به گزارش مشرق، کانال تلگرامی خیابان انقلاب نوشت:
همزمان با در آتش سوختن منطقه در آتش جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران، صدور فراخوان برای آشوبهای خیابانی توسط بازمانده رژیم مخلوع، فقط یک کنش سیاسی ناشیانه نیست؛ این حرکت یک عملیات امنیتی پیوستشده به حملات نظامی خارجی است. رضا پهلوی در حالی شیپور جنگ داخلی را مینوازد که ایران هدف تجاوز خارجی قرار گرفته است. این زمانبندی دقیق نشان میدهد که ما با یک پیمانکار امنیتی روبهرو هستیم که وظیفه دارد در چهارچوب عملیات نظامی دشمن، جبهه داخلی را در حساسترین لحظات برای تداوم جنایت، به میدان بکشاند.
رضا پهلوی که ۴۷ سال از فضای واقعی و پویای جامعه ایران دور بوده و تمام عمر خود را به زندگی لاکچری و خوشگذرانی در محافل غربی گذرانده است، حالا به صورت ناگهانی ادای فعال سیاسی را درمیآورد. جالب اینجاست که بازمانده پهلوی در سالهای ابتدایی انقلاب که داغ از دست دادن تاجوتختش تازه بود حتی جرئت یک تحرک ساده را نداشت، اما از چهار سال پیش با چرخش آشکار به سمت رژیمصهیونیستی، تبدیل به مهرهای در دست رژیم نتانیاهو برای اقدام علیه ایران شد. تیرماه سال ۱۴۰۰، گروهک موسوم به «فرشگرد» که حامی پادشاهی رضا پهلوی است، برای اولین بار دست به قلم برد و در نامهای به «نفتالی بنت» نخستوزیر وقت رژیم، خواستار ادامه فشارهای این کشور علیه ایران شد. این پرده با سفر پهلوی به سرزمینهای اشغالی تکمیل شد. پس از آن بود که در سایه مهندسی اجتماعی سرویسهای جاسوسی، پهلوی دچار این توهم شد که تودههای میلیونی منتظر اشاره او هستند. تکیه او صرفاً بر ژنتیک به جای دانش، شجاعت یا تجربه سیاسی، او را به یک «ظرف خالی» ایدئال برای آژانسهای اطلاعاتی تبدیل کرده است؛ ظرفی که محتوای آن را اتاقهای فکر تلآویو پر میکنند تا از نام خانوادگی او به عنوان ابزاری برای تجزیه ایران استفاده کنند.
بازمانده پهلوی؛ بازیگر موساد
در یک دهه اخیر، شاهد پروژهای عظیم بودیم که توسط رسانههای دلاری و سرویسهای امنیتی پیش برده شد تا حافظه تاریخی ملت ایران را نسبت به جنایات، وابستگی مطلق و فساد دوران پهلوی پاکسازی کنند. آنها از «نوستالژی» به عنوان یک مخدر سیاسی استفاده کردند تا تصویری فانتزی و دروغین از گذشته بسازند. هدف این بود که با تکیه بر غفلت نهادهای فرهنگی، دیکتاتوری را تطهیر کرده و آن را به عنوان بدیل وضع موجود معرفی کنند.
اما زیر این لایه تبلیغاتی، حقیقتی هولناکتر جریان دارد. اطرافیان پهلوی از مجموعهای از هواداران سنتی سلطنت، به «مهرههای دستآموز» و تحت آموزش مستقیم موساد و سیا تغییر ماهیت دادهاند. استراتژی آنها در فضای مجازی، «بزرگنمایی مصنوعی» است. آنها با استفاده از هیاهو، فحاشی سازمانیافته و هوچیگری مجازی، سعی میکنند اقلیت ناچیز خود را به عنوان یک اکثریت غالب جا بزنند. این تصویرسازی ابزاری شد تا اربابان خارجی خود را متقاعد کنند که پهلوی ظرفیت ایجاد آشوب میدانی را دارد. این چهره بازسازی شده، در وقایع ۱۸ دیماه آزمایش شد تا مشخص شود تا چه حد میتواند در زمین واقعیت بازی کند.
گارد کدام جاویدان؟
پهلوی در فراخوانهایش از «گارد جاویدان» اسم میبرد. به احتمال زیاد مخاطب این عبارت همان شبکههای تروریستی سازمانیافتهای است که در وقایع دیماه ۲۴۲۷ نفر از مردم ایران را به خاک و خون کشیدند و یک ایران را داغدار کردند. امروز هم فرمانده این گروهکها با هدف قرار دادن مراکز دولتی، مقرهای پلیس و سپاه، بانکها و مدارس و حتی پارکها و بیمارستانها درصدد بود تا زمینه ایجاد آشوب و بلوا در داخل را فراهم کند، اما تاکنون آرزو به دل مانده است. بنابراین «گارد جاویدان» در واقع «پیادهنظام عملیاتی» دشمن در خاک ایران است. این جریان شباهت عجیبی به سیاهیلشکرهای کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ دارد. همانطور که در آن زمان، «شعبان بیمخها» و «پریبلندهها» با هدایت سیا علیه دولت ملی کودتا کردند، امروز پهلوی قصد دارد اوباش مسلح و هستههای تروریستی را با قمه و اسلحه به خیابان بفرستد تا با ایجاد خشونت از پیکر مردم به عنوان سپر انسانی استفاده کنند.
چگونه جنگ، محاسبات پهلوی را ویران کرد؟
محاسبات رضا پهلوی بر این پایه استوار بود که جامعه ایران همچنان در فضای دوقطبی دیماه باقی مانده است، اما وقوع جنگ مستقیم تمام این نقشهها را نقش بر آب کرد. وقتی موشکهای متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی سینه آسمان را شکافتند و ۱۶۰ دانشآموز بیگناه در یکی از شهرهای کوچک جنوبی ایران را به خاک و خون کشیدند، دوقطبیهای کاذب فروریخت. مردم با چشمان خود دیدند که وعدههای ترامپ و نتانیاهو برای «کمک به ملت ایران»، نه آزادی، بلکه بوی مرگ و خون میدهد. ضربه نهایی به اعتبار این جریان، فاش شدن دروغهای بزرگ رسانههای پهلویچی درباره مخفی شدن رهبر انقلاب بود. شهادت مظلومانه و مقتدرانه رهبر در محل کار و در کنار خانوادهشان، تصویری از مظلومیت مقتدرانهای را رقم زد که حتی منتقدان داخلی را هم تحت تأثیر قرار داد. این اتفاق نشان داد که پهلوی و رسانههایی مثل اینترنشنال جز دروغپردازی ابزاری ندارند. در شرایط جنگی، جامعه به سرعت فهمید که هیچ مرز میانهای وجود ندارد؛ یا در کنار وطن ایستادهای یا در کنار متجاوز و پهلوی با قدرت سمت دوم را انتخاب کرده است.
رادیکالیستهای ضدملی
موساد در یک پروژه بلندمدت، به دنبال خلق یک هویت سیاسی جدید به نام «صهیونپهلویسم» است تا از آن به عنوان ابزاری برای بیثباتسازی دائمی استفاده کند. در یادداشت تحلیلی «فرهیختگان» منتشر شده در روز ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲ مؤلفه مخرب از این هویت برساختی بررسی شد که شناخت آنها برای درک عمق فاجعه ضروری است.
۱-محوریت خشم: این جریان هیچ برنامه ایجابی ندارد و سوخت موتور آن فقط کینه و خشم سازمانیافته است.
۲- گفتمان سلبی: آنها فقط میگویند چه چیزی را نمیخواهند، اما هیچ ایدهای برای اداره کشور ندارند.
۳- نوستالژی به مثابه مخدر: ساختن یک تاریخ جعلی و آرمانی برای فرار از واقعیتهای امروز.
۴- فهم سادهسازانه و احمقانه: آنها مفاهیم پیچیده توسعه را به «التماس به ترامپ برای حمله» تقلیل دادهاند؛ گویی با بمباران، رفاه به دست میآید!
۵- ناجنبش بودن: فاقد رهبری دموکراتیک، رفتار مدنی و گفتمان صلحآمیز است.
۶- ایزوله شبکهای و غار مجازی: با تکیه بر الگوریتمهای اینستاگرام، فضایی ساختهاند که هوادارانشان دچار «توهم اکثریت» شوند، درحالیکه در یک انزوای رادیکال به سر میبرند.
۷- اصالت فرم بر محتوا: استفاده از رنگ، موسیقی و محتواهای بصری برانگیزاننده در پلتفرمهایی مثل اینستاگرام برای پوشاندن خلأ منطق و استدلال.
۸- اکنونزدگی: فرد به دلیل تاریخزدایی، فقط به لحظه فکر میکند و پیامدهای ویرانگر اقداماتش (مانند تحریم و جنگ) را درک نمیکند.
۹- طبیعیسازی خشونت: آنها علناً از احتمال کشته شدن ۸۰۰ هزار ایرانی یا مدلهایی مثل لیبی و عراق دفاع میکنند تا قبح جنایت را بریزند.
۱۰- دینزدایی عریان: عبور از سکولاریسم و رسیدن به دشمنی آشکار با مظاهر مذهبی. برخلاف پهلوی دوم که به دین تظاهر میکرد، اینها به مساجد حمله میکنند.
۱۱- ضدیت با غیرت ملی: تلاش برای تغییر ادراک ایرانیان نسبت به دخالت خارجی و تجزیهطلبی؛ چیزی که در طول تاریخ چندهزارساله ایران سابقه نداشته است.
۱۲- پیوست به راست رادیکال جهانی: این جریان استمرار تفکر «ژابوتینسکی» و راست افراطی اسرائیل است که خشونت بنیادگرایانه را ترویج میکند. این هویت «صهیونپهلویستی» درحقیقت بخشی از اهرم آمریکا برای جلوگیری از تغییر نظم جهانی و تضعیف کانون مقاومت است.
فروغ هم میخواست جاویدان باشد
فراخوان رضا پهلوی برای به خیابان کشاندن «گارد جاویدان»، شباهت عجیبی به عملیات «فروغ جاویدان» منافقین در سال ۶۷ دارد. همانطور که مسعود رجوی با تکیه بر تانکهای صدام خیال فتح تهران را داشت، رضا پهلوی نیز به «ضربات از آسمان» نتانیاهو دل خوش کرده است.
اما او یک درس بزرگ تاریخی را نادیده گرفته است. در زمان جنگ، هیچ ایرانی «بیطرفی» وجود ندارد و هر کس که در جبهه متجاوز بایستد، خائن به وطن است. نیروهای امنیتی که در دیماه برای حفظ جان مردم و جدا کردن صف معترضان از آشوبگران خویشتنداری کردند، در فضای جنگی کنونی هیچ تعارفی با ستون پنجم دشمن نخواهند داشت. هرگونه تحرک تروریستی تحت عنوان گارد جاویدان، دیگر مماشات دیماه گذشته را نخواهد داشت.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۳:۴۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۸