کد خبر 1802996
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۷

به گزارش مشرق، محمد ملایی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

بچه که بودیم در یک بازی‌های خاصی که نیاز به فرار از مخصمه داشت به طرف می‌گفتیم جاده خدا بده؛ جاده خدا بده. طرف مقابل هم یک راه کوچیک و باریک باز می‌کرد. ما هم فرار می‌کردیم و اون دنبال ما. اتفاقی که در آتش‌بس افتاد واقعا همینطوری بود.

ترامپ وارد جنگی شد که فکر می‌کرد سه روزه تمام می‌شود و مثل ونزوئلا نفت ایران را بالا می‌کشد. ناگهان دید جنگ، چهل روز شد و قیمت نفت هم ۱۲۰ دلار و تنگه هرمز هم کاملا بسته. هر چه ترور کرد به در بسته خورد و جواب سنگین‌تر گرفت. رفت سراغ زیرساختها. اما ایران به طرز عجیبی دیوانه بازی درآورد و همه زیرساخت‌های منطقه رو زد. به قول ما مشهدی ها، سید مجید موسوی، شلنگ رو گرفت روی همه منطقه! برای ترامپ باور کردنی نبود. ترامپ هر چه از ناتو خواست که به کمکش بیاید، ناتو نیامد. هیچ کشوری به کمکش نیامد.

آمد یک حرکت هالیوودی بزند و وسط ایران نیرو هلی برن کند برای دستبرد به اورانیوم ۶۰ درصد ما. ژنرال‌های ارشد ارتش آمریکا مخالف این طرح بودند و آن را خودکشی می‌دانستند. اما این مردک نادان با آن وزیر جنگ دائم الخمرش، به جای اینکه به حرف ژنرال‌های کارکشته و البته قاتلش بکند آنها را اخراج کرد و چهار تا ژنرال با ضریب هوشیِ یک خرگوش آوردند در ارتش آمریکا و مجوز این حرکت دیوانه وار را گرفتند. آمدند اصفهان به کمین خدای متعال خوردند که فرمود: «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین». شکستی در اصفهان خوردند که در کتاب گینس باید ثبت شود. ناگهان این مردک ابله، دیوانه شد و شروع کرد به فحاشی و ....

گیر کرده بود. نمی‌دانست باید چکار کند. هیچ طرح و ایده‌ای برای ادامه جنگ وجود نداشت. مثل گربه‌ای که در یک کنج گیر کرده باشد به زمین و زمان می‌زد و به همه جا چنگ می‌کشید. حتی کنیسه یهودیان را زد.

قضیه اینجا جالب شد. دقیقا مثل همان بازی‌های بچگی‌های ما، مرتب به ایران می‌گفت جاده خدا بده جاده خدا بده!

پیشنهاد مذاکره داد. قبلا هم داده بود و ۱۵ بند را جلوی ایران گذاشت و ایران رد کرد. اما اینجا مرتب التماس مذاکره کرد. کلی واسطه فرستاد. ایران هم یک پیشنهاد ده بندی داد و البته یقین داشت که آمریکا این ده بند را قبول نمی‌کند و جنگ ادامه می‌یابد و آتش بسی هم نخواهد بود. اما ناگهان ترامپِ متوهم از همین جاده خدایی که ما از سر شکم سیری جلوی پایش گذاشتیم سریع از جنگ پرید بیرون!

گفت: «قبول؛ بر سر همین ۱۰ بندی که گفتی مذاکره میکنیم آقای جمهوری اسلامی ایران»؟!

همین را توییت کرد و اسم جمهوری اسلامی ایران را برد.

از جنگ پرید بیرون و وقتی از مخمصه جنگ با ایران بیرون آمد برگشت به تنظیمات کارخانه و گفت که اون ده شرط قبول نیست و .... ولی جرئت نمی‌کند نزدیک شود. چون فهمید اینجا خر داغ می‌کنند.

قضیه جوری شده که ما ماندیم و اسراییل و امارات. یاد اون آیه‌های وحشتناک خداوند در قرآن افتادم که فرمود:

ذرنی و المکذبین اولی النعمه (مرا با تکذیب کنندگان توانگر تنها بگذار)

ذرنی و من خلقت وحیدا (مرا با کسی که او را به تنهایی آفریدم تنها بگذار)

حالا ایران می‌گوید:

ذرنی و الامارات

ذرنی و البحرین

ذرنی و الکویت و عربستان

ذرنی و الصهیون

اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفار و اهله

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۰۷:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۲
    1 0
    مقاله خوبی بود

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس