کد خبر 47049
تاریخ انتشار: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۷

استاد دانشگاه علامه طباطبايي با تشريح ديدگاه شهيد مطهري در مورد نظريه تکامل گفت: استادمطهري نه تنها نظريه تکامل را ضدالهي نمي داند بلکه معتقد است که با اصل تکامل بهتر مي توان دخالت قوه اي مدبر و هاوي را در وجود موجودات زنده و هدفمداري جهان اثبات کرد.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، هفتمين نشست از سلسله درس گفتارهاي فلسفه دين با عنوان" دين و نظريه تکامل" صبح چهارشنبه 28 ارديبهشت با سخنراني دکتر حسن ميانداري، دکتر سيدحسن حسيني، دکتر حميدآيت اللهي و دکتر قاسم پورحسن در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد.

علامه طباطبايي فرضيه تکامل را بي دليل مي داند
در اين نشست دکتر قاسم پورحسن استاديار دانشگاه علامه طباطبايي به بررسي انتقادي نظريه تکامل از ديدگاه علامه طباطبايي، حسين نصر و شهيد مرتضي مطهري پرداخت و گفت: علامه طباطبايي همه مباحث تکامل را در ذيل بحث" انسان و قرآن" قرار مي دهد و با توجه به آيات قرآن به ويژه آيات اول سوره نساء، مؤمنون و سجده به بررسي تکامل در خلقت جهان مي پردازد.
وي افزود: علامه طباطبايي دو ديدگاه خلقت دفعي و تدريجي را بيان کرده و ديدگاه خلقت دفعي را مطابق آيه اول سوره نساء مي پذيرد. علامه و نصر بر بي دليل بودن فرضيه تکامل تأکيد دارند. علامه معتقد است که محور نظريه تکامل بر خلق تدريجي آدمي است و تمام مناقشات علامه بر خلقت انسان محدود مي شود.
دکتر پور حسن تصريح کرد: علامه معتقد است در سوره فصلت و مؤمنون مسئله خلقت تدريجي و تکامل انسان بحث شده اما نه ژنومي غيرانسان. علامه معتقد است که محور نظريه تکامل بر خلق تدريجي آدم است که با قرآن منافات دارد چراکه در قرآن بر دفعي بودن، تام بودن، کامل بودن و نوع متمايز در خلقت انسان تصريح دارد. علامه بر تدريجي بودن خلقت عالم تصريح دارد و مي گويد انواع به طور کلي از هم جدا و مستقل هستند و از هم بر نمي آيند و تطور از نوعي به نوعي ديگر محال است گرچه تطور در صنف، تطور در فرد را مي پذيرم اما تطور در نوع را نمي پذيرم.
وي به ديدگاه شهيد مطهري در مورد نظريه تکامل اشاره کرد و گفت: اين استاد فلسفه تصريح کرد: شهيد مطهري معتقد است نه تنها نظريه تکامل ضد الهي نيست بلکه با اصل تکامل بهتر مي توان دخالت قوه اي مدبر و هادي و راهنما را در وجود موجودات زنده و هدفداري جهان اثبات کرد.
دکتر آيت اللهي: مؤلفه‌هاي دستيابي به سازگاري آموزه خلقت و نظريه تکامل

در اين نشست دکتر حميدرضا آيت اللهي رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي نيز در" نقد نظريات سازگاري تکامل و خلقت" گفت: با ظهور نظريه تکامل يا تطور انواع، از جانب داروين اين نظريه با آموزه خلقت آدم ابوالبشر در تعارض افتاد.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي افزود: براي رفع اين تعارض تلاشهاي بسياري صورت گرفت اما طيف پاسخهاي ارائه شده معمولا با چالش جديدي گرفتار آمدند. گستره اين پاسخها شامل پاسخهاي ناواقع گرايانه در زبان دين و بيان نمادين از آموزه هاي ديني از يک طرف و طرد آموزه هاي ديني يا طرد نگرش علمي از طرف ديگر را شامل مي شود.
وي تأکيد کرد: آنچه در اين ميان مورد توجه است اينکه با راه حلهاي ناواقع گرايانه بسياري از آموزه هاي ديني محتواي خود را از دست مي دهند و با چالش سليقه هاي مختلف نامدلل براي تبيين آموزه هاي ديني مواجه مي شوند و نگرش ديني از بستر معمول آن جدا و منفک مي شود.اما در راه حلهاي طرد آموزه هاي ديني يا طرد نگرش علمي، با ناديده گرفتن شواهد منطقي و اصرار بر نوعي جزم گرايي بي منطق در علم يا دين مواجه مي شويم.
دکتر آيت اللهي با تشريح چالشهاي پيش روي راه حلهاي ارائه شده در سازگاري بين نظريه تکامل و آموزه خلقت، به ويژگيهاي سلبي و ايجابي يک نظريه مؤثر براي سازگاري آموزه خلقت و شواهد تجربي تکامل پرداخت و گفت: در راه حل پيشنهادي بايد از تأويل گرايي افراطي دور شويم چون محتواي دين را تهي مي کند و از طرفي واقعيات علمي را نمي توان به طور مسلم پذيرفت و نياز به ارزيابي دارد.
وي در پايان گفت: راه حلهاي مختلف خودشان چالشهاي مختلفي را به دنبال دارند از يک طرف تأويل گرايي صرف و از سويي نفي هرگونه واقعيت علمي يا ديني را به همراه دارد اما براي حل اين مشکل بايد چند مسئله را مورد توجه قرار داد يکي دوري از ظاهرگرايي و دوم تفسير و تأويل علمي يا ديني داشتن اما نبايد هرگونه تأويلي در اين راه حلها وارد شود بلکه بايد ملاکهايي گذاشته شود که تأويل سره از ناسره را مشخص کند.

دکتر ميانداري: لزوم توجه به نظريه تکامل از ديدگاه اخلاق‌شناسي

دکتر حسن ميانداري نيز در اين نشست به موضوع "تکامل و دين از منظر فلسفه زيست شناسي" پرداخت و گفت: فيلسوفان زيست شناسي عمدتا با استفاده از نظريه تکامل زيستي، آرايي را در زمينه هاي خداشناسي، جهان شناسي، انسان شناسي، علم شناسي و اخلاق شناسي طرح کرده اند که از ديدگاه ديني قابل تأمل هستند.
عضو مؤسسه حکمت و فلسفه ايران با اشاره به نگاه زيست شناس معروف" اليوت سوبر" در مورد دليل نظم در بحث خداشناسي تصريح کرد: سوبر قوي ترين صورت منطقي دليل نظم براي وجود خدا را در قالب "ارجحيت" مي داند. ارجحيت، ارتباطي شرطي ميان مشاهدات و نظريات است به اين معني که احتمال مشاهده با فرضيه نظري است و اين نسبي است.
اين استاد فلسفه تصريح کرد: در دليل نظم بر اساس صورت بندي ارجحيت بايد دو نظريه داشته باشيد يکي نظريه‌اي که خدا عالم را آفريده و ديگر اينکه عالم بر اساس شانس است. يعني احتمال نظمها در عالم با فرضيه خدا بيشتر است تا نسبت به احتمال نظمهاي عالم با فرضيه شانش يا ممکن است برعکس باشد.
وي افزود: سوبر معتقد است که براي اينکه احتمال يک مشاهده با يک فرضيه را به صورت نسبي مقايسه کنيم بايد مشاهده را از آن فرضيه استنتاج کنيم که براي اين کار به گزاره هاي کمکي نيازداريم. اما به دليل نداشتن گزاره‌هاي کمکي-که مستقل از فرضيه وجود خدا قابل آزمون باشند- هيچ گزاره مشاهده اي به دست نمي آيد بنابراين دليل نظم هيچ تواني ندارد.
دکتر ميانداري به بحث جهان شناسي با اشاره به نظريه تکامل از نظر الکساندر روزنبرگ پرداخت و گفت: روزنبرگ معتقد است شانس آبجکتيو در سير تکامل وجود داشته است به همين جهت گونه هاي انبوهي نداريم پس احتمال پديد آمدن انسان بسيار کم بوده است. او معتقد است رانش ژنتيکي يکي از علل پيدايش گونه‌هاي جديد است و تغيير صفات در گونه ها هم به رانش زيستي برمي گردد.
وي با بيان اينکه در بحث علم شناسي افرادي مثل مايکل روس بر غلط بودن نظريه تکامل تأکيد دارند، افزود: مايکل روس معتقد است خلقت گرايي "علمي" نيست چون قوانين طبيعي در تبيينهاي آن نقشي ندارند و آزمون پذيرتجربي و ابطال پذير نيست.
دکتر ميانداري در پايان به بحث اخلاق شناسي و نظريه تکامل اشاره کرد و گفت: بحث اخلاق شناسي کمتر در نسبت تکامل و دين طرح شده و بيشتر اين نظريه از نگاه ديني مورد نقد قرار گرفته است. فيليپ کيچر از جمله فيلسوفاني است که معتقد است اگر اخلاق انسان به صورت تکاملي مطرح کنيم اصلا گزاره‌هاي اخلاقي قابليت صدق و کذب ندارند. ممکن است اخلاقيات بيان عواطف ما باشند و اگر دين هم نقشي در اخلاق داشته باشد در امور عاطفي است. بر اساس تبيين تکامل اخلاق، ناشناخت گرايي اخلاقي بيشتر از نظريات ديگر فلسفه اخلاقي قابل دفاع است.
 

دکتر سيدحسن حسيني دانشيار دانشگاه صنعتي شريف نيز در اين نشست به ارائه گزارشي از نظرات داوکينز در مورد نظريه تکامل پرداخت و گفت: اتئيسم و خودناباوري در قرن بيستم و در ادامه آن در قرن حاضر از دو رويکرد کلي منشعب مي شود؛ اتئيسم فلسفي و اتئيسم علمي.
وي از آنتوني فلو(قبل از 2004) به عنوان برجسته ترين نماينده اتئيسمهاي فلسفي ياد کرد و گفت: اتئيسم فلسفي به مجموعه فعاليتهاي فلسفي و نظري اطلاق مي شود که با تأکيد بر برخي مباني و اصول فلسفي، به ويژه تحليلهاي فلسفي-زباني، فلسفه هاي تحليلي و پوزيتويسم منطقي، در صدد اثبات اتئيسم و ابطال خداباوري است.
اين استاد فلسفه علم تصريح کرد: منظور از اتئيسم علمي نيز مجموعه نتايج و يا استلزامات کشفيات علمي جديد است کع با اصل خداباوري ناسازگاري دارد. در اين ميان مهمترين دستاورد علمي ناسازگار با الهيات و خداباوري، نظريه تکامل زيستي دارويني و به دنبال آن داروينيسم است.
دکتر حسيني با اشاره به استدلالهاي خداناباوران با استفاده از نظريه تکاملي دارويني يادآور شد: ريچارد داوکينز از فعالترين مورخان زيست شناسي در مورد بهره برداري از ديدگاه تکاملي در استنباط اصل خداناباوري است. او در نوشته ها و کتابهاي متعدد خويش سعي کرده است نتيجه اجتناب ناپذير اصل تکامل دارويني را بر اثبات خداناباوري بداند.
وي با بيان اينکه داوکينز فرد فعال اجتماعي در کارهاي اجتماعي ضدخدايي است افزود: از نظر داوکينز گستره تبيين داروين نامحدود است. داوکينز در کتاب" ساعت ساز نابينا"اجزا و ويژگي هاي انتخاب طبيعي را مطابق سخنان داروين مرور مي کند و انباشتي بودن، تدريجي و زمان داشتن و... را از مهمترين مشخصه هاي انتخاب طبيعي مي داند.

وي در پايان درباره تکامل دارويني بدون انتخاب طبيعي گفت: اگر کسي تکامل دارويني را بدون انتخاب طبيعي بخواهد مطرح کند بعضي از بنيانهايي که داوکينز بر آن تأکيد داشته با اين مسئله ويران مي شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس