کد خبر 1786880
تاریخ انتشار: ۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۰

به گزارش مشرق، محسن ردادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

در روزهای پس از حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴، همزمان با سوگواری خانواده‌های داغدیده، یک پرسش در گوشه‌وکنار فضای مجازی پیچید: «اگر قتل‌عام دی‌ماه کار تروریست‌های آمریکا و اسرائیل بود، چرا به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن حمله نکردند؟» پرسشی که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد اما در لایه‌های زیرین خود نیازمند تأملی عمیق درباره ماهیت تروریسم، اهداف آن و منطق پنهان در پشت هر عملیات تروریستی است.

بر خلاف تصور رایج، تروریسم یک پدیده روان‌پریشانه و کور نیست. مطالعات دانشگاهی در حوزه تروریسم‌شناسی نشان می‌دهد گروه‌های تروریستی، چه در سطح منطقه‌ای و چه بین‌المللی، از «منطق معطوف به هدف» پیروی می‌کنند. به بیان ساده، آنها خشونت را برای انتقام‌جویی و عقده‌گشایی انجام نمی‌دهند، بلکه از خشونت به عنوان «ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی» استفاده می‌کنند. در واقع، هر عملیات تروریستی، با محاسبات دقیق برای رسیدن به هدف معین برنامه‌ریزی می‌شود.

تروریسم همیشه به دنبال «بیشینه‌سازی خشونت» نیست، بلکه به دنبال «بهینه‌سازی خشونت» است؛ یعنی انتخاب مکان، زمان و قربانیانی که بیشترین «بازده سیاسی» را برای آنها داشته باشد. گاهی کشتن یک فرد مشهور (مثل یک سیاستمدار یا روزنامه‌نگار) از کشتن صدها انسان عادی برای تروریست‌ها ارزشمندتر است. گاهی ایجاد وحشت در میان گروهی خاص از کشتن گروهی دیگر سودمندتر است.

بنابراین پاسخ ساده به سوال ابتدایی این یادداشت این است: تروریست‌ها به مراسم ۲۲ بهمن حمله نکردند، چون این حمله هیچ دستاوردی برای آنها نداشت. در تجمعات ۱۸ و ۱۹ دی، تروریست‌ها فعال بودند، زیرا کشتن معترضان اهداف آنها را برآورده می‌کرد.

در برخی زمان‌ها، تروریست‌ها به تجمعات و مکان‌های انقلابی و مذهبی حمله کرده بودند، زیرا از این حملات هدف خاصی داشتند: القای تصویر «ایران ناامن». برخی از این حملات تروریستی عبارت بود از:

حمله به حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره) و مجلس شورای اسلامی(۱۳۹۶): هدف از این حملات تروریستی این بود که نمادهای جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گیرد و در ذهن مردم، جمهوری اسلامی متزلزل و بی‌ثبات تلقی شود.

حمله به رژه روز ارتش در اهواز (۱۳۹۷): هدف، ضربه زدن به نماد وحدت نظامی کشور در روزی که نیروهای مسلح اقتدار خود را به نمایش می‌گذارند، بود. این حمله می‌خواست بگوید «حتی در امن‌ترین لحظات نیز شما در معرض تهدید هستید».

حمله به حرم حضرت شاهچراغ (۱۴۰۱): هدف، ضربه زدن به امنیت اماکن مذهبی و نشان دادن آسیب‌پذیری زیارتگاه‌ها بود. این حمله می‌خواست مکان‌های مقدس مردم را که به صورت سنتی امن و مصون از حمله بودند، ناامن نشان داده و به این ترتیب ذهن مردم مؤمن و متدین را آزار دهد.

حمله در مسیر زائران شهید حاج‌قاسم سلیمانی در کرمان (۱۴۰۲): هدف، ضربه زدن به نماد مقاومت و حماسه ملی در سالگرد شهادت ایشان بود. این حمله می‌خواست در میان مردم انقلابی وحشت ایجاد و تأکید کند دشمنان محور مقاومت هنوز فعال باقی مانده‌اند.

در تمام این موارد، تروریست‌ها سراغ «مکان‌ها و زمان‌هایی رفتند که مردم در آنها حضور داشتند و آن حضور، خود یک پیام سیاسی یا مذهبی بود». آنها می‌خواستند با ایجاد وحشت در دل جمعیت، آن پیام را خنثی کنند. اما سؤال این است: چرا همین منطق درباره ۲۲ بهمن صادق نیست؟

برای پاسخ به این سؤال باید به «تفاوت هدف» در ۲ مقطع توجه کرد. حوادث دی‌ ۱۴۰۴، ماهیتی کاملاً متفاوت با سایر رویدادهای تروریستی داشت. در این مقطع، بنا بر قرائن فراوان، کارفرمایان تروریسم (آمریکا و رژیم صهیونی) به دنبال اهداف زیر بودند:

۱- مشروعیت‌زدایی از جمهوری اسلامی در داخل: هدف تروریسم خیابانی دی‌ماه این بود که نظام جمهوری اسلامی را سفاک و خون‌ریز معرفی کند. تصویری که تروریست‌ها به دنبال ساختنش بودند، این بود که مردمی معترض با دست‌های خالی به خیابان آمدند اما نیروهای جمهوری اسلامی آنها را سرکوب کردند. این تصویر با قربانی کردن معترضان و مردم عادی توسط تروریست‌ها در دی‌ماه ساخته می‌شد اما با حمله به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن چنین تصویری ساخته نمی‌شد و نتیجه عکس می‌داد. اگر در ۲۲ بهمن، تروریست‌ها راهپیمایان را مورد تعرض قرار می‌دادند، مردم بیش از پیش به نظام نزدیک می‌شدند و تروریسم را دشمن مشترک می‌دیدند.

۲- قربانی‌سازی برای جلب دخالت نظامی خارجی: هدف دوم کارفرمایان تروریست‌های دی‌ماه، مشروعیت‌بخشی به دخالت خارجی بود. هدف این بود که مردم ایران را اسیر جمهوری اسلامی نشان دهند و مدعی شوند بنابراین حمله نظامی به ایران یک مداخله بشردوستانه است. این تصویر، مقدمه‌ای برای مداخله‌های بعد (تحریم‌های شدیدتر، فشار بین‌المللی و حتی توجیه حمله نظامی) بود. حمله به راهپیمایی ۲۲ بهمن آیا می‌توانست چنین هدفی را برآورده کند؟ یا برعکس دشمنان کشور را در وضعیت انفعالی قرار می‌داد؟ طبیعی است با محاسبه این معادله‌ها، تروریست‌ها انگیزه‌ای برای انجام عملیات در ۲۲ بهمن نداشته باشند.

۳- ایجاد جنگ داخلی و شعله‌ور کردن آتش کینه: یکی از مهم‌ترین اهداف طراحان، به هم زدن انسجام ملی و کلید زدن یک «جنگ خیابانی» بود. برای این کار اتفاقا باید قربانیان از میان هر ۲ گروه مردم (موافقان و مخالفان نظام) انتخاب می‌شدند. به این وسیله جرقه‌ای ‌زده می‌شد که در داخل، مردم در مقابل هم صف‌آرایی کنند. برای تحقق چنین سناریوی پلیدی، بهترین راه، کشتن همزمان نیروهای امنیتی و بسیجیان از یک سو و معترضان عادی از سوی دیگر بود. چنین طرحی این قابلیت را داشت که فضا را چنان ملتهب کند که ۲ طرف یکدیگر را متهم کنند و خیابان‌ها به میدان نبرد تبدیل شود. ۲۲ بهمن، چنین هدفی قابل تحقق نبود، زیرا آنجا همه مردم در یک صف بودند و وضعیت تقابل برقرار نبود.

علاوه بر اهداف راهبردی تروریست‌ها لازم است به یک عامل زمینه‌ای نیز اشاره کرد. تروریست‌ها برای اجرای یک حمله موفق، به شرایط خاصی نیاز دارند که ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه این زمینه فراهم بود و در راهپیمایی ۲۲ بهمن فراهم نبود.

تاریکی شب: فراخوان‌های دی‌ماه، برای ساعاتی پس از تاریکی هوا (۳ ساعت از شب گذشته) تنظیم شده بود. تاریکی، هم به تروریست‌ها امکان جابه‌جایی می‌دهد، هم شناسایی آنها را دشوار می‌کند، هم ایجاد وحشت را تشدید می‌کند. ۲۲ بهمن اما مردم در روشنایی روز به خیابان می‌آیند.

پراکندگی جمعیت: معترضان در نقاط مختلف شهر پراکنده بودند و کنترل آنها ناممکن بود. این پراکندگی به تروریست‌ها اجازه می‌داد بی‌آنکه شناسایی شوند، ضربه خود را بزنند و در جمعیت گم شوند. در راهپیمایی ۲۲ بهمن، جمعیت در مسیری مشخص حرکت می‌کند و تحت نظر هزاران چشم و دوربین است.

التهاب و خشم: اقدامات رسانه‌ای باعث شده بود حاضران در فراخوان دی‌ماه بشدت خشمگین باشند و اشخاص برای خشونت و تخریب آمادگی داشته باشند. این فضای داغ و ملتهب بهترین فضا را برای فعالیت تروریست‌ها فراهم می‌کرد. در حالی ‌که در راهپیمایی ۲۲ بهمن فضای آرام و همدلی جاری بود و اصولا جایی برای اقدامات تخریب‌گرانه باقی نماند. در این وضعیت، امکان شکل‌گیری اقدامات رادیکال و بعد تروریستی به حداقل می‌رسد.

برای فهم عملیات تروریستی دی‌ماه، مقایسه آن با اعتراضات سال‌های ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ مفید است. در آن دوره‌ها نیز اعتراضات گاه به اغتشاش کشیده می‌شد اما هرگز شاهد «قتل‌عام خیابانی» نبودیم. دی‌ ۱۴۰۴ تعداد جان‌باختگان (اعم از نیروهای امنیتی و مردم عادی) به طرز وحشتناکی بالا بود. این تفاوت کمّی، نشان‌دهنده یک تفاوت کیفی است. اگر جمهوری اسلامی می‌خواست صرفاً اعتراضات را کنترل کند، روش‌های تجربه‌شده سال‌های ۸۸ و ۹۸ و ۱۴۰۱ را تکرار می‌کرد. با همان روش‌ها امکان مهار معترضان و حتی اغتشاشگران وجود داشت اما در دی‌ماه، با صحنه‌ای مواجه بودیم که هیچ شباهتی به کنترل اغتشاش توسط پلیس نداشت. تصاویر و فیلم‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد این یک جنگ خیابانی مسلحانه بود و البته رضا پهلوی نیز بر ماهیت این جنگ خیابانی صحه گذاشت. تروریست‌ها به دنبال کشتار هر ۲ طرف درگیر بودند تا از این طریق اهداف خود را برآورده کنند. به صورت خلاصه، تروریست‌ها به راهپیمایی ۲۲ بهمن حمله نکردند، چون این حمله نه‌تنها سودی برای آنها نداشت که به ضررشان تمام می‌شد. آنها به دنبال «جنگ داخلی» بودند، نه ایجاد «وحدت ملی» پس از شهادت راهپیمایان ۲۲ بهمن.

طرح تروریست‌ها دقیق بود اما آنچه آنها در محاسبه خود از آن غافل شدند، این است که مردم ایران، چه در ۲۲ بهمن و چه در سوگ شهدای دی‌ماه، همواره یک چیز را نشان داده‌اند: «اتحاد». سوگواری برای کشته‌شدگان، چه نیروی امنیتی و چه شهروند عادی می‌تواند به نماد جدیدی از همدلی تبدیل شود و این، بزرگ‌ترین شکست برای طراحانی است که می‌خواستند از دل خون، تفرقه بیرون بکشند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس