سرویس جهان مشرق - در نخستین روزهای اکتبر ۲۰۲۴، رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا، عملیات گستردهای را با عنوان «پیکانهای شمالی» علیه لبنان آغاز کرد؛ تجاوزی که به «جنگ سوم لبنان» معروف شد و هدف اعلامشده آن، نابودی توان نظامی و ساختار حزبالله لبنان بود. اما آنچه رخ داد، روایتی شد از ایستادگی ۶۶ روزهٔ مقاومت اسلامی در برابر یکی از سنگینترین تهاجمهای تاریخ منطقه.
جنگی که برخی از آن با عنوان «نبرد اولیالبأس» یاد میکنند، در نهایت با پذیرش آتشبس از سوی رژیم صهیونیستی به پایان رسید؛ آتشبسی که تحلیلگران آن را «تسلیم اسرائیل در برابر مقاومت» نامیدند و عبریزبانان از آن با عنوان «توافق تسلیم» یاد کردند. این در حالی بود که حزب الله در همان هفتههای نخست جنگ، سنگینترین ضربهها را متحمل شده بود: ترور دبیرکل محبوبش، شهید سید حسن نصرالله، و متعاقباً جانشین او، سید هاشم صفیالدین و تعدادی از فرماندهان ارشد آن.
از شوک ترور تا بازیابی میدان
عملیات «پیکانهای شمالی» که از ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴ (۱ مهر ۱۴۰۳) رسماً کلید خورد، با موجی از انفجارهای تروریستی پیجرها و بیسیمها در سراسر لبنان (۱۷-۱۸ سپتامبر) و به دنبال آن، ترور سید حسن نصرالله در ۲۷ سپتامبر در ضاحیه بیروت همراه شد.
اندکی بعد، رژیم صهیونیستی از ترور سید هاشم صفیالدین، رئیس شورای اجرایی حزب الله و گزینهٔ اصلی جانشینی دبیرکل، خبر داد و مدعی شد «حزب الله امروز ضعیفتر از هر زمان دیگری در سالهای اخیر است». بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در همان مقطع اعلام کرد که هدفش «تغییر پویایی امنیتی استراتژیک منطقه، با شروع از جبههٔ لبنان» است.
اما برخلاف محاسبات تلآویو، ساختار حزب الله از هم نپاشید. این جنبش با تکیه بر ساختار تشکیلاتی غیرمتمرکز خود، ظرف ساعاتی پس از ترور فرماندهان ارشد، عملیاتهای تلافیجویانه را از سر گرفت. حزب الله در بیانیهٔ رسمی خود ضمن تأیید شهادت نصرالله، تأکید کرد که «به مقابله با اسرائیل ادامه خواهد داد».
این وعده در میدان عمل نیز محقق شد و مقاومت نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه توانست عمق راهبردی اسرائیل را هدف قرار دهد. بهرغم ادعای نتانیاهو مبنی بر نابودی توان موشکی حزب الله، مقاومت در هفتههای پایانی جنگ، حملات بیسابقهای را به حیفا و تل آویو ترتیب داد.
بهعنوان نمونه، پایگاه گلیلوت (واحد ۸۲۰۰ اطلاعات نظامی اسرائیل) در حومهٔ تل آویو با ساعتی از راکتها هدف گرفته شد و پایگاههای نیروی دریایی استلا ماریس در شمال حیفا نیز با موشکهای دقیق و پهپادهای تهاجمی مواجه شدند. در ۲۵ نوامبر ۲۰۲۴، تنها دو روز پیش از پذیرش آتشبس، رسانههای عبری حملات موشکی و پهپادی حزب الله را «بیسابقه از زمان هفتم اکتبر» توصیف کردند.
پذیرش آتشبس؛ اعتراف ضمنی به شکست
سرانجام، در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۷ آذر ۱۴۰۳)، آتشبسی ۶۰ روزه به میانجیگری آمریکا و فرانسه به اجرا درآمد. این در حالی بود که نتانیاهو در ماههای پیشین، چندین طرح آتشبس را قاطعانه رد کرده بود. تحلیلگران لبنانی معتقدند که «نتانیاهو پس از ۶۷ روز مقاومت بیسابقه و با شدت بالا، مجبور به پذیرش توافقی شد که در روزهای نخست جنگ قاطعانه آن را رد کرده بود».
حسین شکر، تحلیلگر مسائل بینالملل در بیروت، در گفتوگو با پرس تیوی تصریح کرد: «اگر نتانیاهو و رژیمش واقعاً پیروز بودند، همانطور که او ادعا میکرد، اهداف و جاهطلبیهای خود را در میانهٔ جنگی با شدت بالا رها نمیکردند».
خود نتانیاهو در سخنانی تلویحاً به فرسایشی شدن نبرد اذعان کرد و «لزوم بازسازی توان ارتش و مدیریت موجودی مهمات» را یکی از دلایل پذیرش آتشبس عنوان کرد. این در حالی بود که حملات مقاومت، بازگشت شهرکنشینان صهیونیست به شمال اراضی اشغالی را ناممکن ساخته و فشارهای داخلی را بر کابینهٔ جنگ به شدت افزایش داده بود.
در نتیجه، رژیم صهیونیستی که با هدف نابودی کامل حزبالله پا به جنوب لبنان گذاشته بود، وادار به پذیرش شرایطی شد که در آن حزبالله نهتنها خلع سلاح نشد، بلکه نمایندهٔ آن در پارلمان لبنان تأکید کرد که «آتشبس هیچ پیامدی برای سلاحهای مقاومت ندارد».
نتایج راهبردی: پایداری به رغم ترور
این جنگ ۶۶ روزه که در منابع عربی «نبرد اولیالبأس» نام گرفت، از جنبههای مختلفی بر جنگ ۳۳ روزهٔ سال ۲۰۰۶ برتری داشت. در سال ۲۰۰۶، حزبالله با رهبری فرماندهان افسانهای خود توانست رژیم صهیونیستی را زمینگیر کند، اما در سال ۲۰۲۴، مقاومت در حالی به پیروزی راهبردی دست یافت که در همان گامهای نخست، مجموعه فرماندهی ارشد خود را از دست داده بود.
بهگفتهٔ تحلیلگران، چالشهای سال ۲۰۲۴ برای حزبالله به مراتب پیچیدهتر و خطرناکتر از سال ۲۰۰۶ بود، چه آنکه طرح اسرائیل و آمریکا صرفاً شکست نظامی حزبالله نبود، بلکه به دنبال تغییر کامل نقشهٔ غرب آسیا و قطع شریانهای حیاتی مقاومت از سوریه تا لبنان بود.
با این حال، مقاومت ۶۶ روزه نشان داد که حزبالله فراتر از یک گروه شبهنظامی، به یک جنبش اجتماعی-سیاسی ریشهدار در لبنان تبدیل شده است. بنا بر گزارشهای مستند، ساختار غیرمتمرکز حزبالله، ادغام عمیق آن در جامعهٔ لبنان، و تابآوری ایدئولوژیک اعضایش از جمله عواملی بود که بقای آن را در برابر سنگینترین بمبارانها ممکن ساخت.
این جنبش حتی پیش از پایان جنگ، برنامهای برای بازسازی ویرانیهای ناشی از حملات اسرائیل با حمایت ایران تدارک دیده بود. پیامدهای این مقاومت فراتر از لبنان نیز احساس شد و بهعنوان الگویی برای جنبشهای مقاومت در سراسر منطقه مطرح گردید.
میراث ۶۶ روزه برای آیندهٔ مقاومت
جنگ سوم لبنان ثابت کرد که ترور فرماندهان ارشد، حتی در بالاترین سطح، نمیتواند ارادهٔ یک ملت و مقاومتِ ریشهدار در باورهای یک جامعه را از بین ببرد. رژیم صهیوینستی که در سال ۲۰۲۴ سنگینترین عملیات نظامی خود علیه لبنان را اجرا کرد، در نهایت درست مانند سال ۲۰۰۶، بدون دستیابی به هیچیک از اهداف اعلامی خود، به ویژه خلع سلاح مقاومت، به پای میز مذاکره بازگشت و «توافق آتشبس» را پذیرفت.
مقاومت ۶۶ روزهٔ حزب الله نشان داد که اسطورهٔ شکستناپذیری ارتش اسرائیل همان اندازه توخالی است که پروژههای ۲۰ سالهٔ آمریکا برای نابودی محور مقاومت. همانگونه که سید حسن نصرالله پیشتر وعده داده بود، «اسرائیل از آنچه ما میگوییم ضعیفتر است» و نبرد اولیالبأس گواهی زنده بر این حقیقت استراتژیک بود.




