به گزارش مشرق، سالگرد شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، تنها یادآور فقدان یک فرمانده نظامی نیست؛ بلکه فرصتی دوباره برای بازخوانی یک «منطق امنیتی» است؛ منطقی که در آن، امنیت صرفاً حاصل قدرت سخت نیست، بلکه بر پیوند عمیق میان میدان، مردم و معنا استوار است. حاج قاسم سلیمانی نامی است که از جغرافیای نبرد فراتر رفت و به نمادی از امنیت مردمی، قدرتسازی هوشمند و مقاومت مبتنی بر هویت تبدیل شد؛ شخصیتی که توانست معادلات کلاسیک امنیت را در سطح ملی و منطقهای بازتعریف کند.

در سالهایی که منطقه غرب آسیا درگیر پیچیدهترین اشکال تروریسم، جنگهای نیابتی و فروپاشی نظمهای امنیتی بود، حاج قاسم سلیمانی تنها یک فرمانده میدان نبود؛ بلکه معمار نگاهی بود که جنگ را بدون فهم اجتماعی، امنیت را بدون مردم و پیروزی را بدون آینده، ناتمام میدانست. از همین روست که پس از شهادتش، سخن از «مکتب سلیمانی» به میان آمد؛ مکتبی که نه یک شعار احساسی، بلکه تجربهای عینی از پیوند عقلانیت راهبردی، ایمان، مردمباوری و عمل میدانی است.

در میان روایتهای فراوانی که از شهید سلیمانی نقل شده، آنچه میتواند تصویری دقیقتر و قابل اتکاتر ارائه دهد، روایت فرماندهانی است که او را نه در قاب رسانه، بلکه در متن میدان، در لحظات تصمیمگیریهای دشوار و در بزنگاههای راهبردی دیدهاند. روایت کسانی که با او کار کردهاند، منطق فرماندهیاش را لمس کردهاند و شاهد بودهاند که چگونه امنیت، از نگاه حاج قاسم، همزمان امری نظامی، اجتماعی، انسانی و آیندهنگرانه بود.
سردار عبدالله (عبدالعلی) عراقی از جمله همین فرماندهان است. فرماندهای باسابقه و شناختهشده در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۶ جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بوده و هماکنون ریاست پژوهشکده دفاع مقدس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس را برعهده دارد. اما آنچه روایت او را از حاج قاسم متمایز میکند، صرفاً جایگاه سازمانیاش نیست؛ بلکه همراهی میدانی نزدیک با سپهبد شهید سلیمانی در یکی از حساسترین مقاطع تحولات منطقه است.
سردار عراقی در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، بهمدت حدود هشت ماه و به دستور مستقیم حاج قاسم سلیمانی، در سوریه حضور داشت؛ دورانی که نبرد با تروریسم تکفیری در اوج خود قرار داشت و «میدان» فقط یک جغرافیا نبود، بلکه محل تلاقی امنیت، مردم، سیاست، رسانه و آینده منطقه محسوب میشد. او در این مقطع، حاج قاسم را نه فقط بهعنوان یک فرمانده مقتدر، بلکه بهعنوان مدیری با افق فکری بلند، فهم عمیق اجتماعی و نگاه راهبردی به آینده دیده است.
همراهی سردار عراقی با حاج قاسم، هرچند ریشه در آشنایی دوران دفاع مقدس دارد، اما تجربه سوریه، این شناخت را وارد مرحلهای تازه کرد؛ مرحلهای که در آن، جنگ فقط با سلاح پیش نمیرفت، بلکه با فهم مردم، مدیریت ادراک، ایجاد انسجام چندملیتی و طراحی آینده پس از بحران معنا پیدا میکرد. از همین منظر، روایت سردار عراقی از حاج قاسم، روایتی صرفاً احساسی یا بزرگداشتگونه نیست؛ بلکه تحلیلی است مبتنی بر تجربه زیسته، مشاهده میدانی و شناخت نزدیک از شیوه فرماندهی و اندیشه امنیتی شهید سلیمانی.

این گفتگو که به مناسبت سالگرد شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی انجام شده، تلاشی است برای عبور از کلیشهها و نزدیکشدن به جوهره «مکتب سلیمانی». گفتگویی که میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد:
حاج قاسم سلیمانی چه تفاوتی با فرماندهان کلاسیک داشت؟
امنیت از نگاه او چه نسبتی با مردم، توسعه و آینده داشت؟
و چرا نام و راه او، همچنان در معادلات امنیتی ایران و منطقه زنده و اثرگذار است؟
آنچه پیشرو دارید، نه مرثیهای برای یک فرمانده شهید، بلکه تأملی راهبردی بر مسیری است که با حاج قاسم آغاز شد و بهگفته سردار عراقی، شهادت او نه پایان این مسیر، بلکه نقطه تثبیت و تکثیر آن بود.
سردار، حاج قاسم سلیمانی معمولاً بهعنوان یک فرمانده میدانی شناخته میشود. از نگاه شما که سالها او را از نزدیک میشناختید، مهمترین میراث فکری و راهبردی شهید سلیمانی چه بود؟
من از دوران دفاع مقدس حاج قاسم را میشناختم. آن زمان هر دو فرمانده تیپ بودیم، اما در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ که حدود ۸ تا ۹ ماه به دستور ایشان در سوریه و در حلب حضور داشتم، ارتباط ما بسیار نزدیکتر شد.
حاج قاسم اگر نگوییم بینظیر، قطعاً کمنظیر بود
بهنظر من، حاج قاسم اگر نگوییم بینظیر، قطعاً کمنظیر بود. او شخصیتی بود که در فراز و نشیب حوادث، خودش را نشان داد. از یک فرمانده صرفاً ملی عبور کرده و به یک شخصیت بینالمللی تبدیل شده بود؛ شخصیتی با افق فکری بسیار بلند و نگاه غیرمحدود.
این افق فکری بلند که به آن اشاره میکنید، در چه حوزههایی بروز داشت؟
در تسلط ایشان بر تحولات ملی، منطقهای و حتی جهانی. حاج قاسم فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ فهم عمیقی از سیاست، جامعه، روابط بینالملل و معادلات قدرت داشت.
با وجود اینکه تحصیلات دانشگاهی آکادمیک کلاسیک نداشت، اما در تحلیل و نظریهپردازی، بسیاری از کسانی که دارای دکترای علوم سیاسی یا روابط بینالملل بودند، به گرد پای او نمیرسیدند. این نبوغ ذاتی در میدان کاملاً خودش را نشان میداد.
حاج قاسم چه نگاهی به مردم منطقه داشت؟ آیا دغدغه او صرفاً مقابله نظامی با داعش و تروریسم بود؟
مسئله حاج قاسم نجات انسانها از شر تروریسم تکفیری بود
خیر، اصلاً. دغدغه اصلی حاج قاسم مردم بودند. چه مردم سوریه و چه مردم عراق. مسئله او فقط منافع ملی ایران نبود؛ مسئلهاش نجات انسانها از شر تروریسم تکفیری بود.
واقعاً اگر نقش حاج قاسم نبود، عراق قطعاً سقوط میکرد و سوریه هم همینطور. او شب و روز برای نجات مردم این کشورها تلاش میکرد و این نگاه، کاملاً انسانی و دینی بود.

اگر بخواهیم «امنیت» را از نگاه حاج قاسم تعریف کنیم، این امنیت چه ویژگیهایی داشت؟
امنیت از نگاه حاج قاسم، مبتنی بر انسجام، وحدت و همافزایی جبهه جهانی اسلام و مستضعفین بود
امنیت از نگاه حاج قاسم، مبتنی بر انسجام، وحدت و همافزایی جبهه جهانی اسلام و مستضعفین بود. او از چارچوب امنیت ملی کلاسیک عبور کرده بود.
باور داشت اگر مجموعهای از ملتها، گروهها و حتی آزادیخواهان غیرمسلمان در کنار هم قرار بگیرند، میتوانند به قدرتی تبدیل شوند که قواعد بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.
این نگاه وحدتمحور چگونه در میدان عمل میشد؟
در سوریه، پادگانی داشتیم که نیروهایی از کشورهای مختلف در آن حضور داشتند؛ ایرانی، سوری، لبنانی، افغانی (فاطمیون)، پاکستانی و… نکته جالب این بود که علاقه و عاطفه این نیروها نسبت به حاج قاسم، گاهی حتی از نیروهای ایرانی هم بیشتر بود. او توانسته بود با وجود تفاوت زبان، فرهنگ و ملیت، همه را در یک چارچوب فکری و انسانی منسجم کند.
در کنار اقتدار نظامی، از روحیه انسانی و اخلاقی حاج قاسم نیز زیاد گفته میشود. شما چه تصویری از این بُعد دارید؟
ترکیب اقتدار و محبت، یکی از رازهای نفوذ و محبوبیت حاج قاسم بود
با اینکه همه از او حساب میبردند و کسی جرأت تخلف از دستورش را نداشت، اما بهشدت مهربان و مردمی بود.
با نیروها صمیمی برخورد میکرد، آنها را در آغوش میگرفت، به خانواده شهدا و ایثارگران توجه ویژه داشت. همین ترکیب اقتدار و محبت، یکی از رازهای نفوذ و محبوبیت او بود.

ولایتمداری شهید سلیمانی یکی از ویژگیهای برجسته اوست. خاطرهای در این باره دارید؟
بله. یکبار در سوریه گزارش شد که تعداد نیروهای اعزامی از ایران بیش از مجوزی است که از مقام معظم رهبری گرفته شده بود. حاج قاسم بهشدت ناراحت شد و دستور داد همان شب نیروها به کشور بازگردند.
با اینکه نماینده مستقیم رهبری بود و اختیار داشت، اما حتی لحظهای حاضر نبود از چارچوب اذن ولایت عبور کند. این میزان تقوا و التزام، واقعاً کمنظیر بود.
خبر شهادت حاج قاسم را چگونه و کجا دریافت کردید؟
در ستاد کل بودیم. ابتدا خبرها ضدونقیض بود. اما وقتی از طریق برخی قرائن و تماسها مطمئن شدیم، فضای سنگینی حاکم شد.
صدای گریه اطرافیان و نزدیکانش، نشان میداد که یک سرمایه بزرگ و تکرارناشدنی از دست رفته است.
بهعنوان جمعبندی، شهادت حاج قاسم سلیمانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهادت حاج قاسم، ضربه بزرگی به جبهه مقاومت و جهان مستضعفین بود، اما او را ماندگارتر کرد.
حقش این بود که با عزت و سربلندی به شهادت برسد. شهادت، نام و راه او را تثبیت کرد و این مسیر همچنان ادامه دارد.




