به گزارش مشرق، مهدی حسنی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
چندان اغراق نیست اگر که اعراب حاشیه خلیجفارس را به دلیل میزان همکاری آنان با آمریکا بزرگترین بازنده این جنگ تحمیلی بدانیم. این شکست چنان بزرگ است که عملا تقریبا همه تحلیلگران بینالمللی به آن اذعان دارند. خبرگزاری رویترز در گزارشی به این مساله پرداخته و نشان میدهد اعراب چطور بدل به بازندگان اعتماد به آمریکا شدند. متن با توصیفی از وضعیت خلیجفارس آغاز میکند: «کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس شرایطی را پشت سر گذاشتهاند که یکی از مقامات آن را «بدترین سناریوی ممکن» توصیف کرد. حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات فرآوری نفت «بقیق» متعلق به سعودی آرامکو زمانی یک استثنا در نظر گرفته میشد؛ حملهای غافلگیرکننده که خلأهای موجود در پدافند هوایی کشورهای خلیجفارس را آشکار کرد و این تردید را به وجود آورد که آیا ایالات متحده برای محافظت از داراییهای انرژی منطقه وارد عمل خواهد شد یا خیر. با این حال، در طول ۶ هفته گذشته، منطقه متحمل چیزی معادل دهها مورد شبیه بقیق شده است: کارخانههای پتروشیمی، پالایشگاههای نفت، تأسیسات فرآوری گاز، فرودگاهها و بنادر از شهر کویت تا صلاله هدف قرار گرفتهاند». به باور رویترز، وضعیت اما امروز برای این کشورها به دلیل اعتماد به آمریکا بسیار وخیمتر از کابوسهایی است که تصور میکنند؛ بویژه در حوزه تبعات اقتصادی: «پیامدهای اقتصادی از هماکنون قابل مشاهده است. گردشگری که شاهرگ حیاتی دوبی و یکی از ستونهای اصلی برنامههای تنوعبخشی اقتصادی در عربستان سعودی و قطر است با تردید مواجه شده است. فروش پکیجهای تعطیلات ساحلی پس از هفتهها هشدار حمله موشکی، دشوارتر میشود. این جنگ همچنین تلاشهای کشورهای حوزه خلیج فارس برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی در زمینه هوش مصنوعی و زیرساختهای داده را متزلزل کرده است. مراکز داده و شرکتهای فناوری هدف قرار گرفتهاند و تولیدکنندگان تراشه و شرکتهای خدمات ابری که انرژی ارزان را در برابر خطرات ژئوپلیتیک میسنجند، ممکن است به این نتیجه برسند که هزینههای کمی بالاتر در اسکاندیناوی، ایرلند یا بخشهایی از اروپای مرکزی، حتی به نسبت احتمال پایین بروز اختلال، ارجحیت دارد».
تبعات دیگر این جنگ آن است که کشورهای حاشیه خلیجفارس به دلیل آنکه از تربیت نیروی انسانی متخصص ناتوان بودهاند و مدل توسعه خود را بر جذب متخصص خارجی بنا کردهاند، ضرر انسانی نیز خوردهاند: «شاید نگرانکنندهترین مساله، تأثیرات انسانی باشد.
مدل اقتصادی خلیجفارس به ترغیب متخصصان [خارجی] برای ریشه دواندن وابسته است؛ اعم از خرید محلی، آموزش خصوصی فرزندانشان و سرمایهگذاری در املاک و مستغلات و به همین دلیل طرحهای ویزای طلایی گسترش یافته است اما اکنون مردم در حال ترک منطقه هستند. گروههای واتساپی مهاجران و بازارهای آنلاین مملو از حراجهای لوازم به دلیل ترک کشور شده است. اینکه آیا این رفتنها به یک خروج گسترده و دستهجمعی تبدیل خواهد شد یا خیر، نامشخص است اما اعتمادها متزلزل شده است». ریشه این مشکل کجاست؟ به باور رویترز، همه این مشکلات دقیقاً به اعتماد به آمریکا بازمیگردد: «این جنگ محدودیتهای توافق امنیتی دیرینه کشورهای حوزه خلیج فارس با ایالات متحده را آشکار کرد: میزبانی از پایگاهها، رادارها و نیروهای نظامی در ازای دریافت حفاظت. سیستمهای آمریکایی برای دفاع حیاتی ثابت شدند، با این حال روابط با واشنگتن همچنین آنها را به یک هدف اصلی برای ایران تبدیل کرد.
جای تعجب نیست که کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای امنیتی خود هستند؛ از سیستمهای راداری اروپایی گرفته تا همکاری با اوکراین در زمینه ضد پهپاد. آنچه روشنتر است این است که حتی اگر آتشبس پابرجا بماند، مفروضاتی که زیربنای امنیت، شکوفایی و اطمینان استراتژیک کشورهای حاشیه خلیج فارس بودند، ممکن است دیگر پابرجا نمانند و در صورت فروپاشی، بازسازی آنها احتمالاً دشوار خواهد بود».
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




