کد خبر 1783016
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۵
سید محمدعماد اعرابی

«دین از سیاست جداست» حرفی است که آن روز متحجران می‌زدند و امروز متجددان! و چه عبرت‌آموز است وقتی «تحجر» و «تجدد» در یک نقطه یعنی بیرون راندن اسلام از عرصه حکمرانی، به هم می‌رسند.

به گزارش مشرق، سید محمدعماد اعرابی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

وقتی امام خمینی(ره) توصیه‌های خود برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی را به حجت‌الاسلام سید حمید روحانی می‌گفت برای توصیف شهر قم در دهه ۴۰ شمسی از عبارتی استفاده کرد که شاید هیچ‌کس جز امام(ره) نمی‌توانست از این عبارت استفاده کند. امام(ره) در نامه خود به آقای سید حمید روحانی نوشت: «شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل، در مرگ‌آباد تحجر و تقدس‌مآبی چه ظلم‌ها بر عده‏ای روحانی پاکباخته رفت، چه ناله‏های دردمندانه کردند، چه خون دل‌ها خوردند، متهم به جاسوسی و بی‏دینی شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و تحجرگرایی، سرافراز- ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش- پیروز شدند.»

«مرگ‌آباد تحجر و مقدس‌مآبی» توصیف جسورانه امام خمینی(ره) از شهر قم در دهه ۴۰ شمسی بود. سید روح‌الله دلی پر غصه و البته زبانی به مصلحت خاموش داشت که فقط گاه‌گاهی درد آن روزها را بیرون می‌ریخت و به سخن می‌آمد. او می‌گفت رنجی که از این جماعت کشیده، حتی در سال‌های زندان و تبعید، از رژیم پهلوی نکشیده است: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.»

«دین از سیاست جداست» حرفی است که آن روز متحجران می‌زدند و امروز متجددان! و چه عبرت‌آموز است وقتی «تحجر» و «تجدد» در یک نقطه یعنی بیرون راندن اسلام از عرصه حکمرانی، به هم می‌رسند. این همان زخمی بود که امام(ره) را آزار می‌داد: «وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای‏ وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‏ای زیر نیم کاسه داشت.»

امام(ره) که در روزگار جوانی به شوق دیدن و شنیدن آیت‌الله مدرس بارها به مجلس شورای ملی رفته بود؛ مثل او از بطن و متن معارف الهی آموخته بود که دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ما است. مرداد ۱۳۴۲ وقتی می‌خواستند او را از زندان به حصر خانگی ببرند، حسن پاکروان رئیس وقت ساواک به آقا سید روح‌الله گفت: «آقا! سیاست عبارت از دروغگویی است، عبارت از خُدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است، این را بگذارید برای ما.» امام(ره) در پاسخ گفت: «این سیاست مال شماست!» سیاست‌ورزی امام(ره) از جنس دیگری بود؛ خودش می‌گفت: «سیاست به آن معنایی که اینها می‏گویند که دروغگویی، با دروغگویی، چپاول مردم و با حیله و تزویر و سایر چیزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد، این سیاست شیطانی است. و اما سیاست به معنای اینکه جامعه را راه ببرد و هدایت کند به آنجایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست، این در روایاتِ ما برای نبّی اکرم با لفظ «سیاست» ثابت شده است.»

روح‌الله، روح دیانت را در کالبد سیاست دمید و آن را زنده کرد. متحجران مقدس‌نما اما دست‌بردار نبودند. اگر تا دیروز سیاست را دون شأن مؤمنان و عالمان دین می‌دانستند، رفته رفته به شبهه‌هایشان رنگ و رویی دیگر دادند تا باز هم نسبت به انقلاب خمینی(ره) شک و تردید ایجاد کنند. طعنه‌ها و زخم‌زبان‌هایی که امام(ره) آنها را «مشکلات بزرگ و جانفرسایی» خواند که فقط با جانفشانی رفع می‌شد: «[ترویج تفکر] با گوشت و پوست نمی‏توان در مقابل توپ و ‌تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‏دهد و از همه شکننده‏تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان- علیه السلام- باطل است و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بودند که نمی‏شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت؛ تنها راه‌حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‏اش را آماده نمود.»

و خدا می‌داند «شعار گمراه‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است» چه تردیدهایی در دل مؤمنین ایجاد کرد و چه جوانان با ایمانی را در حصار کج‌فهمی محبوس و از مسیر جهاد الهی منحرف کرد. ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ امام خمینی(ره) در جلسه تشکر و خداحافظی از مسئولان، معلمان و کارکنان مدرسه علوی به آنها تذکر دوستانه‌ای داد: «شما بچه‏ها را از سیاست، از این‌طور چیزها دور نگه ندارید. دور نگه داشتن بچه‏ها از سیاست اساس این می‏شود که وقتی وارد در اجتماع شدند، مثل یک آدم کوری وارد اجتماع بشوند... آقایان که تربیت بچه‏ها را می‏کنند؛ مسائل سیاسی روز را هم به آنها تعلیم بکنند. نمی‏گویم همه آن [مسائل سیاسی‏] باشد. همه چیز باید باشد. یک بچه که از یک مدرسه بیرون می‏آید باید هم مسائل دینی‏اش را بداند، مسائل نماز و روزه‏اش را بداند، هم تربیت‌های علمی بشود مطابق هر سیستمی که هست، و هم تربیت سیاسی بشود.» و برای دست‌اندرکاران مدرسه علوی از سیاست‌ورزی و حکومتداری پیامبر و امیرالمؤمنین و مبارزه آنها با اشراف و سرمایه‌داران گفت.

در سال‌های پس از انقلاب اما همان متحجران مقدس‌نمایی که دستور پرهیز از سیاست می‌دادند و هر قیامی قبل از ظهور امام زمان(عج) را باطل می‌دانستند، ناگهان پا به عرصه سیاست گذاشتند و بعضا در قامت رهبران اپوزیسیون ظاهر شدند! رویکرد دوگانه‌ای که تزویر آنها در مواجهه با انقلاب اسلامی ایران را نشان می‌داد. امام خمینی(ره) از همین تزویر و نفاق آنها به ستوه آمده بود و در یکی از آخرین نوشته‌های دوران حیاتش، با لحن تندی درباره آنها نوشت: «دیروز مقدس نماهای بیشعور می‏گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‏گویند مسئولین نظام کمونیست شده‏اند! تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا می‏دانستند، امروز از اینکه در گوشه‏ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می‏دهد، فریاد «وا اسلاما» سر می‏دهند! دیروز «حجتیه‏ای»‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‏اند!»

انتظار برای ظهور امام عصر(عج) در سیره سید روح‌الله خمینی(ره) بی‌تحرکی و دست از کار کشیدن نبود بلکه کاملا برعکس، اقدامی فعالانه و رو به جلو بود که از هیچ کوششی برای مهیا کردن شرایط ظهور فروگذار نمی‌کرد. امام(ره) می‌گفت: «آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی‏توانیم [پر] بکنیم. اگر می‏توانستیم، می‏کردیم، اما چون نمی‏توانیم بکنیم ایشان (امام زمان) باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیف‌مان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمی‏توانیم بکنیم؛ چون نمی‏توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت(عج).»

سید روح‌الله انتظار امام عصر(عج) را نه با حرف که در عملش معنا کرد. هیچ رویدادی به اندازه انقلاب خمینی(ره) نتوانست نام حضرت مهدی(عج) و در سطحی کلی‌تر امکان‌پذیری حاکمیت الهی و دینی را در منطقه و حتی جهان فراگیر کند. از این منظر انقلاب اسلامی ایران و هزاران شهید در خون خفته آن، پیش‌پرده انقلاب بزرگ موعود(عج) است. چه زیبا گفت سید مرتضی آوینی: «ماییم که بار تاریخ را بر دوش گرفته‌ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق‌الاصباح! ما را در راهی که اینچنین عاشقانه در پیش گرفته‌ایم یاری فرما.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۰۸:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۴
    0 0
    جنگ جنگ تا پیروزی. حجت الاسلام و المسلمین جناب خاتمی امام جمعه موقت تهران بارها و بارها از تریبون نماز جمعه تهران اعلام کردند : توافق با آمریکا هرگز، اعلام کردند که توافق با آمریکا یعنی تسلیم دشمن، یعنی پذیرفتن ذلت و خواری . از همه مهمتر گفتند که هر کسی حرفی از مذاکره و توافق با آمریکا بزند ، بی شرف و پُفیوز هست. رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند : نه مذاکره می کنیم و نه جنگ خواهد شد .

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس