به گزارش مشرق، زهرا طیبی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
فقط ۸۰ ساعت طول کشید ارتشی که رضاخان میرپنج با بودجه ۹ میلیون تومانی، با تبلیغات گسترده و نمایشهای توسعه ساخته بود، مقابل حمله متفقین از شمال، باختر و جنوب باختر (سمت آذربایجان) سقوط کند و متجاوزان تا پایان جنگ جهانی، در خاک کشور جا خوش کنند. با وجود تمام این هزینهها، شاه از هراس شکست، فرمان داد که نیروهای مسلح دست به اقدامی نزنند، بهتبع فرماندهان بعد از سخت شدن شرایط فرار کردند، خودش هم استعفا داد و ایران را ترک کرد. ۸۴ سال بعد، روزشمار مقابله ایران با جهان درحالی به روز پنجم میرسد که ایران، در حال مقابله با ۸ کشور در چند جبهه است؛ همزمان مواضع نیروهای تجزیهطلب که مرزهای کشور را تهدید میکنند زیر آتش ایران است و از آن طرف، یک تنه فروش انرژی و نفت را در منطقه با چالش مواجه کرده است. ایران نهتنها در روز پنجم جنگ تابآوری چشمگیری از خود نشان داد، بلکه حتی ابرقدرتهایی را که جنگ را علیه ایران شروع کردند هم از ادامهدار شدن حملات ایران، نگران کرده است. این رویارویی که با همان ترکیب متفقین شهریور ۲۰ همسویی دارد، تنها یک وجه تمایز دارد، ایران این بار بدون اتکا به قدرتی خارجی با تکیه بر توان ملی و حذف دست بیگانه، مقابل دشمنی ایستاد که به ظاهر قدرت هژمون جهان است. ورقهای این روزهای تاریخ این بار به نام مردانی رقم خواهد خورد که در خاکشان جان دادند و آسیب دیدند؛ اما حتی در نبود فرماندهشان اجازه ندادند تمامیت ارضیشان نقض و خاکشان به دست بیگانه بیفتد. فراتر آنان را از سرنوشت و چگونگی پایان جنگ، نگران و مستأصل کردهاند.
روزهای تاریک ایران در شهریور ۲۰
رزمآرا روایت میکرد که: «رضاخان چنان خود را باخته بود که مرتب میدوید، گریه میکرد و میگفت عن قریب است برسند، بگیرند و اعداممان کنند.» حمله در شرایطی اتفاق افتاد که ایران از شمال با شوروی همسایه و از غرب نیز در معرض تجاوز نیروی زمینی انگلیس از عراق قرار داشت و از جنوب هم ناوگان دریایی انگلیس، کشور را تهدید میکرد. شروع تجاوز متفقین به ایران در شهریور ۲۰ اما درست در شرایطی اتفاق افتاد که انگلیس و شوروی تحت ضرب شدید نیروهای نازی آلمان بودند و برای آنکه معادلات جنگ را تغییر دهند، ایران را تبدیل به پل پیروزی کردند، متفقین تصمیم گرفتند از امکانات ایران برای رسیدن به جبهه روسیه و مقابله با نازیها استفاده کنند؛ اما ارتش چند میلیونی که رضاخان میرپنج برای تشکیل آن هزینه کرده بود، کمتر از سه روز در مقابل ارتشی که تحت فشار نازیها بود، دوام آورد. به محض شروع تجاوز، سقوط شهرهای آذربایجان و شهرهای شمالی ایران، فرماندهان نظامی هم فرار کردند. نیروهای روس تا نزدیکی قزوین آمده بودند که انگلیسها موضوع استعفای رضاخان میرپنج را مطرح کردند. پیش از آن و همزمان با شروع تجاوز روسها، او از ترس بمبارانهای هوایی، به قم فرار کرد و البته پس از آن به تهران بازگشت؛ اما با دستور استعفا به ژوهانسبورگ آفریقا، پناهنده شد و ایران تا پایان جنگ جهانی دوم در اشغال متفقین باقی ماند. نکته حائز توجه آن بود که متفقین با بخشی از نیروهایش به سمت ایران آمد و ارتش در مقابل این حمله مقاومت نکرد. اگر مقاومت صورت میگرفت چه بسا با این سرعت ایران در چنگ دشمن نمیافتاد.
شهریور ۲۰ یکی از تاریکترین اتفاقات در تاریخ ایران است. درحالیکه در سالهای پیش از شهریور ۱۳۲۰ ایران آماج حمله و تجاوز اجنبی قرار گرفته بود؛ اما جنگجویان محلی و عشایر تا جای ممکن با متجاوزان مقابله میکردند، شاید در این جنگها، پیروزی از آن مردم نبود؛ اما مقاومت و ایستادن در مقابل بیگانه حتی با دستهای خالی، رها نشده بود. ایران در زمان پهلوی، با وجود ارتش و حکومتی که ادعای به ارمغان آوردن پیشرفت و توسعه برای مردم میکرد، عکس آن عمل کرد، نیروهای نظامی و فرماندهان، حتی شجاعت ایستادن مقابل متجاوز را نداشتند و برخی بلافاصله و بعد از شروع حمله، فرار را برقرار ترجیح دادند و بدتر از آن، شاه کشور نیز به دستور اجنبی کشور را رها کرد. ایران ۳ روزه به دست دشمن افتاد و تا پایان جنگ، در اختیار نیروهایی قرار گرفت که از ایران بهمثابه پل پیروزی و برای تغییر شرایط به نفع خودشان استفاده کردند.
ایران ایستاده با تمام قوا در مقابل جهان
۸۴ سال بعد، ایران ۱۴۰۴ در میانه جنگی تمامعیار و نظامی، مشابه شهریور ۲۰ قرار دارد. تمام ابرقدرتان جهان در حال اقدام نظامی علیه ایرانی هستند که چشم طمع به داراییهای آن دوختهاند. ایالات متحده با ناوهای هواپیمابر و پهپادهای جاسوسیاش به میدان آمده است، رژیم صهیونیستی با طرحهای ترور برنامهریزیشدهاش، انگلیس با پایگاههای نظامیاش و آلمان و فرانسه هم با کمکهای نظامی متعددی که ارائه میکنند در جنگ علیه ایران حضور دارند و آرزوی تکرار شهریور ۲۰ را در سر دارند. برخلاف ظاهرسازیها، کشورهای حاشیه خلیجفارس که خط و ربطی روشن با صهیونیستها دارند هم در این جنگ تمامعیار علیه ایران مشارکت کردند. این جنگ در حالی شروع شد که فرماندهان ارشد ایران و رهبرمعظم انقلاب، در طرحریزی صهیونی_آمریکایی، ترور و به شهادت رسیدند. به این جهت که ایران توانایی مقابله با حملات را نداشته باشد. با این حال اما ایران بلافاصله پاسخی به حملات و اعلان جنگ آمریکاییها داد که مشابه آن پیش از شروع جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است. از زمانی که پایگاههای آمریکایی در کشورهای منطقه ساکن شدند تاکنون، هیچ کشوری این چنین حملاتی گسترده علیه پایگاهها و مکانهای امن آمریکاییها نداشته است. ایران حتی فراتر از آن عملاً امنیت انرژی در منطقه را نیز هدف گرفته و کشورهایی را که حیاتشان به خرید و فروش نفت وابسته است به هراس انداخته. همه این اتفاقها تنها در ۵ روز نبرد ایران با ابرقدرتهای جهان اتفاق افتاده است. ایران با وجود ضربه سختی که در لحظات اول حمله متحمل شد، هرروز و با گذشت روزهای جنگ، ضرباتی بهمراتب سختتر به دشمنانش وارد کرده است. گذر از روزهای جنگ نهتنها ایران را تضعیف نکرد که طرف مقابل را به هراس ایجاد یک جنگ فرسایشی و تمامعیار انداخت که در اولین مرحله، اقتصادش را تحت فشار قرار میدهد. ایران، تاریخ را این بار بهگونهای دیگر تکرار کرد. اگر در شهریور ۲۰ ایران با فرارشاه و فرماندهانش به دست بیگانه افتاد، این بار ایران در کمتر از ۵ روز به جهان ثابت کرد که توانایی مقابله با تجاوزهای خارجی و تعرض به تمامیت ارضیاش را دارد.
اگر ایران در شهریور ۲۰ سه روزه کشور را در تصاحب اجنبی دید، این روزها و تنها در ۵ روز جنگ، صحنههایی در جهان رقم زد و به مبارزه با قدرتهایی پرداخت که ادعای هدایت و مدیریت جهان را داشتند.
ایران غرورانگیز ۱۴۰۴
ایران همواره و در برهههایی از تاریخ، بهواسطه هویت و غرور ملیاش در مقابل تجاوز بیگانگان ایستاده است. این ایستادگی حتی با نیروی اندک و قدرت نظامی محدود و حتی با وجود بالابودن احتمال شکست نیز اتفاق افتاده بود. نبرد میرزا کوچکخان، ستارخان و باقرخان، پیش از روی کار آمدن پهلوی، نمادهایی از این واقعیت ملی بود که ایرانیان نمیتوانند در مقابل این تجاوزها سکوت کنند. در این نبردها اگرچه پیروزی تماموکمال، نصیب ایران نشد؛ اما همواره حسرت پیروزی بر اجنبی و کوتاهکردن دست او از کشور، بر دلهای ایرانیان باقی ماند. در روزهای تاریک پهلوی، ایران عقبگردی بهمراتب تلختر داشت و بیگانه، عملاً در کوچکترین تصمیمگیریها در داخل کشور هم ورود داشت، نتیجه این بود که حتی حضور یا عدم حضور شاهان ایران را بیگانگان تعیین میکردند. تلخترین نمونه این وادادگی نیز، شهریور ۲۰ بود که در ارتش بزرگی که میرپنج ساخته بود، تنها ۳ سرباز در مقابل تجاوز ایستادند. ایران ۱۴۰۴ زیر سایه انقلاب اسلامی، حسرت و رؤیای چندین ساله ایرانیان را به واقعیت تبدیل کرد. این روزها ایران نهتنها کشور را در عرض چند ساعت به دشمن واگذار نکرد، بلکه حتی در نبود رهبریاش، زیر سایه شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی، با کل جهان درگیر است و در این فاصله نزدیک به ۵۰۰ سرباز آمریکایی را کشته است. کشتاری که پیامی روشن برای جهان و ایالات متحده دارد؛ اگر این بار دستی به سمت ایران و تمامیت ارضی آن دراز شود، خبری از بمباران چند پایگاه نخواهد بود؛ بلکه ایران، جان نظامیانی را که در زمان و مکانی که جایشان نیست، قرار دارند خواهد گرفت.
ایران برای مشاهده چنین صحنههایی بیش از یک قرن مبارزه کرد، هزینه داد. تاریخ از ایران بهعنوان کشوری یاد خواهد کرد که با اتکا به توان ملی و داخلیاش در مقابل قدرتهای متجاوز ایستاد و ضرباتی به آنها وارد کرد که تاکنون حتی کشورهای مدعی ابرقدرتی نیز جرئت دستزدن به این حملات را نداشتهاند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۵:۲۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵