کد خبر 1806433
تاریخ انتشار: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۴

به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه در تلگرام نوشت:

ایستادگی ملت بزرگ ایران در برابر تجاوزگری آمریکایی- صهیونیستی در حالی معادلات جدیدی را در منطقه رقم زد و چارچوب نوینی به نام اتجاد میدان، خیابان و دیپلماسی را به رخ جهانیان کشید که این روزها سخن از دیپلماسی و تحرکات فشرده برای آنچه تکرار نشدن جنگ می‌نامند شدت گرفته است. نگاهی بر وضعیت بازیگران در این عرصه بیانگر دیدگاه‌ها و چارچوب‌های قابل توجهی است که شناخت آنها می‌تواند افقی روشن‌تر از روند دیپلماتیک را آشکار سازد.

نخست آنکه در یک سوی معادله آمریکایی قرار دارد که به رغم شکست طرح‌هایش در گزینه نظامی و پرونده سنگینی که از جنایت ثبت کرده است، همچنان با توهمات و تصورات قدیمی تمایل به تحمیل توافق، بدون پذیرش هزینه‌های یک جنگ گسترده و غیرقابل پیش‌بینی دارد. رفتارهای بحران ساز آمریکا از دزدی دریایی علیه کشتی ایران که به دلیل مسائل اخلاقی ایران، در پاسخ به این اقدامات ملاحضاتی را مطرح کرده است در کنار اصرار بر زیاده خواهی‌های هسته‌ای و نیز طرح ادعایی برای گرفتار سازی ایران در مذاکره تحت سایه فشار چنانکه ترامپ از یک سو از اعزام تیم مذاکره کننده به اسلام آباد می گوید و از سوی دیگر نقض اتش بس کرده و تهدیدات نظامی را تکرار می کند گواهی بر این رویکرد است. نگاهی که در آن گرفتن حداکثر امتیاز نقد با نددن حداقل امتیاز نسیه به ایران دنبال می شود که از مهمترین آنها بازگشایی تنگه هرمز و زیاده خواهی‌های هسته‌ای است. آمریکا بر آن است تا همچنان صلح از دریچه جنگ و قدرت برتر آمریکایی در تسلیم سازی را به نمایش گذازد تا هم ترامپ به اهداف انتخاباتی خود دست یابد و هم روند زورگویی‌های جهانی آمریکا ادامه یابد که قطعا تهدیدی برای امنیت جهان است. ترامپ همچنان بر این تصور است که با پست‌ها و بازی ابهام در فضای مجازی می تواند مدیریت بازار کرده و هزینه جنگ افروزی‌هایش را کاهش داده تا هم توجیهی برای حملات احتمالی آینده به ایران باشد هم زمینه را برای جنگ افروزی‌های بعدی‌اش فراهم سازد.

دوم آنکه در سوی دیگر معادله ایرانی قرار دارد که مدیریت تنش با حفظ خطوط قرمز و ارتقای قدرت چانه‌زنی را در دستور کار دارد. ایران با اتکا به پشتوانه مردمی و راهبرد مقاومت، بر حفظ حقوق خود تأکید دارد آنچه موقعیت ایران را متمایز می‌کند، ترکیب همزمان پشتوانه اجتماعی، تعریف روشن از خطوط قرمز و مدیریت هوشمندانه تنش است؛ مؤلفه‌هایی که می‌توانند مسیر مذاکرات را از یک فرآیند تحمیلی، به یک تعامل مبتنی بر توازن واقعی قدرت تغییر دهند،در این بین تهران به درستی تاکید دارد که تا زمان محقق نشدن تمامی شروط آتش بس از جمله در قبال تحولات منطقه وارد مذاکره نخواهد شد. نکته مهم آن است که هر چند که ایران به خواست پاکستان و برخی همسایگان پذیرفته است که با طرف آمریکایی مذاکره داشته باشد اما به این به معنای فراموش کردن و نادیده گرفتن و عادی انگاری جنایات آمریکا در تجاوز نظامی به ایران از ترور رهبر انقلاب و دانش آموزان مینابی گرفته تا سایر خسارت‌ها و قتل عام ها نمی‌باشد و طرف مقابل نباید تصور کند که با این مذاکرات این پرونده‌ها به حاشیه رانده شده و ایران از حق قانونی و جهانی خود برای پیگیی آنها کوتاه خواهد آمد. ایران تلاش دارد تا نظم نوینی را بر کل منطقه حاکم سازد که در آن در کنار همگرایی همسایگان، امنیت بومی بدون دخالت بیگانگان فراهم گردد.

سوم آنکه مسئله دیگر در روند مذاکرات از یک سو نقش آفرینی رژیم صهیونیستی به عنوان ارباب آمریکاست چنانکه رسما عنوان شده است که ونس معاون رئیس جمهور آمریکا روزانه به این رژیم گزارش می‌دهد. در باب این رژیم می‌توان گفت که تمایل دارد مسیر فشار کنترل‌شده را به سمت «تقابل فعال» سوق دهد چرا که این رژیم علمل هزینه‌ای از جنگ افروزی نمی پردازد و لذا اولویت آن به جنگ است. سران این رژیم بر این تصورند که هزینه جنگ افروزی‌هایشان را نه خود بلکه دیگران می پردازند و لذا حاضر به پایان دادن به جنگ افروزی‌هایشان نیستند. برای آنها هزینه دادن انسانی و مالی سایر کشورها اهمیتی نداشته بویژه آنکه فردی همچون نتانیاهو صرفا بقای خود را در تنش و بحران سازی جستجو می‌کند.

چهارم آنکه در کنار این رژیم باید به رفتارهای برخی کشورهای عربی منطقه و نیز اروپایی‌ها نیز توجه داشت. رایزنی‌ها میان این کشورها در حالی شدت گرفته است که به نظر می رسد همچنان سیاست نعل وارونه زدن در دستور کار آنهاست چنانکه از یک سو کشورهای عربی مذکور همچنان بر لزوم همکاری نظامی با آمریکا تاکید دارند و صرفا خواستار بازشدن تنگه هرمز توسط ایران هستند و از سوی دیگر اروپایی‌ها نیز که جنگ را زمینه ساز تضعیف ایران و آمریکا می دانند بر اساس منافع اقتصادی بر معادلات انریی تاکید دارند چنانکه اویت کوپر، وزیر خارجه انگلیس مدعی شده در شش روز گذشته، به پنج کشور سفر کردم و با بیش از ۱۲ وزیر خارجه صحبت کرده‌ام تا فشار بین‌المللی برای باز کردن تنگه هرمز را حفظ کنم. این رفتار در حالی است که اروپا هیچ اقدامی برای فشار بر آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر پذیرش حقوق حقه ایران نداشته است و صرفا به دنبال منابع انرژی است. اروپایی‌ها و برخی کشورهای عربی همچنان بازی پنهان و آشکار در زمین آمریکا را انجام می دهند که این رفتار ابهام برانگیز زمینه ساز استمرار بحران در منطقه خواهد بود.

در چنین شرایطی به نظر می رسد راهبرد ایران در قالب وحدت میدان، خیابان و دیپلماسی و همگرایی با مقاومت منطقه باید در مسیر مقابله و پاسخ‌گویی پر قدرت به هر تنش و تحرکی تدوین گردد چرا که تن دادن به مذاکره در شرایط تهدید و نیز پاسخ ندادن به تحرکات خصمانه برداشت‌های نادرست را در دشمن ایجاد می‌کند که تشدید فشارها و زیاده خواهی‌ها از استمرار محاصره دریایی تا تجاوز نظامی را می‌تواند در بر داشته باشد. ایستادگی و مقاومت امروز مهمترین گزینه برای پاسخگو کردن و پشیمان سازی دشمن است. در شرایط کنونی هرگونه نرمش پیام ضعف به دشمن خواهد بود که پیامدهای منفی برای ایران به همراه دارد لذا پاسخ قاطع به هر تهدیدی آن هم در کوتاه‌ترین زمان ممکن راهکاری برای مقابله با هر تهدیدی برای تحقق حقوق حقه ایران است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس