.»

هر سال وسایل خانه را عوض می کردم اما...
 

آرمان 31 ساله، توانایی برآورده کردن توقعات بیش از حد همسرش را نداشت و از او طلاق گرفت. شاید تصور کنید که او با حقوق قانون کار، زندگی اش را می گذرانده که نتوانسته خواسته های همسرش را برآورده کند اما سخت در اشتباهید! عوض کردن سالانه وسایل خانه و چشم و هم چشمی های عجیب و غریب سارا، باعث شد درآمد رئیس یک شرکت کامپیوتری که وارد کننده هم هست، کفاف هزینه های زندگی شان را ندهد. آرمان در این باره می گوید: «سارا همیشه می گفت تو باید درآمدت را خرج من کنی تا فکر کارهای دیگر به سرت نزند! این را به شوخی نمی گفت! درآمد من در ماه های مختلف متغیر بود اما فقط حقوق پرداختی ام به کارمندان شرکت، از ماهی 100 میلیون تومان کمتر نمی شد. با این حال، تقریبا هر سال وسایل خانه را عوض می کردیم اما همسرم  هر روز خواسته های جدیدی مطرح می کرد که دیگر نتوانستم همه آن ها را برآورده کنم. شاید عجیب باشد که بدانید، پدر همسرم یک کارمند ساده بود.»


مراسم ازدواج مان فوق لاکچری بود اما...

مهناز از نوجوانی در آرزوی یک ازدواج لاکچری بود. او در این باره می گوید: «همیشه دوست داشتم با مردی ازدواج کنم که همه چی تمام باشد. بالاخره در یک مهمانی دوستانه، با پسری آشنا شدم که به نظرم همه دخترها آرزوی ازدواج با او را داشتند.» زن 23 ساله درباره حال امروزش می گوید: «دقیقا هشت ماه از آن مهمانی و آشنایی مان گذشته و حالا می خواهیم از یکدیگر جدا شویم. حتی حاضر نیستم یک لحظه دیگر او را ببینم. درباره مراسم مان بد نیست بدانید که در یکی از معروف ترین هتل های تهران برگزار شد و به نظرم هزینه پذیرایی از هر مهمان، 400 هزار تومان بود که فقط آن شب 200 میلیون هزینه تالار و 200 میلیون دیگر هم هزینه های جانبی شد. او خودروی خوب، خانه خوب و خانواده خوبی داشت و مرد رویاهایم بود ولی همچنان به مهمانی رفتن هایش ادامه می دهد. هر بار هم که چیزی به او می گویم و اعتراضی می کنم، می گوید: «چی میخوای عشقم، باز پول می خوای؟ بیا بگیر هر قدر می خوای ولی به من گیر نده.» این قدر که پولش را به رخم کشیده، از دیدن پول حالم بد می شود.

منبع: روزنامه خراسان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • انتشار یافته: 20
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 12
  • IR ۰۷:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    70 13
    قابل توجه آنهایی که خیال می کنند فقر عامل فساد است! ما داریم می بینیم که فقرا در عمل بسیار سالمتر و پاک تر زندکی می کنند و خانواده های مستحکم تری هم دارند.
    • قاسم IR ۱۰:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      45 10
      نون شبت فراهمه تقصیری نداری
    • IR ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      20 23
      به قاسم/ اینهایی که دیدی طلاق گرفتند بوقلمون و خاویار هرشبشان هم فراهم بود.
    • احمد ۱۲:۰۶ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      21 5
      عزیزم فقر = بی پولی نیست... خیلی چیزهای دیگه هم عامل فقره
    • DK ۱۳:۳۶ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      10 1
      اینها چرندی بیش نیست سکه ها را که میبندند پشت پسر بدبخت میگه خوب از این میگیرم میرم به یکی که بهتر از این باشه ،سکه و طلاها در سند ازدواج را باید ممنوع کنند چه وضعیه ۳۶ سال دارم از وحشت همین سکه های تاریخ تولدی جرات نمیکنم ازدواج کنم.خوب قانون بذارید زوج هر چی داردند نصف نصف !
  • IR ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    53 5
    از اول به من قول داده بود می توانم ادامه تحصیل بدهم و سرکار بروم ولی الان هر روز با بهانه ای مانع من می شود. او با این بهانه که نیاز مالی نداریم، مانع من می شود اما من دلیلش را می دانم. او می خواهد من زیر بلیت او باشم و من به هیچ وجه زیر بار این حرف زور نمی روم.!! وقتی ارزشها در جامعه وارونه شوند می شود همین. زن ناموس بود که نفقه گرفتن حق مسلم او بود. حالا می خواهد خود را جلوی نامحرمان نمایش دهد و پپول درآورد چون نفقه گرفتن را بد می داند. چرا زنان خیال کرده اند استقلال از شوهر چیز خوبی است؟ به این ترتیب زنان روسپی در عمل آزادترین و مستقل ترین زنان هستند و ناموس کسی هم نیستند. فمینیسم همه زنان را تبدیل به روسپی می کند. فقط با درجات مختلف.
    • IR ۱۲:۰۱ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      5 3
      1ضافه کنید ثرتهای مازاد بر نیاز افراد را
  • IR ۰۸:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    54 6
    جماعتی تازه به دوران رسیده ای که از بین همه محسّنات در آفرینش فقط ثروت دارند و بس.
    • IR ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      3 11
      تو همونم نداری
  • ناشناس IR ۰۸:۴۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    46 1
    به نظرم ایمان و اخلاق بهترین ملاک ازدواج جوانان است روز جوان مبارک
  • IR ۰۹:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    43 5
    جوانانی که می خواهند یک ازدواج موفق و در پی آن یک خانواده و زندگی سالم داشته باشند، این چهار خصیصه را به همین ترتیب که هست بدون جابجا کردن اولویتشان درنظر داشته باشند :1 ـ دیانت 2 ـ نجابت 3 ـ اصالت 4 ـ وجاهت
  • IR ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    12 21
    این داستان زاییده فکر کی بود حالا؟
    • IR ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      3 10
      نتیجه تخیلات نخود مغزی چون خودت!!
    • IR ۱۴:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      1 1
      آقا نخودی هر آش شما متخصص مغز هستی از اندازه مغز ...
  • /./ ۱۰:۰۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    16 9
    قبل انقلاب اینجوری نبوده اااااا
    • IR ۱۰:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      11 13
      آن زمان مدرنیته فقط در تلویزیون و لاله زار محدود بود و مردم تلگرام نداشتند.
    • IR ۱۲:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
      8 6
      باز هم یک نفر شاهدوست نخود مغز پرید وسط گفت منم هستم - خداوند شما جماعت شاهدوست منحرف بی مغز را هدایت بنماید انشاالله
  • IR ۱۲:۰۵ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    14 0
    جک نگو مشرق اونا بلد نبودن زندگی کنن پول همه چیزه کتاب های رابرت کیوساکی رو بخون میفهمی پول نباشه خرج درمون مادر سرطانیتم نداری...
  • مجرد IR ۱۲:۳۹ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    4 13
    یه توصیه به همه پسر ها سرتونو نندازید پایین برید دست یه دخترو بگیرید ازدواج کنید حواستون باشه من خودم با یه دختر دوست بودم میگفت وفاداره بهم منم شمارشو دادم به یه دوسته فشنم بعدش دختره بعد از چند سال که میگفت من عاشقتم من میمیرم برات با دوستم هم همزمان رابطه برقرار کرد بدون اینکه بفهمه که من میدونم بازم مثل سگ دروغ میگفت من وفادارم بهت ولی نمیدونست که ....وجدانا شما جای من بودید حالشو همچین اساسی نمیگرفتید
  • IR ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۸
    7 0
    من درامد خیلی کمی دارم پول بیمه را به زور میدم

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس