به گزارش مشرق، نشریه آمریکایی «امریکن پراسپکت» در گزارشی با اشاره به سیاستهای اقتصادی دولت دونالد ترامپ علیه ایران و کانادا نوشت که فشارهای همزمان واشنگتن بر این دو کشور میتواند پیامدهای قابل توجهی برای اقتصاد آمریکا داشته باشد و افزایش قیمت سوخت و کالاهای مصرفی را برای مردم این کشور به همراه آورد.
نویسنده گزارش با اشاره به اعلام آنچه دولت ترامپ «روز D اقتصادی» علیه ایران خوانده است، همزمانی این اقدام با تدابیر تجاری تلافیجویانه علیه کانادا را نشانهای از رویکرد ترامپ در استفاده از ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار بر مخالفان خود دانست.
به نوشته «امریکن پراسپکت»، برخی تحلیلگران این سیاست را روشی انسانیتر برای مقابله با ایران در مقایسه با اقدام نظامی میدانند، اما نویسنده معتقد است تحریم اقتصادی نیز در نهایت میتواند فشار سنگینی بر مردم عادی وارد کند و تفاوت آن با حمله نظامی صرفاً در ابزار اعمال فشار است.
این گزارش با اشاره به سابقه طولانی تحریمهای آمریکا علیه ایران تأکید میکند که تلاش برای تغییر رفتار تهران از طریق فشار اقتصادی، سابقهای طولانی دارد و حتی در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز به نتیجه مورد انتظار واشنگتن منجر نشد.
نویسنده در ادامه هشدار میدهد که هرگونه تشدید فشار آمریکا علیه ایران میتواند با واکنش متقابل تهران همراه شود؛ واکنشی که در صورت اختلال جدی در صادرات نفت از تنگه هرمز و خلیج فارس، میتواند فشار قابل توجهی بر بازار انرژی جهان و در نهایت اقتصاد آمریکا وارد کند.
یکی از مقامهای ارشد ایرانی نیز در اظهاراتی در شبکههای اجتماعی اعلام کرده است که در صورت تشدید درگیری، «حتی یک قطره نفت» از طریق تنگه هرمز یا خلیج فارس صادر نخواهد شد.
چین؛ کشوری که ترامپ همزمان به آن نیاز دارد و فشار میآورد
امریکن پراسپکت در ادامه به یکی از تناقضهای سیاست ترامپ اشاره میکند: چین از یک سو یکی از اهداف اصلی فشار اقتصادی دولت آمریکا است و از سوی دیگر میتواند در شرایط بحران نفتی به کاهش فشار بر بازار انرژی کمک کند.
بر اساس این گزارش، چین در سالهای اخیر با کاهش واردات نفت، به کاهش فشار بر بازار جهانی کمک کرده است؛ اما طرح موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران، کشورهایی را که بیشترین تجارت را با تهران دارند نیز هدف تحریمهای ثانویه قرار میدهد و چین در صدر این فهرست قرار دارد.
نویسنده معتقد است اگر پکن در واکنش به تحریمهای آمریکا، خرید نفت از ایران را به سطوح قبلی بازگرداند، فشار بیشتری بر بازار جهانی نفت وارد خواهد شد.
این گزارش هشدار میدهد که در چنین شرایطی قیمت بنزین در آمریکا ممکن است از حدود ۴ دلار به ۶ دلار برای هر گالن برسد و حتی خطر ایجاد کمبودهای شدید در بازار وجود داشته باشد.
به نوشته این نشریه، افزایش قیمت انرژی تنها به جایگاههای سوخت محدود نمیشود و میتواند هزینه حملونقل، تولید و توزیع کالاها را افزایش داده و در نهایت موج تازهای از تورم را در اقتصاد آمریکا ایجاد کند.
کانادا؛ تأمینکنندهای که آمریکا به نفت آن نیاز دارد
نویسنده سپس به نقش کانادا در تأمین انرژی آمریکا پرداخته و تأکید میکند که فشار همزمان ترامپ علیه اتاوا میتواند برای اقتصاد آمریکا مشکلساز شود.
بر اساس این گزارش، حدود ۶۳ درصد از نفت خام وارداتی آمریکا در سال گذشته از کانادا تأمین شده است؛ موضوعی که اهمیت کانادا را برای بازار انرژی آمریکا دوچندان میکند، بهویژه در شرایطی که ذخایر راهبردی نفت آمریکا در نزدیکی پایینترین سطوح تاریخی خود قرار دارد.
این وابستگی در برخی مناطق آمریکا بیشتر است. برای مثال، پالایشگاههای منطقه غرب میانه آمریکا بخش قابل توجهی از نفت خام مورد نیاز خود را از کانادا دریافت میکنند.
از این رو، هرگونه اختلال در روابط تجاری واشنگتن و اتاوا یا کاهش صادرات نفت کانادا به آمریکا میتواند فشار بیشتری بر قیمت سوخت وارد کند.
نویسنده با لحنی کنایهآمیز به ایالتهایی مانند ویسکانسین، میشیگان و اوهایو اشاره میکند؛ مناطقی که صنایع و کشاورزی آنها به سوخت و تجارت با کانادا وابستگی دارند و از نظر سیاسی نیز برای جمهوریخواهان اهمیت زیادی دارند.
افزایش قیمت دیزل؛ فشار بر کشاورزان و حملونقل
در ادامه گزارش آمده است که در شرایط فعلی، مشکل فقط افزایش قیمت بنزین نیست.
قیمت گازوئیل مورد استفاده کامیونها به بیش از ۵.۶۰ دلار برای هر گالن رسیده است؛ موضوعی که فشار قابل توجهی بر شرکتهای حملونقل، خردهفروشان و کشاورزان وارد میکند.
این مسئله برای کشاورزان اهمیت بیشتری دارد، زیرا فصل برداشت محصول فرا رسیده و بسیاری از تجهیزات کشاورزی به سوخت دیزل وابسته هستند.
از سوی دیگر، ظرفیت پالایش نیز با محدودیتهایی مواجه است. نویسنده به افزایش شدید «اسپرد کراک» ـ اختلاف میان قیمت نفت خام و قیمت فرآوردههای پالایششده ـ اشاره میکند و بخشی از فشار موجود بر بازار سوخت را به کاهش ظرفیت پالایشگاههای روسیه در پی حملات پهپادی اوکراین نسبت میدهد.
بحران تنگه هرمز نیز به این فشارها اضافه شده است و کاهش عرضه، به طور طبیعی به معنای افزایش بیشتر قیمتها خواهد بود.
تلاش ترامپ برای مهار قیمت مواد غذایی
در چنین شرایطی، ترامپ تلاش کرده است برای مهار فشار بر مصرفکنندگان آمریکایی به سراغ کالاهای دیگری از جمله گوشت گاو برود.
او اخیراً از معافیت تعرفهای برای واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت گاو خبر داده است؛ گوشتی که قرار است بر اساس توافق با تأمینکنندگان خارجی، حدود ۲۵ درصد پایینتر از قیمت فعلی بازار عرضه شود.
با این حال، نویسنده تأکید میکند که این میزان تنها حدود یک درصد از کل گوشت گاو فروختهشده در آمریکا را تشکیل میدهد و مشکل اصلی قیمت بالای گوشت، یعنی نقش واسطهها و شرکتهای بزرگ فرآوری و بستهبندی گوشت، همچنان پابرجاست.
این تصمیم همچنین باعث خشم بخشی از دامداران آمریکایی و قانونگذاران جمهوریخواه حامی آنها شده است.
به نوشته «امریکن پراسپکت»، دامداران آمریکایی در شرایطی با کاهش تاریخی تعداد دامها و مشکلات ناشی از گسترش بیماری آفت انگلی «کرم پیچی دنیای جدید» مواجه هستند که دولت ترامپ اکنون برای کاهش قیمت گوشت، به واردات بیشتر روی آورده است.
هزینه سیاستهای ترامپ برای مردم آمریکا
نویسنده در جمعبندی گزارش خود استدلال میکند که سیاستهای ترامپ در زمینه تحریم، تعرفه و فشار اقتصادی علیه کشورهای دیگر، در نهایت میتواند پیامدهای اقتصادی خود را به داخل آمریکا منتقل کند.
از نگاه او، تحریم ایران و فشار بر چین میتواند بازار جهانی نفت را تحت فشار قرار دهد و همزمان تنش تجاری با کانادا، یکی از مهمترین منابع تأمین نفت آمریکا، خطر افزایش بیشتر قیمت انرژی را به همراه دارد.
افزایش قیمت سوخت نیز به نوبه خود هزینه حملونقل، کشاورزی و تولید را بالا میبرد و در نهایت به افزایش قیمت کالاهایی منجر میشود که مصرفکنندگان آمریکایی هر روز خریداری میکنند.
این فشارها در حالی ایجاد شدهاند که نشانههایی از ضعف مصرف در اقتصاد آمریکا نیز دیده میشود. فروش خردهفروشی در ماه ژوئیه کاهش یافته است؛ موضوعی که نویسنده آن را تا حدی ناشی از اقتصادی میداند که به تعبیر او «دیگر سوختی برای حرکت ندارد».
«امریکن پراسپکت» در پایان با لحنی کنایهآمیز مینویسد که اگر کسی میخواهد دولتی موفق داشته باشد، دستکم باید تصور روشنی از کاری که از یک لحظه تا لحظه بعد انجام میدهد، داشته باشد.



