قبیله بارزانی از مهم‌ترین قبایل کرد است که در شهر بارزان، ناحیه قدیمی حکاری در شمال عراق استقرار دارند. بارزانی‌ها شافعی مذهبند و به گویش کردی با لهجه کرمانجی تکلّم می‌کنند. گزارش ویژه مشرق به نقش بارزانی‌ها در معادلات عراق در گذشته و امروز می‌پردازد.

گروه گزارش ویژه مشرق- کردستان عراق از شرق به ایران، از غرب به سوریه و از شمال به ترکیه محدود می‌شود. به همین سبب از اهمیت مواصلاتی بالایی برخوردار است. این ناحیه در حال حاضر به صورت یک منطقه خودمختار در بخش شمالی عراق با مرکزیت اربیل اداره می‌شود.
 


جمعیت کردهای عراق نزدیک به 6 میلیون نفر تخمین زده می‌شود که حدود 25-20 درصد از مجموع جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند. البته منطقه کردستان عراق دارای اقلیت‌های آشوری، ترکمن، کلدانی و عرب نیز هست. کردهای عراق برخلاف کردهای ترکیه که گویش کرمانجی دارند، به گویش های سورانی و بادیانی زبان کردی تکلم می‌کنند.

کردستان عراق متشکل از 6 استان است که مهمترین آنان اربیل، سلیمانیه و دهوک هستند. این منطقه با وجود اکثریت قوم کرد، دارای دو دستگی قابل ملاحظه‌ای است که بین کردهای سورانی و بادیانی شکل گرفته است. کردهای سورانی تحت نفوذ جناح طالبانی بوده و کردهای بادیانی توسط بارزانی و قبیله بارزان رهبری می‌شوند.
 


کردهای عراق، خودمختاری خود را مدیون جنگ 1991 میلادی خلیج فارس هستند؛ آنها در این سال توانستند با استفاده از وضع ممنوعیت پرواز در مدار بالای خط 36 درجه حکومت خودمختار خود را ایجاد کنند. در سال 2005 میلادی کردها علاوه بر استقلال رسمی و تأسیس دولت خودمختار به ایفای نقش در نظام سیاسی عراق پرداختند.

آنها در حال حاضر سمت های ریاست جمهوری را توسط جلال طالبانی، وزارت خارجه را از طریق هوشیار زیباری و فرماندهی کل ارتش را بوسیله ژنرال زیباری در اختیار دارند. البته کردستان عراق هم اکنون اختلافات جدی نیز با دولت مرکزی بر سر مسائلی همچون ماجرای پناه دادن به طارق الهاشمی، حاکمیت بر کرکوک و همچنین قراردادهای خود با کشورهای خارجی، دارد.
 


در حال حاضر ریاست اقلیم کردستان عراق هم اینک بر عهده"مسعود بارزانی" از بزرگان قبیله"بارزانی" می باشد.  

قبیله بارزانی

قبیله بارزانی از مهمترین قبایل کرد است که در شهر بارزان، ناحیه قدیمی حکاری واقع در شمال عراق مستقر است. این قبیله به چهار تیره مَزوری، بَروژی، دوله مَری و شیروانی تقسیم می‌شود. بارزانی‌ها از اهل تسنن بوده و شافعی مذهب‌اند و به گویش کردی با لهجه کرمانجی تکلّم می‌کنند.

بارزانی‌ها ابتدا تحت الامر بهدینان بودند تا اینکه در قرن 13 به ممالک مشایخ اهالی نقشبندیه کوچ کردند. کوچی که بعدها تبدیل به مهمترین علل تشکیل ایل بارزانی شد. جمعیت بارزانی که سال‌ها در خدمت مولانا نقشبندی شهرزوری و خلفای پس از او بودند به مرور زمان توانستند خلافت قوم نقشبندیه را به وسیله شیخ تاج الدین بارزانی بدست آورند. شیخ بارزان نیز پس از مدتی در میان اکراد پیروانی یافت که این مسئله مسبب افزایش جمعیت ایل بارزانی شد.

به زودی ایل بارزان ناحیه‌ای را به سیطره خود درآورده و قریه بارزان را پایه‌گذاری کردند. این قریه هم اکنون شهر کوچکی در استان اربیل کردستان عراق است.

قرار گرفتن بارزان در سمت چپ رود زاب بزرگ رونق و توسعه آن را به هم راه داشت. از طرف دیگر هم مرز شدن بارزان از شمال با ترکیه و از شرق با ایران باعث شده است تا این منطقه موقعیت سوق الجیشی پیدا کند. به علاوه جغرافیای کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه بارزان آن را به مرکز تقویت و توسعه روحیه قومیت‌گرایی و استقلال‌طلبی کردهای عراق تبدیل نموده است.
     


شروع فعالیت‌های سیاسی بارزانی‌ها

ایل بارزانی از دیر باز هیچگاه با حکومت‌های عرب، ترک و ایرانی سر آشتی نداشتند. این ایل به مرور زمان توانست با جذب طوایف اطراف دامنه نفوذ خود را گسترش دهد. پروشین، مزوری، هِرکیان، شیروان و بَرادوست از جمله طوایفی بودند که به بارزانی پیوستند. به این ترتیب گستره حوزه نفوذ سیاسی و معنوی ایل بارزانی تا رواندوز در شرق، عمادیه در غرب، رود زاب بزرگ در جنوب و حکاری در شمال افزایش یافت.

به تدریج تمامی مناطق کوهستانی شمال عراق که امروز "کردستان عراق" نامیده می‌شود به زیر پرچم بارزانی درآمدند. از این رو ایل بارزانی تبدیل به خطری بالقوّه برای امپراطوری عثمانی شد، خطری که در پی کشمکش با والیان عثمانی بالفعل شده و سال‌های سال منطقه را دستخوش آشوب نمود.

بارزانی‌ها تا اوایل قرن بیستم از نظر خارجی‌ها بالاخص قدرت‌های غربی بی‌اهمیت بودند، اما با آغاز فعالیت‌ها برای بهره‌برداری از نفت منطقه کرکوک حساسیت کشورهای غربی به سمت آنان جلب شد. این کشورها مایل به تطمیع و آرام نگهداشتن آنها بودند تا حکومت عثمانی بتواند نفت مورد نظر ایشان را تامین کند. 

دوران شیخ عبدالسلام دوم

از همان دوران بود که رهبران بارزانی با بهره‌برداری از نفوذ خود اولین قیام‌های سازمان‌یافته کردی برای کسب قدرت و استقلال محلی را آغاز کردند. قیامی که حکومت عثمانی جواب آن را با مشت آهنین داد و برای سرکوب بارزانی‌ها لشکری سهمگین گسیل داشت و پس از مدتی آنها را شکست داد.

اما با وجود این شکست بارزانی‌ها به حملات پارتیزانی خود ادامه دادند و حکومت عثمانی را واداشتند که در سال 1327 شمسی، توسط ناظم پاشا، والی بغداد با بارزانی‌ها صلح‌نامه‌ای امضا کند. صلح‌نامه‌ای که خود بارزانی‌ها چندان به آن وفادار نماندند و با آغاز جنگ جهانی اول در 1914 میلادی و تا پایان آن، 1918 میلادی دست به شورش‌های محلی زده و از فرستادن ایل مردان خود برای ارتش عثمانی و پرداخت مالیات سر باز زدند.
 


در این ایام رهبری ایل بارزانی را شیخ عبدالسلام دوم بر عهده داشت. او نیرومندترین رهبر بارزانی‌ها بود. عبدالسلام کردها را ترغیب به قیام علیه والی موصل کرد اما حریف ارتش تا بن دندان مسلح عثمانی نشد و به ارومیه گریخت. پس از مدتی به عراق بازگشت تا فعالیت خود را مجدداً آغاز کند اما مدت زمانی نگذشت که دستگیر شده و حکّام عثمانی تصمیم گرفتند او را در 1332 شمسی به دار آویزند.

پس از مرگ عبدالسلام دوم برادر او شیخ احمد، رهبری بارزانی‌ها را برعهده گرفت. او با توسعه نفوذ خود در بین نقشبندیان شمال عراق توانست اکراد عراق را با خود متحد کند.
 

دوران شیخ احمد

دوران شیخ احمد برابر شد با آغاز فروپاشی عثمانی و قیمومیت اروپایی‌ها بر میراث آن. در این بین عراق سهم انگلستان شد. بارزانی‌ها که در هرج و مرج ناشی از سقوط امپراطوری عثمانی فرصتی مناسب یافته بودند، علیه حاکم سیاسی انگلیسی عراق قیام کرده و او را به همراه معاونش به قتل رساندند. 

با قتل حاکم انگلیسی آشوب تمام عراق را در بر گرفت. شیخ احمد، بارزانی‌ها را برای حمله به شهر عمادیه رهبری کرد و توانست دامنه نفوذ خود را میان طوایف بیشتری گسترش داده و آنان را نسبت به تمرد از دستورات دولت مرکزی ترغیب کند.

شیخ احمد که از این اقدامات روحیه گرفته بود، در سال 1310 شمسی برای تصرف نره ریکان دست به یک یورش نظامی تمام عیار می‌زند، اما قبایل کرد که این اقدام او را زیاده‌خواهی تلقی می‌کنند در مقابلش می‌ایستند.  این مسئله موجب بروز اختلافات قومی گسترده در قبیله بارزانی می شود، بالاخص پس از آنکه شیخ کلحی از رؤسای قبیله، از شیخ احمد جدا می‌گردد. با تشدید این اختلافات حکومت عراق با تمام قوا به شهر بارزان و استحکامات نظامی بارزانی‌ها حمله کرده و حتی خانه شیخ احمد را نیز به آتش کشیدند، هر چند که شیخ احمد جان به در می‌برد.
     


با فرار شیخ احمد، دولت مرکزی در سال 1932 میلادی منطقه را به تصرف خود درآورد و شورشیان بارزانی را تا مرز ترکیه عقب راند، و به این ترتیب حاکمیت خود را در آن منطقه تثبیت کرد.

شیخ احمد نیز به ناچار به نیروهای ترکیه تسلیم شد و آنکارا نیز او را به ارزروم تبعید نمود.

پس از آن ایل بارزانی تا مدتی دوران سخت و توأم با آوارگی را تجربه کرد. پس از تبعید شیخ احمد، برادران او در مناطق مرزی ترکیه و عراق به طور پراکنده به رهبری ایل بارزان پرداختند تا اینکه با اعلام عفو عمومی بارزانی ها توسط دولت عراق در سال 1933میلادی، خود را تسلیم دولت مرکزی کردند و پس از آن به مناطق مختلف عراق تبعید شدند.
     

دوران ملا مصطفی؛ مرحله اوج

آوارگی برادران شیخ احمد هر چند برای مدتی بارزانی ها را به حاشیه راند اما به معنای مرگ سیاسی- نظامی آنان نبود. زیرا پس از مدتی بارزانی ها به رهبری ملا مصطفي بارزاني برادر شيخ احمد تبدیل به مهمترین قدرت کردی عراق شدند.
 


یکی از نمادین ترین توصیفات از ملا مصطفی را ابوالحسن تفرشيان که از نظاميان ايراني بوده، صورت داده است.

تفرشیان كه در کنار ملا مصطفی جنگيده، در كتاب خاطرات خود به نام "قيام افسران خراسان" چنین می گوید:
«ملا مصطفي در عين حال كه تحصيلات كلاسيك ندارد، مرد فهميده‌اي است. او زبان فارسي و عربي را خوب مي داند و به تركي هم حرف مي زند. يادم هست موقعي كه او را ديدم مثل پيامبري در ميان افرادش ايستاده، بين شان فشنگ تقسيم مي كرد. موقعي كه مرا ديد به طرفم آمد و گفت: من پيشه‌وري نيستم. پناهيان هم نيستم كه در موقع صلح رئيس ستاد ارتش باشم و در موقع جنگ ناگهان سر از باكو در بياورم. من هستم و اين تفنگم، نوكر هيچ قدرت و حكومتي نيستم، نه انگليس، نه آمريكا و نه روس. من فقط نوكر ايل بارزان هستم، نوكر امت خودم هستم. با امتش سر يك سفره مي نشست. به جنگ مي رفت و با همان ها در سنگر مي خوابيد. او روشي داشت كه افراد بارزاني دوستش داشتند. كافي بود ملا سوار اسب شود، تا بلافاصله پانصد سوار مسلح بدون اينكه بدانند يا بپرسند به دنبالش راه بيفتند.».

بسیاری از منتقدان چنین توصیفاتی را اسطوره سازی و افسانه پردازی می پندارند. برای مثال درباره سواد او و اینکه عنوان "ملا" از طرف روستائیان به وی داده شده و روی او مانده، گفته می شود که وی هرگز به مدرسه نرفته و در علوم دینی و طلبگی نیز دستی نداشته است. به علاوه برخی مفساد نظیر قاچاق مواد مخدر و انسان نیز به او نسبت داده شده که بارزانی ها این موارد را مطرح شده از سوی ضد کردها و مخالفان خود می دانند.
     


شروع مبارزات قوی ملا مصطفي به سال 1932 ميلادي و دوران تبعیدش در سليمانيه باز می گردد. او در سال 1943 همراه تعدادی از رهبران کرد فرار کرده و به بارزان رفت. سپس سلسله عملیات هایی نظامی از جنگ و گريزهای ایل مردان بارزان را آغاز نمود و نزدیک 50 سال آن را ادامه داد.

 ملا مصطفي با حمله به تأسيسات و کاروان های نظامی و انجام مبارزات پارتیزانی، بر دولت مرکزی فشار وارد کرده و سعی داشت تا با وادار کردن دولت مرکزی به مذاکره، به امتیاز گیری بپردازد.
     


  • سرکوب ملامصطفی و آوارگی بارزانی ها
ملا مصطفي بارزاني به تدريج سایر طوایف کرد را با خود متحد ساخت و تاریخ کردستان عراق را در مسیری جدید قرار داد. او با بهره برداری از شرایط جنگ دوم جهانی و کاهش حمایت های انگلیس از دولت عراق، اقدامات خود را شدت بخشید و جنگ خونينی را با حكومت مركزي عراق آغاز کرد اما با واکنش شدید دولت عراق سرکوب شد.

سرکوب بارزانی ها، ملا مصطفی را وا داشت که دستور به كوچ دسته جمعي سي و پنج هزار بارزاني در سال 1945 ميلادي به خاك ايران دهد.

او آنان را در شهرهاي اشنويه، نقده و مهاباد ساکن نمود؛ این مسئله موجب همراهی شورشیان كرد ايراني به رهبري قاضي محمد با بارزانی ها گشت. نتیجه این همراهی بروز درگیری های نظامی بین بارزانی ها و ارتش ايران در منطقه كردستان ايران شد.
     


بارزانی ها تحت رهبری ملا مصطفی برای مدتی توانستند بر بخشی از مناطق کردستان ایران مسلط شوند، اما پس از چندی دولت مرکزی سپاه خود را به منطقه اعزام داشت و موجبات سقوط قاضي محمد و بازگشت بارزاني ها را به‌ عراق فراهم نمود.

در سال 1946 میلادی و در ایام حضور ملا مصطفی در ایران "حزب دموکرات کردستان عراق" معروف به "پارتی" در عراق تأسیس و ملا مصطفی که در مهاباد به سر می برد، به عنوان اولین رهبر آن انتخاب شد.
 


شکست بارزانی باعث شد تا ملا مصطفی همراه بهترین ایل مردان خود یعنی پانصد تن از زبدگان پيشمرگ كرد به سوي اتحاد شوروي سابق فرار کند.

او مدت زیادی را در فرار از این منطقه به آن منطقه گذراند. با وقوع كودتاي نظامي در عراق، سقوط پادشاهي و به قدرت رسیدن عبدالكريم قاسم، عراق را بار دیگر هرج و مرج فرا گرفت و به این ترتیب زمینه بازگشت او مهیا شد.

ملا مصطفی از سال 1947 میلادی هم راستا با عملیات چریکی پراکنده، مذاکراتی را با دولت مرکزی آغاز کرد اما با بروز جنگ تمام عیار بین ایل مردان بارزانی و دولت عراق، مذاکرات به طور کامل به حاشیه رفت. در سال 1963 میلادی كودتاي نظامي عبدالسلام عارف سبب سقوط رژيم عبدالكريم قاسم شد و بار دیگر بین بارزانی ها و دولت عراق آتش بس برقرار گشت.
 


آتش بس با دولت عارف بیش از دو ماه طول نکشید و از ژوئن سال 1963 میلادی، بارزانی¬ها به مدت پنج ماه جنگی تمام عیار را آغاز کردند. پس از پنج ماه دوباره آتش بس برقرار و مذاكره مجدداً آغاز شد.
 


این آتش بس بارزانی ها، اختلافاتی ميان آنان و حزب دمكرات كردستان بوجود آورد. دولت عراق نیز با سوء استفاده از این اختلاف در سال 1965 میلادی جنگ شدیدی را علیه بارزانی ها آغاز کرد و باعث شد تا سایر طوایف کرد بارزانی ها را مسبب این جنگ دانسته و در نتیجه از حزب دموکرات کناره گیری کنند و رهبری انحصاری آن را به بارزانی واگذار نمایند.

از این رو بارزانی سیطره خود را بر حزب دموکرات کردستان گستراند و توانست پشتيباني دولت ايران را برای خود بدست آورد. آنها از طریق حمایت¬های ایران موفق به پیروزی بر قوای دولت مرکزی شده و در سال 1966 میلادی آن را در به رسميت شناختن بخشي از حقوق كردان مجاب کردند.
 


پس از مدتی عرصه سیاسی عراق دستخوش کودتاهای ناموفق شده و در نهایت صدام حسین قدرت را بدست گرفت. صدام در نخست برای تثبیت پایه های قدرت خود در سال 1970 میلادی دست به انعقاد معاهده‌اي پانزده ماده‌اي با بارزانی ها زد. اما پس از چند ماه جنگی 4 ساله را با بارزانی ها آغاز کرد و آنها که مورد حمایت ایران بودند، توانستند سرسختانه در مقابل ارتش بعثی بایستند.
 
در مارس سال 1975 میلادی پیمان الجزایر بین شاه ايران و صدام حسين در الجزاير منعقد شد؛ در این پیمان کردها نقش وجه المصالحه را بازی می کردند، چرا که پس از آن دولت ایران دست از حمایت های خود از آنها برداشت و از این رو ارتش صدام با اقتدار کامل بارزانی ها را تار و مار کرد.
 


ملا مصطفی پس از این شکست دیگر زمینه ای برای ادامه مبارزات مسلحانه خود نمی دید و چون از سلطه دولت صدام بر منطقه آگاه بود، همراه بخشی از ایل خود به عظيميه كرج کوچ نمود و پس از مدتی نیز در سال 1358 به علت بیماری سرطان در امریکا فوت کرد.

در مجموع ملا مصطفی علی رغم کامیابی ها و ناکامی های خود موجب تشدید اختلافات درون قومی کردهای عراق و باعث دوری بخشی از طوایف کرد از بارزانی ها شد.

وی بخاطر نزدیک ساختن ایل خود به دولت شاهنشاهی ایران موجب شد تا سایر طوایف کُرد، ایل بارزان را "کُرد مماشاتی" بنامند؛ از سوی دیگر بارزانی ها هیچ گاه نتوانستند رابطه خوبی با احزاب کرد متمایل به کمونیسم داشته باشند. این اتفاقات به برخوردهاي فيزيكي ميان گروه هاي مسلح كرد و همچنین بروز اختلافات بین کردهای عراق با کردهای ترکیه و ایران منجر شد.

منتقدان ملا مصطفی وی را فردی قدرت طلب، تمامیت خواه و فرصت طلب می دانند. و درباره زندگی او موارد ضد و نقیض فراوانی وجود دارد، طرفداران او را تا حد یک رهبر آزادی خواه و بلکه برترین رهبر اکراد بالا می برند، و مخالفان و منتقدان، او را نه تنها فاقد این خصوصیت نداسته بلکه در مواردی خلاف تمام تصورات ساخته شده از وی سخن می گویند.
 


با مرگ ملا مصطفی مبارزه بر سرجانشینی او و به دست گرفتن رهبری قوم آغاز شد. بالاخص از آنجا که با انشعاب حزب دموکرات کردستان عراق در دوره حیات بارزانی به وسیله خارج شدن سامی عبدالرحمان و محمود عثمان، زمینه اختلاف درون قبیله ای از قبل پدید آمده بود.
 


 اختلافات برای مدتی قبیله بارزانی را به دسته های کوچک و پراکنده تقسیم کرد. با این وجود بارزانی ها همچنان به زدوخورد با نیروهای دولتی ادامه می دادند و حتی توانستند پس از مدت کوتاهی در قالب دسته های بزرگتری گردهم آیند و به جنگ-های منظّم بپردازند.
 
اما بارزانی ها بیشتر از اینکه نگران جنگ با صدام باشند، نگران موقعیت سیاسی خود در داخل کردستان عراق بودند. در آوریل سال 1976 میلادی جلال طالبانی که از حزب دموکرات کردستان عراق جدا شده بود، تشکیلات سیاسی جدیدی را به نام «حزب میهنی کردستان » در دمشق تاسیس کرد و با شعار «خودمختاری برای کردستان، دموکراسی برای عراق» به یارگیری پرداخت.
     


قدرت گیری طالبانی تا حدی شدت یافت که در سال 1977 میلادی مقر حزب خود را از دمشق به سلیمانیه انتقال داد و همراه با اکراد سورانی زبان، مبارزه ای تمام قد را برای گرفتن کنترل کردستان عراق و کنار گذاشتن بارزانی ها آغاز کرد.

سلطه طلبی بارزانی پس از مدتی منجر به درگیری های مسلحانه میان بارزانی ها و هواداران طالبانی شده و ضربه ای مهلک بر حرکت کردستان عراق وارد ساخت.

مشکل ایل بارزانی محدود به نزاع با طرفداران طالبانی نبود بلکه اختلافات درون خانواده ی ملامصطفی به عنوان خانواده رهبر عشیره نیز خود مانعی جدی بر سر راه گسترش قدرت بارزانی ها بود. عبیداللّه پسر بزرگ ملامصطفی در دوران حیات پدر از بارزانی ها جدا شد و به دولت عراق پیوست تا جایی که به وزارت هم رسید.
 


 پسر دیگر ملامصطفی، لقمان نیز قبیله خود را ترک کرد و مقیم بغداد شد تا در کنار دیگر برادر خود، صابر، زندگی مرفه اعطایی از سوی صدام را به جنگیدن برای عشیره ترجیح دهند. پس از مدتی معلوم شد شیخ عثمان، برادرزاده ی پر نفوذ ملامصطفی نیز به همراه برخی دیگر بستگان خود با حزب بعث همکاری داشته و به سمت های مهم دولتی رسیده اند.
 


یکی دیگر از مصائب بارزانی ها در این دوران قطع حمایت های ایران بود. دولت شاه که با صدام پیمان امضاء کرده بود، از میزان حمایت های خود از بارزانی ها به شدت کاسته و فعالیت های آنان بالاخص هسته مرکزی شان که در کرج سکونت داشتند را نیز محدود ساخته بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران بارزانی های ساکن کرج آزادی عمل بیشتری یافتند.

آنها پس از آغاز جنگ بین ایران و عراق با نزدیک کردن خود به ایران توانستند تا حد زیادی خود را تسلیح کنند. تا جایی که پس از مدتی محمد خالد، یکی از برادرزادگان ملامصطفی در طول جنگ با بخشی از ایل مردان بارزانی که به «حزب اللّه کردستان» معروف بودند، با نیروهای عراقی جنگید و بخشی از شمال کردستان عراق را به تصرف درآورد.
 


  1. مسعود بارزانی، رهبر فعلی کردستان عراق
مسعود بارزانی که رهبری فعلی بارزانی ها را بر عهده دارد، پسر ملا مصطفی و داماد محمد خالد بود و با استفاده از نفوذ آنها پله های ترقی در حزب دموکرات و عشیره بارزان را با شتاب بیشتری پیمود.
 


مسعود بارزانی یکی از فرزندان ملا مصطفی است که از خردسالی در مبارزات بارزانی ها شرکت داشت و توانست در جوانی در زمره ی رهبران بارزانی قرار بگیرد.

او پس از مرگ پدرش توانست بخشی از قدرت ملامصطفی را به دست آورده و فرماندهی نظامی بخشی مهم از طایفه بارزانی را بر عهده گیرد.

مسعود بارزانی در سال 1987میلادی پس از مرگ برادرش ادریس، اداره امور سیاسی و مذاکرات خارجی بارزانی ها را نیز به دست گرفت و توانست رهبری بارزانی ها را تصاحب کند و اکنون نیز رهبر بلامنازع آنان است.
     


مسعود بارزانی متولد سال 1946 میلادی و زاده شهرستان مهاباد است.
پدر او، ملا مصطفی که مدت ها در ایران، عراق و ترکیه تحت تعقیب بود، برای مدتی به شوروی پناهنده شد. پس از آن مسعود خردسال همراه با دیگر اعضای خانواده به عراق رفت. برخی از اعضای خانواده بارزانی توسط دولت عراق بازداشت و سایرین تبعید شدند.
     


خانواده بارزانی پس از کودتای 1958میلادی عبدالکریم قاسم از تبعید و زندان آزاد شدند و در کنار ملا مصطفی که به عراق بازگشته بود، رهبری مبارزات بارزانی ها را بر عهده گرفتند.
 
در این زمان مسعود بارزانی نیز همراه پدر و برادرش ادریس بوده و به مبارزه می پرداخت تا جایی که دولت عراق در سال 1979 میلادی قصد جان او را کرد و ترور ناموفق وی در وین رخ داد.
 


مهمترین تحرکات مسعود بارزانی به دوران پس از انقلاب اسلامی باز می گردد؛ زمانی که او به ایران بازگشت و به نوعی رابط بارزانی ها با جمهوری اسلامی گردید.

به این ترتیب در آن دوران که در کردستان ایران، گروه‌های تجزیه طلب به حزب بعث کمک می کردند، بارزانی و حزب او یعنی دموکرات کردستان عراق، در کنار ایران ایستادند و حتی در عقب راندن شورشیان کرد ایرانی به داخل خاک عراق نیز با ایران همکاری کردند، تا جایی که قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان، بارزانی ها را جماعت آدم‌خوار نامید.
 


در این میان برخی بر این باورند که بارزانی ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی به این علت خود را به ایران نزدیک کردند تا بتوانند قدرت و اثرگذاری گذشته را سال ها پس از قطع حمایت های رژیم سابق ایران بدست آورده و از رکود خارج شوند.

از این منظر آنها به بهانه مبارزه با تفکرات چپ و کمونیست ها در کردستان ایران، حمایت و تسلیحات نظامی دریافت کردند، اما در عمل برای بیرون راندن کردهای شورشی از کشور، با تندروی های خود به کرد کشی و خشونت های شدیدی دست زدند؛ در این میان ادریس بارزانی نقش پررنگی در بروز این خشونت ها داشت.
     


در مجموع درگیری بارزانی با گروه های کرد ایران، موقعیت آنان را در داخل کردستان عراق تضعیف کرد و موجب اختلاف کینه توزانه و عمیق اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان شد؛ به حدی که جلال طالبانی رهبری اتحادیه، حزب دموکرات و ادریس بارزانی را به تیرباران 1000 نفر از پیش‌مرگ‌های حزب طالبانی در مرز ترکیه و عراق متهم کرد و بارزانی ها نیز در جواب، جلال طالبانی را‌ فاحشه سیاسی نامیدند.
     


از دیگر سو اختلافات درون عشیره هم مزید بر علت بود، زیرا هم ادریس و هم مسعود خود را جانشین پدر می‌دانستند.
با این همه ادریس به طور مرموزانه¬ای در بهمن ۱۳۶۵ در سیلوانای ارومیه کشته شد، هر چند که در رسانه‌ها علت مرگ او را سکته قلبی اعلام کردند.
 


مسعود بارزانی موفق شد با برپا کردن شورش "راپه ین" در سال1991 میلادی و دقیقا پس از جنگ کویت و عراق و در زمان برقراری وضعیت ممنوعیت پرواز عراق به بالای خط ۳۶ درجه توسط نیروهای ائتلاف، کنترل کردستان عراق را بدست آورده و دولت اقلیم کردستان عراق را تاسیس کند.
     


دولتو حکومتی خودمختار که با تصرف عراق در سال 2005 میلادی و سرنگونی رژیم صدام، حکومت سرزمین کردستان به طور رسمی و قانونی تشکیل شد و بارزانی با وجود آنکه بسیاری بر انتخابات انجام شده و نتیجه حاصل که همان پیروزی بارزانی بود، تشکیک دارند، اما با صدارت بر حزب دموکرات کردستان عراق، موفق به کسب رهبری حکومت کردستان عراق گردید.
 


در سال های اخیر و با شروع بیداری اسلامی، کردستان عراق نیز شاهد اعتراضات جدی بالاخص در شهر سلیمانیه بر علیه حکومت بارزان بود؛ اما با وجود این ناآرامی ها مسعود بارزانی بر قدرت ماند و بارزانی ها نیز مشغول آماده سازی گزینه پس از او هستند.
 
 

نچیروان بارزانی برادرزاده مسعود بارزانی و فرزند ادریس، ‌گزینه بعدی بارزانی ها برای ریاست اقلیم کردستان است؛ این درحالی است که مسعود بارزانی شخصا خواهان تداوم حکومت خود توسط فرزندش مسرور، رئیس اداره امنیت حزب پارتی (پاراستن) می باشد.
     


نچیروان بارزانی  متولد سال 1966 میلادی است و فعالیت های سیاسی خود را در سن 24 سالگی در سال 1990 میلادی با شرکت در منازعه‌های سیاسی آغاز کرد.

نچیروان بارزانی تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی گذرانده و دارای دکترای افتخاری از دانشگاه جفرسون آمریکا و همچنین دارای نشانه شجاعت از ملکه انگلیس به عنوان سیاست مدار جوان و نخبه است.
     


او در سال ۱۹۸۷ میلادی به عضویت دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان عراق رسید و طی برپایی اقلیم در سال 1991 از فعالین ترین نیروهای مسعود بارزانی بود تا جایی که در هیئت مذاکره کننده کردستان عراق با دولت صدام برای احقاق حقوق کردها عضویت داشت.
نچیروان بارزانی هم اکنون نخست وزیر اقلیم کردستان عراق بوده و منتظر است که پس از مرگ طالبانی، سمت ریاست جمهوری عراق را همچون سمت ریاست حکومت اقلیم کردستان، نصیب یکی دیگر از بارزانی ها کند.
 


از طرف دیگر مسرور بارزانی فرزند مسعود نیز به جانشینی پدر بی میل نیست.
مسرور بارزانی در جوانی و پس از آنکه در سال 1967 میلادی افسران اسرائیلی اداره امنیت حزب پارتی (پاراستن) را ایجاد کردند، برای آموزش اطلاعاتی و امنیتی به اورشلیم رفت.
 


وی هم اکنون یکی از عوامل اصلی بقای حزب پارتی به شمار می رود، چرا که با وجود اختلافات شدید درون خانوادگی، فسادها، اختلافات بیرونی و ... ساختار حزب بسیار متزلل بوده و تنها نهاد امنیتی اش می تواند آن را سرپا نگهدارد.
 


در مجموع ایل بارزانی همواره در طول دوران مبارزانی خود علاقه خاصی به انحصاری کردن قدرت و حذف رقبای خود داشته است.
رهبران این طایفه که بعدها سمت رهبری حزب پارتی را نیز عهده دار بودند، برای بقای خود در قدرت به هر وسیله ای متوسل شده و به هر کاری دست می زنند.
برای آنها تفاوتی نمی کند یک روز با ساواک همکاری کنند و فردای آن با انقلاب اسلامی و پس از آن نیز با رژیم صهیونیستی، مهم این است که در قدرت باقی بمانند.
 

     
بارزانی ها در حالی داعیه دار کشور مستقل کردستان و فریب افکار عمومی با این رویا هستند که حاضر نیستند سایر گروه های کرد عراقی و نیز گروه های کرد ترکیه، ایران و سوریه را در اداره این کشور مستقل شریک کنند.

در واقع کشور مستقل کردستان در نگاه بارزانی ها همان اقلیم کردستان عراق است با مرزهای فراخ تر که تنها خانواده بارزانی باید بر آن حکومت کند.

بر این اساس سودای تصاحب پست ریاست جمهوری پس از طالبانی تداوم قدرت طلبی ها و جاه طلبی های همیشگی بارزانی هاست.


نظرات

  • انتشار یافته: 70
  • در انتظار بررسی: 32
  • غیر قابل انتشار: 23
  • ۱۳:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    8 4
    حوصله ندارم همه گزارش را بخوانم. در یک کلمه بگو بارزانی آدم خوبیه یا نه؟
  • kiavash ۱۳:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    20 10
    لعنت بر هر نژادی که میخواد تو کشورم خومختار بشه / زنده باد ایران
  • اسکندری ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    8 2
    اما در دهه اخیر ومخصوصا بعد از سقوط صدام جلال طالبانی همکاری بهتر وسودمندتری با ایران داشته است.وقابل اعتماد تر نشان داده است.در داخل اقلیم نیز فساد خاندان بارزانی خیلی معروفتر از مبارزات آنها است.
  • فوزول اهوازی ۱۴:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    2 1
    عالی بود دمتون گرم
  • امیر احمد اکبری اسبق از تبریز ۱۴:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    13 7
    آلت دست صهیونیست ها هستند
  • لک ۱۴:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    1 12
    هوی حرف دهنتو بفهم احمق .. مشرق توهین اینو منتشر کردی جواب منم منتشر کن
  • اهوازی ۱۶:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    3 5
    حتی مرکزی بنام همکاری های مشترک کرد و لر هم در شمال عراق تاسیس شده است.در اشعار حماسی به گویش کردی هم از لرها بعنوان بخشی از کردها نام میبرند به همین خاطر در برخی نقشه ها مناطق لر نشین را بخشی از کردستان به اصطلاح بزرگ نشان میدهند.برخی هم مدعی هستند که باید یک ناحیه در عراق بنام لرستان غربی بوجود بیاید که بیشتر شامل دیاله و بعقوبه و خانقین است.جمعیت لرهای عراق را تا سه و نیم میلیون تخمین میزنند.کردها در حال حاضر بشدت بدنبال استحاله این لرها هستند چرا که برای تشکیل کردستان در عراق به آنها نیازمند هستند.
  • شهبازی ۱۶:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    5 1
    جناب لک حکومت خودمختار در ایران یعنی حکومت طوایف و ملوک الطوایفی.همه کشورهای اطراف ما بجز ارمنستان با اینکه یعنی کشور هستند رو نگاه کن.
  • نوید ۱۶:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    7 0
    اینجوری که معلوم بارزانی ها وصل بغرب هستند
  • ۱۶:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    8 4
    جدائي طلب و نژاد پرست هردو اسب ارابه شيطان هستند
  • از مهاباد ۱۶:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    2 1
    مرحوم ملا مصطفی بارزانی جمله معروفی دارد که هر جا کرد است آنجا ایران است.شاه در 1975 باعث رنجش عمیق کردهای عراق شد ولی کردهای عراق پیش از پیروزی انقلاب با امام خمینی تماسهایی داشتند.سایت آکام نیوز در این زمینه مصاحبه جالبی با یکی از سران کردستان عراق دارد.حتما مطالعه بفرمایید.نگرانی در حال حاضر نفوذ آمریکا و اروپا و اسراییل است.
  • اهوازی ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    1 0
    مشرق بخش اول پیامم رو که نذاشتی.....
  • armagedon ۱۷:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    3 0
    من خوندم.فقط قدرت در اقلیم کردستان براشون مهمه براشون مهم نیست که با شاه همکاری کنن یا با جمهوری اسلامی . یا با اسراییل. حزب بادن .شاید به این دلیله که زیاد نارو خوردن . بدشون هم نمیاد مرز هاشون گسترش پیدا کنه ولی قدرتشو نداره . خلاصه در کل قابل اعتماد نیستن ولی میشه اونا رو کجدار و مریض تو خط منافع ایران نگه داشت
  • کرمانج ۱۷:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    4 2
    لعنت بر پدر هر چی تفرقه افکنه.
  • ازاده ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    6 1
    این مثال راکه میگوید شتردرخواب بیندپنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه رادرباره این مزدوران قدرت طلب گفته اند مشرق خواهش میکنم ادای مطلب نما جان مادرت
  • ناشناس ۲۰:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    5 2
    من در مرز با عراق در کردستان ماموریت داشتم محل عبور بارزانی را امن کنم تا آنها کمین نخورند و به عراق بروند که اتفاقا بارزانی با گروه 15نفره اش رسید دوست و دشمن معلوم نبود لذا همه را زمین گیر کردم و پرسیدم کی هستید گفتند گروه بارزانی پرسیدم رییستان کیست مسود بارزانی گفت من هستم مسعود بارزانی گفتم بیا جلو و اوراق شناسایی بده جلو آمد کارت شناسایی خود را باسم مسعود بارزانی نشان داد .خوش و بشی کردیم و اجازه دادم وارد خاک عراق بشوند.کردها هر کجا باشند ایرانی هستند و از نوع اصیلش هم هستند .منتها در طول تاریخ بعلت جدایی از ایران همیشه مورد خیانت شرق و غرب قرار گرفته اند و آدم مضطر به هر وسیله ای چنگ می اندازد .ولو اسراییل باشد .سلام به سرزمین بزرگ ایران
  • گلادیاتور ۲۰:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    7 3
    مشرق لطفا این متن رو صدها بار بازنشر کن لعنت بر هر نژادی که میخواد تو کشورم خومختار بشه / زنده باد ایران لعنت بر هر نژادی که میخواد تو کشورم خومختار بشه / زنده باد ایران لعنت بر هر نژادی که میخواد تو کشورم خومختار بشه / زنده باد ایران لعنت بر هر نژادی که میخواد تو کشورم خومختار بشه / زنده باد ایران
  • حامد ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    9 2
    اینا دیگه کین؟ همش شد بارزانی که! جالبه به دیکتاتوری میگن حزب دموکرات! و جالب تر از اون اینکه از هر سفره ای نمک میخورند (ایران،ترکیه،دولت مرکزی عراق،آمریکا،اسرائیل!). دوره حکومتهای دیکتاتوری بسر رسیده و مردم این نوع حکومتارو نمی پذیرند.
  • ۲۱:۵۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    8 1
    خواهشا ما لر ها را وارد این مسخره بازی نکید؟
  • اهوازی ۲۲:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    4 2
    ما باید چند چیز را پایه قرار دهیم مسئل دینی یعنی اسلام و تشیع و مسائلی مانند پیوندهای قومی و زبانی و تاریخ مشترک.آن وقت ارمنستان و گرجستان مسیحی هم بسوی ما خواهند آمد.ایران و فرهنگ ایرانی نام و هویت بزرگ و ریشه داری است.متاسفانه روس و انگلیس و ترکیه و کشورهای عربی و اسراییل و آمریکا و برخی روشنفکرنماهای داخلی چپ گرا و غرب گرا و حتی مذهبی های تندرو این مسئله را خدشه دار کردند.
  • یک هم میهن لر ۲۲:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    7 1
    در نقشه عراق که کردها را به رنگ آبی نشان داده است آن قسمت که به پایین می آید و به سمت جنوب شرقی می آید همه لر هستند.لرها در استان های بصره و میسان و واسط و بعقوبه و بخشهایی در سلیمانیه و بغداد پراکنده اند و ایران باید از این لرهای تماما شیعه حمایت کند.
  • ۲۲:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    1 0
    اقای لک به شما توهین نکرد به اونایی گفت که دنبال خود مختارین.....حالا چی شد که فکر کردی به تو داره می گه نمی دونم.....
  • ناشناس ۲۲:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    4 0
    نباید به جدایی طلبان وکسانی که مایلند با نوکران رژیم صهیونیستی باشندرو بدهیم...
  • ناشناس ۲۲:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    3 0
    کردهای کنونی ایران از اسرائیل والهام علیف متنفرند
  • ناشناس ۲۲:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    0 0
    الهام علیف چی؟
  • تبریزی گرم گلادیاتور ۲۲:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    0 0
    دمت
  • کامران ۲۳:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    2 0
    مباحثی مانند فدرالیسم و خودمختاری برای کشور ما سم است.اما باید به شوراهای شهر اختیار بیشتری داد.
  • ناشناس ۲۳:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    1 1
    قطعا کردستان عراق هم جز لاینفک کشور عراق است مثل بصره در جنوب وهر نقطه دیگر عراق ضمن احترام به مسعود بارزانی وهمرزمانشان در راه مبارزه با رژیم ستمگر عراق که شمال وجنوب وشیعیان وکردها رااوراه وهزاران روستا را باخاک یکسان کردازادسازی عراق نتیجه مبارزه کل مردم عراق است واقای بارزانی نمی تواندبرای سرزمین عراق تصمیم بگیرد مسعود بارزانی به عنوان یک مبارزکرد عراقی باید خود عامل ثبات ووحدت ویکپارچگی عراق باشدوسعی وکمک کند مردم عراق را از شر تروریست های تکفیری نجات دهدنه اینکه خودش هم اب به اسیاب تکفریها بریزد وباعث زحمت مردم عراق شود
  • ۲۳:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۴
    3 5
    کردها نژاد آریایی دارند و اصل و اصالتشان به ایران برمیگردد. به امید روزی که کردستان عراق جزو ایران شود.
  • ۰۰:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    7 4
    یکی از یهودیان ایتالیا که نام فامیلش هم بارزانی ( حرف > ساکن است ) یعنی فینگیلش میشود barzani خودش را از طایفه همین بارٍزانی کٌرد میداند خودم این برنامه را در تلویزیون خودمان دیدم در کردستان هم یهودیان آنوسی نفوذ دارند برادران کٌرد ایرانی به هوش باشید که کار این یهودیان مسلمان نما فقط تفرقه است و بی ثبات کردن دلشان برای اکراد نمیسوزد
  • ۰۰:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    8 0
    لعنت بر کسی که درک نمیکنه این کشور از این نژاد ها تشکیل شده و مملکت تنها برای افرادی مثل او نیست، لعنت به آدم خود رای، لعنت بر کسی که حقوق دیگران را به رسمیت نمیشناسد، البته به هیچ عنوان با جدایی طلبی موافق نیستم اما خود رایی و خود همه پنداری را هم منکوب می کنم و از آن تنفر دارم.
  • ۰۰:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    0 0
    گویا شما کردهای فیلی را هم لر تصور کردی عزیزم!!!!!!
  • ۰۰:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    0 2
    لطفا درک کنید کسی که برای عظمت و بزرگی قوم خود می جنگد را مزدور ننامید، چرا که به این ترتیب خود را از درک حقیقت آنها عاجز کرده اید.
  • ۰۰:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    1 0
    به شدت با ناشناس عزیز موافقم، یکی از دلایل اصلی ایرانی بودن کرد ها شباهت بیش از حد همه ی رسوم آنها با ایران است، البته مطالبه ی حقوق برابر قومی هیچ منافاتی با این ندارد، و اگر مخالفانی با این مسئله باشد، مشکل از آنها است نه حق خواهی اینها.
  • ۰۱:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    0 2
    کردی خود گویشی از فارسیست.
  • ۰۱:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    9 0
    every body listen and repeat :D This country: Was IRAN Is Iran & Will be Iran with no border decreased!!! ترجمه: همه گوش بدن و تکرار کنن : این کشور: ایران بود ایران هست و بدون هیچ کاهش مرزی ایران خواهند ماند!! مشرق جون مادرت چاپ کن
  • مهدی ۰۹:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    12 0
    هیهات من الذله ما برای منافع دنیایمان زیر بار ظلم هیچ ظالمی نمی رویم. ما با حسین می مانیم و جان می دهیم اما با یزید و آمریکا و اسرائیل بیعت نمی کنیم. هر چند دارای ثروت و قدرت باشند هراسی نداریم چون خدا با ما و ما با خدا هستیم و او را حق و وعده اش را راست می دانیم. لعنت بر دشمنان خداوند و هم پیمانانشان
  • ۰۹:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    0 0
    فكر مي كنم كه دكتر هوشيار زيباري وزير امور خارجه نامزد كردها براي رياست جمهوري عراق باشد
  • مازندرانی ۰۹:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    1 12
    دم ایران گرم که برعکس ترکیه و عراق به اینها باج نمیده
  • مازندرانی ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    3 2
    نخیر نواصب و صدامیهای غزه واجبترن
  • ۰۹:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    8 0
    من دیروز نظرات کابران یاهو (اکثرا آمریکاییها) رو درباره اعدام مفسد اقتصادی میخوندم چنان درباره آمریکا صحبت میکردن که احساس کردم دارن درباره افغانستان یا کلمبیا حرف میزنن!! نوشته بودن آمریکا هرگز عدالت اینچنینی (یعنی مثل ایران) رو به خودش ندیده و نخواهد دید!!! نوشته بودن دمتون گرم ملاها!!! نوشته بودن آمریکا پر از دزد غارتگر اموال ماست از نماینده کنگره و دولت و مدیر و بانکدار و ... ما باید از ایران الگو بگیریم! داشتم شاخ درمیاوردم! اون ور آب خبر خاصی نیست درباره کشورمون با احترام سخن بگیم و اگر ایرادی هست برطرف کنیم.
  • جمالی ۰۹:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    9 1
    امروز اسراییل چشم به منطقه کردستان عراق دوخته است وتلاش میکند که کردها را به عملیات استقلال طلبانه وادار کند ودر شرایطی که دولت مرکزی عراق گرفتار بحران های قومیتی است اوضاع را اشفته نمایدوضمن غارت منابع نفتی کردستان عراق دراین منطقه باهمکاری گروهی از کردها وباحمایت دولت ترکیه پایگاه نظامی ایجاد کند وبرای کشور ما مشکلات ایجاد کند فروش نفت بدون اطلاع دولت مرکزی تنش را افزایش می دهد وروابط طرفین را تیره تر می کند وخلاف روابط حسن همجواری وخود گردانی منطقه کردستان است و ایجاد بحران وتنشنین کردستان عراق ودولت مرکزی همان خواسته اجانب است
  • جمالی ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    9 0
    من باشما موافقم درست است که خود مختاری را ظاهرا در لوای حقوق قومیت ها معنی می کنند اما این شعاری است برای نابودی ملتها کشورهای جهانخواراز قدرت گرفتن کشورهاواتحاد قومیت هاهراس دارندلذا برای اینکه بر انها مسلط شوندبه کوچک کردن کشور هاوجدا کردن انها از سرزمین اصلی تلاش میکنندواین کار را درکشورهای اسلامی وجهان سوم انجام میدهندواین تجزیه طلبی ها ازشیوه شوم استعمار است وقتی کشوری کوچک باشدهمیشه درچنگال این جهانخواران است وهیچوقت روی استقلال نخواهد دیدشکم سران ان کشور را سیر میکنند تا کشور را همیشه درجهت خواسته هایاستعمار هدایت کندهر کس هم انتقادی کرد بلافاصله سرش رازیر اب میکنند دراین کشور ها عوامل جورحاکمیت مطلق دارند وسایه های سیاه خفقان همیشه بر سر مردم سایه انداخته است خود مختاری فریبی است برای به زنجیر کشیدن مردمی که براساس فطرت پاکشان فکرمی کنند که واقعا راه نجات انهاست
  • رضا ۱۲:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    8 0
    چرا دنبال خودمختاری در یک منطقه کوچک؟ بجای آن در اداره تمام کشور عزیز ایران مشارکت و همکاری کنیم.
  • ناشناس ۱۲:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    4 1
    خصوصا لعنت بر طرفداران الهام علیف
  • اهوازی ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    0 0
    جناب ناشناس 00:50 عبارت لورستان الغربیه را در اینترنت جستجو کنید.اگر لرها در عراق نیستند پس چرا اینقدر در سرودهای حماسی کردهای عراق نام لرها می آورند؟؟؟
  • ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۵
    0 1
    ما شاخ داريم؟ تمام دنيا ميدونن كه بهترين قانون مدني رو امريكا داره. براي كوچكترين ظلم ها قانون ارن. حتي پليس .
  • افشین تهران ۰۹:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    1 0
    ناشناس 00.52هر شخسی که در ایران زندگی میکند اول ایرانی هست و بعد .....و در غیر اینصورت همان مزدوریست که به شقه کردن این کشور میاندیشد.
  • افشین تهران ۰۹:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    0 0
    این مازندرانی فکر کنم همان البرت هست که با نام جدید میاد .مازندرانیها جمع کنید این ......
  • افشین تهران ۰۹:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    0 0
    خب حالا هستن و یا اصلا نیستن به من وتو چی میرسه.
  • افشین تهران ۱۰:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    19 0
    ایران با تمام اقوام و مذاهب و زبانها و گویشهایش ایران هست .هر شخص وطن پرستی که در ایران زندگی میکند باید اول خود را ایرانی و بعد لر .کرد.عرب.فارس ترکمن.بلوچ.ترک.و یا غیره بداند و حس ناسیونالیستی نسبت به اقوام در ایران جواب نمیدهد.در ابتدای انقلاب و جنگ کروهایی به همراه منافقین در کردستان اخلال و جنگ داخلی بوجود اوردند که به جرات میتوان گفت که10درصد از انها کرد نبودند و خود همین براذران کرد حق این خائنیین را کف دستشان گذاشتند.من هنوز برادران کرد که بعنوان پیشمرگان امام در قالب بسیج و سپاه به ایران خدمت میکردند را بیاد دارم.در هر صورت در ان زمان که کشور درگیر جنگ با صدام ملعون بود این گروهک ها هیچ غلطی نتوانستند بکنند چه برسد به حالا با این قدرتی که نیروهای مسلح و اطلاعاتی کشور دارند.ضمن اینکه همان طور که گفتم مردم کردستان خودشان از وفاداران به جمهوری اسلامی هستند و خودشان در دفاع از این مرزوبوم شهدای گرانقدری به کشور اهدا کردند.پس مواظب باشید که اب به اسیاب دشمن نریزید و باعث اختلاف نشوید .در ایران هر قومی که قصد جدایی داشته باشد محکوم به نابودیست چراکه همه مردم از وجب به وجب این کشور دفاع میکنند و کردها بیشتر از دیگران این وظیفه را بر عهده داشته و دارند.این گروههای کوچک و وابسته مثل پژاک هم راه بجایی نمیبرند.چراکه مقبولیت اجتماعی ندارند و طعم شکست را بدست سردار رشید شهید کاظمی کشیده اند و حالا سرگردان و سرخورده به ترور و جنایت رو اورده اند.در هر صورت کردستان یعنی ایران و ایران یعنی کردستان و ......
  • حقگو ۱۳:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    5 0
    نژادها هم محترم هستند هیچ نژادی بر نژاد دیگر بر تری ندارد و به گفته اسلام آنچه موجب برتری انسان ها نسبت به دیگران است تقوا است و لا غیر(ان اکرمکم عندا..اتقاکم))
  • حقگو ۱۳:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    5 0
    خوشبختانه امروز تمام اقوام ایرانی به هم پیوستگی دارند چقدر خانواده می شناسید که یکی از طرفین (ترک- کرد)(ترک-فارس)(ترک- عرب)(کرد -عرب)(کرد - فارس)(لر-کرد)(لر-ترک)(گیلک-مازنی)(گلیک- ترک)(گیلک-فارس)(مازنی-ترک)و... ویا ادیان مختلف ازدواج کرده اند وزیر یک سقف زندگی و فرزندان مشترک دارند. امروز ایران قبیله ای و طایفه ای نیست زندگی ما همه در گروی سلمتی محبت به یکدیگر است. وقتی به سرزمین های خوزستان - ایلام - کرمانشاهان- کردستان تهاجم شد با اتحاد و همدلی همه اقوام متجاوزان سرکوب شدند
  • ۱۸:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۶
    0 0
    ترکیه ها هم هیمن طور پان تورکیست ها هم همین طور
  • ۰۲:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۷
    0 0
    الهام علیف کیه یکی توضیح بده بشناسیمش
  • عاشق ایران ۰۲:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۷
    0 0
    احسنت
  • رحمن ۰۸:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۷
    7 0
    رییس جمهور آذربایجان است که خیلی دلش برای تبریز لک زده انشاءالله آذربایجان مانند برلین شرقی توسط مردمش به مام وطن بر گردد
  • ۰۱:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۱
    7 0
    عزیزم یا نمیدونی لر چیه، یا نمیدونی کرد چیه یا هر دو با هم، چون چند تا از بچه های خاله مادرم ساکن بدره، خانقین و کوت هستن و نژادشون هم کرد هست نه لررر، خواهشا بی مطالعه نظر نده، در ضمن مردم لر مردم خوب و نجیبی هستن.
  • علی ۲۳:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۵/۰۱
    0 1
    آخه بر چه اساس و مدرکی میگی کردی گویشی از فارسیه. یعنی تو بزرگ ترین استاد زبان فارسی باشی بری اربیل میتونی زبان اونها رو بفهمی؟
  • ۰۵:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۳
    0 0
    ایران کشوریست به گستردگی نوروز و درخشندگی خورشید همیشه تابان زردشت . زمان برای تغییره و حرکته نه برای تحجر و سکون . ایران از شمال سوریه تا مرز چین باید به صورت فدرالی یا کنفدرالی اداره بشه وگر نه کسی مشتاق به پیوستن به ایران نیست . بهتره به برادران آریایی مون در هر کجا هستند اعتماد کنیم .
  • dddd ۱۸:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۴
    0 1
    sssssss
  • ۱۴:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۹
    0 0
    من خودم خانقین رفتم مردم اونجا لک زبان هستند نه لر اگه در مورد قوم لک اطلاعات ندارید میتونید در اینترنت سرچ کنید ایران دارای 3میلیون لک است که در استان های کرمانشاه ایلام و خرم اباد وبخشی از استان همدان سکونت دارند.
  • ۱۴:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۹
    0 7
    عزایزان اونا لک هستند یه شاخه از کوردیه که دینشون شیعه است ایران حدود 3میلیون لک داره. نمیدونم شما لر از کجا اوردید حتما نمیدونید که لری یه لهجه از فارسیه حتما لر ها هم به خاطر لهجه شون میخوان خودمختار شن
  • ناشناس ۰۰:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۴
    1 1
    مصطفی بارزانی یک سوپرمن بود ومسعود بارزانی الان یک پرزیدنت بهتر ازاین نمیشه
  • احسان ۰۰:۱۰ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    0 7
    خدایش تمام اخلاقهای خوب از آن کردهاست از هرنوع فسادی مبرا است
  • ۲۱:۴۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۵
    2 3
    همیشه در حال مبارزه و اسلحه بدستن نمیدونم به علم و پیشرفت هم فکر میکنن
  • ناشناس ۲۰:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۵
    1 0
    احمق ها کرد یعنی ایرانی یعنی هم ریشه شما سربلندی کرد چه در عراق چه در ترکیه و سوریه سربلندی برادر شماست
  • فری ۱۵:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۱
    2 2
    من اصفهانیم اماا بارها به کردستان ایران سفر کردم به خصوص سنندج کردها واقعا ادمای مهربون و باغیرتین من کِ به شخصه خییلی دوستشون دارم..همچنین ببگم کردها چه زبانشان چه نژادشان از اصیل ترین اقوام ایران زمین هستتند...زنده باد ایران عزیز..
  • ۲۳:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۳۱
    0 3
    فارسی گویشی از کردیست - شاهنامه بخون
  • فارس ۱۷:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۵
    1 1
    من يه بنده خدا اهل تهران هستم كردها بهترين برادر براي من هستن اگه بخواهن جونمو براشون ميدم چون چيزي كه من در شهر اروميه با چشماي خودم ديدم هركسي ببينه همينو ميگه اتفاقي كه برادر واس برادر نميكنه اما كوردها براي من يعني فارس زبون انجام دادن خيلي دوستون دارم كوردستان عاشقتم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده