پس از 40 سال فعالیت هنری، داریوش مهرجوی چند سالی است سبکی جدید در آثار خود وارد کرده که دیگر ردپایی از آثار قبلی‌اش در آنها نیست.

 گروه جنگ نرم مشرق- کارگردانی جوان با همکاری غلامحسین ساعدی اثری خلق می کند که نظر محافل بزرگ سینمایی جهان را به سینمای ایران معطوف می کند. گاو اثری است متفاوت از سینمایی که در آن سال ها ذائقه مخاطب را به فیلم فارسی عادت داده و چاقو ضامن دار تکه ی جدا نشدنی اش است. این فیلم آنقدر مورد استقبال اهالی سینما در جشنواره های جهانی قرار می گیرد که تحلیلگرانشان این فیلم را تحولی بر ساخت فیلم فارسی می دانند. تا آنجا که امام خمینی (ره) این فیلم را نمونه ای از سینمای آموزنده، و آن را از بهترین فیلم های عمرشان می دانند.



سینمای مهرجویی به کار خود ادامه می دهد و فیلم های قابل بحثی چون هامون را در غوغای سینمای دهه هفتاد ایران می سازد. سینمایی فلسفی با رگه هایی از معنا گرایی...

حال پس از 40 سال فعالیت هنری، داریوش مهرجوی چند سالی است سبکی جدید در آثارخود وارد کرده که دیگر ردپایی از آثار قبلیش در آنها نیست. می توان گفت این سبک جدید اساسا از مهمان مامان شروع شد و با "طهران تهران" و "نارنجی پوش" ادامه پیدا کرد. تا اینکه امسال در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر شاهد فیلم جدید او با نام "چه خوبه که برگشتی" بودیم.

چه خوب که برگشتی روایتگر دو دوست و دو جین شخصیت دیگر است که یکی در ایران زندگی می کند و دیگری تازه از آمریکا به ایران برگشته تا دوستانش را ببیند. اولین نکته ای که در این فیلم مخاطب را درگیر خود می کند نوستالژی فیلم مهمان مامان است که این بار میان انسان های مرفه شکل می گیرد.


قصه اصلی فیلم از آنجایی شروع می شود که حامد بهداد یک بشقاب عتیقه را به رضا عطاران هدیه می دهد و دوباره پشیمان شده و آن را پس میگیرد. در رابطه با بشقاب حاضر، نکته جالب آن است که به طور کاملا اتفاقی اعداد روی بشقاب را از هر طرف می شمارند نتیجه اش عدد 34 می شود. و در شب میهمانی که در خانه عطاران برگزار می شود هر کسی نظری درباره این بشقاب دارد. یکی می گوید این ابزار شکنجه بوده. دیگری آن را متعلق به پادشاهان می داند که در آن شیرینی می پختند. حال آنکه سی و چهارمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشتیم.

چالش های قصه بر سر همین بشقاب عتیقه است تا جایی که بازیگران هر بلایی سرش در می آورند. حال مهناز افشار درامی مثلثی بین خودش و این دو دوست شکل می دهد که در تقابل آن، دو دوست از هم جدا می شوند و دعوایی با مزه با چاشنی مهرجویی اتفاق می افتد.

در اینجا با یک فیلمنامه ساده و اتفاقاتی بامزه ای که کمدی عطاران آن را رقم می زند مواجهیم که فضای فیلم را مفرح کرده اما در پس این فیلمنامه ساده اتفاقات عجیب و قابل تاملی می افتد مثلا در جایی که عطاران می گوید: این فیلم که می بینم قصه پادشاهی است که آنقدر با دوستش شطرنج بازی می‌کنند که مملکت به باد می‌رود و در ادامه تاکید می کند که: البته تو هند. یا این نکته که تقابل این دو در قالب کمیک از دیدگاه فیلمساز به تقابل ایران و آمریکا نزدیک می شود. مثلاً این که هر اتفاقی که می‌افتد گردن هم می اندازند و سر آخر این تقابل و جدل ها و حتی مذاکرات، شخص سومی برنده این میدان است و مهناز افشار با فرد دیگری ازدواج می کند.



شاید بتوان گفت که بر اساس تعبیر فیلمساز، مهناز افشار آن چیزی است که هم چپی ها و هم راستی ها به دنبالش اند اما در آخر قسمت هیچ‌کدامشان نمیشود و شخص ثالثی رباینده اوست.

اساسا فیلم پر است از این دست تیکه ها است که اگر آنها را اتفاقی بدانیم به فیلمساز توهین بزرگی کرده ایم. زیرا فیلمسازی در این سطح هیچگاه خرده قصه های اتفاقی در فیلمش دیده نمی شود.

شاید برخی قصه چه خوبه که برگشتی را قصه‌ای روانشناختی و در پس آن به دلیل جنس سینمای مهرجویی، فلسفی بدانند که می توان گفت فیلم دارای سه لایه است؛

لایه اول همان آب نباتی است به نام کمدی رضا عطاران که فیلمساز آن را با احترام دست مخاطب می دهد تا دو ساعتی سرگرمش کند. لایه دوم همان نگاه فلسفی و روانشناختی سینمای مهرجویی است که ناخودآگاه مخاطب را قبل از ورود به سینما درگیر آن می کند و مورد انتظارش است. و اما لایه سوم همان تقابل عطاران و بهداد و شباهت بی بدیلشان به تقابل ایران و آمریکاست.


در رابطه با نکات فرمی نیز باید گفت شیوه قاب بندی ها همان مهمان مامان است و شاهد همان طراحی صحنه های منطقی هستیم. به هر حال سینمای مهرجویی راه خود را تغییر داده و ترجیح می دهد در ظاهر آب نباتی دست مخاطب دهد و در باطن مفهومی را به وی القا کند. سبکی که در سینمای دهه 50، 60 و هفتاد مهرجویی نمی دیدیم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 18
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • منتقد ۰۶:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    افتضاحه اين فيلم افتضاح...
  • ناشناس ۱۰:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    چرا آبنیاتی مشرق ؟ ما حق دیدن فیلم کمدی و نداریم ؟ چهارتا هم تیکه توش بندازن مگه تو خنده بازار نمیندازن اصن تیکه انداختن که مخاطب وادار به خنده میکنه شما مشکلی با خنده مردم داری؟
  • ۱۲:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    فیلم واقعا چرندیه هر کی دیده باشه ، دقیقاً منظور بنده رو می فهمه
  • ۱۳:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    از این چرت تر فیلم نمیشه سمندون جلوی این فیلم اسکار میگیره
  • امیر ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    یعنی باید در این سینما رو گل گرفت این دیگه چه فیلم بی مزه ای بود
  • ۱۵:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    اگه شما هر حرفی رو ضعیف بزنید هرچی که باشه شنیده نمیشه. حالا بشینید لایه بشمرید
  • ۱۵:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    افتضاح ترین و بی سرو ته ترین فیملی بود که دیده بود. اصلا داستان نداشت. هر چیز بی معنی رو بهش فلسفی نمی گن !
  • مائده ۱۶:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    چرا نقدتون نصفس!!!؟ لایحه هاشو بی زحمت باز تر کنید... اینطوری سر و ته نداره...
  • ۱۷:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 1
    مشرق عزیز اگه نظر شهید آوینی در مورد فیلمهای ایشون و همون فیلم هامون که ازش تعریف کردی مد نظرت بود از همچین فیلمی تعجب نمی کردی.
  • ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۷
    0 0
    تيكه دروغ! آره با دروغ مشكل داريم.
  • علی ۰۱:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
    0 0
    ایران امریکا کجا بود بی سواد متاسفم برای مشرق با این همه سابقه ما فیلم و دیدیم نقد اساسی شم کردیم داره دو جریان چپ و راست ایران و میگه که آخرشم افشار به عنوان نماد سرزمین ایران زمینشو به وکیل بین الملل که نماد سلطه جهانیست تحویل میده و زنش میشه بی سوادها همون بهتر که بزنن تو سرتون آبروی مارو هم میبرید لااقل از تبلیغات تیم روحانی میفهمیدید رو این فیلم
  • علی ۰۱:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
    0 0
    ایران امریکا کجا بود بی سواد متاسفم برای مشرق با این همه سابقه ما فیلم و دیدیم نقد اساسی شم کردیم داره دو جریان چپ و راست ایران و میگه که آخرشم افشار به عنوان نماد سرزمین ایران زمینشو به وکیل بین الملل که نماد سلطه جهانیست تحویل میده و زنش میشه بی سوادها همون بهتر که بزنن تو سرتون آبروی مارو هم میبرید لااقل از تبلیغات تیم روحانی میفهمیدید رو این فیلم
  • منتقد 2 ۰۹:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
    0 0
    جناب آقاي داريوش مهرجويي كارگردان باتجربه ،فقط و فقط در اين فيلم استفاده ابزاري كردن از ابزاري به نام (بازيگران مشهور) و همچنين مهر تاييدي زدن بر درجه ي فيلم با كارگرداني آن. اينها دلايل كافي هستش تا ذهن هر بيننده اي رو كه اين فيلم رو نديده معطوف خودش كنه و سي دي هاي كپي رو نخره احترام بزاره به بازيگران و تهيه كننده اين فيلم حامي سينماي ايران بشه ...... وااااي ساخته ي آقاي مهرجوييه !!! وااايي رضا عطاران توش بازي مي كنه !!! واي مهناز افشار .... پس حتما فيلم خوبيه !!!!!!!!! جناب آقاي مهرجويي خطابم با شماست ... شمايي كه يد طولايي در ساخت فيلم داريد ..نمي دونم كه جاي تاسف داره يا ... كه كارگرداني مثل شما از بازيگرايي كه به خاطر رزومه ي كاريه همكاري موفقشون با شما !!! استفاده ي ابزاري بشن جهت فروش فيلم . اين فيلم واقعا برازنده ي اول بينندگان و سپس شما و بازيگرانش نبود . ساخت فيلم كمدي هيچ ايرادي نداره ولي در كنار اون بايد حواس كارگردان به شخصيت بيننده هم باشه كه مبــاده مورد تمسخر قرار بگيره. جناب آقاي مهرجويي اين طريقه ي درستي براي كسب درآمد نيست و درآمد اين چنيني كم از روزيه شك دار نيست يا به قول عام ... اين پولا خوردن نداره و بدون شك باعث خدشه ايست بر سابقه طلايي جناب عالي در عرصه 30نما.
  • مشکات ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
    0 1
    حدا حیر بده رائفی پور رو جدایی نادر از سیمین رو نقد لایه ای کرد ما تازه حواسمون جمع شد یه خبرایی اون پشت هست....
  • فاطمه ۱۲:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
    0 0
    آبنبات به شرط توهین به کشور؟باید در نظر داشته باشیم تیکه به چه قیمتی؟فروش وطن و چند بازیگر که احساسات مخاطب رو هدف گرفتی؟بهنظرم شما دوباره فیلم رو نگاه کنین میفهمین چقدر ضایع است.هر خنده قیمتی نداره
  • امیر ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
    0 1
    مهرجویی هم شده مثه ده نمکی چون چندتا فیلم خوب داشته هر اشغالی هم درست کنه مردم میرن می بینن این فیلم هم فروش خوبی کرده اخه چرا؟
  • امیر ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
    0 1
    مهرجویی هم شده مثه ده نمکی چون چندتا فیلم خوب داشته هر اشغالی هم درست کنه مردم میرن می بینن این فیلم هم فروش خوبی کرده اخه چرا؟
  • زینب ۱۷:۱۲ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۵
    0 0
    فیلم قشنگی بود

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس