کد خبر 1819599
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
چه امتیاز ویژه‌ای «حُر ریاحی» را عاقبت به خیر کرد؟

چگونه تقابلِ میان فطرت بیدار و وجدان اخلاقی می‌تواند در بزنگاهی حساس، سرنوشت انسان را تغییر دهد؟

به گزارش مشرق، شخصیت حُر بن یزید ریاحی از چهره‌هایی است که نامش با حماسه عاشورا گره خورده، اما زوایای زندگی و هویت واقعی او کمتر به درستی روایت شده است. گاهی در میان نقل‌قول‌های عامیانه، داستان‌ها یا نسبت‌هایی درباره او شنیده می‌شود که پایه و اساس تاریخی ندارند و چهره واقعی این سردار کوفی را در غباری از افسانه‌ها فرو می‌برند. برای شناخت درست این شخصیت، لازم است از روایت‌های غیرمستند فاصله بگیریم و به جای تکرارِ شنیده‌ها، نگاهی دقیق‌تر به واقعیت‌های تاریخی داشته باشیم تا ببینیم او واقعاً چه جایگاهی در آن واقعه بزرگ داشته است.

نکته اصلی در بررسی داستان حُر، درک این مسئله است که تغییر مسیر او در کربلا، اتفاقی ناگهانی و بی‌دلیل نبود. حُر انسانی بود که در میان هیاهوی میدان جنگ و فشارهای سیاسیِ زمانه‌اش، هنوز کورسوی حقیقت‌جویی را در دلش روشن نگه داشته بود. در گفت‌وگویی که با حجت الاسلام و المسلمین بیگی خمینی کارشناس تاریخ اسلام داشتیم،‌ به این بحث پرداختیم که چگونه تقابلِ میان فطرت بیدار و وجدان اخلاقی در وجود شخصی با جایگاه نظامی او، می‌تواند در بزنگاهی حساس، سرنوشت انسان را تغییر دهد و او را از مسیری که در آن گام برمی‌داشت، به سوی حقیقتی دیگر هدایت کند.

مقداری درباره حر بن یزید صحبت کنیم. برخی ایشان را منتسب به امویه می‌کنند.

نام کامل حر «حُرِّ بن یَزید بن ناجیَّة بن قَنعَب بن عَتّاب بن الحارِث بن عَمرو بن هَمّام الریاحی الیَربوعی التَمیمی» است و انتساب «ریاحی» او به شاخه‌ای از قبیله بزرگ بنی‌تمیم بازمی‌گردد. پدر وی «یزید ریاحی» بود، نه یزید بن معاویه اموی بنابراین حرّ بن یزید ریاحی از قبیله بنی‌ریاح و از اشراف کوفه بود و هیچ نسبتی با یزید بن معاویه و خاندان اموی نداشت؛ بلکه حرّ از فرماندهان نظامی کوفه و فردی شناخته‌شده در میان عرب بود و شواهدی وجود دارد که او اهل عبادت و دارای جایگاه اجتماعی محسوب می‌شد.[ابن حزم اندلسی‏، جمهرة أنساب العرب،‏ بیروت‏، دار الکتب العلمیة، چ اول، ۱۴۱۸ق، ص۲۲۷]

اتفاقاً عظمت داستان حرّ در همین نکته نهفته است که او یک فاسقِ بی‌دینِ شناخته‌شده نبود؛ بلکه انسانی بود که میان حق و باطل گرفتار شد و در لحظه سرنوشت‌ساز، حقیقت را بر منافع دنیوی ترجیح داد.در حقیقت، عظمت داستان حرّ در این نیست که شخصی از خاندان اموی به یک‌باره راه خود را تغییر داده باشد، بلکه عظمت او در آن است که انسانی برخوردار از موقعیت اجتماعی، نفوذ قبیله‌ای، فرماندهی نظامی و آینده‌ای ظاهراً روشن در ساختار حکومت وقت، در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز همه این امتیازات را کنار گذاشت و حقیقت را بر منافع دنیوی ترجیح داد.

چه امتیاز ویژه‌ای «حُر ریاحی» را عاقبت به خیر کرد؟

اما متأسفانه، گاهی در برخی منبرها یا نقل‌های غیرمستند گفته می‌شود که «حرّ فرزند یزید و نوه معاویه بود»، در حالی که چنین ادعایی هیچ پشتوانه تاریخی ندارد و در منابع معتبر تاریخ عاشورا دیده نمی‌شود. حرّ از اشراف و فرماندهان شناخته‌شده کوفه بود و به دلیل شجاعت، نجابت قبیله‌ای و جایگاه نظامی خود از سوی عبیدالله بن زیاد مأموریت یافت تا راه را بر امام حسین ببندد.
و بالطبع یکی از پرسش‌هایی که همیشه درباره شخصیت حرّ بن یزید ریاحی رضوان‌الله‌علیه مطرح می‌شود، بر پایه برخی نقل‌های نادرست تاریخی شکل گرفته است. گاهی گفته می‌شود: «حرّ فرزند یزید بن معاویه بود» یا «او در محیطی کاملاً آلوده پرورش یافته بود و ناگهان در کربلا متحول شد». حال آنکه بررسی منابع تاریخی نشان می‌دهد که اساس این مقدمه صحیح نیست و از همین رو، نتیجه‌ای که بر آن بنا شده نیز مخدوش خواهد بود.

حرّ از فرماندهان برجسته کوفه به شمار می‌رفت. هنگامی که مأموریت یافت راه را بر امام حسین علیه‌السلام ببندد، این مأموریت را در چارچوب وظیفه‌ای سیاسی و نظامی پذیرفت؛ اما از همان آغاز، رفتار او نشان می‌دهد که در اعماق جان خویش هنوز نور فطرت خاموش نشده بود.

عنصر «حق‌طلبی» در وجود حرّ سرمایه‌ای گرانبها بود

می‌گویند حُسن خلق ایشان سبب شد امام از ایشان دستگیری کنند و در کشتی نجات و سعادت خود راه دهند؟

او هرگز همانند برخی فرماندهان سپاه عمر بن سعد، زبان به جسارت و اهانت نسبت به امام علیه‌السلام باز نکرد. در طول مسیر نیز بارها نشانه‌هایی از تردید، نگرانی و کشمکش درونی در رفتار او آشکار شد. این نکته از منظر معرفت دینی بسیار مهم است؛ زیرا همه گناهکاران یکسان نیستند. میان کسی که آگاهانه با حقیقت دشمنی می‌کند و کسی که در اثر غفلت، فشار محیط، محاسبات سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت دنیوی دچار لغزش شده است، تفاوتی بنیادین وجود دارد. بسیاری از دشمنان اولیای الهی به مرحله‌ای از عناد رسیده بودند که دیگر هیچ روزنه‌ای برای بازگشت در وجود آنان باقی نمانده بود؛ اما در وجود حرّ هنوز سرمایه‌ای گرانبها به نام «حق‌طلبی» زنده بود.

پس تحول حرّ پیشینه داشت؟

تحول حرّ بدون مقدمه‌ی اخلاقی‌ و شرعی نبود
بله؛ بدون مقدمه نبود. آنچه در روز عاشورا رخ داد، ظهور و بروز حقیقتی بود که از قبل در درون او وجود داشت.

سخنان امام حسین علیه‌السلام، مشاهده استقامت اهل‌بیت علیهم‌السلام، دیدن اصرار سپاه کوفه بر جنگ با فرزند رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و احساس مسئولیت در برابر خداوند، همگی عواملی بودند که پرده‌های غفلت را کنار زدند و فطرت بیدار او را به میدان آوردند.

همچنین از گفتار و کردار او پس از ملاقات با امام حسین علیه‌السلام تا روز شهادتش روشن می‌شود، که هم اهل ایمان و اهل نماز بود و هم نسبت به امام حسین علیه‌السلام و خاندان پاکش کاملاً معرفت داشت. و به همین جهت حر به روایت شیخ مفید در کتاب «الإرشاد» خود با لشکرش در هنگام نماز، در پشت سر امام قرار گرفته و نماز را به امامت امام علیه‌السلام خواندند.

به تعبیر دیگر می‌خواهید بگویید ماجرای خروج امام حسین برای حرّ ریاحی، لحظه آشکار شدن حقیقتی بود که سال‌ها در ذات و فطرت او ریشه دوانده بود منتها در کربلا بروز یافت.

ببینید هنگامی که دریافت نتیجه این مسیر چیزی جز رویارویی با حجت خدا نیست، دیگر نتوانست خود را با توجیهات سیاسی و ملاحظات دنیوی آرام کند. از همین رو، آن جمله جاودانه را بر زبان آورد که: «إنی والله اُخَیّر نفسِی بَین الجنة و النار؛ فَوَ الله لا اختارَ عَلَی الجنة شیئاً و لَو قَطَعت و حُرّقت؛ ثُم ضَرَب فرسه فلَحِقَ بِحسین؛ به خدا سوگند، خودم را میان بهشت و دوزخ مخیر می‌بینم، و من چیزی را بر بهشت ترجیح نمی‌دهم، هرچند مرا قطعه قطعه کنند و بسوزانند.»
در اینجاست که حرّ به یکی از بزرگ‌ترین نمادهای عاقبت‌به‌خیری در فرهنگ اسلامی تبدیل می‌شود. او نشان داد که ارزش انسان نه به گذشته او، بلکه به انتخاب نهایی او بستگی دارد. ممکن است کسی سال‌ها در مسیر خطا گام بردارد، اما در لحظه‌ای حساس با شجاعت به سوی حق بازگردد و سرنوشت خویش را دگرگون کند. همان‌گونه که ممکن است فردی سال‌ها در ظاهر اهل صلاح باشد، اما در آزمون‌های بزرگ سقوط کند.

درس جاودانه‌ی ماجرای حر ریاحی

چه درس‌هایی در داستان حرّ ریاحی برای امروز ما وجود دارد؟

داستان حرّ درسی جاودانه درباره اختیار، توبه، بازگشت و کرامت انسان است. او ثابت کرد که تا زمانی که پرده‌ی عناد بر قلب انسان نیفتاده است، راه بازگشت به سوی خداوند گشوده است و هیچ گذشته‌ای نمی‌تواند مانع آینده‌ای نورانی شود. از همین روست که نام حرّ بن یزید ریاحی در تاریخ اسلام، به عنوان نخستین توبه‌کننده و نخستین شهید سعادتمند عاشورا جاودانه شده است و هیچگاه به عنوان فرمانده‌ای از سپاه کوفه نامی از او برده نمی‌شود.

در همین جا باید به یک اصل بنیادین در انسان‌شناسی اسلامی توجه کرد؛ اصلی که بدون فهم آن، تحلیل شخصیت حرّ بن یزید ریاحی و راز دگرگونی او ناقص خواهد ماند. بی‌تردید محیط اجتماعی، فرهنگ حاکم، خانواده، وراثت، تربیت، دوستان و مجموعه شرایط پیرامونی در شکل‌گیری شخصیت انسان تأثیرگذارند و نمی‌توان نقش این عوامل را در ساختار روحی و روانی افراد نادیده گرفت. با این حال، هیچ‌یک از این عوامل به اندازه‌ای قدرت ندارند که اختیار را از انسان سلب کنند و او را به موجودی کاملاً مجبور و فاقد اراده تبدیل کنند.

منطق قرآن کریم و مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام بر این حقیقت استوار است که انسان، هرچند در میان عوامل گوناگون تأثیرگذار قرار دارد، اما همواره از موهبت انتخاب برخوردار است. از همین رو، وجود زمینه‌های انحراف، هرگز دلیل قطعی بر انحراف انسان نیست؛ همان‌گونه که فراهم بودن همه زمینه‌های هدایت و سعادت نیز تضمین نمی‌کند که انسان حتماً راه حق را برگزیند و به خوشبختی برسد. تاریخ سرشار از نمونه‌هایی است که افرادی در بهترین محیط‌های معنوی رشد کردند، اما سرانجام راه باطل را در پیش گرفتند؛ چنان‌که افرادی نیز در فضایی آکنده از فتنه و انحراف زیستند، اما با نیروی اراده و بصیرت، راه حقیقت را برگزیدند.

بر این اساس، ارزش حقیقی انسان نه در محیط تولد او نهفته است و نه در شرایطی که ناخواسته در آن قرار گرفته؛ بلکه در نحوه مواجهه او با این شرایط تجلی می‌یابد. هنر انسان آن است که در میان کشاکش گرایش‌های متضاد، ندای عقل، فطرت و ایمان را بر خواهش‌های نفسانی و ملاحظات دنیوی ترجیح دهد.

واقعه‌ی حر یکی از روشن‌ترین جلوه‌های اصل اختیار است

* بله؛ اگر قرار بود عوامل بیرونی به طور کامل سرنوشت انسان را تعیین کنند، دیگر نه مدح و ستایش نیکوکاران معنا داشت و نه سرزنش بدکاران؛ زیرا همه چیز محصول جبر محیط و شرایط می‌بود.

راز عظمت حرّ نیز در همین نقطه نهفته است. در موقعیتی قرار گرفت که عوامل فراوانی او را به ماندن در سپاه کوفه فرا می‌خواند. فرمان حکومت، جایگاه اجتماعی، اعتبار قبیله‌ای، آینده سیاسی و حتی ترس از مجازات، همگی در یک سو قرار داشتند؛ اما در سوی دیگر، ندای وجدان، معرفت نسبت به امام حسین علیه‌السلام، ایمان به خداوند و احساس مسئولیت در برابر حقیقت قرار گرفته بود. ارزش کار حرّ در آن است که با وجود همه جاذبه‌های دنیا و همه فشارهای محیطی، جانب حق را برگزید و نشان داد که انسان اسیر مطلق شرایط نیست.

واقعه حرّ یکی از روشن‌ترین جلوه‌های اصل اختیار در مکتب اسلام است. او اثبات کرد که هیچ گذشته‌ای، هرچند سنگین، و هیچ شرایطی، هرچند دشوار، نمی‌تواند راه بازگشت به سوی حقیقت را به طور کامل مسدود سازد. همان‌گونه که هیچ پیشینه درخشانی نیز برای سعادت نهایی انسان کافی نیست، مگر آنکه در لحظه انتخاب، راه خدا را برگزیند. از همین رو، حرّ در تاریخ عاشورا به نماد پیروزی اراده بر فشار محیط، غلبه فطرت بر مصلحت‌اندیشی‌های دنیوی و ترجیح حقیقت بر همه تعلقات مادی تبدیل شده است.

بر پایه همین اصل، انسان در نگرش اسلامی موجودی جبرگرا و محکوم مطلق شرایط بیرونی نیست، لکه خداوند متعال ابزارهای شناخت و هدایت را در اختیار او قرار داده و راه سعادت و شقاوت را به وی نشان داده است. خداوند متعال در سوره مبارکه شمس آیات ۸ الی ۱۰ می فرماید:وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا؛ و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود، پس بزه کاری و پرهیزکاری‌اش را به او الهام کرد. بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد. و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نا امید شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس