کد خبر 1808207
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۳

به گزارش مشرق، فاطمه یوسفی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

«اجتماع امام‌ رضایی‌ها» نیازمند واکاوی در لایه‌های پنهان جامعه‌شناختی و اندیشه‌ سیاسی است؛ اجتماعی که باید آن را کانون یک حرکت جمعی دانست. در این رویداد پیوند ۳ ساحت عاطفه دینی، اراده اجتماعی و کنش سیاسی برجسته است. در این یادداشت سعی بر آن است به این پرسش پاسخ دهیم: چگونه این ۳ لایه معنایی در این نقطه زمانی و مکانی با هم تلاقی کرده و چه پیامی را در ساختار قدرت و بدنه جامعه تولید می‌کند؟

فراروی امر قدسی از «بست حرم» به «میانه شهر»

در تحلیل اول، حضور گسترده مردم در این راهپیمایی را باید بر پایه مفهوم حافظه هویت‌ساز و عاطفه عمیق مذهبی فهم کرد. حضرت امام رضا علیه آلاف التحیه و الثنا در وجدان جمعی ایرانیان، مرکز ثقل آرامش و نقطه پیوند ملی محسوب می‌شود. برای ایرانیان، زیارت و ارادت به حضرت علی‌ بن‌ موسی‌الرضا، لایه‌ای از امنیت وجودی فراهم می‌کند.این عاطفه حالا از حصار حرم خارج شده و به خیابان آمده و فضای قدسی را در فضای عمومی تکثیر می‌کند. در این بازتولید معنایی، خیابان به یک تجربه جمعی ایمانی تبدیل شده و مردم در این لایه، به دنبال بازسازی پیوند با امامی هستند که ایشان را پناهگاه ملی می‌دانند. این همان عقلانیت عاطفی است؛ یعنی استفاده از ظرفیت عظیم محبت برای ایجاد انسجام در جامعه‌ای که ممکن است در لایه‌های معیشتی و رفاهی در ظاهر دچار تفرق باشد. این ایمان است که افراد را با تمام تفاوت‌های سلیقه‌ای، ذیل یک چتر هویتی گرد آورده است.

بدنه‌مندی اجتماع واقعی در برابر انتزاع مجازی

از منظر جامعه‌شناسی شهری، تجمع‌های بزرگ پیامی درباره تسخیر فضا و حضور حداکثری دارند. حضور همزمان خانواده‌ها، کودکان و قشرهای مختلف، نشان‌دهنده یک شبکه اجتماعی زنده است که برخلاف شبکه‌های مجازی، از گوشت و پوست و خون تشکیل شده است. این رویداد و رویدادهایی نظیر آن، پاسخ میدانی به فرضیه فرسودگی اجتماعی در ایران هم هستند. چنین تجمعاتی بر خلاف تحلیل‌های تقلیلی که سعی داشتند جامعه ایران را خسته یا اتمیزه شده توصیف کنند، نشان‌دهنده وجود ذخایر بزرگی از سرمایه اجتماعی دینی است. این جمعیت با همه مشکلات اقتصادی‌ای که دارند، برای اثبات بودن و احراز هویت جمعی به خیابان آمده‌اند؛ حتی اگر خود از این مساله آگاه نباشند. مدنیت ایرانی هم شکل جدیدی به خود گرفته است؛ موکب‌داری و خدمت‌رسانی داوطلبانه، بخشی از آیین‌های جمعی ما شده‌ است. این سبک از حضور نشان می‌دهد جامعه مذهبی ایران تمایل دارد فضای عمومی را با منطق خود (اخلاق خدمت و محبت) تعریف کند. آنچه در این اجتماع و نظایر آن می‌بینیم، این است که فرد از هویت انفرادی خود خارج شده و به جزئی از یک «کلیت» تبدیل می‌شود که حس تعلق و همبستگی را تقویت می‌کند. این نوع همبستگی غالبا در تئوری‌های نوسازی نادیده گرفته می‌شود اما در این میدان، قدرت خود را به رخ می‌کشد.

عهدنامه‌ای که در میدان امضا شد

نقطه اوج و کانون مرکزی این رویداد در خبرها، بیعت با حضرت آیت‌الله «سیدمجتبی خامنه‌ای» است. اینجاست که لایه عاطفی و اجتماعی به یک لایه سیاسی راهبردی گره می‌خورد. مفهوم «بیعت» در اینجا نباید با یک معنای تاریخی یا تشریفاتی اشتباه شود. بیعت در اندیشه سیاسی اسلام، یک قرارداد دوطرفه از روی وفاداری و تعهد است که فرد را از یک مشاهده‌گر به یک عامل کنشگر تبدیل می‌کند. شرکت‌کنندگان با شعارها و دست‌نوشته‌های خود با رهبر سوم انقلاب تجدید پیمان کردند و پیمان‌نامه نظام سیاسی را دوباره با امضای خود تثبیت کردند. این کنش، پاسخی به ضرورت انسجام سیاسی در برابر چالش‌های بیرونی است. تجمع امام‌ رضایی‌ها در کنار همه تجمعات مردم در دوره جنگ، این کارکرد را داشت که نشان دهد پایگاه اجتماعی ولایت در جامعه نهادینه است و چیزی نیست که به‌راحتی از هم بگسلد. با نگاهی به شعارهای مردم در این اجتماع، بخوبی می‌توان مشاهده کرد میان باور دینی و تعهد سیاسی همچنان پیوندهای مستحکمی وجود دارد که حتی شاید نسبت به گذشته، پررنگ‌تر هم شده باشد. بنابراین بیعت در این فضا، نوعی خرد جمعی برای حفظ وحدت جامعه حول ولی‌ فقیه است.

تجلی اراده ملی در «امت حاضر»

قدرت اصلی اجتماع امام‌ رضایی‌ها در این است که ۳ سطح (عاطفی، اجتماعی و سیاسی) در آن تفکیک‌ناپذیرند. اگر این تجمع فقط یک جشن مذهبی بود، تأثیر سیاسی‌اش موقت بود و اگر صرفاً یک راهپیمایی رسمی سیاسی بود، از آن صمیمیت و شور خانواده‌محور خالی می‌ماند. همنشینی زیارت خیابانی با شعار انقلابی، نشان‌دهنده الگویی از زیست سیاسی است که در آن امر قدسی و امر سیاسی با هم هم‌عصر شده‌اند. یکی از شرکت‌کنندگان می‌گفت به باور او حضور در میدان آزادی همانقدر ارزشمند است که زیارت امام رضا(ع) و این دیدگاه را تقریبا بیشتر حاضران در این اجتماع پرشور داشتند، زیرا هر دو را در امتداد یکدیگر می‌بینند. شاید بتوان گفت از نظر تئوریک، ما شاهد ساخت «امت حاضر» هستیم؛ مفهومی که در آن جغرافیا و مرزها رنگ می‌بازند و مردم با مسائل کلان ملی مستقیما گره می‌خورند. حتما اجتماع بزرگ امام‌ رضایی‌ها را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک تجمع موقت خلاصه کرد. این رویداد، تظاهر عینی یک حقیقت تداوم‌یافته است. پیوند ۳ سطح عاطفه، اجتماع و سیاست در این تجمع، مدلی از حکمرانی و وفاداری اجتماعی را به تصویر می‌کشد که ریشه در ایمان دارد. مردم با حضور خود در این مدت زمان جنگ و در همین اجتماع ثابت کردند بزنگاه‌های وفاداری برای آنان جایی فراتر از صندوق‌های رأی است. خیابان برای آنان صحنه‌ای است برای نوشتن عهدنامه‌ای که با امضای ایمان و اعتقاد تبرک شده است. بیعت با رهبر انقلاب در دل این جشن، بیانگر این عقلانیت سیاسی است که در جامعه ایرانی، استواری خیمه سیاست تنها در صورت اتصال به عمود خیمه دین امکان‌پذیر است. تهران دیروز روایتگر شهری بود که در آن سیاست از اخلاق جدا نیست و بیعت، پیوند آگاهانه ملت با مسیری است که آرمان‌های حضرت رضا(ع) و اهداف بلند انقلاب اسلامی را در یک افق جست‌وجو می‌کند. در یک کلام شاید بتوان گفت این تجمع، پیام وحدت ذیل ولایت فقیه را از لایه‌های فردی به یک قدرت نرم مهارناشدنی در عرصه عمومی ارتقا داد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس