به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
متجاوزان به خاک ایران یا همان جنایتکاران آمریکایی –صهیونیستی در حالی به دنبال تکرار نسلکشی غزه و تجزیه ایران بودهاند که ابتدا ادعا داشتند که این جنگافروزی با کمترین هزینه است و تبعات اقتصادی ندارد. آنها مدعی بودند که در چند روز جنگ را با پیروزی به پایان رسانده و منافع اقتصادی بسیاری کسب خواهند کردند. این ادعا در حالی بوده که پس از دو هفته جنگ و بواسطه اتحاد بزرگ ملت دلاور ایران، اقتدار نیروهای مسلح و نیز اشراف کامل ایران بر تنگه هرمز معادلات به صورتی دیگر رقم خورده است، بگونهای که امروز جهان سراسر بیننده فروپاشی توهماتی است که ترامپ ادعای آن را سر میداد.
ایران تنها تصمیمگیر است
یکی از نکات مهم در اقتصاد جهان آن است که آمریکا بویژه در دوره ترامپ بر این ادعا بوده که هیچ تحولی بدون خواست این کشور صورت نمیگیرد، چنانکه ترامپ با تعرفهها به دنبال نبض اقتصاد جهان بود. نکته بسیار مهم آن است که امروز ایران تنگه هرمز را نبسته است، بلکه مدیریت هوشمند آن را دارد و کشورها صرفاً با اجازه ایران میتوانند در آن رفت و آمد کنند. این یعنی اینکه تصمیمگیر برای بخش مهم اقتصاد جهان یعنی انرژی با مدیریت ایران است که برگرفته از اقتدار نظامی بومی آن است. توان نظامی اجارهای کشورهای عربی نیز جز هزینه برای این کشورها چیزی نداشته است. مقامات عراق، ترکیه، هند و... رسماً اذعان کردهاند که برای عبور از تنگه هرمز با ایران هماهنگ کردهاند و نه با آمریکا و این یعنی اینکه تصمیمگیر معادلات ایرانی است که توانسته اقتدار و تسلط خویش را در مدیریت کریدورها به نمایش گذارد که در صورت لزوم میتواند ابعاد گستردهتری بگیرد.
محاسبهای که دوباره اشتباه درآمد
نکته مهم دیگر این است که اروپاییها بر این تصور بودند که با جنگافروزی علیه ایران میتوانند آمریکا را به سمت اهداف خود از جمله علیه روسیه و جنگ اوکراین سوق دهند. اقدام ترامپ مبنی بر اجازه به هند برای یک دوره یک ماهه جهت خرید نفت از روسیه نشان داد که این امر نیز یک توهم بوده و اروپا بار دیگر با حقارتی سنگین مواجه شده است. اروپایی که در طرف نادرست تاریخ قرار گرفته و از کشتار ایرانیان و تجزیه آن حمایت کرده، اکنون بار دیگر با تحقیر جهانی مواجه شد، در عین آنکه هزینههای اقتصادی جنگ افروزی علیه ایران میرود تا گریبان این کشورها را نیز بگیرد که افزایش تورم و بهای انرژی گوشهای از آن است. اروپا نمیتواند از یک سو ادعای بیطرفی داشته باشد و از طرف دیگر از تجاوز به ایران حمایت کند و در عین حال امید داشته باشد تا از این نمد کلاهی برای خود بدوزد. تحولات نشان داد که توهمات اروپا تعبیر نمیشود و بحرانها دست از گریبان آن حامیان نسلکشی غزه و جنایت علیه ایران بر نمیدارد.
جایگزینهای توهمی
نکته مهم دیگر آن است که همزمان با افزایش فشارها بر اقتصاد جهانی به واسطه اشراف ایران بر تنگه هرمز آمریکا ادعاهایی را مبنی بر منابع نفتی جایگزین مطرح کرده است. در کنار ادعای بازگشایی ذخایر استراتژیک که خود میتواند به بحران مبدل شود، آمریکا خواستار افزایش تولید ونزوئلا و نیز معافیت کشورها در قبال نفت روسیه شده است، در عین آنکه ترامپ مدعی شده که با افزایش بهای نفت سود بسیاری برای آمریکا به عنوان تولید کننده بزرگ نفت ایجاد میشود، این ادعا که بیشتر به یک مسکن درمانی شباهت دارد در حالی مطرح میشود که بر اساس اصول فنی عملا جایگزین کردن نفت کشورها برای پالایشگاهها فرآیندی بسیار دشوار و بعضاً نشدنی است؛ لذا ادعای نفت جایگزین یک تصور پوچ است در عین حال افزایش تولید نفت نیز امری زمان بر بوده بویژه برای کشوری همچون ونزوئلا که عملاً زیر ساخت لازم را نیز ندارد. درآمد ادعایی ترامپ نیز بیشتر یک اقدام برای ثروتمند شدن کارتلهای خاص است و برای مردم آمریکا جز افزایش هزینه هیچ چیزی به همراه ندارد. ادعای آمریکا مبنی بر جایگزینهای نفت غرب آسیا بیشتر یک بازی روانی است که نمیتواند مانع از افزایش بهای نفت و فشارها بر آمریکا به خاطر جمع افروزی علیه ایران گردد.
معادلهای جدید در راه است
امروز معادلهای جدید در منطقه و جهان در حال شکل گیری است. در یک سوی معادله بار دیگر بومی بودن توان نظامی با تکیه بر انسجام و اتحاد ملی، به اصلی غیر قابل انکار مبدل شده است، چنانکه امروز ایران با تکیه بر همین توان توانسته دستاوردهای بیشماری را رقم زند. در سوی دیگر معادله بار دیگر بر همگان آشکار شد که آمریکا نه یک ناجی بلکه بحران سازی است که جز ناامنی نتیجهای به همراه نخواهد داشت، نکته اساسی آن است که اقتصاد نفتی جهان دیگر نه بر پایه خواست آمریکا بلکه بر اساس معادلات ایران ترسیم و اجرا میگردد. این ایران است که امروز تعیین میکند کدام کشور از تنگه هرمز عبور و کدام کشور متوقف است.
این اصل معادلهای نوین را میسازد و آن این که دیگر هر کشوری اقدامی علیه ایران از تحریم تا تهدید امنیتی داشته باشد محکوم به ماندن پشت دروازه هرمز است و اجازه عبور نخواهد داشت. امروز دیگر معادلات بر اساس همه یا هیچ با اقتدار ایران ترسیم میگردد و کشورهای منطقه نیز باید دریافته باشند که دیگر دوران تکیه بر توهم حمایت آمریکا پایان یافته و باید به دنبال معادله جدیدی به نام همگرایی منطقهای با تکیه بر توان و اقتدار ایران باشند که نتیجه آن پیشرفت سراسری برای همگان و رسیدن به امنیت پایدار با اخراج آمریکا از منطقه و مقابله واحد با رژیم صهیونیستی خواهد بود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۴:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴