به گزارش مشرق، سعید سپاهی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
تحولات سالهای اخیر در منطقه غرب آسیا یک واقعیت مهم را بار دیگر آشکار کرده است:
در این منطقه، امنیت با تکیه بر بیگانگان ساخته نمیشود. تجربه تاریخی نشان میدهد هر کشوری که امنیت خود را به قدرتهای فرامنطقهای گره زده، در نهایت خود به صحنه رقابت و بحران تبدیل شده است. آنچه امروز در رفتار برخی شیخنشینهای جنوب خلیج فارس دیده میشود، بیش از هر چیز نشانه یک خطای محاسباتی است؛ خطایی که ریشه آن در نادیده گرفتن واقعیات ژئوپلیتیکی منطقه و تجربه تاریخی ملتهای آن است.
در سالهای اخیر، امارات متحده عربی مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. گسترش همکاریهای امنیتی و نظامی با رژیم صهیونیستی، فراهم کردن بسترهای اقتصادی و اطلاعاتی برای فعالیت شبکههای وابسته به این رژیم و تبدیل برخی زیرساختهای این کشور به حلقهای از زنجیره فشار علیه ایران، بخشی از این رویکرد بوده است. این در حالی است که تجربه منطقه نشان داده رژیم صهیونیستی نه شریک امنیتی قابل اعتماد، بلکه منبع دائمی بیثباتی است؛ هر جا که پای این رژیم باز شده، ناامنی و بحران نیز به دنبال آن آمده است.
اما مسئله فقط یک انتخاب سیاسی نیست؛ مسئله اصلی محاسبهایی است که پشت این انتخاب قرار دارد. برخی گمان کردهاند با تکیه بر چتر امنیتی آمریکا و پیوند با رژیم صهیونیستی میتوانند جایگاهی باثبات در معادلات منطقهایی برای خود ایجاد کنند. این در حالی است که تجربه دهههای گذشته نشان میدهد قدرتهای فرامنطقهای در لحظات حساس، منافع خود را بر هر تعهدی ترجیح میدهند. نمونههای فراوانی در منطقه وجود دارد که نشان میدهد اتکا به چنین قدرتهایی نه تنها امنیت نمیآورد، بلکه وابستگی و آسیبپذیری را افزایش میدهد.
در مقابل این محاسبات، واقعیتی به نام جغرافیا وجود دارد؛ واقعیتی که در منطقه خلیج فارس نقش تعیینکنندهایی در معادلات امنیتی ایفا میکند. جغرافیای ایران، بهویژه موقعیت راهبردی تنگه هرمز، یکی از مهمترین عناصر بازدارندگی در منطقه به شمار میآید. این آبراه حیاتی که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند، تنها یک مسیر تجاری نیست؛ بلکه یکی از مؤلفههای اصلی موازنه قدرت در خلیج فارس است.
تجربه دهههای گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران همواره از این ظرفیت ژئوپلیتیکی به عنوان یک ابزار بازدارنده استفاده کرده است، نه ابزاری برای بیثباتی
ایران به خوبی میداند که امنیت خلیج فارس یک امنیت بههمپیوسته است و هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند همه کشورهای آن را متضرر کند. به همین دلیل، سیاست اصولی نظام جمهوری اسلامی در طول سالهای گذشته همواره بر تأمین امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه استوار بوده است.
با این حال، هنگامی که برخی بازیگران منطقهایی تلاش میکنند خاک و زیرساختهای خود را به پایگاهی برای فشار علیه ایران تبدیل کنند، طبیعی است که معادلات امنیتی منطقه نیز دچار تغییر شود. در چنین شرایطی، همان جغرافیایی که دههها عامل رونق تجارت و امنیت اقتصادی بوده، میتواند به یک عامل تعیینکننده در بازدارندگی تبدیل شود. تنگه هرمز دقیقاً در چنین جایگاهی قرار دارد؛ نقطهای که نشان میدهد معادلات قدرت در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تصور نیست.
از سوی دیگر، ساختار اقتصادی کشورهایی مانند امارات نیز نشان میدهد که ثبات منطقهایی برای آنها یک ضرورت حیاتی است. اقتصاد این کشور بر پایه تجارت دریایی، سرمایهگذاری خارجی و حضور گسترده نیروی کار مهاجر شکل گرفته است. چنین ساختاری در شرایط آرامش منطقهایی بسیار سودآور است، اما در برابر تنشهای امنیتی به شدت آسیبپذیر است. به بیان دیگر، کشوری که اقتصاد آن تا این اندازه به ثبات محیط پیرامونی وابسته است، بیش از هر کشور دیگری باید از ماجراجوییهای امنیتی پرهیز کند.
در این میان، تجربه نظام جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داده است که این کشور هرگز آغازگر بیثباتی در منطقه نبوده است. راهبرد ایران همواره بر ترکیب قدرت دفاعی، عقلانیت سیاسی و همکاری منطقهای استوار بوده است. همین رویکرد باعث شده است که ایران در طول چهار دهه گذشته، با وجود فشارهای سنگین خارجی، جایگاه خود را به عنوان یکی از بازیگران اصلی ثبات منطقه حفظ کند.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، درک درست از واقعیتهای منطقه است. خلیج فارس خانه مشترک ملتهای این منطقه است و امنیت آن زمانی پایدار خواهد بود که کشورهای آن به جای تکیه بر قدرتهای بیرونی، به همکاریهای درونمنطقهایی روی آورند. هر تجربهای که خلاف این مسیر حرکت کرده، در نهایت به بنبست رسیده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




