کد خبر 16916
تاریخ انتشار: ۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۵

تيم ملي جودو ايران در شانزدهمين دوره بازيهاي آسيايي در شرايطي انتظارات را برآورده نکرد که تنها محمدرضا رودکي توانست براي اين رشته مدال کسب کند و ساير جودوکاران عملکردي دور از انتظار و نگران کننده ارائه کردند.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، تيم ملي جودو سال 89 را با ناکامي در رقابتهاي تونس آغاز کرد. نتيجه اي ضعيف که انتقادات تندي را متوجه فدراسيون و کادر فني تيم ملي کرد و پيامد آن هم کنارگذاشتن سيد محمود ميران سرمربي تيم ملي و روي کار آمدن دوباره محمدرضا حاج يوسف زاده بود.

مردي که در اتفاقات بيش از يک دهه اخير جودو ايران تاثير گذار بود با حفظ سمت مدير فني، سرمربي تيم ملي هم شد. روي کار آمدن يوسف زاده هم مرهمي بر زخم هاي کهنه جودو نشد و نتايج ضعيف در ميدانهاي بعدي از جمله رقابتهاي جهاني توکيو در چند نوبت تکرار شد.

اين نتايج ضعيف نشان داد که ورود حاج يوسف زاده تنها تحولي در تيم ملي ايجاد نکرده و برعکس ميران، جايگاه کادر فني جديد متزلزل نشد. دور کردن تيم ملي از حواشي و بستن کانال هاي خبري فدراسيون راهکار جديدي براي کسب نتيجه مطلوب در بازيهاي آسيايي بود، رئيس سازمان تربيت بدني هم در در مقايسه با رشته هاي موفق جوايز بيشتري به ملي پوشان و کادر فني جودو قبل از اعزام پرداخت کرد تا بلکه انگيزه ها را براي کسب مدال افزايش دهد ولي اين جودو مدال بگير نبود که نبود!

دو مدال نقره و برنز با ارزش رودکي براي جودو ايران يک نکته مثبت و احائز اهميت بود ولي نبايد باعث آن شود که ضعف هاي جودو که به وضوح روي تاتامي گوانگجو به نمايش درآمد ناديده گرفته شود. بدون شک وقتي سرمربي تيم ملي نتايج ضعيف تاتامي جهاني توکيو را شکست تلقي نمي کند، دو مدال رودکي قطعا يک موفقيت بزرگ تعبير خواهد شد.

آرش ميراسماعيلي يکي از اميدهاي جودو در گوانگجو عملکرد دور از انتظاري داشت و به مدالي نرسيد

وقتي يک تيم در چند مسابقه پي در پي نتيجه نمي گيرد قطعا ايرادي در کار است که اولين گزينه براي برون رفت از چنين شرايطي تغيير کادر فني است. متاسفانه دايره مربيان تيم ملي بسته است و مربيان سازنده در آن جايي ندارند.

وقتي خبرنگار مهر در نشست خبري از سرمربي تيم ملي سئوال کرد که ايوب رستمي با کدام سابقه بايد مربي تيم ملي شود نه به آن دليل بود که رستمي با سوابقش جودوکاري نا آشناست، بلکه با احترم به توانايي هاي رستمي منظور آن بود که چرا از مربيان کارآمد و سازنده اي که در جودو ايران کم نيستند بهره نمي بريم؟ چرا بايد دايره مربيان تيم را محدود کنيم و فقط عده اي خاص که با فدراسيون روابط خوبي دارند را به کار بگيريم؟!

اينکه پس از کسب نتايج ضعيف سخن از جذب مربيان خارجي و اين آخري وعده کسب مدال المپيک از سوي رئيس فدراسيون داده مي شود به نظر مي رسد تنها براي برون رفت از بحران و خالي کردن فشار انتقادات باشد که بايد عنوان کنيم براي نتايج ضعيف گوانگجو نتيجه بخش نخواهد بود.

در سالهاي قبل مربيان خارجي زيادي به ايران آمده اند که تقريبا تمام آنها از نژاد چشم بادامي بودند. اينکه تکواندو مي تواند از کره و يا ووشو از چين مربي طراز اول جذب کند و جودو نمي تواند از ژاپن مربي بگيرد يک بحث است و اينکه از مربياني هم که تاکنون استخدام کرده ايم به درستي بهره نبرديم بحثي ديگر! اگر فدراسيون يک مربي کاربلد داخلي را با يک مربي تمرين دهنده خوب خارجي و يک مربي سازنده داخلي ديگر هماهنگ کند مي توان اميدوار بود که جودو به لحاظ فني تغيير مسيرداده و به واقعيت هاي خود که در گذشته آنها را به اثبات رسانده نزديک شود.

بايد به صراحت اعلام کنيم تيم ملي با کادر فني فعلي و ادامه همين روند با همين تفکرات راه به جايي نخواهد برد. اينکه رئيس فدراسيون اعلام مي کند از عملکرد حاج يوسف راضي است امري طبيعي است و بديهي، چرا که نارضايتي از وي يعني نارضايتي از برنامه هاي 15 ساله گذشته فدراسيون که خود نقش اساسي و اول را در آن داشته است.

محمد کيهان از پيشکسوتان و کارشناسان جودو در مورد نتايج تيم ملي در گوانگجو گفت: بارها گفته ام که تيم ملي راه را به اشتباه مي رود، جودويي که توسط نمايندگان ما روي تاتامي گوانگجو به نمايش درآمد هيچ تفاوت و پيشرفتي نسبت به گذشته نداشت و اگر به همين روال ادامه دهيم هرگز به مدال المپيک نخواهيم رسيد.

وي ادامه داد: وقتي تيم ملي با اين کادر فني نتيجه نمي گيرد چه اصراري بر استفاده از اين نفرات وجود دارد! حاج يوسف زاده هيچ حرف جديدي براي ارائه ندارد. با اين شرايط نمي دانم چرا از مربيان سازنده استفاده نمي شود؟ چرا نمي خواهيم به پتانسيل بالاي مربيان داخلي اعتماد کنيم و ميدان را براي پرورش استعدادها در اختيار آنها قرار دهيم.

کيهان در مورد جذب مربيان خارجي هم گفت: وقتي پول مي دهيم و از مربي استفاده نمي کنيم چه سودي دارد جذب مربي خارجي!؟ قبل از هر چيز مربيان خوبي جذب نمي کنيم و اگر هم مربي خوبي مثل "توميتا"ي ژاپني مي آيد از آن به درستي استفاده نمي کنيم و بعدها که مي رود متوجه مي شويم که چه مربي خوبي را از دست داديم.

سرمربي پيشين تيم ملي جودو در پايان سخنان خود گفت: با ادامه اين روند شايد يکي دو سهميه بگيريم ولي هرگز به مدال المپيک نمي رسيم ، جودوي اصيل ژاپني که زماني به ايران آمد حالا راه خود را گم کرده و با دلارهاي بي زبان که به مربيان خارجي مي دهيم مي توانيم آب رفته را به جوي بازگردانيم ولي راه اشتباه است، پشنهاد مي کنم روي آموزش بيشتر سرمايه گذاري کنند.

از سخنان کيهان نيز مشخص است که جودو دچار قحط الرجال نشده که در آن يک مربي خوب و سازنده که قابل اعتماد براي سپردن سکان هدايت تيم ملي به وي باشد را نتوان يافت. فقط بايد به اين دست مربيان اعتماد کرد. عليـرضـا اميني به عنوان رئيس فدراسيون بايد بتواند اين مربيان که برخي از آنها در طيف مخالف فدراسيون قرار دارند را به خاطر منافع جودو جذب کند.

در واقع هنر مديريت يعني همين که يک مدير بتواند فرد مخالفي که براي سازمان تحت مديريت وي مفيد فايده است را جذب و وي را موافق با سياست هاي خود حرکت دهد. وگرنه مديريت با چند بله قربان گو که هنر نمي خواهد! آيا اميني نمي تواند اين چند منتقد و به قولي مخالف را دعوت کرده و دردل آنها را از نزديک بشنود؟

در پايان تاکيد مي کنيم که در همين مدت در فدراسيون جـودو کـارهـاي خـوبـي انجـام شـده ولـي رئيس فدراسيون به عنوان شخص اول اين رشته اگر به دنبال آينده روشن و خروج از بن بست فعلي است بايد راه ديگري غير از آنچه هم اکنون طي مي کند را در پيش بگيرد. طنين زنگ خطر جودو از تونس تا توکيو و اکنون با نتيجه ضعيف در گوانگجو به گوش مي رسد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس