به گزارش مشرق، ایلیا داوودی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
اطلاعیه اخیر دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی، نقطه عزیمت فهم یک ضرورت راهبردی در مقطع خطیر کنونی است؛ سندی که فراتر از یک پیام اخلاقی متعارف، تجلی بلوغ «حکمرانی توحیدی» مبتنی بر رأفت ولایی و پدرسالارانه را به رخ میکشد. این پیام که با بازخوانی سیره، مکتب و مشی حکیمانه آیتالله شهید خامنهای در مواجهه با آحاد امت تنظیم شده، بر این واقعیت و درک عمیق تأکید دارد که حاکمیت در پارادایم انقلاب اسلامی، پیوسته در پی جذب حداکثری، احیای نفوس و ترمیم شکافهای ناشی از روایتسازیهای کینهتوزانه جبهه استکبار است.
جالب توجه آن است که این اطلاعیه با گشودن باب «حلالیت سیاسی»، خط بطلانی بر بنبستهای مارپیچ سکوت و خودساخته امپراتوری دروغ رسانهای میکشد و نشان میدهد آغوش ولایت و مرجعیت نظام، برای بازگشت فریبخوردگان به صفوف مردم، همواره گشاده است. اگرچه حلالیت طلبشده، ریشه در فقه و اخلاق دینی دارد اما پررنگ شدن آن در ادبیات سیاسی یادداشت پیش رو تحت عنوان «حلالیت سیاسی»، تلاشی برای بسط آموزههای مکتب اسلام به عرصه حکمرانی و ترجمان منحصربهفرد فقه سیاسی شیعه در ساحت مدیریت بحرانهای اجتماعی است.
در تحلیل این تدبیر راهبردی میتوان گفت حلالیت سیاسی، شاهراه امن استراتژیک برای گذار جامعه از میدان غبارآلود جنگ شناختی و ادراکی به ساحل امن ثبات و انسجام ملی است. نظام ولایی ذیل تدابیر رهبر سوم انقلاب اسلامی، برخلاف الگوهای سرکوبگرانه و پلیسی مرسوم در حکومتهای غرب، از موضع اقتدار اما با سعه صدر و نگاه مکتبی بر اشتباهات فریبخوردگان رسانهای چشم پوشیده و عملاً دست به احیا و بازسازی کلانسرمایه اعتماد عمومی زده است.
این نوشتار بر همین مبنا میکوشد تبیین کند چگونه این گذشت مقتدرانه، عالیترین تجلی پیوند صلابت در مراقبت از اصول و رحمت در سلوک با مردم است؛ الگویی که با ترسیم مرز دقیق و بیّن قلههای حق و درههای باطل، مسیر بصیرتافزایی و همبستگی ملی را در پرتو نگاه پدرانه و هدایتگر ولایت فقیه هموار میکند.
مهندسی ترمیم اجتماعی و بازتولید قدرت نرم
در اخلاق فردی، «حلالیت» ابزاری برای تسویهحساب معنوی و آرامش وجدان است اما با انتقال این مفهوم به هندسه کلان جمهوری اسلامی تحت عنوان حلالیت سیاسی، با یک ظرفیت بینظیر برای پدافند غیرعامل و ترمیم گسستهای تحمیلی روبهرو میشویم. ماهیت جمهوری اسلامی بر خلاف نظامات سکولار، مبتنی بر قراردادهای خشک مکانیکی میان حاکم و محکوم نیست، بلکه بر پایه پیوندهای عمیق ایمانی بنا شده است. حلالیت سیاسی سازوکاری تربیتی است تا آن بخش از سرمایههای انسانی که در ترکشهای ماشین جنگ روانی دشمن و عملیات فریب، دچار انحراف تحلیلی یا خطای محاسباتی شدهاند، تحت ولایت نظام، بازیابی و در چرخه رشد انقلاب بازآفرینی شوند.
خنثیسازی تروریسم شناختی؛ منطق نظام در مواجهه با قربانیان جنگ ترکیبی
فهم گسستهای مقطعی، بدون لحاظ کردن مختصات پیچیده جنگ ترکیبی، ناتمام است. بخش عمدهای از رفتارهای هنجارشکنانه در ایام فتنه، نه ریشه در عناد و خروج آگاهانه از قطار انقلاب، بلکه محصول پمپاژ شبانهروزی یأس و تصویرسازی وارونه رسانههای متخاصم از واقعیت است. هنر استثنایی حکمرانی ولایی آن است که مبتنی بر فقه حکومتی، میان «معاند سازمانیافته» و «فریبخورده غافل» مرزبندی دقیقی دارد. سیاستورزی در مکتب انقلاب، از جنس اخلاق و هدایت است. قدرت ولی فقیه در اینجا به مثابه یک مربی است که نه بر طرد و حذف کینهتوزانه، بلکه بر هدایتگری و دعوت به مدار حقیقت بنا شده و امنیت هستیشناختی و اخلاقی جامعه را تضمین میکند. این معنای واقعی عقلانیت انقلابی است؛ بسط شعاع انقلاب با نجات مخاطبان آسیبدیده آن.
«اَشدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم»؛ قدرت در پناه رأفت
بحران فلجکننده حکمرانی مدرن غربی، سیطره روابط سرد دیوانسالارانه و گسست کامل عاطفی میان جامعه و نهاد قدرت است. اگر یگانه ابزار مهار تنشها فقط تیغ مجازات باشد، تقابل حاکمیت و مردم تعمیق میشود اما پیام ژرف رهبر جدید انقلاب اسلامی، نمایانگر خروج رابطه مردم و نظام از قفس آهنین قوانین بروکراتیک و ارتقای آن به سطح عاطفه متقابل است. مرجعیت ولایت فقیه در هندسه انقلاب اسلامی، پناهگاه و خیمه مستحکم آحاد ملت است. تقارن رحمت از جایگاه بالاترین مرجعیت قدرت به سوی مردم، باعث میشود نظام در عمق قلوب مستقر شود و اطاعت مردم نیز از جنس ترس از قدرت نباشد، بلکه ریشه در تولی، عشق مکتبی و پیوند قلبی با رهبری پیدا کند؛ تعلقی که هزاران بمباران رسانهای قادر به فروپاشی آن نخواهد بود.
معجزه حکمرانی انسانی در عصر غبارآلود رسانهها
حلالیت سیاسی هرگز مترادف با انفعال، باجدهی یا مسامحه با شبکه نفاق نیست. نادیده گرفتن مرزبندی میان خیانت و لغزش، جادهصافکنی برای آنارشیسم و سکولاریزاسیون جامعه است.
برجستهسازی پدیده حلالیت، بر این منطق استوار است که لغزش، پایان کار فرزندان این آبوخاک نیست، مشروط بر آنکه بازگشت به مسیر حقیقت، برخاسته از بیداری و بصیرت باشد. طلب حلالیت مردم، نماد شهامت در جبران و از سوی نظام، نشانه شرح صدر و استغنای قدرت آن است.
حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در طلیعه این فصل نوین از تکامل انقلاب، با این تدبیر ثابت کردند حتی کسانی را که زیر آتشبار شناختی اردوگاه غرب دچار تردید یا تقابل مقطعی شدهاند، باید از طریق جهاد تبیین و رأفت علوی جذب کرد تا ریزشها به حداقل برسد و رویشها به نقطه عطف جدیدی در گام دوم انقلاب بدل شود.
دشمن در کارزار جنگ ترکیبی برای ایجاد گسلهای آشتیناپذیر میکوشد اما گفتمان مترقی انقلاب اسلامی قادر است صحنه را به گونهای مهندسی کند که در آن قانون و اخلاق، توأمان بافت اجتماعی را مقاوم کنند. مشروعیت ساختاری و اقتدار نرم جمهوری اسلامی مستقیماً با توانمندیاش در مقام کشتی نجات برای عبور دادن جامعه از تلاطمها گره خورده است.
حلالیت سیاسی، نقطه اتصال درخشان رئالیسم سیاسی و آرمانگرایی الهی است. نظام سیاسی تراز اسلام، نظامی است که ضمن حراست مرزبانی عقیدتی از کیان خود، سفره رحمت خویش را برای هدایت فریبخوردگان گسترده نگاه دارد. تولید و غنیسازی این ادبیات مفهومی، به ظهور الگوهای بیبدیلی از حکمرانی معنوی در قرن سایبرها خواهد انجامید؛ سیاستی که غایت آن تسخیر زمین نیست، بلکه مدیریت دلها و صیانت از سرنوشت تاریخی انسان در زیر سایه توحید و ولایت است؛ حقیقتی که شجره طیبه جمهوری اسلامی، با خون شهیدان برای تحقق آن ایستاده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۵:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶