به گزارش مشرق، در نشست این هفته اعضای کارگروه ورزش حزب موتلفه اسلامی ناهنجاریهای فرهنگی حوزه ورزش خصوصا فوتبال مورد بررسی قرار گرفت.
در ابتدای این نشست، محمدرضا تهرانی رئیس کارگروه با اشاره به اهمیت و نقش پررنگ ورزش در جوامع جهانی از فوتبال به عنوان پدیده ای تاثیرگذار درمیان ملت ها یاد کرد. وی در این مورد گفت: رویکرد و برنامه ریزی کشورها در عرصه ورزش و فوتبال با هدف فرصت سازی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی طراحی میشود. این در حالی است که متولیان و مسئولین ورزش ما نه تنها از این فرصت استفاده نمیکنند بلکه در پارهای مواقع این فرصتها به تهدید اجتماعی هم تبدیل میشوند.
رئیس کارگروه ورزش حزب موتلفه اسلامی ادامه داد: شورای انقلاب فرهنگی در سال ۸۳ از بین ۶۰ وزارتخانه، سازمان و نهاد فرهنگی، ۵ نهاد مهم یعنی سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی و وزارت ورزش و جوانان را پیشگام در امر اشاعه فرهنگ معرفی کرد. بنابراین انتظار این است که تشکیلات ورزش به مقوله فرهنگ اهمیت بیشتری بدهد اما در عمل این اقتصاد است که ورزش را تحت الشعاع قرار داده و کسی به فرهنگ سازی در ورزش توجه چندانی ندارد.
تهرانی در پایان تاکید کرد: بسیاری از مربیان و ورزشکاران به مقوله فرهنگ اهمیت نمیدهند چون کسب درآمد و دستیابی به منابع اقتصادی را مهمتر از ترویج فرهنگ میدانند. حرف و عمل مسولین ورزش با هم جور در نمیآید! پس ابتدا باید روی مسئولین ورزش کار فرهنگی کرد .
در ادامه جلسه تعدادی از اعضای کارگروه ورزش نیز در مورد اهمیت ورزش و تاثیر آن بر رفتار و کنشهای جوامع مختلف، تقدم فرهنگ سازی بر مقولههایی چون جنبههای مادی ورزش، برد و باخت در مسابقات و ستاره سازی ورزشکاران، نقش آفرینی پول در تضعیف مبانی فرهنگی، فقدان اراده کافی جهت ترویج اصول اخلاق و فرهنگ، نقش رسانهها در فرهنگ سازی و فرهنگ سوزی، نبود سیاست مشخص فرهنگی در بخش های مختلف ورزش کشور و موارد دیگر را مورد تاکید قرار دادند.
علیرضا فرهنگی، رئیس دانشکده علوم ورزشی و تندرستی دانشگاه شهید بهشتی ورئیس انجمن فوتبال وزارت علوم در رابطه با پرسشهای مطرح شده و دیدگاههای حاضرین طی سخنانی اظهار داشت: ما مراکز و متولیان فرهنگی متعددی داریم که بودجه دریافت می کنند اما توفیق قابل انتظاری درپیشبرد اهداف ندارند که هیچ بلکه برخی موازیکاریهای آنها موجب اتلاف وقت و انرژی در حوزه فرهنگ شده است. اگر خاطرتان باشد تماشاگران ژاپنی پس از پایان مسابقه تیم ملی کشورشان در جام جهانی قطر تا زمانی که محیط را تمیز نکردند ورزشگاه را ترک نمیکردند. پس از هر پیروزی یا شکست برابر تماشاگران تعظیم میکردند. مربی فوتبال کره جنوبی وقتی در جام جهانی اخیر نتیجه لازم را کسب نکرد با حضور درپارلمان کشورش نه تنها از مردم و نمایندگان عذرخواهی کرد بلکه با پذیرش مسئولیت از مقام خود کناره گرفت. این اقدامات بیانگر توجه ویژه برخی کشورها به اصول و مبانی فرهنگی است. وزارت ورزش ما هم معاونتی تحت عنوان معاونت فرهنگی و ورزش همگانی دارد که باید اذعان کرد اولا این دو مقوله با یکدیگر همخوانی ندارند ثانیا و به معنی واقعی کلمه در ورزش ما کار فرهنگی انجام نمیشود.
رئیس دانشکده علوم ورزشی دانشگاه شهید بهشتی افزود: اوضاع فرهنگ در فدراسیونها به مراتب بدتر است. کسی هم اعتراض کند بلافاصله پای فدراسیون جهانی و اساسنامه مستقل را وسط می کشند. شرایط عجیب غریبی در عرصه ورزش خصوصا فرهنگ این حوزه جاری است که همه را بلاتکلیف کرده است. این بلاتکلیفی در رابطه با تعامل بین وزارت ورزش وکمیته ملی المپیک با فدراسیون ها کاملا مشهود است. باشگاههای ورزشی ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اغلب آنها از بودجه عمومی استفاده میکنند و هزینههای گزافی را برای بازیکنان و مربیان صرف میکنند اما حاضر نیستند ریالی برای امور فرهنگی هزینه کنند. تا زمانی که افراد غیر متخصص در راس باشگاهها مدیریت میکنند نباید انتظار داشته باشیم اوضاع فرهنگی ورزش بهبود پیدا کند. وقتی هم مورد نقد قرار میگیرند بر آشفته میشوند.
رئیس انجمن فوتبال وزارت علوم خاطرنشان کرد: ما باید کار فرهنگی خصوصا در عرصه ورزش را جدی بگیریم. این کار نیاز به افراد متخصص و فضای مناسب دارد. اینکه دل مان خوش باشد در فدراسیون ها کمیته فرهنگی داریم خودمان را فریب می دهیم. متاسفانه اغلب مدیران عامل باشگاهها آموزش فرهنگی ندیده اند. بازیکن یا مربی دهها میلیارد برای یک فصل پول دریافت میکند اما هیچ احساس مسئولیتی در قبال فرهنگ جامعه یا ارتقا فرهنگ هواداران فوتبال از خود نشان نمی دهد. مربیان صرفا باورهای ورزشی خود را به باشگاه می آورند و هیچ آورده دیگری که به درد نوجوانان و جوانان بخورد ندارند. رفتارهای ناهنجار ورزشکاران نباید مورد چشم پوشی قرار گیرد. برخی اتفاقات ناگوار فرهنگی بیشتر از جنگ به جامعه آسیب میزند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: نقش رسانه های ورزشی در ارتقا یا تنزل فرهنگ یک جامعه غیر قابل کتمان است. وقتی رسانه به افراد جنجال افرین توجه یا به او تریبون می دهد خواسته یا ناخواسته در تخریب فرهنگ نقش دارد. وقتی توجه تماشاگر به حاشیه بیش از متن شد یک جای کار اشکال دارد. ورزشکار تا زمانی که مطرح است مخاطب دارد، نفوذ دارد، سرمایه اجتماعی هم دارد. متولیان فرهنگ کشور باید از طریق این ورزشکار فرهنگ فاخر را به جامعه ارائه کند. اگر از این فرصت استفاده نشود همان ورزشکار که می توانست مروج فرهنگ باشد پس از دوران قهرمانی چون دیده نمی شود تبدیل به یک عنصر غیر فرهنگی می شود. در سند ملی سلامت پیش بینی شده بود از طریق ورزش و تغییر سبک زندگی نه تنها می توان ۲۰ درصد مرگ و میرها را کم کرد بلکه رقم قابل توجهی در بودجه وزارت بهداشت صرفه جویی خواهد شد. سئوال این است آیا تلاش درخوری برای تحقق این برنامه صورت گرفت و مسئولین ورزش چه میزان برای این منظور تلاش کردند؟
این پژوهشگر عرصه ورزش در پایان تاکید کرد: برای تغییر فضای فرهنگی جامعه لازم است تغییرات اساسی در بخش مدیریت ورزش صورت گیرد. باید از علم دانشگاهیان و متخصصان در کلیه امور از جمله ورزش استفاده کنند. اگر مدیران، ورزشکاران و مربیان ما رفتار فرهنگی داشته باشند حتما تماشاگر و متعاقبا افراد جامعه هم تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. خداد عزیزی ها محصول همین محیطی هستند که در حال حاضر جریان دارد. این محیط را فضای فوتبال برای امثال عزیزی فراهم کرده است. تا زمانی که کار به دست کاردان سپرده نشود نمی توان انتظار داشت مشکلات فرهنگی از بین برود. تماشاگر زمانی شعار هنجار شکن می دهد که مدیر، مربی و ورزشکار هنجارشکنی کنند.
اصغر مازیار مدرس و کارشناس شناخته شده حوزه فوتبال سخنران نهایی این نشست بود که در ارتباط با لزوم فرهنگ سازی در حوزه ورزش خاطر نشان کرد: ما باید هر بخش از فعالیت های حوزه ورزش را ارزش گذاری کنیم. شاخص هایی که نیازها و فرهنگ جامعه را در بر می گیر مورد شناسایی و ترویج قرار گیرند. به گمان من شایسته است نمایندگان مجلس نه تنها به مقوله فرهنگ در ورزش اهمیت بدهند بلکه در قوانین گذشته بازنگری و قوانین جدیدی را جایگزین آنها کنند. مجلس می تواند مطابق وظیفه ذاتی خود در امور فرهنگی ورزش نظارت داشته باشد. وقتی قوانین به درستی وضع شده باشد به درستی هم اجرا می شود. برای صدا و سیما هم این امکان وجود دارد تا در امر اشاعه فرهنگ و مبارزه با بی فرهنگی هدفمند وفراگیر کار کند. وقتی همه نهادها و ارگان ها در مبارزه با بی فرهنگی و ناهنجاری همراه هم باشند می توان به اشاعه فرهنگ در سراسر کشور امیدوار شد.
وی افزود: متاسفانه خیلی ها در اجرای قانون دچار مصلحت اندیشی می شوند. همین مصلحت اندیشی باعث می شود یک مربی به خود اجازه دهد حرکت ضدفرهنگی خود را تکرار کند. تعارض مقررات در مدرسه، خانواده، باشگاه و جامعه رفتار نوجوانان و جوانان را چندگانه می کند. حضور افراد متنصص و دانشگاهی ها می تواند تا حدودی این رفتارها را اصلاح کند به شرطی که اراده ای برای به کارگیری متخصص ها وجود داشته باشد.
وی در پایان تصریح کرد: اشکال امروز ما این است که با آموزش چندگانه در عرصه فرهنگ مواجهیم تا زمانی که به تعریف واحدی از فرهنگ دست پیدا نکنیم. مبارزه با بی فرهنگی به نتیجه نخواهد رسید.



