سرویس جهان مشرق - یکی از موضوعاتی که در هفتههای گذشته در محافل سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است، مسئله استمرار حمایتهای آمریکا از جنایتهای این رژیم در منطقه در آینده نزدیک است که نسبت به آن نگرانی شدیدی در سرزمینهای اشغالی وجود دارد.
به عقیده صهیونیستها، این احتمال که ترامپ از درگیری با ایران و موفقیت در تغییر حکومت در ایران ناامید شده و اقدام به خارج کردن نیروهای خود از منطقه غرب آسیا کند، بسیار زیاد است.
در همین رابطه، اسحاق بریک، ژنرال سابق ارتش رژیم صهیونیستی نوشت:
هنوز روشن نیست که سرنوشت توافق چارچوبی که میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در حال شکلگیری است، چه خواهد شد. ما شاهد واقعیتی هستیم که در آن میان ایران و آمریکا، هیچ روزی بدون اقدامات متقابل، اتهامزنی و تهاجم آشکار نمیگذرد؛ روندی که توان عملی برای رسیدن به تفاهمهای نهایی ظرف شصت روز را به شدت زیر سؤال میبرد.
مهم است که شرایط را در نظر بگیریم: حتی اگر سرانجام، روزی توافقی میان کاخ سفید و تهران امضا شود، این توافق از هر نظر بد خواهد بود، توافقی که برای اسرائیل یک فاجعهٔ راهبردی است. این توافق راه را برای ایران باز میکند تا میلیاردها دلار از ایالات متحده و دیگر کشورها دریافت کند و به آن امکان میدهد از فروش نفت خود ثروتی هنگفت و بیسابقه بهدست آورد.

تنها ظرف چند سال، ایران به یک قدرت اقتصادی و نظامی زورگو تبدیل خواهد شد؛ مجهز به دهها هزار موشک بالستیک و شمار عظیمی از پرندههای بدون سرنشین، آن هم با پشتیبانی فناورانه و نظامی روسیه و چین. تهران توانایی نامحدودی برای تقویت نیروهای نیابتی خود در خاورمیانه پیدا خواهد کرد و همزمان، بدون هیچ مانعی به سمت بمب هستهای پیش خواهد تاخت، بیآنکه ایالات متحده بتواند – یا واقعاً بخواهد – جلوی آن را بگیرد.
او در ادامه به احتمالی دیگر در این رابطه میپردازد که در آن نیز آمریکا موفق به سرنگونی جمهوری اسلامی ایران نخواهد شد:
با این حال، احتمال دومی هم وجود دارد که کمتر خطرناک نیست و نتیجهاش برای ما مصیبتبار خواهد بود. تبادل ضربههای پیدرپی میان ایالات متحده و ایران در تنگهٔ هرمز ممکن است به جنگی گسترده و خارج از کنترل تبدیل شود؛ جنگی که در آن ایالات متحده بار دیگر با تمام قدرت به اهداف راهبردی و نظامی در خاک ایران حمله خواهد کرد – چه اسرائیل در آن مشارکت داشته باشد، چه نداشته باشد. اما باید با احتیاط لازم فرض کرد که این بار نیز ابرقدرت آمریکایی نخواهد توانست تنها با نیروی هوایی، حکومت ایران را از پای درآورد.
همانطور که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی ۴۰ روزه دیدیم، مهم نیست ایالات متحده چقدر به تأسیسات زیربنایی ایران آسیب بزند؛ تا زمانی که حکومت ایران بر سر کار بماند، همهٔ این اقدامات کاری بیهوده و بیحاصل است. حکومت خواهد دانست که چگونه بهسرعت خود را با کمک متحدانش روسیه، چین و کرهٔ شمالی بازسازی کند، تواناییهای نظامیاش را بازیابد و حتی از آنچه پیش از حمله داشت، قدرتمندتر شود.

اسحاق بریک در ادامه به سناریویی که برای صهیونیستها نگرانی ایجاد کرده است، اشاره میکند:
سناریوی واقعاً نگرانکننده چیزی است که بعد از آن رخ خواهد داد. من فرض را بر این میگذارم که اگر واقعاً همراه با ایالات متحده در دور جدید جنگ قرار بگیریم، بیآنکه حکومت ایران بهطور کامل سرنگون شود، این آخرین دور نبردی خواهد بود که ایالات متحده حاضر به شرکت در آن خواهد بود. واکنش قابلپیشبینی دونالد ترامپ پس از چنین دوری، اعلامیهای پر سر و صدا خواهد بود مبنی بر اینکه ایالات متحده در جنگ «پیروز» شده است و درست بعد از آن، جمعآوری شتابزدهٔ نیروهای آمریکایی از منطقه.
این اقدام، اسرائیل را در میدان نبرد تنها خواهد گذاشت. ناچار خواهیم بود بهتنهایی بجنگیم، بدون حمایت ایالات متحده و بدون هیچ شبکهٔ امنیت سیاسی، در حالی که منابع ما تحلیل میرود و توان دفاع از خودمان فرسوده میشود. این رویارویی نهتنها به ایران محدود نخواهد شد، بلکه شامل نبرد با ائتلاف راهبردی در حال شکلگیری ترکیه، مصر، عربستان سعودی و پاکستان خواهد بود که تماماً اسرائیل را هدف گرفته است.
بریک همچنین برای تائید سخنان خود در رابطه با اینکه آمریکا نمیتواند در برابر ایران پیروز باشد، به سوابق شکست واشنگتن در نبردهای نظامی اشاره کرده و مینویسد:
نیازی به ورق زدن صفحات تاریخ نیست تا ببینیم ایالات متحده، بهعنوان یک ابرقدرت جهانی، چگونه در برابر نیروهای چریکی محدود، با شکست و شرمساری از ویتنام و بعدها از افغانستان گریخت. این دقیقاً سناریویی است که پیش روی ما قرار دارد و این بهایی است که برای این سازوکار سست و ناتوان آمریکایی-اسرائیلی خواهیم پرداخت.

این ژنرال بازنشسته صهیونیست در پایان صحبت خود، به لزوم تغییر دولت نتانیاهو به منظور پیدا کردن راهکار برون رفت از چنین وضعیتی اشاره کرد:
تنها یک راه برای اسرائیل وجود دارد تا از این دور باطل که ما را به پرتگاه میکشاند، بیرون بیاید: جایگزینی فوری رهبری سیاسی و نظامیای که مسئول وضعیت کنونی ماست. رهبری جدیدی لازم است که به تقویت جایگاه بینالمللی اسرائیل، و بهویژه بازسازی روابط راهبردی با ایالات متحده، پیشبرد توافق صلح با لبنان و ائتلاف با دیگر کشورهای عربی بینجامد.
رهبری آینده باید برای بازیابی قدرت ارتش اسرائیل، تقویت تابآوری ملی و اجتماعی و پیشبرد اصلاحات عمیق در نظامهای آموزشی، بهداشتی و زیرساختی تلاش کند – همگی همراه با مدیریت مسئولانه و رسیدگی قاطع به کسری بودجه و قطعا رهبری فعلی که نتانیاهو مسئول آن است، از پس چنین موضوعاتی بر نخواهد آمد.



