به گزارش مشرق، محمدمهدی میرزائی؛ پژوهشگر طی یادداشتی نوشت:
در جنگ شناختی، میدان نبرد فقط مرزها و مراکز نظامی نیست؛ ذهن جامعه نیز یک میدان نبرد است. هر جامعهای که نتواند میان خبر، شایعه، روایت جعلی و عملیات روانی تفکیک ایجاد کند، در برابر دشمنی که قصد ایجاد بیاعتمادی، ترس و سردرگمی دارد، آسیبپذیر خواهد بود.در چنین شرایطی، تکیه بر رسانههای رسمی و معتبر صرفاً یک انتخاب نیست؛ بخشی از رفتار مسئولانه اجتماعی و ملی است. این گزاره به معنای آن نیست که رسانههای رسمی عاری از خطا هستند و یا هرآنچه میکنند همان انتظاری است که جامعه از رسانه عصر جدید دارد.
رسانه معتبر باید قابل نقد باشد و اخبار آن نیز باید امکان راستیآزمایی داشته باشد. نکته دقیقا همینجاست؛ در شرایط بحران، تفاوت اساسی میان رسانهای که دارای هویت مشخص، ساختار حرفهای، خبرنگار و مسئولیت حقوقی و اجتماعی است با کانال و صفحهای ناشناس یا نامعتبر که بدون هیچ مسئولیتی یک ادعا را منتشر میکند، وجود دارد.
مسئله فقط «خبر یا داده غلط یا ناقص» نیست؛ مسئله ایجاد بیاعتمادی است. عملیات شناختی و جنگ روانی، فراتر از تزریق یک دروغ مشخص است؛ گاهی هدف بزرگتر این است که مخاطب به این نقطه برسد که: «دیگر نمیشود به هیچکس اعتماد کرد.» و این خطرناکترین مرحله این جنگ است.
زیرا وقتی مرجعیت رسانهای رسمی از بین برود، فضای رسانهای و افکار عمومی جامعه به سمت شایعه، کانالهای ناشناس یا نامعتبر، حسابهای جعلی، تصاویر تقطیعشده و روایتهای هیجانی سوق پیدا میکند. در چنین محیطی، کسی که زودتر و احساسیتر روایت میسازد، میتواند از کسی که دقیقتر و مسئولانهتر خبر میدهد، جلو بزند، اینجاست که یک مسئله رسانهای، به مسئلهای امنیتی تبدیل میشود.
چرا باید به رسانه معتبر رجوع کرد؟
بدون هیچ هزینهای آن را پاک کند یا خلاف همان را منتشر کند؛ بیآنکه نسبت به رفتار گذشته خود پاسخگو باشد. در این موقعیت سیاسی و امنیتی ایران، یک اصل ساده باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود: هر خبری که منبع معتبر ندارد، ارزش تکیه و تصمیمگیری ندارد.
ممکن است یک خبر در فضای مجازی جذابتر، فوریتر و هیجانانگیزتر باشد؛ اما «سریعتر بودن» مساوی «درستتر بودن» نیست.تبعات شخصی بیاعتمادی به منابع معتبر عدم رجوع به منابع معتبر ابتدا به خود فرد آسیب میزند.
تصمیمگیری بر اساس اطلاعات جعلی: فرد ممکن است بر اساس یک شایعه درباره امنیت، اقتصاد، سلامت، بحران یا یک رویداد اجتماعی تصمیمی بگیرد که برای خودش هزینهساز باشد. افزایش اضطراب و ترس: دریافت مستمر اخبار تأییدنشده، ذهن فرد را در وضعیت هشدار دائمی قرار میدهد.
مخاطب بهتدریج به جای واقعیت، بر اساس تصویری که از فضای مجازی دریافت کرده واکنش نشان میدهد. گرفتار شدن در چرخه شایعه: کسی که یک خبر جعلی را باور میکند، معمولاً آن را برای دیگران هم ارسال میکند. بنابراین از یک «مصرفکننده اطلاعات» به یک «ضریب انتشار عملیات روانی» تبدیل میشود؛ حتی اگر خودش هیچ قصدی نداشته باشد.
از دست دادن قدرت تشخیص: اگر فرد به همه منابع به یک اندازه اعتماد کند، تفاوت میان خبرنگار حرفهای، منبع رسمی، کارشناس، حساب ناشناس و تولیدکننده محتوای جعلی برایش کمرنگ میشود و عملا مورد تحمیق رسانهای قرار میگیرد. این همان نقطهای است که سواد رسانهای جای خود را به مصرف هیجانی اطلاعات میدهد.
در بحرانهای امنیتی، اقتصادی یا نظامی، رفتار شناختی میلیونها نفر میتواند به یک متغیر امنیت ملی تبدیل شود. یک شایعه درباره کمبود کالا میتواند رفتار خرید هیجانی ایجاد کند.
یک خبر جعلی درباره یک حادثه امنیتی میتواند موجی از ترس ایجاد کند. یک روایت جعلی درباره وضعیت اقتصادی میتواند بر تصمیمهای مالی مردم اثر بگذارد. یک تصویر قدیمی که به یک حادثه جدید نسبت داده میشود، میتواند احساس ناامنی عمومی ایجاد کند. و مجموعه این واکنشهای کوچک، در مقیاس ملی میتواند آثار بسیار بزرگی ایجاد کند.




۱۲:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۵