چه رخ داد که غرب، برای جهان نسخه منحوس تنظیم خانواده را پیچید. برای فهم این قضیه می بایست به واقعه اجتماعی بزرگی که در اوایل نیمه دوم قرن بیستم از آمریکا شروع شد و مانند طوفانی مخرب تمام کشورهای صنعتی را درنوردید، اشاره کرد و آن نیست مگر فاجعه انقلاب جنسی.

گروه اجتماعی مشرق- این مسئله که جمعیت از مولفه های اساسی قدرت است، شواهد تاریخی جالبی دارد که دانشمند برجسته ای چون ویل دورانت نیز به آن اشاره می کند: "قلت اعضای خانواده در تاریخ یونان و روم نقش داشته است. این نکته جالب توجه است که ژولیوس قیصر (۵۹ پیش از میلاد) به رومیانی که فرزندان بسیاری داشتند جایزه می داد و زنان بی فرزند را از سوار شدن بر تخت روان و استفاده از زیورهای گرانبها منع کرده بود" (1) اساسا همین حقیقت تاریخی بود که موجب شده بود در نیمه ی دوم قرن بیستم، شرق و غرب تفکر تنظیم خانواده را محکوم کنند. خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی در آن سال ها می گفت: "فکر محدود کردن توالد و تناسل، یک تئوری آدم خواری است که ایدئولوژی بورژوازی (سرمایه داری) آن را اختراع کرده است" ژنرال دوگل نیز در زمان ریاست جمهوریش برای جلوگیری از مصرف قرص های ضدبارداری، مبارزه ی گسترده ای را سامان داد، بدان امید که مادران فرانسوی، فرزندان بیشتری به دنیا بیاورند.


خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(ژنرال دوگل، رئیس جمهور فرانسه؛ خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی)

اما به راستی چه رخ داد که غرب، برای جهان نسخه ی منحوس تنظیم خانواده را پیچید. برای فهم این قضیه می بایست به واقعه ی اجتماعی بزرگی که در اوایل نیمه ی دوم قرن بیستم از آمریکا شروع شد و مانند طوفانی مخرب تمام کشورهای صنعتی را درنوردید، اشاره کرد و آن نیست مگر فاجعه ی انقلاب جنسی.

پیش از وقوع این رویداد اجتماعی، در جامعه ی آمریکا خبری از فساد و بی بندوباری های سازمان یافته و گسترده نبود و وضع خانواده ی آمریکایی در خیلی از جهات شبیه به یک خانواده ی شرقی بود. یکی از نویسندگان آمریکایی جامعه ی پیش از انقلاب جنسی در آمریکا را اینگونه توصیف می کند: "در سال ۱۹۵۷، نود درصد مردم آمریکا اعتقاد داشتند فردی که از ازدواج سر باز می‌زند، یا مریض و روان رنجور یا بی‌بند و بار است. بیش از نیمی از زنان آمریکا در اواسط ۲۰ سالگی، متأهل بودند؛ مردم به حال زنانی که تا ۲۵ سالگی ازدواج نکرده بودند، تأسف می‌خوردند. در سالی که رئیس‌جمهوری، جان اف کندی اعلام کرد آمریکا، انسان را به کره ماه خواهد فرستاد (1962)، بیشتر زنان جوان آمریکا آرزو داشتند در ۲۱ سالگی ازدواج کنند، از کار انصراف دهند و ۴ فرزند داشته باشند" (2) اما به راستی چه اتفاقی می افتد که خانواده و اخلاق جنسی در آمریکا به وضع فعلی در می آید؟

ماجرا از این قرار است که در حوالی سال ۱۹۴۸، بنیاد راکفلر از تحقیقات یک حشره شناس آمریکایی به نام آلفرد کینزی که بعدها پدر انقلاب جنسی نامیده شد، حمایت کرد. کینزی که خود یک بیمار جنسی بود، از طریق نگارش دو کتاب توانست زمینه ی تئوریک فروپاشی خانواده ی آمریکایی را فراهم کند. تحقیقات وی مقدمات تغییر قوانین مرتبط با جرائم جنسی را فراهم آورد و پایه ای شد برای آموزش جنسی کودکان و جوانان غربی. وی در این دو کتاب از طریق آمارسازی های عجیب، بی اخلاقی ها و بیماری های جنسی از جمله خیانت و همجنسگرایی را شایع و عادی جلوه داد. کینزی در یکی از سخنرانی‌هایش که به پشتیبانی فدراسیون تنظیم خانواده (Planned Parenthood) برگزار شده بود، مدعی شد که ۹۵ درصد زنان باردار، مجرد هستند! پژوهش های وی تا حدی مغرضانه است که در کتاب ۸۲۴ صفحه‌ای اش در مورد مسائل جنسی در زنان، حتی یک بار هم به واژه‌ی مادری اشاره نشده است.


خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(تصویر آلفرد کینزی، پدر انقلاب جنسی، نقش بسته بر مجله ی تایم و کاریکاتوری از حامی وی، راکفلر پدر صنعت در آمریکا)

البته در مسیر نابودی خانواده در آمریکا، دو تسهیلگر عمده نیز به کمک برخی از سرمایه داران و دانشمندان غیرمتعهد آمدند؛ فعالیت جریان های فمینیستی و همچنین اختراع و تولید انبوه قرص های ممانعت از بارداری. بنا به تحلیل جامعه شناسان غربی، این قرص ها کمک کردند که زنان آمریکایی بتوانند بدون اندیشیدن به عواقب رفتارهای جنسی خود از جمله ابتلا به بارداری غیرمشروع، به رفتارهای جنسی غیراخلاقی بپردازند. در غرب، به تولید انبوه وسایل ضدبارداری، انقلاب وسایل ممانعت از بارداری (Contraceptive Revolution) می گویند که کمک بسیاری به فروپاشی خانواده در غرب کرده است.


خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(تجمع گروه های فمینیستی در مسیر پیشبرد انقلاب جنسی؛ نخستین قرص های ضدبارداری که نقش بسزایی در وقوع انقلاب جنسی در غرب داشتند)

نهایتا با تدارک تمهیدات لازم توسط سرمایه داران مطرح، انقلاب جنسی در آمریکا به ثمر رسید و این جامعه دچار دگرگونی های اساسی در بسیاری از ارزش ها و رفتارهای اجتماعی شد. در ذیل گوشه ای از عواقب وقوع انقلاب جنسی که مورد اعتراف سه تن از کارشناسان غربی است را برمی شماریم:

- "زنان و مردان آمریکایی به تدریج، ازدواج را به تأخیر انداختند، فرزندان کمتری به دنیا آوردند و آمار طلاق بیشتر شد. در همان سالی که قرص ضدبارداری وارد بازار شد، بیشتر مردم آمریکا در خانواده‌های هسته‌ای زندگی می‌کردند، زوج‌های متأهل به طور متوسط، چهار فرزند داشتند و مادران در خانه می‌ماندند. در سال ۲۰۰۰ (یک نسل پس از وقوع انقلاب جنسی)، خانواده‌ها به طور متوسط، دو فرزند داشتند، از هر دو ازدواج، یکی به طلاق می‌انجامید و تقریبا یک سوم کودکان آمریکایی در خانواده تک والدینی یا با زوج‌های مجرد بزرگ و تربیت می‌شدند." (2)

خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

- "بیش از ۵۰ سال از شروع انقلاب جنسی می‌گذرد و اکنون هیچ فرد آمریکایی زیر ۴۰ سال، زمانی را به یاد نمی‌آورد که سکس در تلویزیون از محرمات (تابو) محسوب می‌شد، زمانی را که با هم زندگی کردن به معنی ازدواج بود و زمانی که تقریبا همه‌ی بچه‌ها با هر دو والدینشان زندگی می‌کردند. واقعیت این است که این انقلاب یک بلا بوده است. پیش از آن که در دهه‌ی ۱۹۵۰ آداب و رسوم جنسی آمریکاییان ولنگار شود، تنها دو بیماری‌ مقاربتی در ایالات متحده گزارش می‌شد. امروزه بیش از ۲۴ گونه بیماری مقاربتی در آمریکا وجود دارد" (3)

- "سالیانه19میلیون مورد جدید از ابتلاء به بیماری‌های مقاربتی در آمریکا ثبت می شود که سیستم بهداشت آمریکا باید برای درمان آن هزینه‌ای در حدود17 میلیارد دلاررا متحمل شود. اکنون به لطف انقلاب جنسی بیش از نیمی از کودکان آمریکایی که از مادران زیر سی سال متولد می‌شوند، نامشروع‌اند و تعداد نوزادانی که سالانه در آمریکا به واسطه عمل سقط جنین کشته می‌شوند،یک میلیون نفر می باشد، که تقریبا برابر باکل تلفات ایالات متحده در تمامی جنگ‌هایش در طول تاریخ چند صد ساله خود است؛ جالب این که 86 درصدعمل‌های سقط جنین در آمریکا بی‌دلیل و صرفا به خاطر مصلحت جویی و راحت‌طلبی صورت می‌گیرد" (4)

خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(تجمع جریان های فمینیستی با مطالبه ی "سقط جنین ایمن و قانونی برای همه ی زنان")

البته وقوع انقلاب جنسی فاجعه ی جمعیت شناختی بزرگی را نیز برای آمریکا به ارمغان آورد و باعث شد نرخ باروری در آمریکا که در سال 1958 به 3.7 فرزند رسیده بود، در سال 1976 به عدد 1.74 برسد، یعنی این فاجعه ی اجتماعی، تعداد متوسط فرزند زنان را به کمتر از نصف تقلیل داد. (این روند کاهشی، همزمان با صدور انقلاب جنسی به اروپا، با تاخیری چند ساله در اروپا نیز تکرار شد و به عنوان مثال در فرانسه نرخ باروری کل از 2.9 در سال 1964 به 1.8 در سال 1978 رسید. در آلمان نرخ باروری از 2.5 در 1967 به 1.4 در 1977 و در ایتالیا نرخ باروری از 2.7 در 1964 به 1.7 در 1980 نزول کرد)

اما وقوع بحران در مسئله ی کلان و استراتژیکی چون جمعیت چه عواقبی را برای آمریکا به دنبال داشت؟ بی شک نمی توان نقش بحران جمعیت را در وقوع رکود اقتصادی آمریکا نادیده گرفت. رکودی که به رونق اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم در جهان سرمایه داری خاتمه داد و اساسا می رفت که سرمایه داری را برای همیشه نابود کند. لستر تارو (Lester Carl Thurow) اقتصاددان برجسته ی آمریکایی در این باب می نویسد: "در دهه ی 1960 اقتصاد جهانی با کسر نرخ تورم، سالی 5 درصد رشد می کرد. در دهه ی 1970 میزان رشد پایین آمد و به سالی سه و شش دهم درصد رسید. در دهه ی 1980 باز هم رشد اقتصادی جهان سقوط کرد و به سالی دو و یک دهم درصد رسید و در نیمه ی اول دهه ی 1990 رشد اقتصاد جهان می تواند فقط دو درصد باشد. سرمایه داری در عرض دو دهه، 60 درصد شتاب و نیروی حرکت خود را از دست داده" (5)

اما چه شواهد علمی وجود داشت که بحران جمعیتی از عوامل ایجاد رکود اقتصادی بوده است؟ برای پاسخ به این سوال می توان به نظر اقتصاددان های برجسته ی غربی اشاره کرد که در همان برهه ی تاریخی، جمعیت را نوعی سرمایه تلقی کرده اند که اگر کنترل شود به اقتصاد آسیب می زند. دو تن از این دانشمندان عبارتند از:

کنت آرو (Kenneth Arrow): وی که اقتصاددانی آمریکایی و برنده ی نوبل اقتصاد در سال 1972 است، می گوید: "جمعیت شکلی از سرمایه است. با کنترل جمعیت، رشد اقتصادی کنترل و محدود می شود. برنامه ریز اقتصادی، باید اقتصاد را متناسب با جمعیت تنظیم کند، نه عکس آن" (6)

پول ساموئلسون (Paul Anthony Samuelson): وی نیز که آمریکایی و برنده ی نوبل اقتصاد در سال 1970 است، ضمن مقاله ای اثبات می کند که: "بهترین عامل تحرک و تکامل اقتصاد، نرخ باروری انسانی است" (7)

البته آسیب رسانی نرخ باروری کم به اقتصاد یک کشور، اکنون اینقدر واضح و آشکار است که هیچ اندیشمند قابلی منکر آن نمی شود. چندی پیش روزنامه ی گاردین ضمن یادداشت جالبی با اشاره به افت نرخ باروری در آمریکا که اقتصاد این کشور را تهدید می کند، نوشت: "دلیلی که ما نیاز به نوزادان بیشتری داریم، برقرار کردن تعادل در سالخورده شدن جمعیت است. به عنوان یک حکایت هشداردهنده ی خوب، به ژاپن بنگرید: در سال 2014 در ژاپن، پوشک بزرگسالان بیشتر از پوشک بچه فروش داشت! میانه ی سن ژاپنی ها 45 سال است که سالخورده شدن جمعیت این کشور را نشان می دهد. شاید این کشور نیز به صورتی غیر منتظره، به رکود اقتصادی باز گردد. پوشک های بچه؛ یک شاخص مهم اقتصادی هستند!!" (8)

الغرض غرب هنگامی که خانواده و جمعیت زیاد و جوان را از دست داد، تازه به ارزش حقیقی این دو مزیت بزرگ پی برد و همین مسئله سبب شد که خانواده و جمعیت، به عنوان مولفه های اساسی قدرت در ادبیات اندیشمندان غربی نمود یابد. به عنوان نمونه هانتینگتون، اندیشمند معاصر آمریکایی و نظریه پرداز جنگ تمدن ها با بیان این که فساد در خانواده شامل افزایش نرخ طلاق، فرزندان نامشروع، حاملگی در سن نوجوانی و خانواده های تک والد و ... در غرب به شدت افزایش داشته می گوید: "آینده ی غرب و نفوذ آن بر جوامع دیگر تا حدود زیادی بستگی دارد به این که غرب در برخورد با این مشکلات که به برتری اخلاقی مسلمان ها و آسیایی ها منجر شده است، تا چه حد موفق باشد" (9) وی همچنین در مورد خطر جمعیت جوان کشورهای اسلامی سخن جالب و قابل تاملی دارد: "تمدن اسلامی ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد زاد و ولد که در اکثر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم، این چالش را متفاوت کرده، امروزه بیش از 20 درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان 15 تا 25 ساله تشکیل داده اند" (10)

آری فروپاشی خانواده و به دنبالش کاهش فرزندآوری زنان غربی، که همسو با نگرش سکولار غرب در زندگی بود، وحشت اندیشمندان غربی را به دنبال داشت تا جایی که برژینسکی -استراتژیست برجسته ی غربی و مشاور امنیت ملی کارتر- می گوید: "سکولاریسم غربی اساسا یک موج فرهنگی است که در آن لذت‌گرایی، خوش‌گذرانی و مصرف‌گرایی، مفاهیم اصلی «یک زندگی خوب»را تشکیل می‌دهند... سکولاریسم عنان گسیخته که بخش اعظمی از غرب را فراگرفته است، در درون خویش نطفه ی خودویرانی فرهنگی را پرورش می دهد. به همین علت من نگران آن هستم که موقعیت ابرقدرتی آمریکا تا حدودی متزلزل باشد" (11)

همچنین ویل دورانت که عنادی آشکار با مذهب کاتولیک داشت، در کتابی که اواخر عمرش (1968) نوشت چنین آورد: "در کشورهای متحد آمریکا ضریب کم موالید آنگلوساکسونها، از نیروی سیاسی و اقتصادی آنها کاسته است. از سوی دیگر، ضریب بیشتر موالید در نزد کاتولیکهای رومی آمریکا، به نظر می آورد که در سال ۲۰۰۰ کلیسای کاتولیک رومی را در این کشور، نیروی مسلط بر حکومت های شهری و ایالتی سازد. در فرانسه و سوئیس و آلمان نیز جریان مشابهی در کارست و به احیای مذهب کاتولیک کمک می کند. شاید طولی نکشد که سرزمینهای ولتر و کالون و لوتر، دوباره به آغل گوسفندان پاپ تبدیل شود! سازمان و انضباط و اخلاقیات و ایمان و باروری برتر کاتولیکها هم ممکن است که سرانجام بر اصلاح دینی پروتستانها و روشنفکری فرانسه خط بطلان بکشد" (1)

نهایتا اندیشمندان غربی اعم از اقتصاددان ها، سیاست خوانده ها و سیاستمداران، به این نتیجه رسیدند که غرب برای حفظ هیمنه ی جهانی خود و فایق آمدن بر سلسله بحران هایی که پس از انقلاب جنسی رخ داده بود، دو راه بیشتر ندارد. نخست بازگشت به سبک زندگی خانواده محور که با توجه به عمق تغییرات صورت گرفته در غرب، محال می نمود و گزینه ی دیگر که اجرایی تر بود، ترفندی بود به نام انتقال بحران. به بیان ساده اش غرب اینگونه استدلال نمود که "ما خانواده و جمعیت را به عنوان دو مولفه ی اساسی قدرت از دست دادیم. راهی هم برای بازگشت به زندگی خانواده محور نداریم. پس چه کار کنیم؟! خب، بهتر است این دو مولفه ی قدرت را در حوزه های سیاسی رقیب از بین ببریم، چرا که وقتی جمعیت تمام دنیا پیر شود و خانواده ها در سرتاسر گیتی فروپاشد، دیگر مزیت هایی چون جمعیت جوان و خانواده ی مستحکم وجود نخواهد داشت که ما نگران آن باشیم" این نحوه از استدلال ترجمان ضرب المثل شیرین خودمان است که می گوید: "دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد!" و این دسیسه ی بزرگ همان انتقال بحران است که گفتیم.

خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید


سرمایه داران و اندیشمندان غربی که زمانی برای به یوغ کشیدن زنان جامعه و تامین منافع کوتاه مدت خود، طرح نابودی خانواده در آمریکا را ریخته بودند، با مشاهده ی عواقب سوء این ندانم کاری، به دنبال پیاده کردن تجارب مرگبار خود در عرصه ی بین المللی رفتند، تا مگر انقلاب جنسی را در جهان همه گیر کنند. اینجا بود که کلیدواژه ی حقوق زن بیش از پیش برای ترویج افکار منحط فمینیستی و ایجاد فضای دوگانگی و رقابت بین همسران، به میدان کشیده شد و تنظیم خانواده یا همان باروری سالم، برای کاهش جمعیت و بسط فساد در دنیا مورد تاکید مجامع متعدد بین المللی قرار گرفت.

خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

برای ملموس تر شدن این تحلیل، از پیاده شدن یکی از تجارب آمریکا در کشورمان مثال می آوریم. زمانی کمیته کار و منابع انسانی سنای امریکا اعلام کرده بود "در بین سال های 1981-1971، ایالت هایی که بیشترین بودجه را صرف وسایل تنظیم خانواده کرده بودند، بیشترین افزایش موالید نامشروع و سقط جنین را داشتند" (12) همین مسئله که وسایل ممانعت از بارداری با القای فرهنگ تنظیم خانواده، منجر به افزایش آمار سقط جنین می شوند، نمونه ای از تجارب آمریکایی بود که در ایران نیز پیاده شد. متاسفانه فرهنگ تنظیم خانواده از طریق کم ارزش نشان دادن وجود نوزاد، دامن زدن به خودخواهی های افراد و همچنین القای بی بندوباری، منجر به ترویج جنایت بزرگ سقط جنین در کشور ما شد تا جایی که در فاصله ی سال های 1377 تا 1392 با وجود آن که پوشش وسایل ممانعت از بارداری در کشور بیشتر شد، آمار سقط غیرقانونی قریب به سه برابر شد!

به هر حال با آشکار گشتن تدریجی عواقب وحشتناک انقلاب جنسی و به منظور انتقال این بحران ها بود که در در ظرف کمتر از سه سال وقایع بزرگی رخ داد:

- سازمان ملل به عوارض ناشي از رشد بيش از حد جمعيت پرداخت (1973)، همجنسبازی از لیست بیماری های روانی خارج شد (1973)، پروژه ی مطالعاتی شورای امنیت ملی ایالات متحده با مدیریت هنری کیسینجر (NSSM200) رشد جمعیت قاره ی آفریقا و کشورهای در حال توسعه را بر خلاف امنیت ملی آمریکا عنوان کرد (1974)، نخستين اجلاس كميسيون جمعيت برگزار شد (1974)، با حمایت بنیاد راکفلر، در زمینه ی مشکلات افزایش جمعیت کار گسترده ی رسانه ای صورت گرفت (1974)، نخستین كنفرانس جهاني جمعيت در بخارست برگزار شد (1974)، کمیسیون مقام زن تدوین پیش‌نویس کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان را آغاز کرد (1974)، تنظیم خانواده از موضوعات محوری کمیسیون مقام زن شد و سال 1975 به عنوان سال جهانی زنان نامگذاری شد.

حال به نظر می رسد که با این توضیحات، علت توطئه ی غرب برای نابودی خانواده و جمعیت جوان در ایران روشن شده باشد. غرب برای کاستن از قدرت روزافزون جمهوری اسلامی، سالیان درازی است که سعی در تدارک انقلاب جنسی برای ایرانیان دارد و در این راستا جنگی تمام عیار علیه خانواده و جمعیت جوان را راهبری می کند. از شواهد جالب این تحلیل، ابراز خرسندی آشکار غربی ها در مورد برخی از وقایع ناگوار اجتماعی در کشور است که غرب را به ادامه ی قدرتمندانه تر این پروژه در کشور حریص کرده است. افشین شاهی -مدیر مرکز مطالعات اسلام سیاسی در دانشگاه بردفورد انگلیس- در مقاله ای که در مجله تحليلی «سیاست خارجی» (Foreign Policy) منتشر کرده می نویسد: "کاهش میزان زادوولد در ایران، نشان دهنده ی پذیرش همگانی وسایل پیشگیری از بارداری و سایر اشکال تنظیم خانواده و هم‌چنین زوال نقش سنتی خانواده است. بر اساس آمارهای رسمی، ۴۰ درصد بزرگسالانی که به سن ازدواج رسیده‌اند، اکنون مجرد هستند و همزمان آمار طلاق سر به ‌فلک کشیده و از ۵۰۰۰۰ مورد طلاق ثبت‌شده در سال ۲۰۰۰ به ۱۵۰۰۰۰ در سال ۲۰۱۰ رسیده؛ یعنی سه ‌برابر رشد داشته است" وی در نهایت بر اساس این داده ها ادعا می کند که: "انقلاب جنسی ایران، رمق حکومت مذهبی را گرفته و آن را از تاب و توان انداخته است" (13) و این جمله ی کلیدی، همان آرزوی غرب است که برای رسیدن به آن، از هیچگونه دسیسه ای، دریغ نکرده است.

..........

اما به واسطه ی مجموعه تحلیل صورت گرفته، می توان به دو امر مهم پرداخت:

· نخست این که به راحتی می توان خیلی از وقایع گذشته و حال را تحلیل کرد و به سوال های بسیاری پاسخ گفت. سوال هایی از این جمله:

چه شد که رابرت مک نامارا وزیر جنگ آمریکا- که به قصاب ویتنام معروف است، پس از کشتار میلیونی ویتنامی ها و پایان مسئولیت هفت ساله اش در وزارت جنگ، کتابی با نام "بمب ساعتی جمعیت" نوشت و برای دنیا از عواقب وحشتناک جمعیت زیاد سخن گفت؟ آیا برای جنایتکاری مانند او که شاهد وارد آمدن خسارت های فراوان جنگ ویتنام به آمریکا بود، وسایل ممانعت از بارداری، حکم وسایل کشتار بی دردسر مردم جهان را نداشت؟

خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

به چه دلیل کشورهای غربی به دنبال تشویق خانواده هایشان برای فرزندآوری بیشتر رفتند و سیل مهاجرین را از کشورهای مختلف دنیا پذیرفتند ولی همزمان با آن، از طریق تشویق و فشار، تنظیم خانواده را به کشورهای در حال توسعه تحمیل نمودند؟ چرا پس از وقوع انقلاب جنسی در غرب، زنا، همجنسبازی، سقط جنین و تنظیم خانواده از حقوق بشر شمرده شد؟ چرا ازدواج و فرزندآوری قبل از بیست سالگی خلاف حقوق بشر به حساب آمد؟ چرا بلافاصله پس از جنگ تحمیلی، دکتر نفیس صدیق -معاون دبیرکل سازمان ملل و رئیس وقت صندوق جمعیت- به ایران آمد تا ایران را به کاهش جمعیت دعوت کند؟ چرا در سال 1375، رئيس کميته رفع تبعيض عليه زنان به ايران آمد و مصرانه از مسئولین کشور خواست که به این کنوانسیون ملحق شوند؟ چرا اکنون سازمان انگلیسی ساز عفو بین الملل، طرح های مجلس شورای اسلامی برای افزایش جمعیت (که نه به دارند و نه به بار) را محکوم می کند و بر خلاف حقوق زنان ایرانی می داند؟ و چرا این سازمان نگران افزایش جمعیت و کاهش آمار طلاق در ایران است؟ چرا خانم میشله باچلت -معاون سابق دبیرکل و دبیر اجرایی نهاد زنان سازمان ملل- از تعطیلی طرح تنظیم خانواده در ایران ابراز نگرانی کرده و در مورد عواقب پیگیری طرح های افزایش جمعیت به وزیر سابق بهداشت -خانم دکتر وحید دستجردی- هشدار می دهد؟ (تاریخ دیدار 05/07/1391) چرا پیتر مک دونالد -رئیس اتحادیه بین المللی مطالعات علمی جمعیت- به ایران سفر می کند و در جلسه ای با نمایندگان مجلس به راهنمایی ایشان می پردازد؟!


خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(پیتر مک دونالد در جلسه ی مرکز پژوهش های مجلس مورخ 1392/08/18)

چرا در سال گذشته قریب به ده نفر از مسئولین و دانشمندان مطرح جمعیتی دنیا به ایران سفر کرده اند تا ایران را از پیگیری افزایش جمعیت منصرف کنند؟ چرا در سال 2012، سازمان ملل در آمار نرخ باروری کشور دستکاری کرده، آن را افزایش می دهد و با دستاویز قرار دادن آمار جعلی مزبور، پیش‌بینی‌های جمعیتی سال 2010 را مورد بازنگری قرار می دهد؟ چرا صندوق جمعیت سازمان ملل طرح خسارت زای تنظیم خانواده در ایران را موفق ارزیابی می کند و به سه نفر از پیشبرندگان طرح مزبور جایزه ی جهانی جمعیت را اهدا می کند؟


خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(برندگان ایرانی جایزه ی بین المللی جمعیت، از راست دکتر عباسی شوازی، دکتر مرندی، دکتر ملک افضلی)

چرا این صندوق از طریق قرارداد غیرقانونی با معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به دنبال جمع آوری بانک‌های اطلاعاتی مرتبط با جمعیت و خانواده در ایران است؟ هزینه ی سرسام آور بیش از 150 شبکه ی ماهواره ای فارسی زبان، که عمدتا پیگیر نابودی خانواده ی ایرانی هستند، را چه کسانی تامین می کنند؟ وقوع انقلاب جنسی در ایران چه خیری برای غرب دارد که هرازگاهی، مطرح ترین رسانه های غربی از این آرزو سخن می رانند؟ و ...

· دوم آنکه به واسطه ی این تحلیل به وضوح می توان گفت که چه کسانی بر خلاف مصالح نظام اسلامی و در جهت اهداف دشمنان حرکت می کنند:

بی شک آنان که از ارائه ی آموزش جنسی در مدارس به بهانه ی مبارزه با ایدز سخن می گویند، کسانی که در مورد روابط نامشروع آمارهای عجیب و غریب داده، سیاه نمایی کرده، به عادی سازی این امور می پردازند (برای نمونه به گزارش 19/03/1393 مرکز پژوهش های مجلس مراجعه کنید)، کسانی که به فرهنگ ضمیمه ی وسایل ممانعت از بارداری توجه نمی کنند و همچنان می خواهند به شیوع گسترده تر این وسایل کمک کنند، کسانی که افکار منحط فمینیستی را ترویج می کنند و در قالب ترویج برابری جنسیتی به تخریب و تخفیف نقش والای مادری و همسری می پردازند، آنان که لزوم ازدواج جوانان در سنین پایین را نفی می کنند، کسانی که مسئله ی حجاب و عفاف را کوچک می شمارند، مسئولینی که دغدغه ی رعایت حیا و اخلاق در فضای مجازی را ندارند، همه و همه، خواسته یا ناخواسته به غرب کمک می رسانند تا خانواده ی ایرانی و جمعیت جوان کشورمان را نابود کند.

· البته بر اساس تحلیل فوق، علت خیلی از امور و وقایع را نیز نمی توان متوجه شد. از جمله این که:

چرا نهادهای امنیتی کشور اجازه می دهند که سمینار «پویایی جمعیت در کشورهای مسلمان» با حمایت صندوق جمعیت سازمان ملل و سفارت سوئیس در تهران، یزد و شیراز برگزار شود؟ چه کسانی و به چه حقی در زمینه ی کنترل جمعیت در ایران، تعهد بین المللی داده اند که اکنون عفو بین الملل مدعی آن باشد؟ چرا نهادهای امنیتی کشور می گذارند که رئیس فدراسیون بین المللی تنظیم خانواده(Planned Parenthood) که از مروجین جنایت سقط جنین و روابط نامشروع در دنیا است به ایران بیاید، به سخنرانی پرداخته و با یکی از مسئولان مجلس شورای اسلامی دیدار کند؟


خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(تئودروس ملسه مدیرعامل فدراسیون بین المللی تنظیم خانواده (IPPF) در دیدار با یکی از مسئولان مجلس به تاریخ 1393/06/02)

چرا پس از گذشت بیش از 3 سال از نخستین تذکرات مقام معظم رهبری درباره بحران جمعیت، مجلس شورای اسلامی قانونی در راستای افزایش نرخ باروری تصویب نکرده و حتی قانون خسارتزای تنظیم خانواده (مصوب 1372) را نیز به صورت کامل لغو نکرده است؟ چه زمان تحریم بزرگ تنظیم خانواده که علیه خومان وضع کردیم را لغو خواهیم نمود؟ چرا مرکز پژوهش های مجلس از سنگ اندازی های مداوم خود در مسیر تصویب قوانین مناسب برای جلوگیری از سالخوردگی جمعیت، دست بر نمی دارد؟ چرا جریان مومن و انقلابی کشور، در قبال ادعای واهی و بی سند معاون وزیر بهداشت که گفته بود اطلاعات جمعیتی را اشتباه و ناقص به مقام معظم رهبری رسانده اند، عکس العمل درخوری نشان نداد؟ چرا مجلس شورای اسلامی به کسانی که معتقدند ایران در وضع عروسی جمعیتی است! 600 میلیارد تومان بودجه می دهد تا بحران جمعیت را برطرف کنند؟ چرا هنوز در وزارت بهداشت، برنامه‌های تحدید نسل با عنوان باروری سالم ادامه دارد؟ چرا در حالی که پوشش وسایل ممانعت از باداری در ایران بیشتر از کشورهای آلمان، اسپانیا، ایتالیا، ژاپن و استرالیا است، وزارت بهداشت بخشنامه کرده است که تا سال 1396 هرساله دسترسي به خدمات تنظیم خانواده بیشتر شود؟ چرا وزارت بهداشت برای آموزش نیروهایش در جهت سیاست های جدید جمعیتی هیچگونه عزمی ندارد؟ چرا باید ایران، رکورددار بالاترین آمار سزارین در دنیا باشد؟ چرا دکتر محمد اسلامی مشاور فنی دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، نماینده ی صندوق جمعیت در ایران (بخوانید مزدور آمریکا) را به یکی از مراکز بهداشت جنوب تهران می برد تا به او اطمینان بدهد که عقیم سازی های دائمی همچنان در کشور ادامه دارند؟ چرا پس از آشکار شدن دشمنی های فراوان صندوق جمعیت سازمان ملل با ایران و نظام اسلامی، این نهاد همچنان به فعالیتش در کشور ادامه می دهد و از کشور اخراج نمی شود؟ و ...

خانواده‌ی مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید

(دکتر اسلامی و هولکی اوز در بازدید از یک عمل وازکتومی در مرکز بهداشت نور سعادت، یک ماه بعد از سخن مقام معظم رهبری که فرمودند: "هر اقدام و تدبیری که می خواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد")

نهایتا یادآور می شویم که جنگ علیه خانواده و جمعیت جوان، جنگ حقیقی این روزهای ماست که اگر همت و بصیرت مسئولین و مردم نباشد، افق تاریکی را پیشاروی میهن اسلامی ما قرار خواهد داد. این جنگ نیز عمارها، آوینی ها و قاسم سلیمانی های خودش را می خواهد. منتظر قدوم مبارکشان می مانیم. حسین مروتی

منابع:

1) درسهای تاریخ، ویل دورانت و اری یل دورانت، مترجم احمد بطحایی

2) چگونه انقلاب جنسی، آمریکا را برای همیشه تغییر داد؟! نانسی ال کوهن، شماره ۱۰۵ ماهنامه سیاحت غرب، انتشارات مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما

3) مقاله ی راز کینزی، سو الین براودر (روزنامه نگار کاتولیک) سایت باشگاه اندیشه

http://www.crisismagazine.com/2012/kinseys-secret-the-phony-science-of-the-sexual-revolution

4) اثرات انقلاب جنسی بر زنان آمریکا+ اسناد، مایکل اسنایدر، مشرق نیوز

http://www.infowars.com/25-signs-american-women-are-being-destroyed-by-the-sexual-revolution-and-our-promiscuous-culture/

5) لستر تارو، آینده ی سرمایه داری، مترجم عزیز کیاوند

6) محمودی، محمدجواد؛ احراری، مهدی؛ درآمدی بر اقتصاد جمعیت

7) صالحی، نورا...؛ یاداشت تاثیر جمعیت بر اقتصاد

8) http://www.theguardian.com/money/2014/dec/10/why-arent-there-more-babies-us-fertility-rate-declines-economists-baffled

9) هانتینگتون، برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی

10) هانتینگتون، تمدن اسلامی و چین، دو چالش پیش روی تمدن غرب

11) نظریه ی برخورد تمدنها (هانتینگتون و منتقدانش)، مترجم مجتبی امیری

12) ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده

13) http://foreignpolicy.com/2013/05/29/erotic-republic/

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 38
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 7
  • عماد ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    1 0
    خیلی خوب، طیب الله انفاسکم!
  • ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 1
    به جای مقاله های سفارشی تو جیب ملت پول بزارید خودشون بچه دار میشند
  • مجرد ۱۸:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    مشکل امروز ما فسادو اختلاس و ... ایضا گرانی بیکنترله اینا حذف شه جمعیت دو برابر میشه مشرق این عواملو از یاد نبر جلو ازدواج گرفته شده خود من با 28 سال سن ، سه ساله نامزد کردم (خداشاهده ) اونوقت توقع ازدیاد جمعیتم داریم ؟؟؟؟ الان اگه همین کشورای عربی بودیم سه تا زن حداقل داشتیم با nتا بچه بیاین واقع بین باشیم کنترل جمعیت ایران با عدم اطمینان به اینده رخ میده
  • ۱۹:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    مشرق جان شما نان را به نرخ روز میخورید !!!!
  • صادق ۱۹:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    رشد بالاي جمعيت ايران يكي از بزرگترين تهديدها عليه كشورهاي دشمن بويژه غربي بود. متاسفانه موفق شدند رشد جمعيت ما را كنترل كنند.
  • ۱۹:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    این مملکت دست میه؟ کیا دارند می گردوننش؟ این مقاله فقط باعث ناراحتی و غصه ما که فرزند می خواهیم ولی سیاستهای حکومت به ما اجازه بچه دار شدن نمی دهد می شود. خانه های سی چهل متری حقوق پایه هفتصد تومان زنان شاغلی که مجبور به کار کردن هستند گرانی نداشتن بیمه مطمئن و .....
  • علی ۱۹:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    سلام خدا خیرت بدهد. مقاله ی خیلی خوبی بود. اگاهی بخش بود من بر اساس بحث هاو شنیده هایم مبنی بر این که باید افزایش جمعیت ادامه پیدا کند به موضوع به دید یک امر مهم نگاه میکردم ولی از این جنبه ای که توضیح دادیم به مسئله نگاه نکرده بودم . بابت همین موضوع از شما تشکر می کنم امیدوترم این گونه مقالات که باعث اگاهی بخشی می شود ادامه پیدا کند.
  • علی ۱۹:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    این حرفت از سر ساده لوحی است!!!
  • ۲۰:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    افزایش زاد و ولد ربطی به فقیر یا غنی بودن ندارد. بلکه مربوط به ثابت بودن شرایط زندگی است. اگر کسی بداند فرزندانش مثل خودش فقیر یا غنی خواهند بود فرزند آوری خواهد کرد. اما کسی که نسبت به آینده فرزندان نمی تواند حدسی بزند برای چه فرزند آوری کند؟ جایی که مانند اول انقلاب اشتغال مطمئن و تامین اقتصادی مطمئن وجود داشته باشد هرگز با دهه هفتاد تا الان با شرایط اقتصادی مضطرب و فشار بر اقشار متوسط قابل مقایسه نیست. مردم همیشه شرایط بد اما پایدار را به شرایط متوسط اما ناپایدار ترجیح می دهند. در شرایطی که هیچ آینده قابل پیش بینی برای فرزندان قابل تصور نیست چرا باید فرزند آوری کرد؟ یک کشاورز فقیر هندی می داند که فرزندانش در بدترین حالت مثل خود اوخواهند بود و ضمنا عصای دست و بیمه دوران پیریش هستند. یک شیخ ثروتمند قطری هم می داند که فرزندانش مثل خودش - حداقل تا چند نسل بعد - غرق در رفاه خواهند بود و نگران فرزند آوری نیست. هر دو آنها - شیخ قطری و کشاورز هندی - فرزندان زیاد می خواهند. اما یک خانواده متوسط ایرانی که با زحمت خود را در شرایط ناپایدار اقتصادی نگهداشته چه؟ آیا می تواند ضمانت کند فرزندانش در آینده پدر و مادرشان را بخاطر ایجاد آنها لعن ونفرین نخواهند کرد؟ دلیل اصلی رای دادن اقشار متوسط به موسوی در انتخابات نه سخنرانی های او بود و نه برنامه ها و مناظراتش. تنها خاطره خوب دوره موسوی برای اقشارمتوسط باعث شد زمینه چنان فتنه ای و تجمع ۲۵ خرداد شکل گیرد. بله. مردم اقتصاد دولتی ناکارآمد و بی کیفیت اما پایدار و مطمئن دولتی را به اقتصاد توسعه یافته اما ناپیدار و زندگی در وحشت از آینده ترجیح می دهند. این مساله ملیت نمی شاسد و در همه جاهای دنیا با هر نژاد و فرهنگی همین نتیجهبه دست می آید. اقشار متوسط الان دچار نارضایتی شدید اقتصادی هستند و به دلیل هویت نظام جمهوری اسلامی و صبغه دینی حاکمیت؛ نارضایتی های مردم از حاکمیت به طور مستقیم سبب رویگردانی این اقشار از دیانت می شود. برای همین معضلات فرهنگی؛ بد حجابی؛ اعتیاد و... الان به بزرگترین مسایل قشر متوسط تبدیل شده است و چون این قشر هنوز در میان گذار از سنت به مدرنیته هم سرگردانند فشار شدید روحی و روانی ناشی ز این مسایل را هم باید تحمل کنند. در اینجا است که این افراد به راحتی جذب شعارهای ماهواره و تبلیغات مسموم ضد انقلاب قرار می گیرند. داشتن اقتصاد پایدار حکومتی - و نه لیبرال- تنها کلید رفع مشکلاتفرهنگی فعلی است. چرا که امروز حکومت در نظر مردم همان دین و فرهنگ است
  • حسین ۲۰:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    5 0
    فعلا که هر چی پولدارتر باشن بچه کمتر میارن باید به مردم گفته بشه: بچه نعمتیه که به دردسرش میرزه، وگرنه لزوما پول همه چیز رو درست نمی کنه!
  • علی ۲۰:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    سلام خدا خیرت بدهد. مقاله ی خیلی خوبی بود. اگاهی بخش بود من بر اساس بحث هاو شنیده هایم مبنی بر این که باید افزایش جمعیت ادامه پیدا کند به موضوع به دید یک امر مهم نگاه میکردم ولی از این جنبه ای که توضیح دادیم به مسئله نگاه نکرده بودم . بابت همین موضوع از شما تشکر می کنم امیدوترم این گونه مقالات که باعث اگاهی بخشی می شود ادامه پیدا کند.
  • علی ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    همین پول های مفت وضعیت کشور ما را به این جا رساند.
  • ۲۱:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    مشرق تو را به خدا خودت را به نفهمي نزن: من معتقدم كه بعضي از مسولين كشور مستقيما با سياستها و جنايتهايي كه انجام ميدهند عامل كاهش جمعيت هستند و تو هم با چشم پوشي از آنها و نوشتن حرفهاي كلي مانند اين مقاله به آنها كمك ميكني. وزارت بهداشت و سازمان جهاني فلان مقصر نيست، مقصر كسي است كه سياست نميفهمد و 8 سال رييس جمهور بود. جنايت از اين بالاتر كه هزاران جوان و فارغ التحصل كشور من بيكار هستند و آنها سرمايه كشور را درگير واردات از چين، درگيري با دنيا، فرصت طلبي ها و سياست گذاريهاي بي نتيجه اي كه كشور را روز به روز به قهقرا ميبرد ميكنند. تو نميفهمي اگر سرمايه كشور صرف واردات نشود، كارخانه هاي كشور توليد كنند و نيرو استخدام كنند، چقدر جوان ازدواج ميكنند و رشد طبيعي جمعيت را حفط ميكنند؟ در اين زمينه حرف بنويس، مشاوره بده.
  • حسین ۲۲:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    متن این کامنت رو اگه سرچ کنین در بیش از ده مقاله به عنوان کامنت استفاده شده. عجیب نیست؟ این فرد ناشناس کیه؟!
  • ۲۲:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    به حسین چون این متن را پای هر مطلبی که در مورد رشد جمعیت است می گذارم. آیا اشکالی دارد؟
  • کاکرو یوگا ۲۳:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    ملت تو شغل پیدا کردنش موندن چه رسه به ازدواج
  • ۲۳:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    دوست عزيز مشکل ما اينه که فکر مي کنيم روزی رسان فرزندان وخانواده مان خودمانيم ورزاقيت خداوند وتوکل به حق را فراموش کرده ايم درحالی که خداوند درسوره هود ايه 6 می فرمايند هيچ جنبنده ای در زمين نيست مگر آنکه روزی آن بر خداست
  • کاکرو یوگا ۲۳:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    مشرق هالو در آمد خانواده های آمریکایی رو با ملت مظلوم ایران مقایسه میکنی؟؟؟
  • کاکرو یوگا ۲۳:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    یه مشت .......
  • ۲۳:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۵
    0 0
    اون موقع که ارزش پول یک سوم شد و قیمت همه چیز چند برابر باید فکرشو میکردید!!
  • ئ ۰۳:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    آخه آدم نادان رشد جمعیت اتفاقا در کشور هایی که فقیر هستند زیاد هست!
  • hdvhkd ۰۳:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    ببخشید پدر و مادر شما چطور میتوانستند با اون وضع اسف بار زندگی 10 تا بچه را بزرگ بکند؟؟؟؟ولی شما با وجود اینکه حقوق ماهیانه و خونه داری داشتن 2-3 بچه برایت سخت هست؟
  • ایرانی ۰۳:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    عزیز دلم اول اینکه خرج و هزینه ها در آمریکا خیلی بیشتر از ایران هست! دوم هم اینکه داشتن 2-3 فرزند کاملا عاقلانه هست
  • ایرانی ۰۳:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    امان از نادانی و جهل مردم چی میکشید حضرت علی..... افساد طلب ها باعث تحریم شدن ایران شدند!و همین ها الان به بهانه ی تحریم دارند عزت این کشور و آینده ی این کشور(جمعیت کشور) را نابود میکنند تا نوکری اربابان آمرکاییشون را به خوبی انجام داده باشند! در رسانه ها و شبکه های اجتماعی و ... به ذهن مردم اینطور القا کردند که بچه دار شدن به ضرر اون هاست. شما اگه واقعا به خدا اعتقاد داشتی حرف خدا را که روزی را میرسانه را قبول میکردی یا احادیث پیامبر که به ازدواج و بچه دارشدن در همه ی دوران ها تشویق میکرده امان از روزگار آخر زمان و پیروان شیطان و پیروی جاهلانه از شیطان
  • محمد ۰۶:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    البته که اگر امکان داشت از افزایش امثال افرادی که چشم وگوش بسته مجری سیاستهای صهیونیسم هستند جلوگیری کرد بسیار مطلوب بود
  • ۰۸:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    پدرجان ، من با هیچ فرمول و قاعده واستراتژی و این جور چیزها کار ندارم . موضوع خیلی ساده تر از اینهاست . بنده به عنوان مسوول یک خانواده سه نفری با توجه به حقوقم که کمی تا قسمتی زیر خط فقر هست ترجیح میدم سه نفری همین زندگی بخور نمیر را ادامه بدیم تا اینکه پنج نفری مثل ببعی زندگی کنیم .
  • ۰۸:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    ناشناس 23:30 ، درست است که روزی رسان خداست ، اما ظاهرا خدا هم مثل دولت و خیلی از کارفرمایان همان حقوق پایه هفتصد تومانی را میدهد . مشکل اینجاست که همین بچه هایی که ارزششان به تازگی مشخص شده ( زمان بچگی ما از این حرفها نبود ) به حقوق پایه راضی نیستند ، بنده که حقوقم بیش از دوبرابر حقوق پایه است ( و البته بشدت زیر خط فقر ) مدت شش ماه است که از خریدن یک تبلت برای تنها فرزندم عاجزم و این مساله به یک معضل اساسی تبدیل شده و هر روز بر سر آن جر و بحث داریم .
  • ۰۹:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    دوست عزیز اگر ما زندگی راسخت بگیریم و ساده زیستی ودوری ازتجملات ودوری از چشم وهم چشمی را به همسر فرزاندانمان اموزش ندهیم . باحقوق چندصدمیلیونی هم از زندگیمون راضی نخواهیم بود
  • ۰۹:۴۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    با ایرانی موافقم فرزنداوری وتربیت درست ان درواقع نوعی سرمایه گذاری والدین برای دوران کهنسالی شان میباشد
  • ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    فرزنداوری وتربیت درستش نوعی سرمایه گذاری پرمنفعت برای دوران کهنسالی پدرومادر هست ضمنا روزی رسان خداست همانطور که روزی ما را از زمانی که نطفه بودیم فراهم کرده است .قطعا لطفش را از فرزندان مانیز دریغ نمی کند. مشکل اصلی ماایرانیها تجملات وچشم وهمچشمی هست که باعث شده زندگی را خیلی سخت بگیریم وتوکلمان به رزاقیت خداوند متعال فراموش کنیم بنده خودم با خالص دریافتی 700هزارتومان دو فرزند دارم ومستاجر هستم ونیمی ازحقوقم رابابت کرایه خانه میدهم بااین وجود برکت الهی در زندگیم جاری هست
  • ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    جناب 23:30 بنده وقتی برای داشتن یک زندگی متوسط رو به بالا باید 2 شیفت کار کنم و خانم بنده هم شاغله ، بچه بنده خدای من از صبح ساعت 7 تا 4 بعدازظهر باید توی مهدکودک باشه دیگه واسه چی بیام بچه بیارم که گرفتار بشم بنده خدا درسته خدا روزی میده! ولی عقل هم بهت داده که با امکانات موجود و وضعیت موجود زندگیت رو بسازی! دوره هر که دندان دهد نان دهد گذشته! مگه صف عریض و طویل کنکور ، مدارس چند شیفته ، بیکاری و ... همه به سبب فرزنداوری به دور از عقل در دوره های قبلی نبوده!! اول باید زیر ساخت درستی برای افزایش جمعیت باشه بعد رشد جمعیت شکل بگیره!! وا... مملکت به نسل فرهیخته بیشتر احتیاج داره تا به یک عده نسل عقده ای که قادر به برطرف کردن ضروریات زندگیشون بر مبنای عدم زیر ساخت مناسب نباشن!! همین الان مسکن و آب و برق و آلودگی و وضعیت درمان رو نگاه کن اونوقت نسخه افزایش جمعیت رو بپیچ !! خدا رزاقه شکی نیست ولی عقل هم به انسان داده ! خوردن و نمردن با زندگی کردن خیلی تفاوت داره!
  • ۱۱:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    دوست عزیز زندگی راسخت نگیر من خودم باوجود مشکلات مالی به کم قناعت کردم ومانع کارکردن همسرم شدم و موظفش کردم بچهام را درست تربیت کند تا فردا روز عقده ای نشوند تجملات را از زندگیم حذف کردم وبه زندگی ساده ومحقرم افتخار میکنم انشاله خدا هم کمکم کنه به مرور سطح زندگیم با تلاش بیشتر ارتقا می دهم فعلا اولویت اصلیم تربیت صحیح و اسلامی فرزندانم هست ولی ظاهرا شماخیلی عجله داری
  • زهرا ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    0 0
    والا به خدا حالا خوبه باز تو نامزد داری من که هیچی...
  • م-ب ۱۶:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
    0 0
    مشرق خان خیلی عالی بود حال کردم واقعا دمت گرم میتونم یه در خواستی ازت بکنم لطفا از این جور مقالاتی که مربوط به جمعیته و ضرورت توالد و کثرت اولاد رو میرسونه بازم بنویس
  • م-ب ۱۶:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
    0 0
    مجرد خان اگه بخوای برنامه عروسی آنچنانی بگیری یا خونه دو خوابه حتما داشته باشی یا جهیزیه مدل بالا داشته باشی بایدم سه سال نامزد بمونی سطح توقعات اگه یه خورده پایین بیاد خیلی از مسائل حل میشه
  • ۱۹:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۴
    0 0
    گل گفتی
  • ۲۰:۳۹ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۲
    1 0
    خداوند متعال روزی رو از جایی که فکرش رو نمی کنی می رساند، فرزند بیشتر برکت تو زندگی میاره، زندگی های قدیم رو ببین و حالا رو ببین، برکت دست خداست، باید توکّل کرد و گرنه در فقر می مانی....
  • حسین US ۱۶:۴۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۳
    0 0
    تشکر از آقای مروتی عزیز بخاطر مطلب عالی و مفصلی که قطعا زحمات زیادی رو متحمل شدند