استاد فلسفه حوزه علمیه مشهد، ضمن بیان چگونگی دیدار خود با مقام معظم رهبری گفت: ایشان فرمودند که راه حق، راه اهل عرفان و طریقه «مرحوم قاضی» است؛ مرحوم اصفهانی نیز گرچه اهل این طریق نبوده‌اند ولی اهل تهجّد و ولاء بوده‌اند و لذا احترامشان لازم است.

به گزارش مشرق، حجت‌‌الاسلام والمسلمین محمدحسن وکیلی از استادان علوم فقه، اصول و فلسفه در حوزه علمیه مشهد است.



وی فعالیت‌های مختلفی در زمینه دفاع از فلسفه داشته است و کتابی در نقد مکتب تفکیک نوشته است که باعث شد به دیدار خصوصی با مقام معظم رهبری نائل شود. در گفتگوی مشروح فارس با وی، مطالب زیر بحث و بررسی شده است:

ـ اهداف و فعالیت‌های حجت‌الاسلام وکیلی در زمینه فلسفه و عرفان

ـ درباره کتاب صراط مستقیم (نقد اندیشه‌های استاد سید جعفر سیدان)

ـ انتقادات از جریان تفکیک

ـ جریان جدید برخی از سایت‌ها و مجلات مخالف حکمت و عرفان

ـ تحریف‌ها، تقطیع‌ها و مطالب خلاف واقع جریان مخالف فلسفه و عرفان

ـ عَلَم کردن برخی از فقها در برابر حکما و عرفا برای رد فلسفه و عرفان

ـ برخوردهایی که با کتاب صراط مستقیم در مشهد صورت گرفته است

ـ جریان مطالبی که درباره خانواده و مادر حجت‌الاسلام وکیلی گفته شده است

ـ خاطره دیدار با مقام معظم رهبری پس از انتشار کتاب صراط مستقیم و رهنمودهای ناب ایشان


منشأ ضرورت حکمت و عرفان در حوزه علمیه

* با توجه به اینکه شما فعلاً یکی از چهره‌های شناخته شده در مقابله با مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی هستید، اگر ممکن است ابتدا کمی درباره اهداف و فعالیت‌های خودتان در این زمینه توضیح دهید.

ـ یکی از وظایف اصلی حوزه‌‌های علمیه تبیین و دفاع از کتاب و سنّت است و می‌دانیم که معارف قرآن و عترت منحصر در مسائل فقهی و یا اخلاقی نیست. بلکه حجم انبوهی از آن، مطالب معرفتی در باب توحید و معاد و نبوّت و امامت و مقام انسان کامل و از این دست مسائل است.

متأسّفانه بحث از این دست مسائل در حوزه‌ها کم‌رنگ بوده و هست و کمتر به آن پرداخته می‌شود. در طول تاریخِ بزرگان شیعه عده‌ای به بررسی آیات و روایات معارفی پرداخته‌اند و منظومه‌هائی معرفتی تشکیل داده‌اند. بزرگانی که در این عرصه وارد شده‌اند و به شکل تخصّصی کار کرده‌اند معتقد بوده و هستند که بدون فعالیت‌های عقلی عمیق و نیز بدون بهر‌ه‌وری از مشاهدات و مکاشفات عرفا گره‌های کور معارفی قرآن و روایات باز نمی‌شود و این امر سبب شده که اقبالی در حوزه‌های شیعی به علوم عقلی و عرفان به وجود آمده و این علوم در بستر تشیّع گسترش بیابد.

امروزه هم می‌بینیم که بزرگترین مفسّران قرآن و شارحان روایات اعتقادی همه از متخصّصین حکمت متعالیه و عرفان هستند و تا صحبت از این مسائل مطرح بشود همه انگشت‌ها روی شخصیت‌هائی چون علامه شعرانی و علامه طباطبائی و رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی و حضرت آیت‌‌‌الله جوادی آملی و امثال ایشان می‌رود و دیگران در این عرصه متاع چندانی برای عرضه ندارند.

علاوه بر اینکه اصل اثبات دین و پاسخ به شبهات که از ضروریات دوره ماست محتاج تخصّص در علوم عقلی است و بدون آن نمی‌شود از دین دفاع کرد. این دو مسأله منشأ اصلی ضرورت حکمت و عرفان در حوزه‌هاست.

علت مخالفت‌ها با حکمت و عرفان در حوزه‌های علمیه

ولی همیشه عده‌ای به علّت ناآشنائی با این علوم و تخصّص نداشتن در این مسائل برداشت‌هایی غلط از این مسائل نموده و چون غیرت دینی نیز دارند معمولاً از سر دلسوزی برای دین با این معارف مقابله می‌کنند. گاهی هم این مقابله‌ها شدید شده و برخی از افراد پا از جادّة تقوا بیرون می‌گذارند و به اهانت و بی‌ادبی و تکفیر بزرگان اقدام می‌کنند.

بنده هم به عنوان انجام وظیفه شرعی خود سعی کردم در زمینه پاسخ به شبهات و دفاع از این معارف در حدّ توان خودم کارهایی انجام دهم، خصوصاً نسبت به فضای حوزه مشهد و اهانت‌ها و نسبت‌های ناروائی که میان مخالفین حکمت و عرفان در مشهد متداول بود.

 

هدف از نگارش کتاب «صراط مستقیم»

 

* از کارهایی که تاکنون در این زمینه انجام داده‌اید یا مشغول آن هستید، بگویید؟

- اولین کار بنده کتاب «صراط مستقیم» بود که نقد یک گرایش خاص از مکتب تفکیک است که امروزه در خراسان تبلیغ می‌شود.

چون مکتب تفکیک دارای گرایش‌ها و تقریرهای گوناگونی است که بعضاً با هم فاصله بسیار زیادی دارند. نکته حسّاس این کتاب علاوه بر نقد مبانی اصلی این گرایش، این بود که تلاش شد اثبات شود مطالب مرحوم صدرالمتألّهین رضوان الله علیه، شرح روایات اهل بیت علیهم‌السلام است و بدون استفاده از فعالیت‌های ایشان اصلاً روایات قابل فهم نیست.

در نقدهای قبلی بیشتر به نقد عقلی تفکیک پرداخته شده بود و تفکیکیان چون با علوم عقلی بیگانه‌‌اند چندان این نقدها در فضای مشهد اثرگذار نبود. نقطه حسّاس نقد مکتب تفکیک این است که نشان دهیم که مکتب تفکیک دستش از فهم قرآن و روایات نیز خالی است و در حقیقت نه از عقل و نه از نقل صحیح استفاده نمی‌کنند. به همین جهت این نقد بحمدالله اثر مطلوبی داشت.

کتاب‌هایی در پاسخ به شبهات مختلف در زمینه فلسفه و عرفان نوشته‌ایم

بعد از آن بنده شروع کردم به جمع‌آوری شبهات مختلف در زمینه فلسفه و عرفان و نگاشتن پاسخ آن با همکاری برخی از دوستان که تا به حال حدود بیست جلد کتاب‌های کوچک و بزرگ شده است و امید است توفیق طبع و نشرش فراهم شود. برخی هم به صورت جزوه تکثیر شده است.

مدّتی است که با همکاری مؤسّسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، «پایگاه عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت» را راه‌اندازی کرده‌ایم که هنوز به صورت کامل فعّال نشده و بناست همه مطالب را در این پایگاه در اختیار عموم قرار دهیم. با همکاری عده‌‌ای از دوستان نیز چند همایش در موضوعات مربوط به فلسفه و عرفان و تجلیل از بزرگان برگزار شده است.

* موضوع این کتاب‌ها در چه زمینه‌هایی است؟

- مباحث مختلفی مثل تبیین نظریه تفسیر قرآن به قرآن، توضیح نظریه ملاصدرا در باب عشق مجازی، شرح عبارات محیی‌‌الدین و علامه حسن‌زاده آملی در باب داستان گوساله‌پرستی قوم بنی‌اسرائیل، تفسیر وحدت وجود، عینیت و سنخیّت، معاد صدرائی، تاریخ عرفان و فلسفه شیعی، نقد فرق باطل تصوّف، بررسی کتاب حدیقة‌ الشیعه و روایات جعلی درباره فلسفه و تصوّف، بررسی روایات نهی از تفکر در ذات، نهی از علم کلام، نهی از علم‌آموزی از غیر معصومین و این طور بحث‌ها.

دو اشتباه مکتب تفکیک چیست؟

کتاب «صراط مستقیم» شما گویا نقد تبیین استاد سید جعفر سیّدان از مکتب تفکیک است. انتقاد اصلی شما از جریان تفکیک در خراسان و خصوصاً جناب استاد سیّدان چه بود؟

ـ انتقاد اصلی بنده انتقاد از جریان عملی تفکیک بود. مکتب تفکیک از نظر عملی با دو اشتباه بزرگ مواجه بوده و هست.

مسأله اول اینکه اظهار نظر در هر علمی تخصّص می‌خواهد و تخصّص در هر رشته‌ای محتاج طی کردن سیر تحصیلی آن رشته است. تخصّص در فلسفه 15 تا 25 سال تحصیل نزد استاد فنّ می‌خواهد. ولی تفکیکیان با دو سه سال ورق زدن کتب فلسفی فوراً در فلسفه مجتهد می‌شوند و جلسات نقد ملاصدرا و حکمت متعالیه برگزار می‌کنند.

بنده بارها به صداقت و شفافیت عرض کرده‌ام عموم بزرگان مکتب تفکیک حتی در حدّ یک بدایه الحکمة هم فلسفه نمی‌دانند و گفتن این سخن نعوذ بالله برای تخریب شخصیت ایشان نیست. برای کمک به خود ایشان است.

فرض کنید کسی هنوز مجتهد نشده این طرف و آن طرف بالای منبر برای مردم فتوا صادر کند. خب یقیناً حرام است و گاهی معصیت کبیره. حالا کسی مجتهد نشده درباره توحید و معاد صحبت کند و نظر خاص ارائه بدهد و مردم را به آن تشویق کند و تازه نظر متخصّصین و مجتهدان آن رشته را نیز ردّ کند و به مردم بگوید اینها از مکتب اهل بیت دورند و منحرفند و ... این کارها همه خلاف شرع است. افراد غیر مجتهد فقط حق دارند بالای منبر نظر أعلم یا أعلم و غیر اعلم را گزارش کنند.

خیلی از بزرگان درباره این مسئله به تفکیکیان تذکر داده بودند که خلاصه کار شما «افتاء بدون علم است» ولی آنان خود را یا عالم می‌دانستند یا به هر جهتی اشتباهشان را ترک نمی‌کردند و به هر صورت به این گناه مبتلا بودند؛ حالا قصوراً یا تقصیراً نمی‌دانم. بنده اول سعی کردم در آن کتاب بی‌اطلاعی تفکیکیان از فلسفه کاملاً ارائه شود تا دیگر حجّتی برای اظهار نظر در این مسائل نداشته باشند. یعنی نهی از منکر یا ارشاد بود که چاره‌ای جز این نداشت.

* فکر نمی‌کنید سخن شما مبالغه باشد؟ خیلی از تفکیکیان مدرّس فلسفه بوده‌اند، بعد شما می‌گویید در حدّ «بدایة الحکمة» هم نمی‌دانند!

ـ نه. با صداقت عرض می‌کنم. اصطلاحات ساده را نمی‌دانند؛ هم در باب توحید هم در معاد و هم بقیه مباحث.

مثلاً بحثی هست در فلسفه که رابطه خداوند با مخلوقات چیست؟ سنخیّت یا عینیّت یا تباین.

تفکیکیان فکر می‌کنند سنخیّت در بحث سنخیت علت و معلول به معنای مشابهت است و می‌گویند فلاسفه خدا را شبیه مخلوق می‌دانند. جناب آقای سیّدان در کتابچه سنخیّت و عینیّت هم چندجا سنخیّت را به معنای شباهت معنا می‌کنند.

جالب است که چند همایش هم گرفته‌اند که اثبات کنند نظر فلاسفه غلط است و میان طلبه‌ها نیز شایع کرده‌اند که فلاسفه به مشابهت خالق و مخلوق اعتقاد دارند و جدیداً هم حرف جدیدی بین تفکیکیان پیدا شده که اصلاً خداوند نه هست و نه نیست؛ چون اگر بگوییم خدا هست، در هستی با مخلوقات شبیه می‌شود و می‌شود همان حرف فلاسفه! وجود و عدم هم نقیض نیستند.

با اینکه سنخیّت نه در زبان عربی معنای مشابهت دارد و نه در اصطلاح فلسفه. در فارسی امروزه فقط گاهی به این معنا به کار می‌رود. سنخیّت علت و معلول تقریباً یعنی یک رابطه خاص میان علت و معلول است که موجب صدور آن معلول خاص از علّت است. خود فلاسفه هم گفته‌اند که اصلاً علّت فاعلی لازم نیست شبیه معلول باشد، در الهیات شفا هست. در بدایه و نهایه هم برهان آورده‌اند بر استحاله شباهت خالق و مخلوق.

یا مثلاً تفکیکی‌ها فکر می‌کنند عینیت در عرفان و فلسفه یعنی حمل شائع صناعی آن هم حمل جزیی بر جزیی مثل «زید پسر عمرو است». همین ایشان در ردّ حضرت علامه حسن‌زاده آملی می‌گویند اگر خدا عین همه چیز است پس باید موسی و هارون هم عین هم باشند. چون هر دو عین خدا هستند. یا در همایشی گفته‌اند اگر حرف عرفا راست باشد پس باید من و تو یکی باشیم. چون خدا عین هر دوی ماست.

با اینکه هر کس بدایه و نهایه خوانده باشد می‌داند عینیت در این مباحث یا از باب حمل حقیقت و رقیقت است یا عینیت محیط و محاط و اصلاً هیچ ربطی به این اشکال‌ها ندارد. یعنی اینها اصطلاحات ساده را اشتباه متوجه می‌شوند و بعد با هزینه‌های هنگفت نشست برگزار می‌کنند و همین مطالب را به حکما و عرفای اسلام نسبت می‌دهند و نقد می‌کنند.

در صراط مستقیم حقیر مفصل عرض کرده‌ام که ایشان صورت فلسفی را با نقاشی و تصویر که در فارسی می‌گوییم اشتباه می‌گیرند. در بحث به حضرت آیت الله جوادی در باب معاد می‌گویند: اگر معاد مثالی باشد و صورت محض باشد، پس انگورهای بهشت را چگونه می‌شود لمس کرد و خورد. صورت محض که حجم ندارد.

امکان ندارد کسی یک دور مقدماتی فلسفه را درس گرفته باشد و این طور حرفی بزند. تمام اجسام عالم مثال حجم دارند. صورت به معنای فعلیت یا حامل فعلیت است ربطی به تصویر ندارد. درباره ماده و خیال و خیلی دیگر از اصطلاحات ساده فلسفی هم همین اشتباه‌ها را دارند. آقای حکیمی هم همین‌طورند. مرحوم آقا میرزا جواد آقا تهرانی و آیت الله مروارید هم همینطورند. البته این دو بزرگوار لااقل در فقه می‌گویند که مجتهد بوده‌اند ولی در فلسفه همین‌طورند.

بحث ما با تفکیکیان اصلاً بحث فلسفی نیست

بحث ما با تفکیکیان اصلا بحث فلسفی نیست. بی‌تعارف بگویم توضیح اصطلاحات است. حتی به تبیین و تشریح دقیق و توصیف گزاره‌های فلسفی هم نمی‌رسد. فضای تفکیک فضای تبلیغات خالی از واقعیت است. هیچ محصولی برای عرضه به فضای علمی و بحث وجود ندارد که درباره‌اش مناظره و بحث شود. فقط باید سعی کرد سوء تفاهم‌های عجیب ایشان را برطرف کرد و معمولاً با برطرف شدن آن بحث پایان می‌پذیرد و اصلاً کار به بحث و مناظره نمی‌کشد.

* پس بحث‌های آقای سیدان با آیت‌‌الله جوادی آملی چیست؟

ـ آن هم محصول بزرگواری حضرت آیت‌الله جوادی است. استاد ما آیت‌الله رضائی نقل می‌کردند که خدمت آیت‌الله جوادی عرض کردم چرا بحث کردید؟ سطح مطالبی که ایشان گفته‌اند خیلی پائین است. باید شاگردان شاگردان شما می‌رفتند بحث می‌کردند. فرمودند: سیّد بودند، چند بار گفته بودند. رعایت ادب اقتضا می‌کرد قبول کنم. همان جلسه اول معلوم شد مبانی دستشان نیست. ولی تا 8 جلسه صبر کردم دیدم فایده‌ای ندارد و لذا ادامه ندادم.

کسانی که فلسفه خوانده‌اند می‌دانند که دو طرف در آن بحث اصلاً زبان مشترک ندارند. هر چه آیت الله جوادی می‌گویند جناب استاد سیّدان برداشت دیگری می‌کنند و اشکال می‌کنند.

جالب است که مخالفان فلسفه مثل تفکیکیان وقتی این بحث‌ها را می‌خوانند فکر می‌کنند که آیت الله جوادی مغلوب شده‌اند و به عنوان سند مغلوبیّت ارائه می‌دهند.

 

تکفیر، ناسزا،‌ لعن، پخش‌کردن شیرینی در رحلت فیلسوف یا عارف از کارهای غیر قابل دفاع است

 

* اگر ممکن است به اصل بحث برگردیم. انتقادات اصلی شما از جریان تفکیک چیست؟

ـ یکی همین مسئله اظهار نظرهای غیر تخصّصی بود و دیگری اهانت‌های آنان به بزرگان. فرض کنیم کسی توفیق درس گرفتن صحیح فلسفه را نداشت و همه چیز را جابه‌جا فهمید. ولی آیا حق دارد که به کسانی که اعتقادات دیگری دارند دائماً زخم زبان بزند. تکفیر کند، ناسزا بگوید، لعن کند، در رحلتش شیرینی پخش کند؟ اینها متاسفانه اتفاقاتی است که افتاده است.

تازه این کارها را درباره کسانی می‌کنند که به خوبی می‌دانند که از تفکیکیان عالم‌تر و ملاّ‌ترند. هیچ کسی شک ندارد که امثال رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی یا علامه طباطبائی، یا علامه طهرانی یا علامه حسن‌زاده آملی یا آیت‌الله جوادی در فقه و اصول و تفسیر و علوم نقلی نیز به مراتب از تمام شاگردان مرحوم میرزا مهدی قوی‌تر بودند. می‌دانند که مدرسان فلسفه در فقه و اصول هم از ممتازین هستند.

مشکلات کسانی که فلسفه تدریس می‌کنند

ولی کسی که می‌خواهد فلسفه تدریس کند با انواع بهانه‌ها یا اتّهامات سعی می‌کنند درسش را تعطیل ‌کنند. عذرشان را از مدارس علمیه می‌خواهند. اگر جائی منبر بروند یا امام جماعت مسجد باشند این قدر در نزد مردم از او بدگوئی می‌کنند تا عذرش را بخواهند و مسائل دیگر.

این نوع برخوردها خودش یک مجموعه خلاف شرع‌های دیگری است که متداول است و منشأ همه، توّهم این مطلب است که اهل فلسفه مخالف اهل‌بیت علیهم‌السلام و اسلامند.

هماهنگی نظر ملاصدرا با روایات بیش از نظر تفکیکیان است

در آن کتاب سعی شد که نشان داده شود که اینطور نیست؛ هماهنگی نظر ملاصدرا با روایات بیش از نظر تفکیکیان است و همگی پیرو اهل‌بیت‌ هستند نه اینکه به قول برخی از بزرگان تفکیکی در یکی از همایش‌هایشان: فلاسفه هیچ اعتقادی به قرآن و روایات ندارند و خودشان هم می‌دانند و چند روایت از ترس متدینین می‌خوانند و مطابق با حرف‌های باطل خود نشان می‌دهند و ...

این‌ها اهداف اصلی کتاب بوده و در کنارش هم دیدگاه تفکیک در ارزش عقل و نقل مفصّل نقد شده و اثبات شده که اینها نواخباری هستند و روششان به روش فقهای امامیه ربطی ندارد. آفت بزرگ مکتب تفکیک این است که وقتی طلاب از فعالیت‌های عقلی محروم می‌شوند دیگر قرآن و روایات را خوب نمی‌فهمند. تفکیکیان نه توحیدشان توحید قرآن است نه معادشان و اگر هم توحید و معاد قرآن را برایشان بگوئید چون اشتباه می‌فهمند فکر می‌کنند این حرفها کفر است.

تفاوت مکتب تفکیک با جریان جدید مخالف فلسفه و عرفان

  *جریان جدیدی در سایت‌ها و مجلات مخالف فلسفه و عرفان به وجود آمده است. نسبت آن‌ها با مکتب تفکیک چیست؟

ـ این جریان از جهاتی از تفکیک بهتر است و از جهاتی نه.

تولّدش به گمان حقیر محصول انعکاس‌های تفکیک است. جناب آقای مهدی نصیری هم در یک جا دیدم می‌گویند ظاهراً پدرشان تحت تأثیر افکار آقا میرزا مهدی اصفهانی بوده‌اند ولی خودشان تفکیکی نیستند.

نقطه مثبت این جریان این است که عقل‌ستیز نیستند. تفکیکیان دیدگاه بسیار خطرناکی در باب عقل دارند و فعالیت‌های عقلی دقیق را کاملاً بی‌اعتبار می‌شمارند. می‌گویند واقع‌نما نیست. شرحش در کتب نقد تفکیک آمده است. بنده هم در همان صراط مستقیم عرض کرده‌ام ولی این جریان معتقد است که عقل معتبر است و تفکیکیان را سوفسطائی می‌خواند.

ولی از جهاتی نه بهتر نیست بلکه به نظر من نادرست‌تر است. یعنی از جهات عملی تفکیکیان در میان بزرگان و فضلای‌شان نوعی حیا و حجب است که تکفیر هم که می‌‌کنند با تعابیر متین تکفیر می‌کنند. فحش هم که می‌دهند فحش علمی است. لااقل در مجالس عمومی و نوشته‌ها این‌طور است. مجالس خصوصی حسابش جداست. مثلاً وقتی می‌خواهند تکفیر کنند درباره یک عالم بزرگ که هیچ شکی نیست که ضروریات دین را کاملاً می‌داند و مفسّر بزرگ قرآن است می‌گویند فلان آقا ضروریات قرآن و دین اسلام را منکر است و اعتقاد ندارد. ولی در این جریان تعابیر بسیار زننده و زشت است. پایگاه‌های اینترنتی ایشان در بی‌ادبی و بدصحبت کردن غوغا می‌کند.

در جریان تفکیک مطالب خلاف واقع خیلی زیاد است. نقل قول‌های غلط که فلانی مخالف فلسفه بوده، فلان فقیه عرفان را رد کرده، فلان فیلسوف چه گفته. بنده حدود 300 مورد از نقل قول‌های خلاف واقع ایشان را از مرحوم آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی و آیت‌‌الله نمازی گرفته تا معاصران خصوصاً‌ آقای حکیمی جمع کرده‌ام. ولی غالب آنها از سر بی‌دقّتی و بی‌اطلاعی از تاریخ و عجله داشتن در ردّ فلسفه و ... است. دروغ عمدی صریح کم به چشم می‌خورد. ولی در این جریان دروغ و تحریف عمدی به شکل عجیبی وجود دارد.

* یعنی معتقدید جریان جدید مخالف فلسفه و عرفان عمداً خلاف واقع می‌گویند. بیشتر توضیح دهید و موردی صحبت کنید.

ـ بله! اگر حمل به صحت کنیم این قدر انحراف فکری و عملی دارند که خلاف واقع گفتن به اهل عرفان را مستحب می‌دانند.

مثل بعضی از طلاب مبتدی تفکیک در مشهد. لااقل این است که تهمت زدن را جایز می‌دانند و اصلاً درباره حرفشان تحقیق نمی‌کنند. مطالبی که می‌نویسند بیش از حد خلاف واقع است.

برای خود بنده چند مورد از این قبیل پیش آمده است. بنده یک سخنرانی در اصفهان درباره تاریخ عرفان کردم. توضیح دادم شهید اول و شهید ثانی و خواجه نصیر و مجلسی اول و شیخ بهائی و ابن فهد و اینها عارف بوده‌اند و ... بعداً یکی از همین افراد یک تسلیت نامه به محضر حضرت بقیة‌‌الله الاعظم ارواحنا فداه و مراجع نوشت و به عدّه‌ای از فقها و مراجع داد؛ همراه با فحش‌های رکیک و تعابیر زشت و مجموعه‌ای اتّهامات، چهار ـ پنج اتهام برای بنده در آن نوشته بود که همگی کاملاً خلاف واقع بود و اصلاً اتفاق نیفتاده بود.

البته برخی مواردش هم محصول بی‌‌سوادی در فن بود. مثل اینکه گفته بودند که بنده به مرحوم شیخ صدوق(ره) توهین کرده‌ام. بعداً نوشتند که فلانی گفته شیخ صدوق نژاد‌پرست بوده چون گفته شیخ صدوق «قومی» بوده و هیچ کس را قبول نداشته است! چون که حقیر ضمن بحث‌های تاریخی گفته‌ بودم شیخ صدوق قمّی بوده؛ یعنی از مکتب قمّیین بوده و غیر مکتب خود را قبول نداشته‌اند. اینها قمّی را قومی فهمیده‌اند و قومی را ملّی‌گرا و نژادپرست معنی کرده‌اند و تسلیت‌نامه به مراجع نوشته‌اند که در اصفهان در یک سخنرانی به شیخ صدوق اهانت شده است. اینها هم از فرط درس نخواندن است وگرنه طلبه رسائل خوان باید معنای این جمله را که شیخ قمّی هستند بفهمد و هیچ نکته خلاف ادبی در آن نیست.

بعد از مدّتی نقدی در سمات از هیئت تحریریّه بر آن سخنرانی چاپ شد که دروغ‌هایی داشت که اگر کسی ببیند و بداند متحیّر می‌شود که آیا در روز روشن می‌شود این‌قدر راحت دروغ نوشت.

گذشته از مطالب غلط و اشتباهات علمی که آنها خلاف توقّع نیست. مثلاً بنده اشعاری را از شهید اول نشانی داده بودم که در مدح تصوّف حق و ردّ تصوف باطل بود. نویسنده از مجموع اشعار، قسمت ردّ تصوّف باطل را آورده بود و بقیه ابیات را نیاورده بود و بعد گفته بود همین‌طور که می‌بینید شهید اول تصوّف را ردّ کرده و تعریفی نکرده است و این سخنران به شهید اول نسبت خلاف واقع داده است. یعنی کاملاً معلوم است که مراجعه کرده تا جایی که به نفعش بوده جدا کرده و بقیه را حذف نموده است.

تحریف معنوی سخن امام خمینی(ره) درباره ابن‌عربی در نامه ایشان به گورباچف 

یا بنده نامه رهبر فقید انقلاب حضرت امام(ره) به گورباچف و مدح و تعریف بلندشان از محیی‌الدین ابن عربی که می‌فرمایند اگر می‌خواهید از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه شوید چند نفر از خبرگان تیزهوش را بفرستید قم تا کتب محیی‌الدین را بخوانند، بنده این عبارات را در سخنرانی خواندم برای اثبات اینکه ایشان تا آخر عمر، طرفدار فلسفه و عرفان بوده‌اند.

برخی از این جریانات جدید مخالف فلسفه و عرفان در نقد این حرف نوشتند: ایشان طرفدار محیی‌الدین نیستند و علّت معرفی محیی‌الدین به گورباچف این است که محیی‌الدین هم مثل گورباچف کافر بوده و لذا گفته‌‌اند کتاب‌های وی را بخوانید تا کم‌کم زمینه مراجعه به آثار اسلامی فراهم شود!

یعنی حتی تاریخ معاصرین ما را تحریف می‌کنند. کسانی که گرایش‌های فلسفی و عرفانی‌شان از روز روشن‌تر است. متاسفانه هیچ صداقتی در کار نیست که بگویند بله ایشان اهل عرفان و حکمت بوده‌اند ولی ما قبول نداریم.

از این دست خلاف‌ واقع‌های عمدی و غیر عمدی در آثار این جریان جدید خیلی زیاد و خیلی عجیب است.

تفاوت جریان جدید مخالف فلسفه و عرفان با مکتب تفکیک

 

* از جهت علمی این جریان جدید را چطور تحلیل می‌کنید؟

ـ از جهت علمی مثل تفکیکیان هستند بلکه از جهتی ضعیف‌تر، چون حتی در فقه و اصول هم مجتهد نیستند.

در جریان تفکیک علمداران معمولاً یک اجتهادی در فقه و اصول داشته‌اند به جز این نسل سوّم تفکیک که آقایان حکیمی و ... باشند. ولی اینها اصلاً اهل اجتهاد نیستند. آقای نصیری کتابی نوشته‌اند به نام فلسفه از منظر قرآن و عترت. خب! کسی که مجتهد نیست به چه مجوز عقلی یا شرعی درباره منظر قرآن و عترت قضاوت می‌کند. این کار یعنی اجتهاد و شأن کسی است که لااقل مجتهد متجزّی باشد. عدّه‌ای دست به قلم و مدّعی غیر مجتهد که دائماً مشغول تبیین نظر قرآن و عترت هستند!

در مسائل فلسفی هم که مثل تفکیکیان دستشان کاملاً خالی است. مثلاً می‌گویند اگر خداوند نامتناهی باشد حتماً جسم است. خیلی عجیب است، نامتناهی وجودی که ملازم تجرد است از دید آنان حتماً جسم است!

یا می‌گویند وحدت وجود یعنی زمین و ‌آسمان همه‌اش خداست یا توحید افعالی به معنای جبر است. از این حرف‌هایی که واقعاً اسباب تأسّف است که عدّه‌ای که مدّعی مکتب تشیّع هستند از جهت علمی این‌قدر ضعیف باشند. در مجموع از جهت علمی مثل نسل سوّم تفکیکیان هستند با این رجحان که منکر ارزش عقل نیستند.

برای مناظره با مهدی نصیری آماده‌ام

آیا حاضرید درباره این مطالب مطرح شده، با آقای نصیری مناظره کنید؟

- بله پیشنهاد خیلی خوبی هست.

  بنده که همیشه عرض کرده‌ام برای مناظره با همه مخالفانی که در سطوح علمی بالا هستند یا شهرتی دارند، آماده‌ام. ولی غرض از مناظره روشن شدن حق است و شرط اول آن رعایت موازین علمی و شرائط اولیه تحقیق است. تجربه مناظره ایشان با جناب استاد واسطی تجربه تلخی بود و علی‌رغم تلاش زیاد آقای واسطی ایشان حاضر به رعایت اولیات یک بحث سالم نشدند و لذا وقت همه بینندگان مناظره تلف شد و در نظرسنجی حجم اعتراض به آقای نصیری خیلی بالا بود.

  اگر شرایطی باشد که بحث با تمرکز بر یک موضوع دقیق و با صبر و حوصله و روش علمی انجام شود مناظره ممکن است و خوب؛ گرچه اصل اولی این است که کسی که در این مناظره شرکت می‌کند به مقدار کافی فلسفه و عرفان درس گرفته باشد و آقای نصیری طبق بیان خودشان اطلاعات کافی در این باب ندارند. ولی به هر حال از جانب بنده حرفی نیست.

* به بحث فقها برسیم. مراجع چه مقدار از این جریان جدید مخالف فلسفه دفاع می‌کنند؟

- دفاع رسمی که ندیدم. ولی برخی از فقها که خودشان در فلسفه و عرفان تخصص لازم را ندارند و همین سوء تفاهم‌ها را دارند گاهی به شکل غیر مستقیم وسیله تأیید ایشان قرار می‌گیرند.

عظمت مقام علمی هر فقیهی در جای خود محفوظ و لازم است ولی خود فقها فرموده‌اند - در عروة هست - که فتوای فقیه در غیر از مسائل حوزه تخصّصی فقهی اعتبار ندارد و لذا فقهایی که در فلسفه و عرفان تخصص ندارند طبیعی است که مثل هر غیر متخصّصی مراجعه به ایشان در این مسائل خلاف انصاف و صداقت علمی است. مثل اینکه درباره مسائل فقهی به یک متکلم بزرگ مراجعه کنند که در فقه، تخصص لازم را ندارد و به عنوان نظر متخصّص فقه معرفی کنند. عقل و نقل همواره انسان را دعوت به مراجعه به اعلم یا عالم می‌کند.

* مگر فقها در فهم دین تخصّص ندارند و اسلام‌شناس نیستند؟

ـ چرا، یقیناً، ولی در فهم فقه، نه در همه ابعاد دین، در مسائل اعتقادی خیلی‌ها تخصّص ندارند. معروف است که شیخ انصاری که شیخ أعظم است وقتی در مسائل اعتقادی به ایشان مراجعه می‌کردند می‌فرمودند من وزیر داخله اسلامم و وزیر خارجه حاج ملاهادی سبزواری است. به سبزوار بروید و از ایشان بپرسید.

مرحوم ثقفی هم در تفسیرشان نقل کرده‌اند. ایشان نوه مرحوم میرزا ابوالقاسم کلانتر مقرر شیخ هستند. شیخ در انسداد رسائل هم می‌فرماید برای اجتهاد در اصول دین علاوه بر اجتهاد در فروع احتیاج به عقلیّات است.

معلوم است که همانطور که شیخ فرموده‌اند کلام فقیه بماهو فقیه در این مسائل معتبر نیست. پس باید نظر فقهای متخصص در فلسفه و عرفان را مثل علامه حسن‌زاده آملی و آیت‌ ‌الله جوادی و امثال ایشان را نقل کنند. اینکه هنر نیست که در میان مراجع برخی را انسان پیدا کند که متخصّص نباشند و نظر آنها را علم کند.

عبارت جالب و تکان دهنده امام خمینی(ره) درباره اسلام‌شناس واقعی

عبارتی از امام خمینی(ره) درباره اسلام‌شناس واقعی می‌آورم که بسیار برجسته است. امام می‌فرماید: فقیه حق ندارد بگوید که من اسلام‌‏شناسم. فقیه باید بگوید من فقه‌‏شناسم، من فقه اسلام را مى‌‏شناسم؛ آنى که از همه بهتر مى‏‌داند همان است که فقه اسلام را مى‌‏داند. فیلسوف حق ندارد بگوید من اسلام‌شناسم، این بگوید من یک قسمى از مثلًا معقولات اسلام را ادراک کردم. آن هم که حکومت اسلامى را بررسى کرده و اطلاع پیدا کرده که وضع حکومت چه بوده او حق ندارد بگوید من اسلام‌‏شناسم، بگو من حکومت اسلام‌‏شناسم. ادعاى اسلام‌‏شناسى جز براى آن که همه جهات اسلام را بداند چه جورى است و همه مراتب معنویت اسلام و مادیت اسلام را بداند آن مى‏تواند بگوید من اسلام‌‏شناسم. على‌بن ابی‌طالب اسلام‏شناس بود، در عملش هم آن طور بود که عملش هم اعجاز است. (صحیفه ج 8 ص 531)

* ولی برخی از این بزرگان خودشان می‌فرمایند که متخصّص هستند. مثل اینکه یکی از بزرگان فرموده‌اند: فصوص و عرفان و مولوی و فلسفه و اسفار همه در سینه من است.

ـ بله، ولی به نظر من، سوء تفاهم پیش می‌آید. چون هیچگاه به شکل تخصّصی نخوانده‌اند، تصور می‌شود که مطالب همان‌طوری است که برداشت کرده‌اند. همین بزرگوار در زندگی علمی‌شان شاید حداکثر 4 یا 5 سال درس فلسفه ثبت شده است. اگر کسی 4 ، 5 سال اصول بخواند بعد بگوید همه اصول در سینه من است ولی همه‌‌اش کشک است باور می‌کنید یا می‌گویید سوء تفاهم شده است؟

همین بزرگوار در جای دیگری درباره مرحوم کمپانی به این مضمون می‌فرمایند که «گوشتان را در فاطمیه به آن کسی بدهید که مثل مرحوم آیت‌الله میلانی و مرحوم آیت‌الله خوئی به ریزه‌خواری خوان شاگردی او افتخار می‌کردند.»

بله مرحوم کمپانی کسی است که فهمیدن حاشیه‌اش بر کفایه نشانه علم و فضل است و نابغه بوده است. خب همین کمپانی را مرحوم مظفر در مقدمه اسفار می‌فرماید به فهم اسفار ملاصدرا افتخار می‌کرده و می‌فرمود اگر کسی پیدا شود که اسفار را بفهمد، از نجف نزد وی می‌روم تا شاگردی کنم.

آیا می‌شود اسفار کشک باشد و مرحوم کمپانی که نابغه شیعه است و به قول همین بزرگوار، مرحوم آقای میلانی و مرحوم آقای خوئی افتخار می‌کنند که ریزه‌‌خوار خوان شاگردی او هستند، درباره کشک چنین حرفی بزند؟!

می‌‌شود بزرگترین و خوش‌‌استعدادترین فقهای شیعه عمر خود را سال‌ها سر کشک صرف کنند و اسفار درس بدهند و درس بگیرند؟ مرحوم کمپانی حاشیه‌اش بر کفایه را در حدود 25 تا 30 سالگی نوشته و مرحوم آخوند خراسانی زنده بوده‌‌اند. آن وقت در آخر عمر که موقع پختگی وی است کتاب می‌نویسد و با اینکه اول مخالف بوده در آخر عمر از وحدت وجود دفاع می‌‌کند.

اگر حاشیه جوانی‌اش مایه افتخار فقهاست باید بفهمیم وحدت وجود چقدر عالی است که ایشان در سنین 40 یا 50 سالگی آن را فهمیده و از آن دفاع کرده است. معلوم است که کشک نیست و بلکه حقایقی است عالی که افرادی مثل مرحوم کمپانی بدان رسیده‌اند.

وقتی می‌بینیم یک بزرگواری 4 یا 5 سال بیشتر فلسفه ندیده‌اند و از جوانی هم تحت تأثیر میرزای اصفهانی بوده‌اند و می‌گویند کشک است ولی ده‌ها نابغه دیگر که 15 ـ  20 سال این علوم را نزد استاد فن خوانده‌اند، می‌گویند اینها درّ و جواهر است، خب هر منصفی می‌فهمد که باید به حرف کدام یک تمسّک کند.

البته این فقهای بزرگوار روی غیرت دینی این مطالب را می‌گویند ولی سوء تفاهم است. اگر کسی می‌خواهد بگوید اینها کفر است یا کشک است یا هر چه، اول باید چند صفحه‌ای در فلسفه تألیف کند تا تخصّصش اثبات شود بعد تازه به عنوان یک متخصّص در مقابل صد متخصًص نظر بدهند. فعلاً تعارض حرف این بزرگان با موافقین فلسفه تعارض غیر متخصّص با متخصّص است؛ چون هیچ اثر تخصّصی در این مسائل ندارند.

* ولی از همین بزرگان نیز در نقد فلسفه کتاب داریم.

ـ بله عرض کردم کسی که مدت کمی فلسفه خوانده باشد با دیدن همان تألیف یقین می‌کند که ایشان غیر متخصّص هستند. با همه بزرگواری و اخلاص و غیرت دینی، تخصّص نداشتن در عقلیات هیچ نقصی برای فقاهت یک فقیه نیست. بنده خودم به منش فقهی برخی از بزرگان به خصوص در مسائل اجتماعی خیلی اعتقاد دارم؛ ولی حساب هر مسئله‌‌ای را باید در جای خودش بررسی کرد. نباید حوزه‌های تخصصی افراد را با هم خلط کرد.

* کتاب صراط مستقیم شما در حوزه مشهد انعکاس وسیعی داشت و خیلی‌ها از آن ناراحت شدند و بسیار با آن مقابله شد. علت چیست؟

- بله، بزرگان ما همیشه با مکتب تفکیک با مهربانی و عطوفت برخورد کرده‌اند و این مسئله سبب شده بود که متأسفانه از این مهربانی سوء استفاده شده و گروهی از اهل تفکیک همواره با بی‌ادبی با بزرگان برخورد کنند که توضیح عرض کردم.

این بی‌ادبی‌ها که بعد از انقلاب معمولاً پنهانی انجام می‌شد این اواخر دوباره حالت علنی پیدا کرده بود. جزواتی از سوی تفکیکیان در مدارس و مساجد مشهد منتشر می‌شد که تعابیر بسیار زشتی درباره ملاصدرا و علمای معاصر و حتی مرحوم آیت‌الله قاضی قدّس سرّه به کار برده است.

و برخی بزرگان تفکیکی مشهد نیز این کار را تأیید کرده و همراهی می‌کردند. کلاً مکتب تفکیک پس از جریانات شیخیه در حوزه‌های علمیّه شیعی به اهانت و ناسزاگویی مشهور است و خود مرحوم میرزا مهدی اصفهانی نیز که کلمات آب‌دار نثار حکما و عرفا می‌کردند و رسماً آنها را تکفیر می‌کردند و قصّه ناسزا گفتن ایشان به مرحوم قاضی در بالای منبری که فرزند مرحوم قاضی نیز پای آن بوده مشهور است و متأسفانه این روش غیر شرعی هنوز هم بین برخی ادامه دارد. البته برخی شاگردانشان اصلاً اینطور نبودند مثل مرحوم آیت‌الله مروارید و آیت‌الله میرزا جواد‌آقا تهرانی.

به هر حال بنده به این نتیجه رسیدم که برخورد با این قضیه ممکن نیست مگر اینکه با صراحت و شفّاف برخورد شده و کاملاً واضح نشان دهیم که بزرگان این مکتب اصلاً فلسفه و عرفان بلد نیستند. در کتاب «صراط مستقیم» این مسئله مثل روز روشن شد و خب برای برخی بسیار سنگین بود.

داستان تحول میرزا مهدی اصفهانی، بزرگ مکتب تفکیک

مسئله دیگر اینکه داستان تحوّل روحی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی را از زبان استادشان مرحوم آقا سیّد جمال‌الدین گلپایگانی در کتاب آوردم که می‌فرمایند میرزا مهدی مریض شدند و چه و چه. تعابیر آقا سیّد جمال در این نقل هم برای تفکیکیان سنگین بود. برخی اصل جریان را باور نمی‌کردند و برخی می‌گفتند راست است ولی نباید به این شکل منتشر می‌شد که البته قبل از کتاب بنده چند سالی بود که منتشر شده بود.

ارشاد مشهد به کتاب من مجوز نداد و مجبور شدم از تهران مجوز بگیرم

به خاطر همین مسائل در مشهد به کتاب مجوّز ندادند. چون ممیّزی ارشاد تحت نفوذ تفکیکیان بود و به تهران رفتم. رئیس کلّ ممیّزی تهران دستور دادند که کتاب طبق ضوابط نشرش جایز است ولی باز هم مشهد مجوّز ندادند و در نهایت از تهران مجوَز گرفتیم و در تهران چاپ شد ولی مدّت زیادی زمان برد.

* چرا در کتاب خود از لحنی استفاده کردید که اسباب ناراحتی تفکیکیان را فراهم کند؟

لحن بنده فقط به مقدار ضرورت نهی از منکر، تند بود نه بیشتر. به صراحت می‌گویم نقد نوشتن بر تفکیک و امثال اینها مستلزم این است که انسان دست از آبرو و آسایش خود بردارد تا اشتباه یک عده از مؤمنین را نشانشان دهد.



* در برخی مجلات و پایگاه‌های اینترنتی مطالبی درباره خانواده شما بیان شد که احتمالاً جزو پیامدهای نقد مکتب تفکیک توسط جنابعالی است. آیا صلاح می‌دانید درباره صحّت و سقم آن توضیحی بدهید؟

برخی از گروه‌هایی که به بی‌تقوایی و جعل مطالب خلاف واقع مشهورند و کارهای خلاف شرع زیاد می‌کنند، مطالبی نوشته‌اند که مخلوطی از راست و دروغ است و بیشتر غرضشان مبارزه با عرفان و حکمت است. چون توان مقابله علمی ندارند مجبور می‌شوند به چنین برخوردهای خلاف شرعی دست بزنند. وقتی با بزرگان و اساتید برجسته‌ای مانند علامه حسن‌زاده آملی و آیت‌الله سبحانی آن گونه می‌کنند که لابدّ دیده‌اید، دیگر این برخوردها نسبت به بنده حقیر طبیعی است.

* مطالبی را از کتابی با نام «قدرت و دیگر هیچ» نقل کرده‌اند. بعضی می‌گفتند کلاً این مطالب نسبت به شما دروغ است. چون نویسنده این کتاب خانم باقرزاده است و در اول کتاب گفته که کتاب را هدیه می‌دهم به فرزند دوازده‌ ساله‌ام «یاور» که در سال سوم مدرسه راهنمایی تیزهوشان تحصیل می‌کند، ولی نام شما محمدحسن است نه یاور. جریان از چه قرار است؟

ـ نویسنده آن کتاب والده بنده هستند و بنده حدود سه سالی زود مدرسه رفتم. و سال تألیف کتاب آخر سال تحصیلی بنده در سوم راهنمایی بود که بیست سال گذشته است و من در آن موقع دوازده ساله بودم که همان سال نیز طلبه شدم.

بنده خودم علاقه شدیدی به طلبه شدن داشتم ولی اطرافیان به دلایل و مصالحی با طلبه‌شدنم خیلی مخالف بودند. خصوصاً که پدر و مادرم هیچکدام نزد من نبودند و بنده نزد دائی‌ام زندگی می‌کردم که از ارادتمندان مرحوم علامه طهرانی بودند و نهایتاً برای طلبه شدن خدمت حضرت علامه رسیدیم. و ایشان فرمودند طلبه شوم و برای درس و بحث‌ها و اساتید نیز راهنمایی‌ کردند و با شاگردانشان درس‌ها را شروع کردم. یکی دو سال که گذشت مرحوم علامه چون روی اسم خیلی حسّاس بودند و می‌فرمودند که مؤمن باید اسمش نیز ایمانی باشد، فرمودند که اسمم را عوض کنم و خودشان هم اسم پیشنهاد فرمودند.

* اگر کتاب واقعاً از والده شماست، مطالبی که راجع به خانواده شما گفته‌اند چه میزان صحیح است؟

ـ فکر نمی‌کنم پاسخ این سؤال اهمیّتی داشته باشد. چون اوّلاً عقلاً و شرعاً درستی و غلطی رفتار و عقاید هیچ‌کس در گروی خانواده وی نیست و کسانی که افراد را با خانواده‌هایشان محک می‌زنند از تربیت اسلامی و قرآنی دورند.

ثانیاً اگر به جهات عملی بنده نظر داشته باشند بنده خیلی دستم خالی‌تر از این حرفهاست ولی بنده در بحث‌ها و نوشته‌ها فقط با استدلال پیش رفته‌ام نه اینکه از شخص خود مایه‌ای گذاشته باشم. هر کس هم که با عرفان و حکمت مخالف است اگر می‌تواند پاسخ علمی بدهد این گوی و این میدان! این گونه برخوردها نشانه ضعف علمی و نبود تقوای افراد است.

ولی گذشته از این حرف‌ها مسائلی که گفته‌اند نیز مخلوطی از راست و دروغ است.

* لطفا بیشتر توضیح دهید؟

ـ به عنوان مثال نوشته‌‌اند که پدر بزرگ بنده از حامیان سازمان مجاهدین خلق بوده‌اند و تا سال 59 حمایت کرده‌اند! در حالی‌که ایشان از اشخاص مشهور به تدیّن و قداست در مشهد بوده‌اند. تا قبل از تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان از همکاری فرزندانشان با سازمان ابا نداشتند ولی بعد از تغییر مواضع و به وجود آمدن مواضع مارکسیستی ایشان بسیار ناراحت بودند و تا آخر هم از تغییرات فکری فرزندانشان رنجیده خاطر بودند و از برخی روحانیون نیز خواسته بودند که با ایشان بحث کنند و عقایدشان را اصلاح کنند.

ایشان از بهترین خادمان حرم و متدینین معروف مشهد بودند و در تأسیس بسیاری از اماکن خیریّه و مدارس نقش مهمی داشته‌اند و بعضاً به تنهائی بانی آن بوده‌اند. مثل بیمارستان و حسینیه امام هادی، مکتب عصمتیّه، مکتب نرجس، صندوق قرض الحسنه طلاب، محبان الرضا و ...  وصی ایشان همان دایی بنده بودند که هیچگاه با سازمان همکاری نکردند و از ارادتمندان مرحوم علامه طهرانی بودند و بنده در منزل ایشان و پدر بزرگم زندگی می‌کردم.

ایشان هم به تقوی و تدیّن مشهورند. ناظر وصیّتشان هم جناب‌ حاج‌آقای سیّدان و یکی از دامادهای مرحوم آیت‌الله مروارید بودند و روابطی بسیار قوی‌ با عالمان دینی داشتند. با بیت مرحوم آیت‌‌الله مروارید، مرحوم مصباح و دیگران که خاطراتشان را باید از آنها پرسید. به هر حال خوبی ایشان میان موافق و مخالف مشهور بوده و اتفاقاً میان مخالفین عرفان نیز جایگاه خیلی مقبولی داشتند، گرچه با همه خوب بودند و می‌گفتند اختلافات علما به ما مربوط نیست. همه موافق و مخالف را با هم دعوت می‌کردند و پذیرائی می‌نمودند.

ولی خانواده ایشان، مادر و دایی‌های بنده - به جز یکی‌ - که اوایل با گرایش‌های دینی جذب سازمان مجاهدین شده بودند پس از مدتی و در پی وقایع سال 1355 در سازمان همراه سازمان از نظر فکری تغییر کردند. البته هیچ کدام گرایش‌های مذهبی را کلاً از دست ندادند ولی اسلامشان اسلام سازمانی شد. بنده هم هیچکدام از این افراد را ندیده‌ام؛ یکی دو ساله بوده‌ام که دایی‌هایم یا از ایران رفته‌اند یا از دنیا رفته‌اند.

تفکیک نتوانست از پس شبهات بر آید

* چرا با وجود ارتباط پدربزرگتان با عالمان دینی، خانواده ایشان منحرف شدند؟

ـ دو علّت داشت: یکی؛ سنگین بودن شبهات مارکسیستی که خیلی از حوزویان را نیز به اشکال انداخت. دوّم اینکه؛ عالمانی که پدر بزرگ بنده با ایشان مأنوس بودند عموماً تفکیکی بودند و قادر به پاسخ دادن به شبهات نبودند و برخی افراد تحصیل‌کرده به خاطر معرفی غلط ایشان از اسلام، زده شدند و اعتقادشان این شد که دست روحانیت خالی است و حرفی برای گفتن ندارد.

محور اصلی در منزل پدر بزرگ بنده، دایی دوم بنده بودند که نبوغ خاصی داشتند. البته دو تن دیگر از دایی‌هایم نیز نبوغ داشتند و رتبه ممتاز کنکور سراسری دوره طاغوت بودند. دایی دوم بنده در حوزه در نزد عالمان تفکیکی درس می‌خوانده و هم‌زمان در دو رشته دانشگاهی تحصیل می‌کرده و در هر دو هم ممتاز شده بود. و بسیار مذهبی بوده و در فامیل به تدیّن شهرت داشته است. برخی از دست‌نوشته‌هایش که باقی مانده تقریرات درس‌های یکی از عالمان تفکیکی است که ظاهرا مرحوم آقا شیخ مجتبی باشد و مثل همه درسهای تفکیکیان از بحث روایات عقل شروع شده. مواردی را به استاد اشکال گرفته و گفته با استاد بحث کردم بالأخره قانع شد که اشتباه می‌کند ولی باز چند صفحه بعد نوشته متأسفانه استاد همان حرف اشتباه سابق را دوباره تکرار کرده و از این قبیل.

نگاه ایشان به اسلام نگاه مکتب تفکیک بوده و معلوم است یک انسان خوش استعداد هیچ‌گاه با این نگاه نمی‌تواند دینداری عقلانی داشته باشد. البته مکتب تفکیک برای افراد متوسط گاهی بد نیست. ولی شبهات افراد خوش‌استعداد کاملاً متفاوت است. حقیر بارها خداوند را شکر کرده‌ام که در طلبگی در مسیر جریان فکری علامه طباطبائی و علامه طهرانی و امثالهم افتادم و اگر غیر از این بود امکان نداشت از نظر فکری در مقابل شبهات امروزی دوام بیاورم. به هر حال تحوّل فکری ایشان تأثیر بدی بر خانواده پدربزرگ بنده گذاشت. اگر ایشان در دامان امثال علامه طباطبائی می‌افتادند شخصی بسیار مفیدی برای اسلام و حق می‌شدند.

* مطالبی که درباره مادرتان نوشته‌اند راست است؟ مادر شما هم در همین جریان تغییر فکر داده‌اند؟

خودشان در کتابشان جریان را نوشته‌اند. تحت تأثیر همین برادرشان گرایش مذهبی‌شان ضعیف شد و با سازمان تغییر مواضع دادند و در حقیقت یکی از عللش قصور یا تقصیر کسانی است که اسلام را بد معرّفی کردند. ولی مطالبی که امروز در پایگاه‌های اینترنتی درباره ایشان و پدرم نوشته‌اند خلاف واقع است.

پدر بنده ـ برخلاف نوشته غیر صادقانه این افراد ـ نه فقط الآن عضو سازمان نیست بلکه هیچ‌گاه نبوده است و کلاً به خاطر روحیاتشان از کار سیاسی همیشه اجتناب داشته است.

ایشان اوایل انقلاب در جریان دستگیری مادرم از ترس متهم شدن به همکاری با سازمان به شکل غیرقانونی از کشور خارج شده‌اند و بنده چیزی از ایشان به یاد ندارم ولی هیچ فعالیت سیاسی در سازمان نکرده است گرچه از نظر عقیدتی با ما خیلی فاصله دارند و تا چند سال سر جریان ورود بنده به حوزه ناراحت بودند.

در دوران مدرسه تیزهوشان چون نمرات ریاضیم خیلی ممتاز بود، پدرم امید داشتند برای ادامه تحصیل به اروپا بروم ولی خداوند منت نهاد و نشست سر سفره قرآن کریم و ائمه علیهم السلام قسمت بنده شد.

و امّا مادرم با اغراضی خدایی در دام این جریان افتاده‌اند و ورود ایشان به سازمان و باقی ماندن پس از تغییر مواضع سازمان روی تبلیغات شوم آن دوره بوده که عدّه زیادی از افراد با اخلاص را فریفته بوده چه از جوانان و چه حتی از فضلای حوزه که هم در اوائل فعالیت سازمان از آن طرفداری می‌کردند و حتی گاه از سهم امام به اینها می‌دادند و هم پس از تغییر مواضع بعضی دیر متوجّه شدند و باز تأیید می‌کردند. وقتی اهل فضل و دانش مثل آقای منتظری یا آقای طالقانی در این جریانات به خطا می‌روند از نوجوانان و جوانان توقّعی نیست.

به هر حال ایشان به قصد قربت رفته‌اند و در کتابشان هم نوشته‌اند که اینقدر به مسائل دینی پایبند بوده‌اند که در آن دوره حتی از جان خود می‌گذرند که نمازشان از دست نرود و بعداً هم که اشتباهاتشان را فهمیدند همان کتاب را برای نجات دیگران نوشتند و الآن نامشان در لیست سیاه سازمان مجاهدین است و جزو افرادی‌ هستند که باید کشته شوند.

و این مطالبی که در پایگاه‌ها و مجلات نوشته‌شده که ایشان چند نفر را کشته‌اند و در درگیری دستگیر شده‌اند، درست نیست.

ایشان زمانی که در منزل شخصی خود بوده‌اند و توسط پاسداران محاصره می‌شوند، به علت وجود بنده که کودک بوده‌ام، برای نجات جانشان و بنا به توصیه مردان و زنان مسلح داخل منزل به دروغ می‌گویند که کسی در این منزل نیست و افراد داخل منزل در حمام مخفی می‌شوند و وقتی که ایشان دستگیر شده و با آرامش به اوین منتقل می‌شوند میان پاسداران با این افراد درگیری در منزل صورت می‌گیرد که منجر به کشته شدن افراد داخل منزل و نفراتی از پاسداران می‌شود.

البته این اتفاقات در صورتی بوده که منزل از چندین روز قبل تحت نظر و محاصره بوده و پاسداران هم به ایشان می‌گویند که ما یقین داریم که در این منزل افرادی حضور دارند و گفتن و نگفتن والده در اصل مسئله تأثیری نداشته است. پس از انتقال  ایشان به بازداشتگاه هم، ایشان گزارش وجود این افراد را می‌دهند و اعلام می‌کنند که اینها در حمام مخفی هستند. ولی کسی گزارش را مطالعه نکرده و در نتیجه منجر به این می‌شود که درگیری صورت بگیرد.

در این دوران مسئله ولایت فقیه و حکومت اسلامی برای مادرم حل نشده بود و بعد از آشنایی با مرحوم علامه طهرانی و ارتباط با دائی بنده؛ ارتباط با آن برادرشان که از ارادتمندان علامه بودند و من پیش ایشان بزرگ شدم، و تحوّلات روحی، حق را فهمیدند و در آن زمان واقعاً تشخیص نمی‌دادند که حق با کیست. به هر حال در یکی از مجلات و برخی پایگاه‌های اینترنتی نام این کار و حرکت ایشان را به دروغ و تهمت، قتل نامیده و نوشته‌اند ایشان در یک درگیری و به قتل رساندن چند نفر از پاسداران دستگیر شدند. اینها افتراست و تجاهر به معصیت کبیره که درباره یک انسان مؤمن به راحتی نسبت آدمکشی بدهد آن هم کسی که از آن ممشای غلط کاملاً برگشته و ...

* یعنی تمام این مطالب را همین پایگاه‌های اینترنتی از خود ساخته‌اند؟

ـ این مورد و برخی موارد دیگر از ساخته‌های همین گروه‌هاست که به خاطر دشمنی با عرفان و اولیای خدا مجبور شده‌اند برای تخریب این بنده، به مادر بنده نسبت‌های ناروا دهند به جرم اینکه بنده در دفاع از عرفان چند کار کوچک کرده‌ام.

ولی برخی موارد را اینها بی‌تقصیرند. چون کتاب را والده بنده به یکی از برادران سپاه که ایشان فردی متقی و بسیار منصف بود برای چاپ دادند، ولی ایشان قبل از نشر و رسیدن به دست انتشارات اطلاعات کتاب را به ویراستاری سپرده بودند که وی از نزد خود مطالبی افزوده بود و برخی تعابیر را عوض کرده بود که  بعد از چاپ اول والده اعتراض کردند و برخی که به شکل آشکار خلاف واقع بوده در چاپ دوم و بعضاً در چاپ سوم و چهارم و پنجم، اصلاح شد ولی بقیه باقی ماند.

مثلاً در متن کتاب آمده که پدر بزرگ بنده چون هیچ همکاری با سازمان نداشته اموالش مصادره نشده است. ولی در اضافه‌ای که آن آقا در خاتمه کتاب تحت عنوان بیوگرافی خانواده از زبان مادرم آورده است نوشته ایشان حامی این جریان بوده و اموالشان را از دست داده‌اند. شاید این افراد این مورد را از آخر کتاب گرفته‌اند و متن اصلی کتاب را ندیده‌اند، والله العالم.

به هر حال برخی مواردش قابل حمل بر صحّت است و برخی دیگر متأسفانه از دروغ‌های صریح خود ایشان است که سابقه زیادی دارد. خداوند ان‌شاء‌الله همه‌مان را اصلاح فرماید.

  دیدار با مقام معظم رهبری بعد از نوشتن کتاب صراط مستقیم

* شما به دلیل نوشتن کتاب «صراط مستقیم» به دیدار خصوصی با مقام معظّم رهبری توفیق پیدا کرده‌اید. لطفا کمی در این‌باره توضیح دهید.

ـ بله، مقام معظم رهبری قبل از انتشار کتاب در جریان چاپ آن قرار گرفته بودند. در همان مدّت که بنده دنبال گرفتن مجوّز بودم و مشهد مجوّز نمی‌دادند، برخی از مخالفان فلسفه در مشهد مستقیماً با مقام معظّم رهبری تماس گرفته بودند و تقاضا کرده بودند جلوی نشر کتاب را گرفته شود که ظاهراً ایشان فرموده بودند اگر خواستید بعد از چاپ می‌توانید کتاب را نقد کنید.

چون ایشان اصولاً در عرصه اندیشه‌های تخصّصی ـ خصوصاً اندیشه‌های درون دینی ـ معتقد به کرسی‌های آزاد اندیشی‌اند و سفارش هم بسیار کرده‌اند. و اینطور که بعداً مسؤول ممیزی ارشاد گفتند از بیت رهبری درباره جریان این کتاب قبل از چاپ با ایشان هم تماس گرفته بودند.

بعد از چاپ، حقیر یک نسخه خدمت مقام معظّم رهبری تقدیم کردم و آقا هم که خانواده ما را از قدیم کاملاً می‌شناختند و نسبت فامیلی نیز با خاندان پدربزرگم داشته‌اند، ملاحظه فرموده بودند.

بعداً قسمت شد بنده در همین مسئله خدمتشان هم مشرّف شوم، ولی یک مسئله خصوصی بود که بنده هم بنا بر اختفاء آن داشتم، البته از طریق دیگری خبر پخش شد. به هر حال خداوند توفیق داد و یک جلسه خصوصی خدمتشان رسیدم.

* از آن جلسه چه نکاتی به خاطر دارید که تازه باشد و برای حسن ختام این مصاحبه برای ما بگویید؟

ـ چند مسئله بود. یکی تواضع و بزرگواری و سعه صدر مقام معظّم رهبری که طلبه‌ای مثل بنده را به شکل خصوصی پذیرفتند و راهنمائی و نصیحت و تشویق به ادامه کار نمودند.

حال تواضع و خلق کریمانه ایشان ـ که دورادور نیز شنیده بودم ـ برای بنده شیرین و عبرت‌آموز بود. غیر از احوالپرسی از برخی بستگان و سلام رساندن و مسائلی از این دست، فرمودند: کل کتاب را مطالعه نمودم و کار خوبی بود و دو نصیحت می‌خواهم به شما بکنم. عرض کردم امر بفرمائید. فرمودند بنده امر نمی‌کنم. نصیحتی که می‌دانم به افراد می‌گویم. خودشان اگر خواستند انجام می‌دهند.

همچنین عنایت ایشان به آزاداندیشی و توجّه به فضای نقد سالم در زمینه مسائل اعتقادی برای بنده عجیب بود که نه فقط پی‌گیر جریان کتاب بوده‌اند، خودشان نیز عنایت فرموده مطالعه کرده‌اند و اجازه تشرّف بنده را نیز به محضرشان داده‌اند و نسبت به ادامه کار راهنمائی کرده و تشویق نمودند.

رهبر انقلاب فرمودند: راه حق، راه عرفان و طریقه توحید است، طریقه مرحوم قاضی است

مسئله دیگر که خیلی شیرین بود اینکه فرمودند: راه حق راه اهل عرفان و طریقه توحید است، طریقه مرحوم قاضی؛ ولی مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی نیز گرچه اهل این طریق نبوده‌اند ولی اهل تهجّد و ولاء بوده‌اند و لذا احترامشان لازم است و شما هر چه بیشتر مراعات امثال ایشان را بنمائید، هم دیگران ناراحت نمی‌شوند و هم برای خود شما برکت دارد.

* گفتید حضرت آقا دو نصیحت فرمودند. نصحیت دیگر چه بود؟

ـ بله این فرمایش ایشان که راه حق، راه اهل توحید است از مجموع فرمایشاتی که در جاهای مختلف فرموده‌اند، معلوم بود. ولی با این صراحت نشنیده بودم. آقا سفارش زیاد به فلسفه ملاصدرا و عرفان همیشه داشته‌اند خصوصاً در چند سال اخیر.

در یکی از دیدارهایشان با شاعران نیز به این مضمون می‌فرمایند که مرحوم آقای مطهری درباره مثنوی از من پرسیدند، گفتم همان چیزی که خودش گفته است: «اصول اصول اصول الدین» و آقای مطهری هم تأیید کردند.

به طریقه مرحوم قاضی هم خیلی ترغیب می‌کنند و به شاگردان سلسله مرحوم قاضی خیلی عنایت دارند. اگر پیام تسلیتشان درباره مرحوم حضرت علامه طهرانی و مرحوم حضرت آیت‌‌الله بهجت با پیام‌های دیگر مقایسه شود، این قضیه معلوم می‌شود.

دو سه حکایت زیبا هم از مرحوم حضرت آیت‌‌الله قاضی با مرحوم آقا سید مرتضی کشمیری نقل فرمودند که آقا سید مرتضی گوئی استاد مرحوم قاضی در برخی جهات آداب و سنن بوده‌اند ولی مسأله توحید برایشان منکشف نشده بوده است و با عرفان مخالف بودند ولی مرحوم قاضی احترام فوق العاده به ایشان می‌گذاشتند.

مطلب دیگری که فرمودند سفارش‌های اخلاقی و تأکید بر ضرورت همراهی عمل و علم در تحصیل علوم شرعی بود و فرمودند هرچه هوش و استعداد بیشتر باشد ضرورت مراقبه و توسّل و تهجّد بیشتر می‌شود. انسان تیزهوش به مانند ماشینی می‌ماند که سرعت سیر وی بسیار زیاد است. اگر با دقت کامل و احتیاط حرکت کند از همه زودتر و بهتر به مقصد می‌رسد ولی یک غفلت کوچک در یک پیچ سبب می‌شود که از جاده خارج شده و از ادامه مسیر کلاً محروم شود. خلاصه اینکه بسیار به مراقبه و تقوی توصیه فرمودند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • انتشار یافته: 263
  • در انتظار بررسی: 9
  • غیر قابل انتشار: 28
  • معماریان ۰۰:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    8 9
    نتیجه مصاحبه این آقای محترم این بود که همه حتی مراجع عظام تقلید فلسفه نفهمیده اند و تنها ایشان فهمیده اند ممنون از این همه اعتماد به نفس
  • ۰۱:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    5 5
    بنده طرفدار مكتب تفكيك نيستم اما اقاي وكيلي، خوشان خورا نقض مي كنند. ايشان كه متعرض كم سوادي اهل تفكيك درباب مسايل فلسفي هستند، خودشان چندسال فلسفه خوانده اند؟ چرابراحتي اينگونه درباره بزرگان صحبت مي كنند؟ ضمن اينكه اقاي وكيلي، خيلي جانب ادب را رعايت نكرده اند. اگرتفكيكي ها ناسزامي گويند، شماچرا حرمت نگه نمي داريد؟؟!!!! صحبت هاي ايشان خيلي عصبي و از سر عجب وغرور بود. به همين دليل هرخواننده اي راجلب مي كند كه اثار اقاي مهدي نصيري رامطالعه نمايد. من فكرمي كنم هراندازه دربحثهاي حكمي وعلمي، ادب ومتانت درگفتار بيشتررعايت شود، سره ازناسره بهتر روشن مي گردد. بدنيست جواني مثل اقاي وكيلي كتاب شريف المراجعات را تورق كنند، اگر وقت مطالعه معارف اهل بيت راندارند وببينند كه مرحوم شرف الدين و مرحوم سليم بشري( عالم سني) چگونه باهم مباحثه ومناظره كرده اند. سراسر نامه نگاري هاي اين دو بزرگ، ادب ومتانت وبزرگي است.
  • مهدی ۰۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    4 6
    امان از کژفهمی! تو مناظره چند شب پیش آقای نصیری بارها گفتند که ایراداتشون به ابن عربی وکسانیه که از اون دفاع میکننده نه به کلیت عرفان اسلامی! من نمیدونم چطوره که آقایون از ابن عربی که در کتاب فصوص الحکم به فاصله چند پاراگراف حکم به ایمان فرعون وکفر حضرت ابوطالب میده اینقدر دفاع میکنن؟
  • ۰۲:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    3 0
    جالب بود تقریبا اطلاعاتم صفر بود تو این حوزه
  • مجید ۰۷:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    6 1
    خیلی جالب است مثل دوستان مکتب تفکیک دائما بدون دلیل متهم می کنید ودلیلی نمی اورید کجای حرفهای آقای وکیلی بی احترامی بود. این که حضرات محترم تخصص این بحث نیستند بی احترامی است یا که به کتاب شریف اسفار بگویید کشک.
  • محمد ۰۷:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    2 3
    من اطلاعاتم در این باره بسیار اندک است. ولی اینقدر موضوع برایم جالب بود که همه متن را خواندم. چیزی که برایم روشن شد این بود که این بنده خدا از روی عصبانیت داد و فریاد می کند و همه را به بی سوادی متهم می کند. نظرات متفاوت را بر نمی تابد و به جای پاسخ علمی و مباحثه فنی، به تخریب شخصیت دیگران می پردازد. جالب است که یک فرد 32 ساله (از متن اینطور بر می آمد) به خودش اجازه می دهد فقها و عالمان بزرگ و نامدار را به سادگی زیر سوال ببرد. اوج جوانی است و شور. دانش اندک و صدای بلند. به قول سعدی، بلند آواز و میان تهی! ایشان بروند زیر دست اساتیدی که خودشان نام بردند مانند آیت الله جوادی آملی شاگردی کنند و اخلاق و ادب را از ایشان بیاموزند، علوم پیشکش! همیشه در علوم انسانی و الهی، هرکس با توجه به درک و برداشت خود می فهمد و در طول تاریخ هم همیشه این فضا وجود داشته. نمی توان قاطعیت داشت که این 100% درست است و آن 100% غلط. این برداشت من است.
  • محمد ۰۸:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    4 1
    به این عبارت آقای وکیلی دقت کنید: "عموم بزرگان مکتب تفکیک حتی در حدّ یک بدایه الحکمة هم فلسفه نمی‌دانند". اصولا کسانی که وارد این مباحث می شوند دچار عجب و خود برتر بینی خواهند شد. در سراسر مصاحبه فوق مصادیق آن به وفور یافت می شود. در ضمن بر اساس نص آیات و ورایات متعدد، راه حق راه اهل بیت است نه راه عرفان!
  • رضا ۰۹:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    3 3
    جريان فلسفه و عرفان في المثل همان آفتابه و لگن هفت دست و شام و نهار هيچي است. بقول خودشان اصول و ضوابطي تاليف كرده اند كه عمري را بايد براي فهم آنها بباد داد اما موقعي كه زبده محصولات اين عمر تلف شده علني مي شود چيزي جز احترام به شياطين و رئيس آنها و رقص و سماع در روز عاشورا و شاهدبازي و ... مشاهده نمي شود. چه خوب خداي متعال فرموده در وصف زيانكارترين مردم كه : ضل سعيهم في الحيات الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا
  • فرشاد ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    2 2
    از کجای متن استنباط شد که ایشان 32 ساله است؟!! شما ایشان را می شناسید و تهوت زده اید، عجب و خود بزرگ بینی!! لطفا پاسخ علمی به بحث بدهید! ضمنا اول کتاب ایشان را مطالعه کنید هم بد نیست!
  • حمید ۰۹:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    1 1
    درسته مشرق طرفدارجریان مهدی نصیریه ولی انصاف حکم میکنه نظرات مخالف راهم بزنه --درضمن اقای نصیری مراتب علمی خودشونوتوضیح بدن
  • فرشاد ۰۹:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    1 0
    آقای وکیلی فرمودند که آقای نصیری بسیار سطحی تر شبهه دارند و اصلا ایشان را جز مکتب تفکیک به حساب نمی توان آورد! شما هم تهمت و فحش داده اید، کجای مطلب ایشان درباره آقای نصیری کژفهمی بود؟!!
  • فرشاد ۰۹:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    1 0
    آقای وکیلی اگر چه کم ولی به اندازه تفکیکیان فلسفه خوانده اند و لذا می توانند به شبهات آنها پاسخ بدهند چون حداقل با تفکیکیان هم سطح اند!
  • ۰۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    راه حق راه عرفان اهل بيتي است، أولم ينظرو في ملكوت السموات و الأرض، ضمنًا سير إلي الله كيفي است و نه كمي، شخصي ممكن است يك عمر هم از معرفت دور باشد و حقيقت را جستجو نكند، و گرنه دليلي ندارد كه پسري چون يوسف در جواني بر پدر پير خويش ولايت يابد، عرفان به سن نيست
  • ۰۹:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    3 0
    اگر جنابعالي كمي از نظرات و سخنان مخالفان را هم مي شنيديد مي ديديد كه اين نقدها در برابر آنان هيچ است و باادب را مي شناختيد
  • ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    اصلا زندگي بدون سير إلي الله مرده است،
  • عمو ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    اخباری های جدید لطفا لا اقل اولیات اسلام را درباره احکام جدی بگیرند. اولیات اولیات. یعنی دروغ نگفتن، تهمت نزدن، با آبروی مؤمن بازی نکردن. اینها که دیگر ظاهرا عقلی نیست. یا نکند برای تهمت زدن اجتهاد عقلی می‌کنند؟
  • ۰۹:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    ايشون به خاطر جواني و کم‌اطلاعي‌شون بايد درباره علماي بزرگي مثل آيات عظام سيدان، حکيمي، نصيري و اصفهاني زيباتر سخن بگويند. آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني رحمةالله عليه کسي است که مورد عنايت مستقيم حضرت بقيةالله قرار گرفته و نمي‌توان شأن ايشان را دست‌کم گرفت هرچند مخالف آقاي وکيلي باشد.
  • عمو ۱۰:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    چند تن از مراجع تقلید اصولا ادعای فهم فلسفه دارند؟ چند تن از این بزرگواران اصولا فلسفه خوانده‌اند؟ باز هم ؟ نشنیده اید حکم تهمت و نسبت ناروا را؟ لااقل به اولیات احکام اسلام بنا بر ادعای خودتان پایبند باشید
  • عمو ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    امان از همون کژ فهمی بحث اصلی البته اینجا درباره فلسفه بود اما اگر توی بحث یه کم بیشتر بهتون فشار بیاد احتمالا نسبت‌هایی که به دیگران دادی به امام هم میدید. توی این مصاحبه تنها بحثی که درباره ابن عربی بود به نقل از امام خمینی بود. آقای نصیری هم نظرات و رفتار خودشون و شاگردانشون کاملا معلومه. فکر نکنم نظرات ایشون درباره فلسفه و عرفان رو بشه فقط در نقد ابن عربی خلاصه کرد بر خلاف ادعای شما
  • عمو ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    2 0
    کتاب صراط مستقیم رو خوندید؟ محل اصلی استدلال کتابه. البته به راه دیگر زدن ساده است اما اینجا هم ایشون استدلال آوردن. از کجا عصبانیتشون رو فهمیدید و بعدش مثل همیشه هر چه از دهان خارج شد به ایشان بستید؟ باز هم توصیه میکنم به تقوا و رعایت اولیات دین. هم به خودم هم به شما
  • عمو ۱۰:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    این یک گزاره خبری است. از کجا عجب و خودبرتر بینی را دیدی و تهمت زدی؟ یک گزاره خبری را با یک گزاره خبری می‌شود جواب داد. کما اینکه در متن مصاحبه هم ادعای ایشان را مصاحبه کننده به چالش گرفته است. البته وقتی دست از استدلال خالی است، پاسخ هم جز این نیست
  • عمو ۱۰:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    چه جواب دقیق و عمیقی. انصافا درباره اسلام باید از شما حضرات ترسید. انتهای مسیرتان را دیده اید؟ واقعا منش اهل بیت همین است؟ به هر حال ظاهرا راه اهل بیت به راه اهل فلسفه و عرفان اسلامی نزدیک تر است تا به راه اخباریون جدید.
  • مرتضی ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    شما که در حد اندازه اقاوحیدخراسانی نیستیدکه چرا گفته:کشک است.
  • محمد ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    لطفا درباره تفاوت مكتب توحيد ومكتب وحدت وجود مقداري توضيح دهيد.
  • علی ۱۰:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    1 0
    برخی مراجع عظام تقلید فیزیک و شیمی هم بلد نیستند! چون نخوانده اند. وقتی نخوانده اند چه جوری متخصص باشند ؟!!!
  • احمد ۱۰:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    از این محترمانه تر و مودبانه تر دیگه چه جوری صحبت کنن باید ؟؟؟!!!!!!!
  • حامد ۱۰:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    اگر کسی نخبه و نابغه بود و در جوانی علم فراوان داشت؛ حق ندارد نقد کند و نظر بدهد ؟!!! این چه منطقیست ؟؟!!! جنگ هشت ساله دفاع مقدس را سرداران جوان اداره کردند...
  • ۱۰:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آقا مجيد عزيز آنكس كه به كتاب اسفار گفته است كشك بيش از 85 سال عمر دارد و بيش از 90درصد اين عمر را به مطالعه و تحقيق در دين و ديانت صرف نموده است و خداوكيلي از جناب وكيلي بيشتر صلاحيت اظهار نظر درباره اينگونه كتب دارد
  • اشناس ۱۰:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    بی انصافی نفرمائید منظورشان این است که وارد این حوزه نشده اند خود آیت الله شبیری با تواضع به یکی از دوستان ما گفته بودند من در این زمینه ورود نداشتم لذا نظر هم نمیتوان بدهم.
  • ۱۰:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    شما كه ديده اي عمو جان بگو انتهاي مسير ما چيست ؟
  • ناشناس ۱۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    گفته شما غلط است عمری است که این تفکیکیان توهین میکنند، حتی از امام خمینی هست که به خاطر تدریس فلسفه ما را کافر می دانسنتد و از کوزه ایی که فرزندم مصطفی آب می خورد نجس می دانستند، اهل عرفان کجا از این توهین ها کرده اند. یه نگاهی به غریبی استاد آیت الله بهجت، آقای قاضی بندازید همه چیز روشن می شود.
  • ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    عزيزاني كه تصور ميكنند توهين كنندگان به كتاب اسفار و ملاصدرا، چون 90 سال عمر دارند، پس 70 سال در فلسفه مطالعه كرده اند، كاملاً از حقيقت ماجرا بي اطلاعند. برخي از اينها خودشان اعلام ميكنند كه ما فقط بدايه را خوانديه ايم و نهايه را ورق زده ايم!!
  • ناشناس ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    یعنی شما می فرمائید، حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی و آقای قاضی و میرزا جوادآقا تبریزی و آیت الله شاه آبادی و شهید دستغیب شیرازی و شهید مطهری و علامه طهرانی و آیت الله بهجت و آیت الله مرندی و آیت الله کشمیری و آقا سید مصطفی خمینی و ..... همه ظل سعیهم بودند. وای بر شما وای بر شما این علم حضوری است نه حصولی و با مطالعه حاصل نمیشود با مطالعه می شود آفتابه لگن. با تهجد و عبودیت میشود عرفان امام صادق (ع): لیس العلم بکثرة التعلم انما هو نور یقذف الله فی قلب من یشاء
  • حسین ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    ایراد این بحث ها این است که جانب ادب نگاه داشته نمی شود . ایشان چقدر با بزرگانی چون حاج شیخ مجتبی قزوینی و علامه حکیمی حشر و نشر داشته اند . هیچ در هیچ . پس چرا جانب ادب را نگه نمی دارند؟ به هر بزرگی چه استاد جوادی آملی و علامه حکیمی و چه آقای حسن زاده و چه حاج شیخ مجتبی توهین نماید و جانب ادب را نگه ندارد ، نباید وارد این بحث ها شود .
  • ۱۱:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    كسي نگفت اين بزرگان مصداق ضل سعيهم( و نه ظل سعيهم) بوده اند و خود اين بزرگان هم بعيد مي دانم ادعايي مبني بر اختصاص حيات خود به سعي در وادي پرخطاي فلسفه و عرفان داشته باشند . آنها جملگي به تمكين از فقه و معرفت و علوم محمد و آل محمد سلام الله عليهم اجمعين شهرت داشته و چيز خيلي شاخداري نيست اگر بگوييم گرايش آنها به فلسفه و عرفان قابل نقد و انتقاد است. آنها هزاران خوبي داشته اند و اين نقيصه هم در وجود آنها باشد چيزي از غظمت آنها كم نمي كند . اما اگر كسي حقانيتي براي اين دو علم قائل باشد آن وقت مي توان گفت برادر عزيز ما از فرمايشات گهربار ائمه اطهار خلاف آن را يافته ايم . ضمنا آن حديثي كه از امام صادق (ع) نقل كرده ايد و اشتباهي جدي نيز در آن وجود دارد به روشني بطلان ادعاي اصلي جناب وكيلي مبني بر اشتباه بودن نظرات مخالفان فلسفه و عرفان بدليل كم مطالعه بودن و درس نخواندن و ... است . علم نوري است كه خدا عنايتش مي كند نه حجابي كه مبدعانش ملحد بوده اند
  • ۱۱:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    سن که دلیل صلاحیت علمی نیست ...
  • محمد مهدی ۱۱:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آقای وکیلی! دفاع از فلسفه و علوم غیر اسلامی به چه قیمتی!؟ شما با چه سابقه علمی و معرفتی به خودتان حق می دهید که مراجع عظام تقلید و فقها و دیگران را اسلام نشناس و بی سواد و خود را آشنا به اسلام بدانید عجیبه واقعاً
  • امیرسجاد ۱۲:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    لبخند تلخی کاشتید برادر من کجا حکم به ایمان فرعون و نعوذباالله به کفر حضرت ابوطالب داده اند !؟ اونوقت میگویند فهمی از عرفان و فلسفه و زبانشناسی ندارید میگید داریم !! ... .
  • امیرسجاد ۱۲:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    عزیز دل من اخباری های جدید میشن تفکیکیا شما ها دیگه چه نوابغی هستین !؟ ... .
  • امیرسجاد ۱۲:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    اگه نمونه میخوای از شیخ مفید تا علامه بحرالعلوم و مقدس اردبیلی و آخوند ملاحسین قلی همدانی تا امام خودمون و علامه حسن زاده و آیت الله قاضی و بهائ الدینی تا ده ها بزرگوار دیگه نیز مورد عنایت حضرت حجت بوده اند بسیار بیشتر از آقای اصفهانی برادر من ... .
  • امیرسجاد ۱۲:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    من بی ادبی از ایشان ندیدم بقول استاد فردید تاب کلام حق رو شما ندارید میگید بی ادبی وگرنه سفسطه کردن در برابر استاد جوادی خودش بی ادبی بزرگتریست ... .
  • حامد ۱۳:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    2 0
    12 ساله بوده که طلبه شده و الان بیست سال گذشته و 32 ساله بعد اینگونه بی ادبانه به ایت الله وحید خراسانی و بزرگان مکتب مشهد توهین میکند "مرحوم آقا میرزا جواد آقا تهرانی و آیت الله مروارید هم همینطورند. البته این دو بزرگوار لااقل در فقه می‌گویند که مجتهد بوده‌اند ولی در فلسفه همین‌طورند. " تازه به این دو بزرگوار که به گواه بسیاری در حد مرجعیت بوده اند می گوید:"میگویند مجتهد بوده اند!"
  • آرش ۱۳:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    خود آقای سبحانی به کرات گفته اند که بنده تخصصی در فلسفه و عرفان نظری ندارم و لذا نفیاً و اثباتاً در این موارد سخنی نمی گویم. شما چرا کاسه داغ تر از آش شدی؟
  • آرش ۱۳:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    عزیزی که گفتی آن آقا 80 سال سن دارد و... آخه برادر من همون آقا چون سنش زیاده و سالها کتاب ورق زده، کامپیوتر هم باید بلد باشه؟! فیزیک و شیمی هم باید بلد باشه؟!! باباجون چرا شماها نمی خواهید بفهمید که فلسفه مثل فقه، مثل اصول، مثل تفسیر، مثل هر علم دیگه ای نیازمند سالها تلاش علمی و بهره مندی از محضر اساتید آن علم هست؟ اینطور نمیشه که هر کسی که فقه و اصول بلد بود باید کلام و فلسفه و هم بلد باشه
  • آرش ۱۳:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    عزیز دل برادر! مثل اینکه شما توهین های تفکیکیان را نشنیده اید. شما در طول تاریخ یک فیلسوف به من نشان بده که یک فقیه را تکفیر کرده باشد یا با قمه دنبالش کرده باشد! اما همین تفکیکیان عزیز مگه چند وقت پیش با قمه دنبال ...علامه نکردند؟ مگه نریختند تو خونۀ آیت الله ... تا ایشان را با چاقو سر ببرند؟ مگه بعد از فوت استاد... شیرینی در همان حوزۀ مشهد پخش نکردند؟ شما یا معنی توهین نمی دونی چیه یا تجاهل می کنی
  • آرش ۱۳:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آفتاب آمد دلیل آفتاب!! باز هم یک افاضه فضل از تفکیکیان! برادر من حداقل در اندازۀ ممد الهمم، با عرفان ابن عربی آشنا بشو بعد اینطوری صحبت کن! خب خودت رو داری می بری زیر سؤال
  • آرش ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آقای قاضی هم بی ادب بود؟! حضرت امام هم بی ادب بودند؟ آقای حسن زاده آملی هم بی ادب است؟! آقای جوادی آملی هم؟! پس چرا این عزیزان با رکیک ترین الفاظ مورد توهین تفکیکیان قرار گرفتند و حتی تهدید به مرگ شدند؟! افلا تعقلون؟
  • آرش ۱۳:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    عموم بزرگان مکتب تفکیک در حد کتاب سوم دبیرستان هم فیزیک هالیدی نمی دانند شما از جملۀ فوق خودبرتر بینی می بینی؟ داداشم فقیه که همه چیز دان نیست فقط عالم به امور فقهی است همین و بس
  • آرش ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    رضا جان اینطور صحبت کردن اصلاً صحیح نیست. به هر حال شبهاتی در دین وجود دارد. مگر شبهات مارکسیستها را با فقه و اصول و حدیث می شد پاسخ داد؟ استاد مطهری و علامه طباطبائی این کار را با ابزار فلسفه انجام دادند. تبیین عقلانی می خواهد. همین الان هم استاد جوادی آملی با همین معارف عقلی در حال نقد سکولاریسم و لیبرالیسم هستند. مگر با فقه و اصول و حدیث می شود سکولاریسم را نقد کرد؟ من و شمایی که مسلمان هستیم ممکن است با حدیث قانع شویم. اما آن ملحدی که هل من مزید می طلبد جز با تبیین عقلی قانع نمی شود. در ضمن جدای از این مطالب بابت تهمتی که زدی حداقل نزد خودت و خدای خودت طلب مغفرت کن. تهمت بزرگی زدی برادر
  • ۱۳:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    منظور عمو از اخباری ها همان تفکیکیان هستند. سوء تفاهم نشود. اساساً میان اخباری گری و مکتب تفکیک تفاوت مبنایی وجود ندارد.
  • آرش ۱۳:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    ضمن عذرخواهی از محضر همۀ دوستان باید به این اخلاق زشت تفکیکیان توجه شود که در هر کجا که در مضیغۀ علمی قرار می گیرند پای مجتهدین بزرگوار را به میان می آورند. دوست خوبم شما که نام آیت الله وحید خراسانی (ادام الله فیضه) را بردید، نام های دیگری مانند آیت الله خمینی، آیت الله قاضی، آیت الله جوادی آملی، شهید مطهری، علامه محمد تقی جعفری، آیت الله مصباح یزدی و بسیاری دیگر از استوانه های علم و حکمت در حوزه های علمیه را شنیده اید؟!! این عزیزان همگی سال های سال از عمر شریفشان را در راه فلسفه و عرفان (عرفان محی الدینی) صرف کرده اند. آنوقت همه شان عمرشان را صرف کشک کرده اند؟!! حضرت آیت الله وحید، مجتهد زبردست و توانایی هستند که بنده از بردن نام ایشان شرم دارد اما این بزرگوار شهرت و صبغۀ حکمی و فلسفی ندارد و لذا حکمی صادر کرده اند در غیر موضع مورد تخصصشان و لذا مسموع نیست. شما هم دامن این بزرگواران را آلوده به مجادلات نکنید.
  • آرش ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    والله قسم فهم وحدت وجود، نیاز به مقدمات فلسفی فراوان دارد. بنده حقیر فوق لیسانس فلسفۀ اسلامی از دانشگاه تهران دارم اما هنوز در مقدمات این بحث مانده ام. فهم وحدت وجود که جزء فقرات نهایی فلسفۀ ملاصدرا است، نیازمند غور و اجتهاد فراوان در مباحثی مانند اصالت وجود، تشکیک وجود، مباحث علت و معلول و وحدت علم و عالم و معلوم است. اصلاً طرح عریان و بدون مقدمۀ این مباحث برای کسانیکه آشنایی ندارند به تعبیر آیت الله جوادی آملی "حرام" شرعی است. یکی از مشکلات مکتب تفکیک هم همین ورود بدون مقدمه به این مباحث است.
  • آرش ۱۳:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    چرا شما عدم تخصص در یک زمینۀ علمی را بی ادبی برداشت می کنید؟ والله آقای جوادی آملی در علم فیزیک توانایی ندارند. آقای حسن زادۀ آملی در علم کامپیوتر سوادی ندارند. شهید مطهری هیچ چیز از علوم الکترونیک نمی دانستند. حضرت امام هیچ چیز از هوانوردی بلد نبودند. خب اینها توهین بود؟!! بزرگان فقه و اصول که خدا انشاءالله نگهدارشان باشد، وقتی بدون علم در مورد فلسفه نظر می دهند آیا باید سکوت کرد؟!
  • ۱۳:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    مراجع عظام تقلیدی که بدون علم وارد نقد فلسفه می شوند به چه اجازه ای به حکما توهین می کنند؟ در ضمن من هیچ فیلسوفی را ندیده ام که فقیهی را تکفیر کرده باشد اما تا دلتان بخواهد فقهایی را دیده ام که فلاسفه را تکفیر کرده اند. کار کدامیک زشت تر است؟
  • حسن باقری ۱۴:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آقایی که فرموده بودید مراجع فیزیک و شیمی بلد نیستن به نظرتون وقتی همه ی علون تخضی شدن یک مرجع تقلید فیزیک خوندن به چه دردش میخوره؟ حالا شما که شاید دانشگاهی باشی این همه از این جور چیزا خوندی کدومش یادته به چه دردت خورده؟ انتقاد حق شماست ولی مودب باش کاری نکن که اون دنیا پشیمون بشی.
  • آرش ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    حامد جون شما همۀ مطالب بالا را خوندی بعد این کامنت رو گذاشتی؟!! عزیزم! مجتهدین بزرگوار به اذعان خود شما مجتهدند، فقیه اند، اصولی اند... اما این چه ربطی به فلسفه دارد؟ اگر مجتهدینی که فرمودید مثلاً در زمینۀ پزشکی فرمایشی بفرمایند، پزشکان نمی توانند ایشان را نقد کنند و از کمی اطلاعات ایشان در حوزۀ پزشکی گله نمایند؟ مثلاً الان هانتینگتون می تونه بیاد راجع به فقه و اصول ما مقالۀ انتقادی بنویسه؟!!! شما امام فخر رازی را ببین! مخالف فلسفه است اما نقدهای او را در المباحث المشرقیه، شرح الاشارات و حتی تفسیرش بخوانید، یک کلمه خارج از بحث نمی زنه و معلومه که فلسفه را فهمیده و لذا نه تنها آقایان حکما به ایشان نقدی ندارند بلکه سالهاست تألیفات و شروح او در حوزه تدریس می شود. بحث در انتقاد از فلسفه نیست، بحث در ورود به مباحث فلسفی بدون طی مقدمات و آشنایی با اصطلاحات و مبادی تصوریه است.
  • آرش ۱۴:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    باقری جان چرا اینقدر عصبانی؟!! خوب منم که نگفتم همۀ مراجع باید فلسفه یا فیزیک و شیمی بخونن!! گفتم وقتی در حوزه ای تخصص ندارند، در آن حوزه کلامشان مسموع نیست! همین!! این حرف من بی ادبی بود؟!!! در ضمن علم به معارف ثقلین با هیچ علم دیگری قابل قیاس نیست اما مسألۀ اصلی تبیین مطالبی است که در قرآن و حدیث آمده. شما معاد جسمانی، یا معجزات انبیاء، یا موجود بودن بهشت و جهنم یا وجود لوح و قلم یا کلی مسألۀ مشابه دیگر را چطور می خواهی توجیه کنی که انسان نقاد و پرسشگر امروزی آنرا بفهمد و بپذیرد؟ بحثی در این نیست که ملاصدرا یا علامه طباطبائی توانسته اند دقیقاً مراد و مقصود دین را تبیین عقلانی کنند یا نه، بحث در این است که حداقل در این راه تلاشی کرده اند. آقایان مخالف اگر می خواهند نقدی کنند در این پارادایم وارد شوند و مبانی یا نتایج را نقد کنند اما نه اینکه از بیخ و بن هرگونه تلاش عقلی را رد کنند و فلاسفه و حکما را تکفیر نمایند.
  • ۱۵:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    اصلاً فهمیدی دعوا سر چیه؟ هر کی می خواد فیزیک بخونه هر کی می خواد نخونه. اما هر کسی که نخونده نمی تونه مسائل اون رو نقد بکنه یا اگه کرد نقدش تخصصی نیست. والسلام
  • عمو ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    کجای صحبت ایشان چنین چیزی بود؟
  • سجاد ۱۶:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    ایات عظام نصیری؟!! نصیری کجاش ایات عظام است؟! اصلا سطح علمیشون کجا معلومه. مقالات و کتبشون هم سطح علمیشونو جواب میده
  • آ.ف ۱۶:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    نخیر! منظور ایشان این بود که آنهایی که فلسفه را نفهمیده اند، نفهمیده اند! چه مرجع تقلید باشد چه عمر طولانی داشته باشند و چه هزاران هزار کتاب فقهی و اصولی و منطقی خوانده باشند. معیار تخصص در فلسفه فقه و اصول و مرجعیت نیست برادر
  • آ.ف ۱۶:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    به خدا قسم شما 7-8 سال فلسفه را نزد اساتید فن بخوانید، نمی گویم صاحب نظر می شوید اما لا اقل اشکالات عجیب و غریبی را که تفکیکیان می گیرند نخواهید گرفت.
  • آ.ف ۱۶:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    مهدی جان یک توصیۀ برادرانه دارم! شما کتاب فصوص الحکم را هرگز نباید می خواندی کما اینکه اساتید اهل فن نیز هرگز شاگردی را که مقدمات 10-12 ساله را در فلسفه طی نکرده برای تدریس فصوص نمی پذیرند. چون ابن عربی متن بسیار سنگینی دارد و سراسر کلامش نیازمند تأویل و تفسیر است. به نظر شما شیخ بهائی یا امام خمینی یا علامه طباطبائی یا شهید مطهری یا استاد جوادی آملی به چه دلیل اینقدر به ابن عربی ارادت داشتند؟ شهید مطهری معتقد بود در هر دوره ای به اندازۀ انگشتان دست هم نداریم کسانی را که تمامی کلام ابن عربی را بفهمند. یا علامه طباطبائی در مورد ابن عربی فرموده بود حتی یک نفر هم در بین علمای اسلام مثل ابن عربی سخن نگفته است. حالا همۀ اینها بر خطا بوده اند و گمراه شده بودند؟! حاشا و کلا! شما بهتر است مقدمات را طی کرده و سپس نزد یک استاد مبرز به تعلیم فصوص بپردازید آنوقت نقدتان تخصصی خواهد بود.
  • آ.ف ۱۶:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    کی گفته مراجع اسلام شناس نیستند؟!! مراجعی که فلسفه نمی دانند، نمی توانند کلام فیلسوفان را حمل بر کفریات کنند. شما چرا جعل در نقل قول می کنید؟!
  • ۱۷:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    امیرسجاد جان! شیخ مفید بحرالعلوم مقدس اردبیلی همگی از مخالفان فلسفه بودند
  • یحیی ۱۸:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آیا آقای وکیلی خودشان مجتهد هستند؟ ایشان بیشتر درس خونده اند یا آقای نصیری؟ آقای نصیری هرچند که معمم نیستند ولی سابقه درس شون بیشتر از آقای وکیلی است و همین الان سر درس آیت الله شاهرودی حاضر می شوند.
  • یحیی ۱۸:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    آیا آقای وکیلی خودشان مجتهد هستند؟ ایشان بیشتر درس خونده اند یا آقای نصیری؟ آقای نصیری هرچند که معمم نیستند ولی سابقه درس شون بیشتر از آقای وکیلی است و همین الان سر درس آیت الله شاهرودی حاضر می شوند.
  • آرمین ۱۸:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    بنده در مدرسه تیزهوشان با آقای وکیلی هم کلاس بودم. بسیار پسر مهربان و دوست داشتنی و انسان و از طرف دیگر بسیار تیزهوش بودند. بخصوص در ریاضی.
  • ريحانه ۱۸:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    به نظرم گاهي ما درمقام دفاع از اشخاص مورد علاقمون سعي ميكنيم به هر شكل كه شده ايرادات رو بپوشونيم،اگر ابن عربي يا هر كس ديگه چنين حرفهايي رو زدند،خب مسلما خلاف قرآن صحبت كردند،اين حرف مشخصيه واحتياج به زبانشناسي وتفسير نداره،تا اون جايي كه من ميدونم ايران نقطه بلوغ عرفان حقيقيه ،اما بعيد نيست كه حتي اين فلاسفه بزرگ هم به دليل غرق شدن در مفاهيم فلسفي اون روزگار دچار اشتباه شده باشند.
  • صدر ۱۹:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 1
    آقای معماریان عزیز , تمام درسهائی که برای فقاهت و فقیه شدن لازم است معلوم است از ادبیات عرب تا لمعه و قوانین و مکاسب و رسائل و کفایه و جواهر و کتابهائی از این دست . در هیچکدام از این کتابها چیزی بعنوان فلسفه و عرفان یافت نمی شود و اصلاً ارتباطی هم به مرجعیت ندارد . همان طور که مراجع بزرگوار تقلید لازم نیست که : بنائی و معماری و عطاری و صرافی و .... بلد باشند و باز لازم نیست که ادبیات فارسی و زبان و علوم اجتماعی و هنر و .... را بلد باشند و باز لازم نیست که جغرافی و زمین شناسی و .... را بلد باشند و باز لازم نست که طب و فیزیولوژی و جانور شناسی و .... را بلد باشند به همین گونه هم لازم نیست که فلسفه و عرفان و تصوف و سیر و سلوک را بلد باشند ولی اگر بخواهند در این امور اظهار نظر بفرمایند می بایست سالها نزد اساتیدش تحصیل کرده باشند . بلی سالها و سالها همان طور که بخواندن رسائل کسی مجتهد نمی شود و استاد فن می خواهد همان طور هم به خواندن و حتی حفظ منظومه حاجی سبزواری کسی فیلسوف نمی شود . فلسفه کشک نیست . عرفان پشم نیست . تصوف صحیح نه تصوف مبتذل یشم نیست و سیر و سلوک هم نادرست نمی باشد . بنا نیست اگر عوام امت به فقیهی رجوع کردند و دست او را بوسیدند و به او وجوهات دادند و از او استفتاء کردند و او هم به مقتضیات شرعی همه اینها عمل کرد ، پس در نتیجه در همه دین می تواند اظهار نظر نماید . این تفکری مطابق ذوق عوام است و از دائره تحقیق بسی دور . هر کس در حیطه خویش صاحب نظر است و مصاحبه شونده که من اصلا او را نمی شناسم هم از همین مقوله سخن گفته است و سخنی خوب و نیکوست گرت زین بد آید گناه من است چنین است آئین و راه من است
  • مهدی. استاددانشگاه ۲۰:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    آقای ناشناس درست می گویند. ایشان به روش بحث آقای وکیلی که حرممت نگه نداشته اند ایراد گرفته است ، نه محتوای آن. چطور ایشان اینگونه درباره علامه حکیمی اظهارنظر می کنند؟! درست است که سن ملاکی برای فهم درست وغلط نیست. اما بزرگان ما شئون دیگری هم دارند که باید پاس داشته شود. حداقل به حرمت زحمات پنجاه ساله ایشان درباره الحیات، کمی آرام تر وبا احتیاط بیشتری درباره بزرگان صحبت کنیم.
  • رحمان ۲۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    تا به حال بسیاری مناظرات را دیده بودم و مطالب بسیاری از موافقین و مخالفین فلسفه شنیده ام. تا به حال بیاناتی اینقدر شفاف و صریح و تبیین کننده حقیقت ندیده بودم. الحق که بسیاری عالمانه و دقیق و در حین حال واضح و فطری و وجدانی بیان کرده اند. حق کاملاً مشخص است مگر اینکه برخی افراد متعصب و متحجر باشند، مثل بعضی دوستانی که متاسفانه نظر داده اند و فقط تعصبات خود را بیان کرده اند. اهل دلیل و منطق و حق جویی باشید لطفاً. مصاحبه را دقیق مطالعه بفرمایید. یک نقد علمی اگر دارید بگویید. حاشا نکنید.
  • محسن ۲۲:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    مصاحبه بسیار زیبا و جامعی بود. همینکه اینهمه مخالفین حکمت و عرفان را به وحشت انداخته و حرف های بی سر و ته و بی منطق علیه استاد وکیلی می نویسند. معلوم است که کار ایشان عالی بوده.
  • امیرسجاد ۲۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    ناشناس عزیز من عمرم را در مورد زندگی مقدس اردبیلی و سید بزرگوار بحرالعلوم سپری کردم قطعا و یقینا به همون معنا و قرابت شدید با نظرات حضرت امام و حضرت آقا هم به فلسفه و عرفان شیعی و هم بالاخص به وحدت وجود تعلق خاطر داشته اند شیخ مفید که اظهرالمن الشمسه که فلسفی بودن حتی در آرای فقهیشونم از مبانی عقلی بوفور یاد و استفاده میکنن در مورد فلسفه ما و آمیختگیش به عرفانمون شکی نیست اساس اخلاق شیعی که بنیان عرفان تشیع هستش مبنای فلسفیدن ماست برادر یا خواهر گرام ... .
  • روح الله ۲۳:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    0 0
    اگر یک جمله از این مصاحبه را توانستید نقد علمی کنید بعد حرف بزنید. کتاب صراط مستقیم هم چند سال است چاپ شده، تفکیکی ها فقط علیه کتاب و آقای وکیلی فحاشی و شایعه سازی و تهمت پراکنی کردند. یک نقد علمی به کتاب وارد نکردند. فقط هیاهو و جنجال و ... مخالفین فلسفه و عرفان عموماً کاری جز هیاهو ندارند. حرف علمی ابداً ارائه نمی دهند.
  • آرمین ۰۳:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    بنده در مدرسه تیزهوشان با آقای وکیلی هم کلاس بودم. بسیار پسر مهربان و دوست داشتنی و انسان و از طرف دیگر بسیار تیزهوش بودند. بخصوص در ریاضی.
  • یحیی2 ۰۵:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    این فلاسفه هم هرکسی نقدشون کنه فقط بلدند تجهیل کنند و بگویند نفهمیده . ولی اصلاً جواب اشکالات آقای نصیری را نمی دهند. حمل حقیقت و رقیقت از اون حرفهایی است که برای فرار از عینیت خالق و مخلوق ساخته اند و کاملا من درآوردی است و با هیچ عقلی سازگار نیست
  • محمود ۰۵:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    اولا آقای وکیلی در این حد نیستند که تو این زمینه حرف بزنند جلسات نقد تفکیکشون را در شهر اصفهان دیدیم اصلا مایه نداشت و ایشان حالا حالاها باید درس بخونند تا حرفای گنده گنده بزنند. زشته یک طلبه کم سواد حرفای گنده گنده بزنه.
  • آ ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    خانم ریحانه! نظر شما در رابطه با داستان موسی و خضر چیست؟ آیا کار حضرت خضر در ارتباط با سوراخ کردن کشتی، کشتن یک انسان و آسیب زدن به اموال و دارایی های مردم در ظاهر کار درستی بود؟ آیا نیاز به تفسیر و تأویل نداشت؟ اما حضرت موسی با اینکه پیامبر اولوالعزم الهی بود باز با این حال به علم لدنی حضرت خضر احترام گذاشت و اعتراف نمود که تأویل برخی کارهای او را نمی فهمد. طی این مرحله به همرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی کلام عرفای بزرگ ما نیاز به تأویل و تفسیر دارد و فهمیدن آن کار هر کسی نیست حتی اگر مرجع تقلید باشد. شما ببینید همن شهید مطهری در ارتباط با عبارت "انا الحق" حلاج که این تفکیکی ها اینقدر آنرا تکفیر می کنند، چه تعابیر زیبا و دلکشی دارند. بدون فهم و تدبر و تعلم در این وادی نباید نفیاً و اثباتاً نظری داد.
  • آ ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    من هم سر کلاس های پوپر و گوروویچ شرکت کردم. آیا می تونم فقه جواهری را نقد کنم و از عقب ماندگی آن گله کنم؟!
  • عبدالله ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    اولا که ابتدا راجع به سوابق علمی جناب وکیلی کسب اطلاع کنید و سپس این حرف ها را بزنید. و ثانیا اینکه چه کسی کجا بوده و چه خوانده و چگونه خوانده به جای خود؛ این حرف های اگر دقیق و منطقی جواب منطقی دارید یا دارند بسم الله. اگر نه الکی فرافکنی نکنید.
  • ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    تفاوت آخباری ها با تفکیکی ها در این است که اخباری ها در فروع دین اخباری بودند و تفکیکی ها در اصول دین اخباری هستند.
  • ۰۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    مشکل شما هم این است که از فلسفه چیزی نمی دانید
  • سجاد ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    استاد وکیلی 20 سال است طلبه اند و روز و شب دائماً مشغول تحصیل و تدریس و تحقیق بوده اند. ایشان حتی منبری خوبی نیستند. چون همیشه درس می خوانده اند و زیاد اهل منبر رفتن هم نبوده اند. حالا مقایسه کنید با آقای نصیری که از زندگی نامه ایشان واضح است که در بین تحصیل دائماً مسئولیت های سیاسی و غیره داشته اند.. مهم تر از همه اینکه ایشان فلسفه و عرفان را اصلاً درست درس نگرفته و استاد ندیده و چیزی بلد نیست از ابتدائیات فلسفه و عرفان.
  • عبدالله ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    در سه جلسه مناظره ی استاد واسطی با آقای نصیری که در آنجا آقای نصیری حسابی کم آورده بود و نمی دانست چه بگوید. (خصوصاً در جلسه دوم و سوم) اینبار هم اگر مناظره ای بین آقای نصیری و استاد وکیلی صورت گیرد واقعاً دیدنی و شنیدنی خواهد بود. توصیه می کنم دوستان مناظره استاد واسطی با آقای نصیری را دانلود کنند.
  • سیدعباس ۱۰:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    نمیدونم دوستانی که اظهار نظر کردند از علفم فلسفه چیزی می دانند یا نه؟ خیلی بده کسی کتاب صراط مستقیم رو نخونده باشه و حداقل یک دوره نظارت تفکیکی ها و مخالفانشان رو نخونده، بیاد اینجا وبگه چه و چه. واسه همینم بحث همه چیز شده الا فلسفه. و نکته بعدی اینکه؛ نمیدونم چرا این روزها باب شده هرکس یک دیدار با مقام معظم رهبری می کند، بعدش با همین عنوان می آید و مصاحبه می کند. چرا از ولی ما اینقدر مایه میذارید؟
  • آ ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آقای وکیلی که دانش آموختۀ فلسفه هستند و حداقل بطور تخصصی وارد این رشته شده اند حق اظهار نظر ندارند اما آقای نصیری حق دارند حرف بزنند؟!! یا للعجب!
  • محمد ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    این آقا که اینجوری درباره استاد سیدان حرف میزنه باید بدونه که استاد در یک مناظره ای از حفظ بخشهایی از اسفار رو برای طرف مقابل خواند. البته طرف مقابل میخواست کتاب را بیاورد که استاد گفت لازم نیست و این مطالب است که کتاب را هم آوردند و معلوم شد استاد دقیق گفته... آقای سیدان سالهاست در فلسفه صدرایی تحقیق و تفحص میکند و درست نیست این آقا که سنش چندان نیست و معلوم نیست خودش چقدر فلسفه خوانده بگوید که استاد سیدان بدایه را هم نخوانده... شما در مقابل نقدهای آیت الله وحید خراسانی به فلسفه چه دارید بگویید؟ نکند میخواهید ایشان را هم که سالها مدرس فلسفه بوده اند به عدم خبرویت در فلسفه متهم کنید؟؟؟؟
  • آرش ۱۱:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    هم کلامی با بعضی از شما واقعاً سخته. لکم دینکم و لی دین
  • محمد ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    این آقایانی که در قمست نظرات درباره عدم تخصص مراجع تقلید در فلسفه نوشته اند، باید بگویم که کمی بهتر است مطالعه داشته باشید.. آیت الله وحید که فلسفه را نقد میکند و میگوید کشک است سالها فلسفه را خوانده و تدریس کرده... یا آیت الله مکارم که کتاب در این مورد دارد... دوستان مراجعی که خواندن فلسفه را حرام کرده اند، در فلسفه کاملا خبره هستند... البته دیدگاه های تفکیکیانی که شاگرد میرزامهدی بوده اند و از علامه رفیعی قزوینی کسب فیض نکرده اند، قابل نقد است (آقای سیدان سالها از محضر علامه رفیعی استفاده کرده و دیدگاه خاص خود را در نقد فلسفه دارد
  • حسین ۱۱:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    به نظر نمیرسه که هیچ کدام از طرفین بحث نگران دین و تشیع باشند بلکه نگران اعتقادات شخصیشون هستند وگرنه اینگونه مستانه مبارز نمی طلبیدند. شیعه بودن تمام علامایی که نام بردید گوهریست که درش را الان نمیفهمیم.
  • محمد ۱۱:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    و یک نکته دیگر... نقد به فلسفه صدرایی را چرا عجیب میدانید... مگر علامه طباطبایی فلسفه صدرایی را نقد نکرده و نگفته که این چه جور فلسفه ایست که هرجا مرحوم ملا هرجا نتوانسته بحث کند آورده چون شیخ اکبر اینگونه گفته پس درست است؟ مگر نقدهای امروز حجت الاسلام فیاضی (شاگرد استاد مصباح) بر فلسفه صدرایی را نخوانده اید؟؟؟ نقدهای ایشان اساس فلسفه صدرایی را زیر سوال برده... دیگه حرفی ندارم، همین
  • آرش ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    من هم به دوستان پیشنهاد می کنم این مناظره را ببینند. فارغ از اینکه کی برده یا کی باخته، روش منطقی و اصولی در تقریر مدعا را می توانیم در این مناظره بیاموزیم. اتفاقاً در جایی از مناظره آقای واسطی با اعلام قبلی بوسیلۀ روش خود آقای نصیری شروع می کند به بحث کردن که از قسمتهای بسیار جالب مناظره است.
  • روح ۱۲:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آقای سیدان از کل عبارات نه جلد اسفار همون یک عبارتی که ایشان فکر می کند کفر و شرک است را حفظ کرده زحمت کشیده. مثل آیت الله وحید که میگه : همه اسفار پیش من است ، از اول تا آخر، بعد میگه از اول مفهوم وجود تا آخر مباحث طبیعیات برات بگم... در صورتی که طبیعات در جلد های وسط اسفار است نه آخر اسفار ! :-) فلسفه دانی و عرفان دانی مخالفین فلسفه و عرفان در همین حد است که چند عبارت را خوانده اند و چون استاد ندیده اند اشتباه فهمیده اند و ابداً تخصصی ندارند. با حلوا حلوا کردن که دهان شیرین نمی شود. ادعا کنید که اینها متخصص بوده اند ! زندگینامه هایشان مشخص است .... هیچ کدام از مخالفین فلسفه و عرفان، در این دو علم شریف متخصص نیستند.
  • مینا ۱۲:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    کسی ابداً نقد به فلسفه صدرایی را عجیب نمی داند. اصلاً ذات فلسفه ای که حجت الاسلام وکیلی و امثالهم از آن دفاع می کنند همین است که نظرات فلسفی مختلف و مجتهدانه است نه مقلدانه. اما برای متخصصین در فلسفه نه کسانی که توهم تخصص در فلسفه دارند چون فقه و اصول خوانده اند!
  • احسان ۱۲:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    شما دوست عزیز حتماً مطلع نیستید که آقایان مخالف فلسفه و عرفان حکما و عرفا را کافر می دانند! فحاشی های اینها را حتماً ندیده ای! توهین آیت الله صافی به علامه حسن زاده را حتماً ندیده ای. یکجا استاد وکیلی منظورشان آیت الله صافی است اما مودبانه اسمی از ایشان نمی آورند. اما این آقایان به بزرگان بی نظیری مثل علامه حسن زاده املی بدترین توهین ها را می کنند. آقای سیدان بزرگترین مشکل جهان اسلام را فلسفه صدرایی و عرفانی محیی الدینی می داند. اگر مخالفت ها و بی ادبی های مخالفین فسلفه و عرفان را می دیدی متوجه می شدی که چرا جواب دادن ها و مصاحبه هایی این چنین کامل و واضح لازم است.
  • ۱۲:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    افاضات جدید از مکتب تفکیک! آیت الله وحید خراسانی سالها تدریس فلسفه می کرده است! پس من هم چندین ساله دارم خارج فقه فقه می گم پس!!!
  • روح الله ۱۲:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آقایان و خانم هایی که معترض به جوان بودن استاد وکیلی هستند پاسخ دهند: اگر یک فقیه درباره مسائل فیزیک و شیمی نظر بدهد و مطالب این علوم را باطل بخواند. بعد یک استاد فیزیک یا شیمی جوان بیاید و نقد کند فقهای بزرگ را. شما چه می گویید؟؟؟ -خود آقایان فقها و مراجع باید احترام خود را حفظ کنند و در مسائلی مثل فیزیک و شیمی و فلسفه و عرفان و ... که تخصص ندارند نظر ندهند و این علوم را بی جهت ابطال نکنند- شیخ انصاری بسیار بیشتر از آقایان امروز فلسفه و عرفان را هم در کنار فقه و اصول بلد بود. اما باز هم ارجاع می داد به متخصص یعنی حاج ملاهادی سبزواری.
  • آرش ۱۲:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    دوست عزیز ما هم یه همسایه داریم 25 جزء قرآن رو حفظه و لابد اسلام شناس تر از آقای سیدان می باشد؟ نه؟!! آخه این چه دلیلیه برادر من؟ من هم بارها شده سر کلاس درسهای منظومۀ سبزواری بخشی از اشعار ملاهادی را که استاد فراموش کرده برایش از حفظ می خوانم. پس من اعلم از استاد هستم؟!!!
  • مریم ۱۲:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    جالب است که مخالفین فلسفه و عرفان به جای حرف های استدلالی و برهانی رو آورده اند به تهمت زدن و اقوام و خانواده افراد را زیر سوال بردن!!! الحمدلله استاد وکیلی توضیح دادند و معلوم شد که تهمت ها و دروغ هایشان چقدر بی اساس بوده...
  • آ ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    علامه طباطبائی حدود 50 سال از عمر شریفشون را صرف تعلیم و تعلم فلسفه کردند و حدود 10 جلد کتاب در رابطه با فلسفه نگاشته اند. استاد جوادی آملی حدود 40 سال است که در حوزۀ فلسفه تحقیق و پژوهش دارند و کثرت تألیفات ایشان در این حوزه شاید بالغ بر 25 تا 30 جلد کتاب باشد. میشه بگید آقای سیدان که انصافاً فقیه و مفسر توانایی هم هستند و عمری را صرف این علوم نموده اند، چند سال بصورت رسمی پای درس اساتید فن بوده و غور و تفحص فلسفی داشته اند؟ چرا ما یک اثر فلسفی خشک و خالی در حد بدایة هم از ایشان ندیده ایم؟
  • آرش ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آقای مکارم که انصافاً جزء مراجع روشن و آگاه معاصر هستند هیچ تخصصی در زمینۀ فلسفه ندارند. دوستان بیخود این بزرگان را وارد مجادلات خود نکنید. این حرف شما مثل این می مونه که من بگم آقای غرویان مرجع تقلید محبوبی بسیار با سوادی است!!!!!
  • آ.ف ۱۲:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    حسین جان در تاریخ و در کتب حدیثی ما مثل همین امالی و توحید و اصول کافی و امثالهم بخوان ببین هرگاه ملحدی یا منکری می آمد راجع به حتی اصل اساسی توحید از این بزرگواران سوال می پرسید، مطلب را بطور عقلی کاملاً تحلیل می کردند و به او ارائه می دادند. این یعنی تبیین عاقلانه از مفاهیم وحی. روش عقلی اصلاً و اساساً ریشه اش در روش امامان ما نهفته است. به نظر شما اگر الان امام صادق یا امام رضا بودند، در برابر سکولاریسم، یا پلورالیسم اعتقادی یا سوبژکتیویسم و ایمپریسم و راسیونالیسم و پوزیتیویسم و هزار تا ایسم دهان پر کن دیگه، روش فقهی و حدیثی در پیش می گرفتند یا روش عقلانی و فلسفی؟ شما می توانید از عصمت امام یا علم لدنی امام یا اصلاً از وجوب وجود امام معصوم در هر عصر و دوره ای برای یک راسیونالیست استدلال فقهی و روایی بکنی؟!! نمی شود برادر من
  • آرش ۱۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    علامه طباطبائی مبانی فلسفه را خوب فهمید و در همان پارادایم، بخشهایی از آن را نقد کرد و بخشهایی را هم پذیرفت. همانطور که شهید مطهری هم همین کار را کرد، استاد جوادی هم همین کار را کرد... خود ملاصدرا هم اصلاً همین کار را فلسفۀ اشراق و مشاء انجام داد. اما این چه ارتباطی دارد با نفی کل فلسفه و ملحد و کافر خواندن فلاسفه و عرفا!!
  • ۱۳:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    الان خیلی های دیگه هم هستند که فلسفۀ صدرایی را نقد می کنند اما تفکیکی نیستند چون روش عقلانی تبیین مسائل دینی را قبول دارند. استاد فیاضی یا حتی خود استاد دینانی خیلی بخشهای فلسفۀ صدرا را نقد کرده اند اما روش عقلی را تائید می کنند. مکتب تفکیک همانطور که از اسمش پیداست قائل به تفکیک فلسفه و دین است یعنی تبیین عقلانی و فلسفی گزاره های دینی را قبول ندارد.
  • آ.ف ۱۳:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آن آقایی که خواندن فلسفه را حرام اعلام نموده یعنی امام خمینی فعل حرام انجام داده؟!! شهید مطهری فعل حرام انجام داده؟!! اصلاً خود رهبر انقلاب که بارها فیلسوفان را خط مقدم مبارزه با مبانی معرفتی غرب دانسته هم دارند امر به حرام می کنند؟!! أین تذهبون؟!!!
  • علی ۱۳:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    جریان فکری ضد عقل و عرفان جدید خطری است که نهایتاً به اشعری گری نوین و تحجّر فکری و خشونت عملی منجر می شود چنان که در وهابیت تکفیری شده است. البته روی سخن ما با بزرگان دینی که دغدغه حراست از اندیشه های ناب اهل بیت (ع) را دارند نیست ، بلکه مراد جریانات روشنفکری جدید است که در پوست مرموز وارد شده اند. یقینا اینان اگر بتوانند در مرحله اول فلاسفه و عرفا را از میدان به در کنند به سراغ علم اصول خواهند رفت و رو در روی فقیهان خواهند ایستاد. و به این عنوان که علم اصول ،علم بشری است با آن مقابله خواهند کرد، سپس ... این عقل ستیزان در کمین حوزه های علمیه که هزار و اندی سال پرچم عقلانیت و معنویت و عدالت را بر دوش می کشند نشسته اند تا آن را تهی سازند
  • ۱۳:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    گل گفتی
  • آرش ۱۳:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    خود آیت الله سبحانی یکبار که از ایشان سوال شده بود فرموده بودند من تخصصی در زمینه فلسفه و عرفان ندارم اما چون متألهین بزرگی مثل حضرت امام و شهید مطهری به آن اشتغال داشته اند هرگز نمی توانم آنرا باطل بخوانم. درود بر شرف امثال شیخ انصاری و آیت الله سبحانی و امثالهم که حداقل منیت ندارند.
  • ۱۴:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    صحبت های آقای وکیلی در کمال ادب است.
  • آ ۱۴:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    طلبه های مقدمه خوان به ..... توهین کردند زشت نبود؟ طلبه ای که موهای روی صورتش هنوز کامل در نیومده با قمه نیم متری دنبال .... کرد زشت نبود؟ اونوقت این آقا که در کمال ادب می گه فلان مرجع اطلاعات فلسفی ندارد، طلبۀ بی سوادی است که حرفهای گنده گنده می زنه؟!! پناه بر خدا
  • محمد ۱۴:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    ببینید همین دوستانی که طرفداری از فلسفه دارند در همین چند کامنت مشخص است که حرف حساب سرشان نمیشود... باباجان تو از کجا میدانی که آیت الله سیدان کجای اسفار را خوانده؟؟؟ یا آیت الله وحید هیچ از فلسفه نخوانده است... دوستان حضرت امام خمینی فرموده که من هم اگر جای آقای بروجردی بودم در مقابل این همه فلسفه خواندن در حوزه احساس مسوولیت میکردم. امام خوانش فلسفه را تحت شرایطی مجاز میدانست... دوستان کسی از روش عقلی اشکال نگرفته است، کجای حرفای آقای سیدان، یا مهدی نصیری اشکال به عقل گرایی است؟؟؟؟ منابعی هم درباره حرفهایم، یعنی اشکال امام بر خواندن فلسفه و یا تبحر آیت الله وحید در فلسفه در کامنت بعدی می آورم... اما مهم این است که این جریان هم باید باقی بماند و نه نابود شود
  • آ.ف ۱۴:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    من خاک پای آیت الله سیدان و آیت الله وحید خراسانی. اما ایشان فرق ماده در معنای فلسفی که در مقابل صورت می آید را با ماده در معنای عرفی آن اشتباه گرفته اند!! به متن مناظره ایشان با آقای جوادی مراجعه کنید و اصرار عجیب ایشان را علیرغم تذکرات متعدد استاد جوادی بر این معنا ملاحظه فرمائید. به خدا قسم کسیکه 5-6 سال فلسفه را بصورت تحلیلی خوانده باشد از این اشتباهات نمی کند. آقای وحید خراسانی هم مدام تقریری از وحدت وجود را ارائه می دهند که خود استاد مطهری در کتاب اصول فلسفه آن تقریر را به منظور آشنایی نوآموزان!! طرح نموده و نقد کرده. دوستان عزیز تفکیکی یکبار 5 جلد اصول فلسفه و روش رئالیسم را بخوانند بعد نقد کنند. اسفار و اشارات و فتوحات پیشکش
  • محمد ۱۴:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    اون بنده خدایی که در پاسخ من نوشته، افاضات جدیدی از مکتب تفکیک، لازمه بهش بگم که اسم کامل من محمد آسیابانی، فوق لیسانس پژوهش هنر دارم و لیسانس ادبیات نمایش، به هیچ عنوان طرفدار تفکیک نیستم، فلسفه اسلامی رو هم مدتهاست دارم زیر نظر استاد میخونم، همراه با جریانهای نقدش... من حرفم اینه که باید این جریانها وجود داشته باشند و به هیچ عنوان هم مزخرف نمیگند... مرد حسابی برو مقدمه کتابی که انجمن آثار و مفاخر فرهنگی درباره یادنامه حاج ملاهادی سبزواری چاپ کرده بخون و به یقین ببین که آیت الله وحید هم منطق تدریس کرده و هم فلسفه
  • آرش فرحزادی ۱۴:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    دوست عزیز با اینکه لحن شما زیاد جالب نیست و شاید نیازی به مباحثه با شما نباشه اما لازمه خدمتتون عرض کنم بنده هم فوق لیسانس فلسفۀ اسلامی از دانشگاه تهران دارم و قاعدتاً از شما صاحب نظر تر می باشم. وقتی شما در چنین فضایی عبارت "مدرس فلسفه" را بکار می برید یعنی کسیکه کرسی تدریس فلسفه دارد نه اینکه چند سال بطور پراکنده فلسفه گفته باشد. اگر اینطور باشد خیلی از طلبه های سطح 6 و 7 هم در حوزه مقدمات فقه و اصول تدریس می کنند اما به آنها مدرس فقه و فقیه گفته نمی شود. این بخاطر فضای حوزه است که هر کس مقداری مطلب بلد است می تواند جمعی را که از او پایین تر هستند تعلیم دهد. آقای وحید خراسانی که بنده به هیچ وجه مایل نیستم حتی گردی بر دامان شریف ایشان بنشیند، هرگز به عنوان مدرس فلسفه به معنایی که گفتم شناخته نمی شوند. حتی امام خمینی نیز هرگز به عنوان متخصص و مدرس فلسفه شناخته نمی شوند. مدرس فلسفه به بزرگانی همچون علامه طباطبائی، شهید مطهری، استاد جوادی آملی و امثالهم اطلاق می شود که جریان سازی کرده و کرسی تدریس فلسفه داشته اند. به این معنا نه آقای سیدان نه آقای وحید نه آقای صافی نه آقای مکارم و... هیچیک مدرس و متخصص فلسفه محسوب نمی شوند.
  • میرحامد هندی ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    متاسفانه ، عجب و غرور وجود آقای وکیلی را فرا گرفته است و ایشان نظیر بعضی از اهل فلسفه و عرفان اینگونه می پندارند که بقیه در مسائل عقلی پیاده هستند و ایشان سواره. با کمال تأسف ایشان اطلاعات مربوط به مرحوم آیۀالله العظمی میرزا مهدی اصفهانی را مخدوش نموده و علیرغم آن که خود را فردی مؤدب جلوه می دهد ، اما کمال جسارت و بی ادبی را به ایشان و شاگردان گرامی ایشان نموده است. امیدواریم ایشان در سر سفره اهل البیت علیهم السلام درسی از اخلاق بیاموزند. اینجانب با عنوان تفکیک مخالفم و با جریانی که آقای حکیمی به راه انداخته است ، مخالفم. معتقدم کسی می تواند فلسفه و عرفان را نقد کند که مطالب آن را بفهمد. از اساطین فلسفه خراسان ، مرحوم آیه الله شیخ محمود حلبی بودند که متاسفانه آقای وکیلی به نام ایشان نیز تفوه ننموده است. این بزرگوار بعد از سالها تعلّم و تدریس مباحث فلسفه در خراسان ، پس از برخورد با مرحوم میرزا و مباحثات فراوان ، دریافت که مسیر فلسفه و عرفان اشتباه است. چگونه آقای وکیلی به خود اینگونه اجازه می دهند که با اطلاعات ناقصی که به مردم می دهند ، به نفع خود استفاده نمایند؟ امید است که ایشان که مسیر خود را مناظره و گفتگو و سیر مسیر عقلی بیان می کنند ، بدون آنکه به اسامی بزرگوارانی اشاره فرمایند تا به دلائلی افراد سکوت نمایند و پاسخ ایشان را ندهند ، به طرح مباحث علمی بپردازند تا حقانیت خویش را اثبات نمایند. شعار دادن و تکیه به نام شخصیت ها نمی تواند دوای درد درونی آقای وکیلی باشد!
  • آرش ۱۴:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    نامۀ امام به گورباچف در سالهای پایانی عمر ایشان بود. ایشان در این کتاب از سه شخصیت اسلامی برای دعوت یکی از بزرگترین امپراطوری های کفر در آن زمان به اسلام نام بردند. یکی سهروردی یکی ملاصدرا و دیگری ابن عربی. حتی در انتهای نامه به گورباچف پیشنهاد دادند که چند نفر از علمای مبرز خود را بفرستید تا در حوزه های ما عرفان ابن عربی را بیاموزند. آنوقت شما از مخالفت امام با فلسفه و عرفان می گویید؟ سفسطه تا کجا
  • ۱۴:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    ببینم اگه کسی رسائل خوند می شه فقیه و مدرس فقه؟ بابا جون متخصص فلسفه به کسی می گن که سالها تدریس فلسفه کرده و آثار مکتوب بجا گذاشته. استاد جوادی بیش از 20 جلد کتاب در این حوزه داره. آقای وحید خراسانی چند اثر فلسفی دارند؟
  • آ ۱۵:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    شما یکی دو تا جمله از زبان امام نقل می کنی و اون رو دلیل بر باطل بودن فلسفه می دونی اما هزاران هزار جملات این فقیه و حکیم بزرگوار را در تائید فلسفه و عرفان در نظر نمی گیری؟! در ضمن اینکه معتقدی امام پرداختن به فلسفه را تحت شرایطی مجاز می دانست که این حرف همۀ ماهاست برادر من! آقای نصیری یا آقای عباسی چرا بدون اینکه مقدمات فلسفه را طی کنند و از بدایه و شفا و اشارات و نهایة شروع کنند تا برسند به منظومه و شرح منظومه و اسفار و نهایتاً بعد از 10-12 سال خواندن اسفار پیش اساتید فن، تازه به سراغ فصوص و فتوحات بروند چرا بدون مقدمه شروع کردند به خواندن فصوص و از آن اشکال در می آورند.؟ خب این که حرف خود ماست! همین الان علامه حسن زاده کسانی را که اسفار را نزد خود ایشان نخوانده باشند (یعنی 12 سال خود اسفار + بیش از 5 سال هم مقدمات که می شود حدود 17 سال مطالعه و تحقیق در فلسفه) به عنوان شاگرد درسهای فصوص نمی پذیرند.
  • محمود ۱۵:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آقای آ سلام من گفتم طلبه کم سواد نه بی سواد چرا تحریف می کنی؟؟؟؟؟ ثانیا باز هم میگم: آقای وکیلی در این حد نیست........ کاش ایشان یک بار قرآن و احادیث را خونده بود....
  • رحیم ۱۶:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    این که آقای وکیلی این قدر از مقام معظم رهبری برای فلسفه و عرفان مایه گذاشته اند، آبا ایشان را متخصص در فلسفه و عرفان می دانند؟ آیا فقط در مخالفت با فلسفه و عرفان باید تخصص داشت و برای موافقت با فلسفه و عرفان و ستایش از آن تخصص لازم نیست؟!!!!!
  • مرتضی ۱۶:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    اساسا حرف آقای وکیلی به ادله متعددی غلط است از جمله این که بسیاری از مراجع تقلید بر علم کلام که متخذ از تعالیم کلامی قران و اهل بیت علیهم السلام و عقل صریح و بین است مسلط هستند و به راحتی می توانند خطاهای فاحش فلسفه و عرفان را بفهمند و رد کنند. ضمن آن که غیر منطقی و ضد دینی بودن برخی حرفهای فلسفی و عرفانی مثل تجلیل از گوساله پرستی که آقای وکیلی یک جزوه در دفاع !!!!! از آن دارند، برای افراد عوام نیز بدیهی است.
  • هدی ۱۶:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    پیشنهاد می کنم مشرق متن مناظره آیت الله سیدان با آیت الله جوادی را چاپ کند تا دست برتر آقای سیدان در دفاع از معاد قران و اهل بیت آشکار شود و معلوم شود که چرا بیت آقای جوادی از انتشار این مناظره گله مند بوده اند.
  • ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    نه رحیم جان اما ایشان مانند خیلی دیگر از کسانی که فلسفه را در حد استادی نمی دانند اما ضرورتش را درک می کنند، بارها این مطلب را به حوزه تذکر داده اند که جو ضد فلسفی را تعدیل کنید. الان غرب در تمامی حوزه های فلسفی در حال پیشرفت است و من و شما هنوز اندرخم یک کوچه ایم. در ضمن توجه داشته باش که نگفته اند که فیلسوفان پیغمبرند اما تفکیکیان محترم صدرا و ابن عربی را کافر می دانند.
  • ۱۶:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    علامه کمپانی هم بعد از عمری که نظر مساعدی به فلسفه و عرفان نداشت در اواخر عمر گرایش شدیدی به اسفار صدرا پیدا کرد و مجذوب معارف فلسفی حکمت متعالیه شد. آیا با این قبیل دلائل می شود فلسفه را نفی یا اثبات نمود؟ قضیه روشن برادر من، هر کس می خواهد فلسفه را نقد کند باید آنرا بطور صحیح فرا گرفته باشد و در ضمن نباید در انتها فلاسفه و عرفا را کافر و بنگی خطاب کند.
  • مرمر ۱۶:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    تقدیم به استاد وکیلی که یک صوفی تمام عیار هستند و از تصوف جانانه دفاع می کنند: شمس تبریزی مراد و مقتدا و بلکه خدای مولوی (مولوی: شمس من و خدای من!) در مطلبی مرتبت عرفان را لایق حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهراء علیها السلام ندانسته و وی را زاهده می داند، چرا که آن حضرت در باره دوزخ نگران بوده و از رسول الله صلی الله علیه و آله پیوسته در باره دوزخ می پرسیده است. و این در حالی است که می گوید اما ما (یعنی عرفا!) از دوزخ بیمی نداشته و با آن چنان معامله ای کنیم که از ترس ما بمیرد! عین عبارت شمس چنین است: «مردم را سخن نجات خوش نمى‏آید، سخن دوزخیان خوش مى‏آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم [بیفشانیم]. که بمیرد از بیم. فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى» (مقالات شمس ص 151 ـ 341 نقدی بر مثنوی ص 92) این ادعای شمس در حالی است که همه انبیا و اولیای الهی و شخص رسول الله و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین نیز نسبت به دوزخ و عذاب الهی بویزه برای امتهایشان اظهار نگرانی می کردند. البته عرفا و صوفیه شآن خویش را فراتر از بهشت و جهنم و نعمتها و عذاب الهی می دانند و لازمه قول به وحدت وجود نیز همین است چرا که با فنا و اندکاک در ذات الهی و عین خدا شدن و خود خدا بودن چه جای نگرانی از جهنم و چه جای شوق به بهشت است!
  • ۱۶:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    اظهار ارادت ویژه مولوی به معاویه در کتاب مثنوی: مولوی سراینده مثنوی با جعل داستانی در دفتر دوم مثنوی ارادت ويژه خود را به معاوية بن ابوسفیان یکی از ننگین ترین چهره های تاریخ اسلام نشان می دهد. مولوی چنین افسانه سازی می کند که معاویه، دایی مؤمنان! در قصرش خفته بود و در حالی که درهای قصر به روی همه بسته بود، شخصی او را بیدار می کند. معاویه متعجب از این که چه کسی توانسته وارد قصر و اتاق خواب او شود، می گوید: تو که هستی و چگونه جرأت کردی وارد قصر شوی که در این هنگام شیطان خود را معرفی می کند و می گوید او بوده است که معاویه را بیدار کرده است. معاویه از او می پرسد چرا مرا بیدار کردی؟ راستش را بگو؟ مولوی پس از آن که چند بیت در باره استمداد معاویه از خداوند متعال برای نجات از مکر شیطان می سراید، از زبان شیطان می گوید: از بْن دندان بگفتش بهر آن کردمت بيدار می دان ای فلان تا رسی اندر جماعت در نماز از پی پيغمبر دولت فراز گر نماز از وقت رفتی مر ترا اين جهان تاريک گشتی بی ضيا از غبين و درد رفتی اشکها از دو چشم تو مثال مشک ها گر نمازت فوت می شد آن زمان می زدی از درد دل آه و فغان من ترا بيدار کردم از نهيب تا نسوزاند چنان آهی حجاب اینجا مولوی از زبان معاویه به شیطان می گوید: حالا راست گفتی و بعد با عنکبوت خواندن شیطان که باید به شکار مگس بپردازد خود را باز اسپیدی می خواند که شاه شکار است و عنکبوت چگونه می تواند به شکار چنین بازی رود؟ گفت: اکنون راست گفتی صادقی از تو اين آيد، تو اين را لايقی عنکبوتی تو مگس داری شکار من نّيم ای سگ مگس زحمت ميار باز اسپيدم شکار شه کند عنکبوتی کی به گرد ما تند و بدین گونه جناب مولوی به تجلیل از معاویه یکی از پلیدترین چهره های تاریخ اسلام و بلکه بشریت می پردازد
  • ۱۶:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    ببین شما توجه نکردی! تفکیکی ها مدرسان و محصلان فلسفه و عرفان را کافر می خوانند و در مقابل طرفداران فلسفه مجبورند برای اینکه خود را از دست این احکام فقهی از سر ناآگاهی برهانند دست به دامان بزرگانی که اشتغال به فلسفه و عرفان داشتند بشوند؟! والا فخر رازی هم فلسفه را نقد کرده، همین الان دکتر یثربی منتقد جدی فلسفۀ ملاصدراست اما هیچگاه به مانند تفکیکیان خود را نمایندۀ مکتب قرآن و عترت ندانسته و طرف مقابل را متهم به کفر و زندقه نمی کند!! بحث علمی را علمی پاسخ می دهند و بحث جدلی و از سر عصبیت را با روش خودش.
  • محمد ۱۶:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    خطاب به آرش این حرف امام خمینی رو من از روی سند دارم میگم... نمیدونم کجای حرف من لحنش بده که جنابعالی بر اساس اون من رو شایسته مباحثه ندانستید... و اینکه چرا خودتون رو از من صاحب نظرتر میدونید؟؟؟!!!! و البته معنای تدریس رو هم قاعدتانا نمیدونید چیه!!!! این روش همه کسانیه که فلسفه خوندن و همه رو از بالا میبینند و حاضر نیستند حتی یک مخالف رو تحمل کنند... دوست عزیز فلسفه اسلامی خواندن در دانشگاه ها میشه بگی چه ارزشی داره؟؟؟ تو چند ترم شما و امثال شما اسفار یا فتوحات مکیه رو میخونین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ۱۶:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    آیا در مورد جریان تفکیک شعار دادن و تکیه به نام شخصیت های خوبی مثل آیت الله وحید یا آیت الله سیدان دردی را دوا می کند؟ یک سوزن به خودت بزن بعد یک چاقو! به فلاسفه
  • آرش فرحزادی ۱۶:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    برادر عزیز! من در قیاس با جنابعالی که فرمودید "فوق لیسانس پژوهش هنر دارم و لیسانس ادبیات نمایش" عرض کردم که من حداقل تحصیلات تکمیلی در این حوزه دارم و بطور کلاسیک و تخصصی این موضوعات را زیر نظر دارم و قاعدتاً صاحب نظرتر هستم. البته جنبش تفکیک اساساً ملاکی برای تخصص قائل نیست و هر کس که چند کتابی خوانده بود را مجاز به نقد و هتاکی می داند و از این جهت اشکالی بر شما وارد نیست. ثانیاً در مورد اینکه معنای تدریس رو نمی دونم باید بگم پاسخی به من ندادید و تنها گفتید معنای تدریس را نمی دانم!! لذا عرض سابق بنده در پیام قبلی شما همچنان محفوظ است و نیازی به تکرارش نیست. ثالثاً من در نهایت احترام با جنابعالی مباحثه نمودم اما شما در هر دو پیام اینگونه آشفته و عصبی با من برخورد می کنید. چرا؟ مگر خصومت شخصی در این بین نهفته است؟!! رابعاً اگر بنده که فوق لیسانس فلسفۀ اسلامی دارم و به زعم شما تو چند ترم اسفار و فتوحات خوندم، و آگاهی من از فلسفه ارزشی ندارد آنوقت حکم شما یا بالاتر از شما همچون آقایان عباسی و نصیری چیست که در این رابطه حتی تحصیلات مرتبط نیز ندارند؟! فارغ از این بحث ها من مایلم مسلمان بودن و شیعه بودن خودم را اعلام کنم. چون اینطور که پیش می رود می ترسم کار به جاهای باریک بکشد محمد جان
  • عمو ۱۶:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    سلام علیکم
  • آرش ۱۷:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    ببینید کار نقد فلسفه و عرفان به کجا رسیده که به مذهب دیگران متمسک شده اند! دوست عزیز حتماً ابن تیمیه را به عنوان مبدع جنبش وهابی گری می شناسی! آیا می دانی این جاهل عالم نما از مخالفین سرسخت فلسفه بود؟ برای مؤمن اشاره ای کافی است
  • ۱۷:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    ابن تیمه و غزالی هم سنی متعصب بودند و مخالف فلسفه اونوقت ما باید نتیجه بگیریم که مخالفین فلسفه سنی هستند و متعصب! خدایا همه ما را به راه راست هدایت فرما
  • عمو ۱۷:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    پیشنهاد میکنم به جای مراجعه به مقدمه یک کتاب یادنامه برای فهم مساله به حوزه های درسی و افراد متخصص رجوع کنید
  • مرتضی ۱۷:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    مثنوی هم سنگ با قران یا بالاتر از آن؟!: مولوي دریافت های شخصی خود را در حد وحی الهی بالا برده و مثنوی خود را که آکنده از مطالب خلاف واقع و در تعارض با آموزه های عقلانی و وحیانی است، در مقدمه دفتر اول مثنوی چنين معرفي مي كند: «هذا کِتابُ الْمَثنَوى‏، وَ هُوَ أُصولُ أُصولِ أُصولِ الْدّین، فى کَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْیَقین!، وَ هُوَ فِقْهُ اللَّهِ الاکْبَر، وَ شَرْعُ اللَّهِ الازْهَر، وَ بُرهانُ اللَّهِ الاظْهَر، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ، یُشْرِقُ إِشْراقاً أَنْوَرَ مِنَ الْإِصْباحِ، وَ هُوَ جِنانُ الْجَنانِ، ذو الْعُیونِ وَ الْأَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمّى‏ عِنْدَ ابْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً، وَ عِنْدَ اصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرٌ مَقامًا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا، الأَبْرارُ فیهِ یَأکُلونَ وَ یَشْرَبُونَ، وَ الْأَحْرارُ مِنْهُ یَفرَحُونَ وَ یَطْرَبونَ، وَ هُوَ کَنِیلِ مِصْرَ شَرابٌ لِلصّابِرینَ، وَ حَسْرَةٌ عَلى‏ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الْکافِرینَ، کَما قالَ تَعالى‏ یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً…….. و انه شفاه الصدور و جلاء الاحزان و کشاف القرآن و سعة الارزاق و تطییب الاخلاق، بایدی سفره کرام برره یمنعون بان لا یمسّه الا المطهرون» در مناقب العارفين كه توسط يكي از شیفتگان مولوی نوشته شده است داستاني از او نقل مي كند كه يكي از مريدان مولوي با احترام به او مي گويد: علما مي گويند: چرا مثنوي را قرآن بايد گفت؟! مولوي در جواب به شدت بر مي خروشد، ودر حالي كه به توجيه فرزندش، كه آن را تفسير قرآن معرفي مي كند، قانع نمي شود، با تندي و دشنام، مخاطب را در هم مي كوبد. متن مناقب العارفین چنین است: «روزي حضرت سلطان ولد ( فرزند مولوي ) فرمود: كه از ياران، يكي به حضرت پدرم شكايتي كرد، كه دانشمندان با من بحث كردند كه مثنوي را چرا قرآن گويند؟ من بنده ( در جواب ) گفتم كه تفسير قرآن است. همانا كه پدرم لحظه اي خاموش كرده فرمود كه: اي سگ! چرا ( قرآن ) نباشد ؟ اي خر! چرا نباشد ؟ اي غر خواهر (!) چرا نباشد ؟ همانا كه در ظروف حروف انبيا و اوليا جز انوار اسرار الهي مدرّج نيست. و كلام خدا از دل پاك ايشان رسته، بر جويبار زبان ايشان روان شده است. خواه سرياني باشد ، خواه سبع المثاني، خواه عبري، خواه عربي... » شمس تبريزي در مقالات (در مقام تعريف از مولوي) مي گويد: ما نبشته تو را با قرآن نياميزيم! (يعني نوشته هاي تورا از قرآن برتر مي دانيم!!! ) منبع: کتاب نقد مثنوی به قلم آیت الله مدرسی یزدی، ص 16 و 17
  • ۱۷:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    خطاب به مرتضی! معیار شما عوام است؟!! پس با احادیث رؤیت شیخ صدوق چه می کنید که آنرا از ترس عوام منتشر نشاخته و ما را از برکت این احادیث محروم ساخته! همین عوام محترم اگر کمی خواص می شدند الان مخزنی از اسرار الهی در اختیار علما بود
  • ۱۷:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    این مناظره را که سایت استاد سیدان منتشر کرد، خلاصه ای بود از نت برداری های یکی از شاگردان آقای سیدان نه متن کامل مناظره! لذا بیت آقای جوادی گله مند شد که چرا بطور کامل مناظره را چاپ نکردید در ضمن همان مناظره نصف و نیمه هم عدم تسلط آقای سیدان بر مباحث صورت و ماده را نشان می دهد که اهل فن به خوبی متوجه می شوند.
  • بنده ۱۷:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    در باره ادعای تخصص آقای وکیلی که می گویند انسان باید در امری متخصص باشد تا اظهار نظر کند این نکته شنیدنی است که مراد آقای سید محمد حسین طهرانی که استاد و مراد آقای وکیلی است سید هاشم حداد (روح مجرد) نعل بند است که کلمه ای درس نخوانده است و آقای طهرانی می گوید: سید هاشم حداد اعلم به توحید است! به کتاب روح مجرد مراجعه شود.
  • محسن ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    1 0
    ایشون نقد مکتب تفکیک ننوشته اند، اشتباه به عرضتون رسونده اندف ایشون یه سری فحش و بی ادبی در کنار خلط ها و نسبت های نادرست رو گرد آورده اند و از چند عارف افراطی تایید گرفته اند.
  • ۱۸:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    این مناظره که ناقص منتشرش کرده اند بدون اجازه گرفتن از طرف مناظره یعنی حضرت آیت الله جوادی آملی بوده... اول و آخر آن مناظره هم چیزی نیست جز اثبات بی تقوایی و بی سوادی جماعت متحجر مخالف حکمت و عرفان.
  • ۱۸:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    احسنت عزیز ناشناس. جماعت مخالف فلسفه و عرفان همیشه کارشان حرف های بی دلیل و خطابی و شعری زدن است.
  • ۱۸:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    اون قسمت از کتاب روح مجرد را هم باید دید که : حضرت علامه طهرانی به یکی از اساتید بزرگ فلسفه و عرفان می گوید: سخت ترین عبارات منظومه حاجی سبزواری، اسفار ملاصدرا یا کتب محیی الدین ابن عربی را جلوی این سید (سید هاشم حداد) بگذار، عبارات را می خواند، توضیح می دهد و نقد و تحلیل می کند. سلمان فارسی هم فقه و اصول و فلسفه نخوانده بود اما به مخزن علوم بی نهایت اهل بیت علیهم السلام وصل شده بود. مصاحبه استاد وکیلی چه ربطی به این توهین هایی که بعضی ها به مولوی و مثنوی و جناب سید هاشم حداد و ... کرده اند دارد ؟؟!! جایی از سخنان ایشان ایرادی دارید بفرمایید. نقدی دارد بگویید. چرا حاشا و هیاهو می کنید ؟؟!!
  • ۱۸:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    واقعاً منطق چماق و فحش و توهین و تحقیر و ناسزای شما مخالفین حکمت و عرفان دیدنی است ! واقعاً یک کلمه حرف حساب و منطقی بلد نیستید بزنید ؟!؟!
  • ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    1 0
    اساس حرف آقای ویکی بر یک مغالطه ساده و خنده دار است ؛ آقای وکیلی می فرمایند کسی که تخصصی در فلسفه ندارد نمی تواند درباره کافر بودن یا فاسق بودن فلاسفه نظر بدهد ؛ یعنی آقای وکیلی که تخصصی در قماربازی ندارند نمی توانند بگویند که آدم قمارباز فاسق است ؛ یا چون ایشان تخصصی در مویسقی راک ندارند نمی توانند بگویید موسیقی راک همش کشک است و برآمده از دین نیست و بدرد نخور است؟ آقای وکیلی می گویند اینها باید 15 تا 20 سال فلسفه بخوانند بعد درباره فلسفه نظر بدهند یعنی ایشان اگر بخواهد در مورد کفر نظر بدهد باید 20 سال کافر بشود بعد نظر بدهد و گرند نظرش تخصصی نیست آخه یکی نیست بگه آدم عاقل کسی که بیست سال عمرش را می گذارد و فلسفه می خواند که نمی آید بگوید فلسفه کشک است
  • سید ۱۹:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    با سلام از حضرت آیه الله العظمی سید صادق شیرازی در باره ایمان این عربی استفتاء شد. پاسخ ايشان: راه اهلبيت (عليهم السلام) و راه ابن عربي از هم جداست. حالا خودتان نتيجه گيري بفرماييد! به اميد ظهور حق
  • محمد ۲۱:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    خطاب به آرش دوست عزیزم... خود مخاطبان از لحن کامنتهای من و شما، خواهند دید که چه کسی عصبی شده و داره توهین میکنه... بیخیال این حرفها... حالا نمیدونم چرا اینقدر اصرار داری که من تفکیکیم؟؟؟؟ حالا انگ چسباندن کار ماست یا شما؟؟؟؟ من خواستم خودمو معرفی کنم و بگم چه کسی هستم تا ثابت بشه کلا کسی نیستم و به هیچ جایی هم وابسته نیستم... همین/ تمام حرف من فقط این بود که این جریان به هر حال باید بهش توجه بشه، به همه دلایلی که گفتم و نمیدونم چرا همه کسانی که فلسفه خوندن تحمل هیچ مخالفی رو ندارن... البته منم دارم فلسفه میخونم تحت نظر کسی که به هیچ عنوان تو هیچ دانشگاهی پیداش نمیشه کرد دوست عزیز
  • محمد ۲۱:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    بازهم خطاب به آرش من با نصیری کاری ندارم ولی از همه کسانی که اینجا کامنت گذاشتن خواهش میکنم کامنتای منو بخونن و بگن که من تو کجا ادعایی در مورد فلسفه کردم که این آقای آرش میگه حکم من بالاتر از دیگر کسان است؟؟؟؟ که من رو با تفکیکیا یکی گرفته؟؟؟
  • محمود ۲۳:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
    0 0
    خام وچوک شدیم طغرل.... دوباره بحثهای بجه گانه شروع شد؟؟؟ ضعف الطالب و المطلوب....
  • اکبر جدی دره چی ۰۰:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
    1 0
    سلام مخالفین فلسفه را فقط تفکیکیان و یا مراجع امروزی تشکیل نمی دن بلکه این مخالفت از زمان ائمه اطهار علیهم السلام و اصحاب ایشان بوده است... علامه حلی متکلم بزرگ شیعه در کتاب شرح تجرید خود فلاسفه را کافر می داند... ملا محسن فیض بعد از سال ها درس و بحث و فلسفه در اواخر عمرش از گذشته اش احساس ندامت کرد و اعلام بازگشت به معارف قرآن و عترت نمود( ایشان درک کرده بود که فلسفه مخالف قرآن و عترت است)... فضل بن شاذان نیشابوری از شاگردان و اصحاب سه امام معصوم کتابی دارد با عنوان" الرد علی الفلاسفه" به نظر شما آیا کسی که از سه امام معصوم تلمذ کرده بی عقل است و یا عقل در او جایگاهی ندارد؟!! البته اونایی که فلسفه را عقلی می دانندذ جواب دهند... هشام بن حکم متکلم برجسته شیعی و از شاگردان امام صادق علیه السلام کسی است که همواره مورد عنایت و احترام امام صادق علیه السلام قرار داشت کتابی در رد ارسطو در باب توحید دارد... همان ارسطویی که نظریاتش منبع نظریات آقایان فیلسوف و عارف است آری برادران، فلسفه در مخالفت کامل با علوم اهل بیت علیهم السلام قرار دارد
  • مهدی ۰۰:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
    1 0
    یادمون نره؛ معیار حق و باطل چه باید باشد؟ کلام قرآن و بیام معصوم علیه السلام. لذا هر کس نظرات خود را با این معیارها بسنجد. حواسمان جمع باشد معیار ما فلانی و بهمانی نباشد. حرف افراد (در هر مقام و منصب ظاهری که باشند) وقتی قابل اعتناست که مخالف قرآن و بیان معصوم نباشد. یک راه تشخیص هم این است که ببینیم افراد ارادتشان نسبت به حجت عصر، امام زمان علیه السلام چگونه است ... «البته» منظور حضرت مهدی، فرزند امام حسن عسکری علیهم السلام است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر برایمان معرفی فرمودند؛ نه آنکه هر که را دوست داشت، مهدی بنامد و مریدش شود. یــــــادمــــــــان .... نــــــــــــــرود .......
  • ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
    0 0
    دریغ از یک استدلال
  • رضا ۱۶:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
    0 0
    با سلام خدمت شما و همه دوستان. شما درست می گویید معیار ما قرآن و معصومین است بر اساس همین نظر باید دیدگاه و احادیثی که از معصومین به ما رسیده را مورد بررسی قرار دهیم به همین دلیل بنده شما را به کتاب بحار الانوار جلد 3 صفحه 57ارجاع می دهم که درباره روایت توحید مفضل است که کتابی جدا گانه به همین نام چاپ شده که حضرت صادق به تمجید از ارسطو می پردازند که علامه حسن زاده آملی در کتاب دروس شرح اشارات ابن سینا در نمط 4 (فی الوجود و علله)صفحه 35 این مطلب را آورده اند و همین مطلب از معصومین در باب فلسفه کافی است
  • ۱۶:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
    0 0
    میشه بپرسم اونایی که مثبت و منفی زدن منظورشون وسط این گیر واگیرو دعوا چی بوده؟؟؟؟؟؟!!!!!! همکلاسی های دیگه ی اقای وکیلی پیدا شدن یا .......
  • عليرضا ۱۰:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۳
    0 0
    در مصاحبه انتظار بحث استدلالي نيست ان هم مصاحبه اي با اين رويكرد كه مي خواهد وقايع نگاري كند. لذا در باب استدلالها دوستاني كه علاقه مندند به كتاب ايشان مراجعه كنند و نقد بنويسند و جواب بدهند تا معلوم شود كه بيسواد هستند يا خير. و اما خيلي جاي تاسف است كه مدعيان ديني كه مي گويد انظر الي ما قال و لاتنظر الي من قال مي روند و شجره نامه طرف را درمي اورند! واقعا جاي توجه دارد و تاسف فراوان! البته ايشان هم جوان است و زبانش از عدم مصلحت انديشي خالي نيست!
  • استاد دانشگاه ۰۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    وقتی آقای حکیمی تو کتاب هایش.....بسیار واضح و صریح می گوید، بسیار واضح و صریح .... خودش حرمتش خودش را نگه نداشته است. آقای وکیلی هم توهینی نه به ایشان نه به هیچ یک از بزرگان نکرده اند.
  • ۰۳:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    بصیرت آقای وحید وقتی روشن شد که تمام مراجع قم به دیدار رهبری رفتند و ایشان نرفت. یادتان هست؟
  • ۰۴:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    زندگینامه آقای نصیری کاملاً گواه است که ایشان درس خواندنش بسیار پراکنده بوده و دائم اشتغالات سیاسی و مطبوعاتی و ... داشته.
  • مهدی ۰۴:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    حاج آقای وکیلی مجتهد هستند. مدرس قوی فلسفه هم هستند. حاج آقای وکیلی از 12 سالگی طلبگی را شروع کرده اند. الآن 32 ساله اند. زندگینامه آیت الله هادوی تهرانی را در سایت ایشان ببینید. 29 سالگی ایشان شروع کردن به تدریس خارج. آنهم یک خارج قوی با سبک نو. تازه ایشان دبیرستان و پیش دانشگاهی و مقداری دانشگاه خواندند بعد طلبه شدند. افرادی که نخبه و نابغه هستند با دیگران فرق دارد سیر علمی شان. مراجعی مثل آیات وحید و صافی و... و آقایان نصیری و سیدان و حکیمی و میلانی، می گویند چون ما معنای صحیح وجدت وجود را نمی فهمیم نابغه هایی مثل امام خمینی و علامه طباطبایی و شهید مطهری علامه حسن زاده و... هم حق ندارند وحدت وجود را بفهمند و بدان معتقد باشند. ما تکفیرشان می کنیم!! جوّ مشهد اجازه نمی دهد وإلّا حاج آقای وکیلی یک درس خارج اصول قوی می توانند داشته باشند و نطرات بدیع عالی ارائه دهند.
  • ۰۴:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    آن موارد هم کار فقیه و مرجع نیست. فقیه می تواند حکم بازی با آلات قمار و حد موسیقی حرام را بگوید اما مصداق را اگر تخصص ندارد نمی تواند تعیین کند. در مورد فلسفه و عرفان که صد البته چنین است.
  • ۰۴:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    نتیجه گیری : نظر ایشان در برابر نظر متخصصینی مثل امام خمینی و علامه طباطبایی و شهید مطهری و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی هیچ اعتباری ندارد. اصلاً و ابداً. افلا یعقلون...
  • ۱۰:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    1 0
    ایشان گفته اند که هر کس می خواهد در باره فسلفه و عرفان نظر بدهد باید 25 سال درس بخواند و صاحب نظر بشود. میشه به بنده بگویید بعد زا 25 سال اگر فهمید اشتباه است چه کسی جوابگوی عمر تلف شده ایشان است؟ لازم نیست اگر اشتباه هر مکتبی را بخواهید بدانید بروید استاد آن مکتب شید. مثلا شما معتقدید مسحیت الان دین حق نیست! آیا شما رفتی تا جایگاه پاپ بعد نظر می دهید یا مبانی اولیه نظریه نقد می کنید و می بینید چون اشتباه است ادامه نم دهید؟ ایشان درست گفته اند که بین آقای سیدان و آقای جوادی آملی مبنای مشترک و زبان مشترک نبود چون مبانی این دو بزرگوار با هم متفاوت بود و ایشان به مبانی هم ایراد وارد می کردند. اگر شما همه مبانی فلسفه را قبول کنید مجبور هستید تا انتهایش را قبول کنید. در ضمن راه عرفان و فلسفه از هم جداست، ایشان طرفدار کدام یک از دو است؟ نمی شود که هر دو درست بگویند. اگر طبق نظر مقام رهبری عمل می خواهند بکنند باید بگوییم که آقای جوادی به اشتباه نظر می دهند
  • ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    راه عرفان وفلسفه جدا نیست برادر
  • ۱۷:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    1 0
    کی گفته جدا راه عرفان و فلسفه جدا نیست؟ یکی به تشکیک وجود معتقد است و دیگری به وحدت وجود. از این دست تفاوت ها زیاد است به نکته خوبی نویسنده این نظر اشاره کرده! یک سوال خود این آقای وکیلی چند سال است دارند روی فلسفه و عرفان تحقیق می کنند؟ آیا 25 سال است عرفان خوانده و 25 سال هم فلسفه که الان کارشناس است؟ در ضمن ایشان 25 سال مکتب تفکیک خوانده که در این مورد مکتب تفکیک نظر می دهد؟
  • ۱۷:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    2 0
    آیا می دانید که ابن عربی شیعیان را در مکاشفه ای که انجام داده شبیه خوک دیده و اعلام کرده؟ یا مولوی معتقد است که در هر زمانی ولی لازم است خواه از نسل عمر خواه از نسل علی؟ آیا این اصول اصول دین ماست؟ (البته اگر شیعه هستیم)
  • ۱۷:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
    0 0
    در پاسخ آ.ف بگم که چرا ایشان عقل صرفا در فسلفه می دانند؟ چرا معتقدند هر کسی حرف غیر فلسفی می زنه و فلسفه را رد می کنه حرف غیر عقلی میزنه؟
  • روح الله ۱۳:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    مصاحبه ای بسیار جامع و کامل و تبیین کننده حقیقت بود واقعاً ؛ دوستان لطفاً مصاحبه را دقیق و بدون تعصب بخوانند بعد نظر بدهند.
  • محمد ۲۳:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    فکر کردین راه اهل بیت غیر راه عرفان است؟ لابد راه اهل بیت مکتب تفکیک است؟ همه صحبت سر همینه که راه اهل بیت چیه؟ اونا که اهل فن هستند میگن همون راه عرفاست که اهل بیت را کامل و درست شناختند.
  • محمد ۲۳:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    هر چی هست در خانه اهل بیت است ولی اهل بیت رو مرحوم قاضی و شاگرداشون درست شناختن نه فقهائی که میگن اسفار کشک است کلید فهم قرآن و نهج البلاغه علم عرفان و فلسفه است خدا ما را جائی غیر از در خانه اهل بیت نبرد.
  • ۲۳:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    سید بحرالعلوم که اهل حکمت متعالیه بوده مشهد هفت سال توقف کرده تا فلسفه ملاصدرا را نزد نواده شاه نعمة اللله ولی درس بگیره و در تاریخ میگن مرام عرفانی داشته مقدس اردبیلی در حاشیه تجرید از وحدت وجود دفاع کرده و کتاب حدیقة الشیعه از ایشان نیست میرزا مهدی اصفهانی هم امام زمان را ندیده اند و این از شایعه سازی‌های تفکیکی‌هاست اخیرا دست خط ایشان پیدا شده و چاپ شده در ابواب الهدی که میگن من در خواب بودم و در خواب هم حضرت را ندیدم ولی یک کاغذ در دست من گذاشتند و دیدم زیرش امضاء امام زمان است خب از این خواب‌ها خیلی‌ها می‌بینند ولی تشرف حقیقی با بدن مادی کم پیدا میشه که میرزا هم نداشته‌اند
  • ۲۳:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    من مشهد زندگی می‌کنم تو مشهد یک استاد هم پیدا نمیشه که بگه من فقاهتم را از مرحوم آقای مروارید و مرحوم میرزا جواد آقا گرفتم بعد شما میگی در حد مرجعیت بوده‌اند؟ درسته تعصب در دفاع از فلسفه خوب نیست ولی این بزرگان در مشهد در فقه و اصول هم دستشان پر نبود. بیا ببین اساتید مشهد هیچ کی ازشون در علم تعریف نمی‌کنه فقط بازریها و مسجدیها خیلی تعریف میکنن ولی میرزا جواد آقا خیلی از جهت مراقبه و تقوا بزرگ بود. آدم وقتی میدیدش بقیه اساتید را فراموش می‌کرد
  • ۲۳:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    ما که درسهای آقای سیدان را بارها دیده‌ایم راست میگه که ایشان کلا چند تا عبارت را از بر کرده‌‌اند و تکرار میکنن تازه وقتی رفتیم درس فلسفه آقای زمانی تو مشهد فهمیدیم آقای سیدان همون چند تا عبارت را هم اشتباه فهمیده‌اند خود آقای وکیلی هم در صراط مستقیم خوب توضیح داده‌اند
  • ۲۳:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    جهت اطلاع دوستان مرحوم حلبی در حدود 25 سالگی جذب میرزای اصفهانی شدند. نه پس از سالها تعلم و تدریس فلسفه. اگر یک جوان 25 ساله بره اخباری بشه شما میگین یکی از دانشمندان اصول پس از سالها تعلم و تدریس اصول فهمید اصول غلطه یا بهش میخندین؟ آقای وکیلی را از نزدیک میشناسم. اهل تکبر نیست و اگر یک چیزی هم میگه از باب انجام وظیفه‌ای که فکر میکنه دارد میگه و خودش میدونه و نمیشه از راه دور تهمت زد که وجودش را عجب و غرور گرفته است ولی اینکه تفکیکی‌ها فلسفه خونده بودن از قصه‌هائی است که آقای حکیمی ساخته و راجع آقای حلبی هم همینطور خوب طلایه‌دار آفتاب را بخونید که انجمنی ها درباره آقای حلبی نوشته‌اند
  • ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    بیچاره که از آقا مایه نگذاشته گفتند داستان دیدارت را بگو اینم گفته شما چقدر بی‌انصافید
  • ۲۳:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    آدم محقق یک اشتباه شمس را به یک بحث علمی درباره فلسفه و عرفان نمی‌دوزد
  • ۲۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    تقدیم به همه برادران مخالف معارف الهی غزالی پیشگام نهضت مقابله با عقل‌گرائی لعنت بر یزید را که قاتل حضرت سید الشهداء است جائز نمی‌داند در حالیکه همه متدینین لعنت بر او را جائز می‌دانند؟؟؟؟؟؟؟ خدا پدرت را بیامرزد این هم شد استدلال
  • ۲۳:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۵
    0 0
    اگر می‌خواهید راستش را بدانید درباره این داستان به تحقیق عالی گولپینارلی مولوی شناس بزرگ قرن در مولویه پس از مولانا ص 321و322 مراجعه کنید وی می‌گوید اصل داستان اصلاً به نفه معاویه نیست و در نسخه اصل مثنوی هم با تحقیر از وی یاد شده و حتی رضی الله عنه هم ندارد ولی برخی بعدا ابیات را تحریف کرده‌اند که به نفع معاویه شود برای اطلاع از روش ضعیف مخالفان عرفان در نقد عرفان و یا مولوی این مراجعه خیلی خوب است
  • ۰۰:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    مطالب مناقب العارفین استنادش به مولوی صحیح نیست. زندگی صحیح مولوی را باید در رساله سپهسالار جستجو کرد اگر به این روش بخواهیم پیش بریم میشه چند تا مطلب از صحاح اهل سنت بگذاریم و با اون نعود بالله به حضرت رسول نقد کنیم تا استناد چیزی به کسی معلوم نشه نمیشه با اون آدمی را نقد کرد نویسنده مناقب نه ضابط بوده و نه صادق یک عالم کرامت برای مولوی ساخته و...
  • ۰۰:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    تشخیص موضوع قمار و موسیقی تخصصی نیست بازی کردن و نواختنش تخصصی است و لذا فقیه می‌تواند نظر بدهد ولی آیا نظر دادن درباره الکل یا گلدکوئیست هم همینطوره؟ یادتون برخی از همین مراجع بزرگ درباره گلدکوئیست چه اشتباهاتی کردند و بعد از چند سال فتوا دادن به حلال بودن گفتند حرام است؟ تشخیص موضوع وحدت وجود تخصصی نیست وحدت وجود که موسیقی نیست که زدنی باشه فهمیدنی است و فهمیدنش تخصص می‌خواهد
  • ۰۰:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    آیا می‌دانید که محیی الدین چنین مکاشفه‌ای نداشته و این تهمت است؟ محیی الدین در مجموع ششصد جلد کتابش یک داستان نقل کرده که شده مستمسک شماها. گفته یک کسی را دیدم که او می‌گفت من در مکاشفه رافضی ها را به شکل خوک یا سگ می‌بینم آیا احتمال نمی‌دین محیی‌الدین که زمان خودش متهم به تشیع بوده که ابن حجر میگه برای تقیه در عصر صلاح الدین ایوبی که 70 هزار شیعه را کشته‌اند یک داستان اینجوری از زبان یکی بیاره اصلا فرض کنید اعتقادش بوده مگر این بنده‌های خدا گفتن محیی‌الدین هر چی میگه راسته؟ دعوا سر اصل فلسفه و عرفانه. مولوی هم نمیگه امام از نسل علی نیست میگه این بحث مهم نیست مهم این است که در هر عصری باید امام قائم باشد که مهدی و هادی است و واسطه فیض است و باید از او فیض گرفت و این عقیده شیعه است نه سنی‌ها برادر عزیز
  • ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    باز هم قصه‌های دروغی تفکیکیان و فلسفه ستیزان جهت اطلاع علامه حلی خودش فیلسوف است و برخی از مباحث فلسفه یونانی را کفر می‌داند ملاصدرا هم برخی حرفهای اونا را کفر میدونه لابد اون هم مخالف فلسفه است فیض هیچ وقت توبه نکرده حرفش را بد فهمیدین بعد از همون کتاب چند تا کتاب ناب عرفانی نوشته استاد وکیلی هم در همون کتابش نمیودنم صفحه چند مدارکش را آورده که فیض دورغ است که توبه کرده همونجا اعتراف آقای حکیمی را هم آورده که هشام بن حکم هم فیلسوف بوده کاشکی لااقل همون یک کتاب را می‌خوندی تا تاریخ شیعه را تحریف نکنی
  • ۰۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    هر راهی که آدم میره اول به متخصص ها اعتماد می‌کنه مثلا طلبه ها 25 سال اصول می‌خونند ولی هیچ منصفی میگه شاید اخباری ها راست بگن پس من نمیرم اصول بخونم جون عمرم تلف میشه!! آدم منصف میبینه این همه دانشمند اصول خوانده‌اند و گفتند راست است و بدون اصول نمیشه روایات ائمه را فهمید میره می‌خونه به حرف چند نفر اخباری گوش نمی‌کنه فلسفه هم همینطوره وقتی هر نابغه‌ای که پیش استاد خونده میگه بدون اینها نمیشه قرآن و روایت فهمید آدم عاقل میره می‌خونه و به حرف چند نفر که نخوندن یا استاد ندیدن گوش نمی‌کنه و با این توهمات خودش از قرآن محروم نمی‌کنه در مناظره استاد سیدان و استاد جوادی مشکل نبودن زبان مشترک است اصلا استاد سیدان همه حرفها را جابجا می‌فهمه و استاد جوادی هی کوتاه میآد من از یک قسمت کتاب آقای وکیلی خیلی خوشم آمد اون هم همینجا که نشان داده با استدلال که استاد سیدان واقعاً هیچ‌چی فلسفه نمیدونه گرچه در بیان مطلب خیلی تند رفته و میشد قشنگ‌تر حرف بزنه
  • ۰۰:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    گرچه میشد نرم‌تر هم صحبت بشه ولی بی‌ادبی نداشت من از آقای وکیلی تقاضا می‌کنم لحنش را لطیف‌تر کند شاید نظر آقا هم که فرمودند احترام بگذارید همین باشه که بیشتر از اینها احترام بگذاریم ولی اینها هم که گفتند بی‌ادبی است و تکبر و غرور و ... اینها هم بی انصافی کردند مصاحبه خوب و مفیدی بود و با دقت در خودش پاسخ نقدها هم در می‌آید از مشرق متشکرم
  • حامد ۰۹:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    اقای ناشناس مشهدی لطفا تورقی در کتاب مروارید علم و عمل بزنید تا اندکی از مقام علمی اقای مروارید را درک کنید همان پیامهای تسلیت علما و مراجع پاسخی برای این توهین شماست
  • کریم ۲۳:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۶
    0 0
    در مناظره که جای بحث از شخصیتها نیست هنوز مناظره نکرده وارد بحث غیر علمی شخصیتها شده است
  • فاطمه سادات ۰۱:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۷
    0 0
    با سلام من تا کنون طرفدار مهدی نصیری بودم و عاشق سمات ایشان. اما وقتی که این مصاحبه را خواندم به شدت متحول شدم و مثل جرقه ای مرا به خود آورد گویی تاکنون در تاریکی بودم و حالا نور حقیقت را دیدم. کتابهای آقای وکیلی را خواندم و متحول شدم چرا که استدلالهای ایشان عمیق و عالمانه بود که در برابر حرفهای سطحی آقای نصیری مرا به فکر فرو می برد. این مصاحبه باعث شد من به دنبال حقیقت بروم. از شما به خاطر روشنگری هایتان و این مصاحبه زیبا ممنونم .
  • ۰۰:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    عجب! چقدم مصاحبه روشنگره!
  • مرتضی ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    یک از ابزارهایی که غالبا مدافعان فلسفه از آن کمک می‌گیرند تجهیل است لذا تا کسی به فلسفه خورده می‌گیرد می‌گویند او فلسفه و مبانی فلسفه را نفهمیده این چه سری است که هر کس فلسفه را رد می‌کند فلسفه نفهمیده آیا آیا فقط مدافعان فلسفه فلسفه را فهمیده‌اند اآیا احتمال نمی‌دهید که امثال فیض کاشانی، میرزا مهدی و فروان افرادی که سالهای طولانی از عمرشان استاد بلا منازع فلسفه در عصر خویش بودند اما سپس از قواعد فلسفی براءت جستند فلسفه را نفهمیدند و فقط شما فهمیدید؟
  • mohammad ۰۲:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    1 0
    بسم رب الشهدا و الصدیقین 1. جناب آقای وکیلی شما متاسفانه احساس می کنید تعدد سنوات تحصیلی نشانه ی علم شخص است ! در صورت اینکه همان علامه جعفری که به گفته تمامی اجماع فلاسفه یک فیلسوف بود 2 سال منظومه را پیش میرزا مهدی آشتیانی علیه الرحمه خوانده بودند حضرت آیت الله وحید خراسانی کل مظومه و اسفار را پیش میرزا مهدی آشتیانی استاد مطلق فلسفه که به( گفته سید جلال آشتیانی به مانند او نخواهد امد در فلسفه)خوانده اند ! ضمنا اگر باز هم بحث سنوات باشد جناب پروفسور فلاطوری مروج مکتب تفکیک علاوه بردکتری در فلسفه اسلامی دارای دکتری در فلسفه غرب بودند که و یک دکتورینر در فلسفه بودند بعد از فوت ایشان هیچ فیلسوفی نتوانسته هم فلسفه اسلامی بخواند و هم فلسفه غرب 2. جناب آقای وکیلی شما در سخنرانی های خود مروج افکار صوفیه هستید طوری که صوفیه را منصوب به اهل بیت حتما می دانید مقام معظم رهبری فرمودند ترویج افکار صوفیه حرام است ! و در پیام به کنگره آیت الله قاضی فرمودند آقای قاضی عرفان ایشان اهل بیتی بود نه عرفان تصوف و این دکان بازی ها ! 3. جناب وکیلی شما آیت الله العظمی سیدان را حجه الاسلام سیدان نام می برید !! این شخص تنها نماینده آیت الله سیستانی در ایران می باشد چگونه یک مجتهد مسلم که اجازه اجتهاد ایشان توسط حضرت آیت الله مجتبی قزوینی (استاد مقام معظم رهبری که حضرت آقا در وصف ایشان فرمودن : مثل حضرت امام بود ) را دارای تحصیلات 6 و 7 ساله ی فقهی می دانید !!! 4.جناب آقای وکیلی هزاران نقد بر سخنان لغو شما می شود کرد اما العاقل یکفی بالاشاره
  • ۰۳:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    متاسفانه آقای جوادی ابتدا متن مناظره را تایید نمودند اما بعدها مخالفت کردند ! ضمنا آقای جوادی هم آن موقع گفته بودند : بنده با ضبط کردن صوتی مناظره مخالف هستم !!!!!!!!!!
  • ۰۳:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    رضا شاه هم شیعه بوده دلیل که نمیشه ! محی الدین پر از انحرافات است ! محی الدین دین ما امام حسین است و بس ! العاقل یکفی بالاشاره ضمنا آن مکاشفه ی که محی الدین شیعیان را به صورت خوک دیده حضرت امام خمینی در جواب آن فرمودند : از آن جا که دل مومن مانند آینه است ایشان خودش را مشاهده نموده است . !!!
  • ۰۳:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    اگر نماینده دوستان فلسفه این وکیلی باشد بنده به فلسفه اسلامی کافرم ! ایشان یک دوره منطق مظفر بخواند بعد بیایید بحث کند!
  • ۰۳:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    مرد حسابی طبیعیات را درس نمی دهند ! استادهای فلسفه بر طبیعیات ملاصدرا مسلط نیستند !! برای همین اگر یک دوره اسفار که تمام شد اگر طبیعیات را بلد بودند درس می دهند ! ضمنا جناب آیت الله سیدان تمامی محلدهای اسفار را پیش شیخ مجتبی قزوینی (استاد حضرت آقا که به تعبیر ایشان مثل امام بود درس خوانده اند )ضمنا آیت لله وحید شاگرد میرزا مهدی آشتیانی بوده هر موقع رفتی یک دوره تاریخ فلسفه اسلامی خواندی آن موقع می فهمی وحید پیش چه شخصیتی کل اسفار را خوانده است ... !
  • ۰۳:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    از نظر مکتب تفکیک فلسفه توهم است و عقل در خود دین است ! و بر عقل خود بنیاد دینی تاکید می کند معلوم است دو صفحه کتب علمای تفکیکی رو نخوندید اومدید برای من نقد می کنید !
  • ۰۳:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    مهدی نصیری در سال 1342هجری شمسی در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود)، و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت. در سال 1367 از سوی آقای سید محمد اصغری سرپرست وقت موسسه کیهان و موافقت حجت الاسلام سید محمد خاتمی نماینده وقت حضرت امام در موسسه کیهان،سردبیری روزنامه کیهان به وی محول شد و در سال 1370 با دستور مقام معظم رهبری به عنوان مدیر مسئول روزنامه کیهان منصوب گردید و تا سال 1374 در این سمت فعالیت نمود. در همین سالها با آغاز درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به مدت دو سال در این درس شرکت کرد. در نیمه سال 1374 به همکاری با موسسه کیهان پایان داد و در اسفند همان سال نشریه سیاسی فرهنگی صبح را منتشر نمود. حیات این نشریه تا سال 1378 ادامه یافت. نصیری در این سال به قم مراجعت نمود و درس خارج اصول و فقه را در محضر آیات عظام سبحانی و مؤمن ادامه داد. وی در سال 1380 به معاونت سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور منصوب و تا سال 1384 در این سمت فعالیت کرد و در این سالها نیز دو سال دیگر از درس خارج فقه مقام معظم رهبری بهره برد. در سال 1384 به عنوان معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات به این کشور رفت و سال 1388 با پایان مأموریت به کشور مراجعت کرد. مهدی نصیری همچنین انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهش‌های اسلامی‌صدا و سیما در قم را در کارنامه مطبوعاتی خود دارد که تاکنون هشتاد و پنج شماره آن منتشر شده است. مدیریت مسئول انتشارات کتاب صبح که عمدتا به انتشار آثاری در زمینه غرب شناسی می‌پردازد نیز با مهدی نصیری است. صاحب امتیازی و مدیریت مسئول فصلنامه سمات تازه ترین فعالیت مطبوعاتی وی است. نصیری علاوه بر نگارش ده‌ها مقاله و گفتگوی مطبوعاتی، چهار کتاب با عنوانهای «اسلام و تجدد»، «فلسفه از منظر قران و عترت» ، «جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام» و «آوینی و مدرنیته» تالیف و منتشر کرده است.
  • ۰۳:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    عموم عرفا و فلاسفه توحید تشیع را تا حد گوساله پرستی پایین آورده اند ضمنا جناب ناشناس که بحث فیزیک هالیدی و این جور چیزها را می کنی خدمت شما عرض کنم که این مباحث فلسفی و نقد فلسفی جایگاه دبیرستانی ها نیست شما بهتر است به همان کتاب خود سرگرم باشید !
  • ۰۴:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    مقام معظم رهبری هفته بعد از ملاقات عمومی با مراجع یک دیدار خصوصی با آقای وحید خراسانی کردند شما که اطلاع نداری حرف نزن ... آفرین پسر خوب ... ضمنا آقای آرش علامه جعفری مخالف وحدت وجود از هرنوعش بود و به تباین خالق و مخلوق اشاره داشت . وکاملا هم مخالف عرفان محی الدین بود ! و از حلاج و بایزید و جنید کلهم به شدت متنفر بود ! ایشان 2 سال فقط شرح منظومه خوانده بودند اما حضرت امام خمینی در مورد ایشان فرمودند : ابن سینای زمان ماست ! ثانیا آقای مصباح هم مخالف وحدت شخصیه وجود که مبدع محی الدین بود هستند . و ثالثا شهید مطهری در کتاب انسان کامل حضرت آیت الله وحید کل اسفار را خدمت میرزا مهدی آشتیانی خوانده اند اگر چیزی از ایشان می دانسته اید این حرف را نمی زدید !
  • ۰۴:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    حضرت علامه جعفری در مورد وحدت وجود می فرمایند : بت پرست ، آفتاب پرست ، ستاره پرست ، آتش پرست ، فرعون پرست ، گوساله پرست، حیوان پرست ، ماده پرست، همه و همه در نظر این مکتب حق و مطابق واقعند. زیرا تمامی این مفاهیم اجزاء مختلفی از خدا هستند.ممکن است بگویید که چگونه خداوند کل را دارای اجزاء میتوان قرار داد و در دسته ی الهیین کسی به این مطلب اعتقاد ندارد. ولی بر اهل اطلاع این حقیقت قضیه روشنی بوده و در موارد زیادی از نوشتجات نثری و نظمی اعضاء این مکتب میتوان شاهد بر این معنی پیدا کرد.
  • ۰۴:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    آقای وکیلی : علمای مخالف فلسفه یک بدایه نخوانده اند ! پروفسور فلاطوری مروج مکتب تفکیک 40 سال فلسفه اسلامی و فلسفه غرب خوانده یک مشت بی سواد که اطلاع ندارند چرا نظر می دهند ؟
  • ۰۴:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    یک مشت بیسواد که نمی فهمند آیت الله مروارید کی بوده ! یکی از افتخارات آیت الله سیستانی این است که شاگرد آیت الله مروارید بوده و در دیدار آخرشان با این که مرجعیت عراق را برعهده داشته اند در نجف از خانه ی خود بیرون آمده وبه پیشوار آیت الله مروارید می روند و دست مبار ک ایشان را می بوسند !
  • ۰۴:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    من هم با وکیلی هم کلاسی بودم در دانشگاه هاوارد ! با هم فصوص می خواندیم !
  • ۰۴:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    به این مغالطات و اهانات تو دهات شما میگن نظریات علمی ؟
  • ۰۴:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    آقای وکیلی یک جامع المقدمات را درست نخوانده ایشان تو سخنرانی هایشان غلط اعرابی دارند بعد درس خارج می گند ! برو بابا ....
  • ۰۴:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    و فرار واسطی از مناظره با استاد نصیری از همه جالب تر است !
  • ۰۴:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    آقای حکیمی چندین دوره اشارات و منظومه درس داده ... یک مشت بی سواد هستند که نمی دانند برای اطلاعات بیشتر به کتاب فیلسوف عدالت (در احوالات حضرت علامه حکیمی ) نوشته دکتر کریم فیضی رجوع شود .
  • ۰۴:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    آقای دینانی : فلسفه از نان شب هم واجب تر است ! این است عقل گرایی دوستان توهم گرا
  • ۰۴:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    آقای وکیلی به جناب علامه جعفری که به گفته امام خمینی ابن سینای زمان ما بود می گفتند مقداری منطق خوانده چون تاب تحمل مخالفت با وحدت وجود را از حضرت علامه جعفری نداشتند ! یا وکیلی همیشه می ترسند نامی از پروفسور فلاطوری با دکتر یثربی ببرند چون هرکدام از این ها 40 سال 50 سال فلسفه اسلامی و فلسفه غرب درس داده اند ! ضمنا جناب دکتر رضا اردکانی معتقد است فلسفه اسلامی = فلسفه یونانی
  • ۰۴:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    بله کاملا روشن است ... خیلی ممنون از این که اظهار فضل کردید ...
  • ۰۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    متخصص فلسفه کسی است که 1. موافق وحدت وجود باشد 2. گوساله پرستی محی الدین قبول داشته باشد .
  • ۰۴:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    به گفته ی اهل قلم مثل علامه خسروشاهی که یک فیلسوف کامل است و تمامی آثار فلسفی علامه را ترجمه کرده است : محققی با انصاف تر از آقای محمد رضا حکیمی نیست . کجایی کاری برادر حکیمی و اهانت .... شما 2 واحد اخلاق کاربردی پاس کن نمی خواد استاد دانشگاه باشی ...
  • ۰۴:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    هر کسی که با فلسفه موافق باشد متخصص است حالا می خواد ننه غنزوی باشد یا نباشد .
  • ۰۴:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    پس خانواده در ...
  • ۰۴:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    کتاب حدیقه الشیعه به استناد از حضرت آیت الله العظمی رضی شیرازی و حضرت آیت الله ضیاآبادی و حضرت آیت الله مکارم شیرازی و حضرت آیت الله بروجردی و اکثریت تمامی مراجع به جز آقای سید جلال الدین آشتیانی کتاب خودعلامه مقدس اردبیلی هستند . شیخ مفید هم یک کتاب دارد بنام الرد علی الفیلسوف ! یک متکلم را فیلسوف جا می زنند وا مصیبتا از بی سوادی ...... حضرت ایت الله وحید خراسانی : میرزا مهدی استادما در تقوا کم نظیر نبود بی نظیر بود .
  • ۰۴:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    شیخ طوسی و علامه حلی و آیات عظام صافی و وحید خراسانی اینا اهل بیت را نشناختند اهل بیت را صمدی املی با تئوری شمر به بهشت می رود زودتر از شیعیان شناخته است !
  • ۰۴:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    تخصص در فلسفه : موافت با وحدت وجود- قدمت عالم- یکی بودن خالق و مخلوق- رفتن خلفاوشمر و یزید به بهشت البته زودتر از شیعیان چون باعث به کمال رساندن شیعیان شده اند !
  • ۰۵:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    هشام بن حکم فیلسوف بوده ... خیلی خندیدم بازم از این جک ها بگو ! خوب تو بی سوادب بقیه چیکار کنن ؟ علامه حلی فلسفه راعلم حرام می دانسته الا للنقض !
  • اکبر جدی دره چی ۱۰:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    نمی دانم که مشرق این کامنت را تایید می کند یا نه اما بر حسب وظیفه می گذارم. گرچه دو تا از بهترین کامنت هایم را تایید نکرده و سانسور نموده است بدون هیچ دلیل خاصی. در جواب آن آقا و یا خانمی که گفته اند هشام بن حکم خود فیلسوف بوده است و برای آن دلیلی هم از کتاب همین آقای وکیلی آورده اند. ببینید دوست گرامی فلسفه اسلامی ما نداریم و همان فلسفه یونان است که پسوند اسلام را عاشقان فلسفه برآن نهاده اند تا ایرادی برایشان نگیرند... اما افسوس که خانه از پای بست ویران است... فکر کنم که دیگر جماعت فلاسفه بدانند که هشام بن حکم کتابی در رد ارسطو در باب توحید دارد به نام " الرد علی ارسطاطالیس فی التوحید" و شخصیت فلسفی ارسطو را نه تنها بزرگان فلسفه اسلامی رد نمی کنند بلکه آن را تایید نیز می نمایند و به دروغ این تاییدرا به امام صادق علیه السلام نیز نسبت می دهند( امان از تجاهل) حال هشام فیلسوف بوده است؟ فضل بن شاذان را چه می فرمایید؟ علم ایشان که در محضر 3 امام معصوم تلمذ کرده است بیشتر است یا علم فلاسفه و عرفای عزیز؟؟؟ در کامنت قبلی نیز عرض کردم که فضل بن شاذان کتاب هایی در رد فلسفه دارد... در جواب اون آقایی که فرموده یود فلسفه غرب از فلسفه اسلامی جداست باید عرض کنم که اگر کمی کتاب های تاریخ فلسفه و اندیشه های حکمای یونان را خوانده باشید برایتان آشکار می شود که آنچه امروزه به نام فلسفه و عرفان اسلامی مشهور شده در واقع همان فلسفه و تصوف و عرفان یونانی است و آن ها پایه گذار این مکتب بوده اند و ریشه اسلامی اصلا ندارد. پس از اسلام نیز مبانی اساسی مسائل فلسفی و عرفانی مثل قدم عالم، معاد روحانی، معراج روحانی، تجرد ملائکه، عدم علم خداوند به جزییات، وحدت وجود، فاعلیت بالجبر، فاعلیت بالترشح و الصدور و ... تغییر نکرده و اسلامی نگشته که عنوان فلسفه و عرفان اسلامی بر آن صادق و درست باشد. برخی از استادات فن فلسفه همپچون شهید مطهری نیز به وارداتی بودن فلسفه اعتراف نموده و تصریح نموده که فلسفه اسلامی اساسش فلسفه یونانی و اسکندرانی است( مقالات فلسفی، مرتضی مطهری)
  • مجید ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    من نه طرفدار مکتب تفکیکم و نه طرفدار فلسفه ارسطویی که به زور به خورد اسلام می دهند همانطور که استاد رضوی در کتاب نقد مبانی حکمت متعالیه فرموده اند اسلام فلسفه و منطق خود را دارد و نیازی به ارسطوئیات که سترون بوده و فلسفه مضاف و کاربردی از آن حاصل نمی شود ندارد برخی برای مشروعیت بخشی به فلسفه ،پیامبر سازی می کنند و ارسطوی معلوم الحال را نبی الهی می نامند پیامبر خطاب به آن فردی که نوشته ای از تورات در دست داشت با چهره ای بر افروخته فرمود اگر موسی هم امروز بود باید از من پیروی می کرد لذا اسلام نیاز به این فلسفه که مبانی فلسفه اسکولاستیک کلیسا را تشکیل می داد و موجب رفرمیسم شد ندارد و هر آنچه لازم بوده چه به لحاظ روش و ابزار و چه به لحاظ محتوا ارائه نموده است. در پایان به آقای وکیلی عرض می کنم که حفظ ادب منافاتی با کرسی های آزادی اندیشی ندارد
  • مجید ۱۲:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    من نه طرفدار مکتب تفکیکم و نه طرفدار فلسفه ارسطویی که به زور به خورد اسلام می دهند همانطور که استاد رضوی در کتاب نقد مبانی حکمت متعالیه فرموده اند اسلام فلسفه و منطق خود را دارد و نیازی به ارسطوئیات که سترون بوده و فلسفه مضاف و کاربردی از آن حاصل نمی شود ندارد برخی برای مشروعیت بخشی به فلسفه ،پیامبر سازی می کنند و ارسطوی معلوم الحال را نبی الهی می نامند پیامبر خطاب به آن فردی که نوشته ای از تورات در دست داشت با چهره ای بر افروخته فرمود اگر موسی هم امروز بود باید از من پیروی می کرد لذا اسلام نیاز به این فلسفه که مبانی فلسفه اسکولاستیک کلیسا را تشکیل می داد و موجب رفرمیسم شد ندارد و هر آنچه لازم بوده چه به لحاظ روش و ابزار و چه به لحاظ محتوا ارائه نموده است. در پایان به آقای وکیلی عرض می کنم که حفظ ادب منافاتی با کرسی های آزادی اندیشی ندارد
  • رضا ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    با سلام خدمت شما و همه دوستان. معیار ما قرآن و معصومین است بر اساس همین نظر باید دیدگاه و احادیثی که از معصومین به ما رسیده را مورد بررسی قرار دهیم به همین دلیل بنده شما را به کتاب بحار الانوار جلد 3 صفحه 57ارجاع می دهم که درباره روایت توحید مفضل است که کتابی جدا گانه به همین نام چاپ شده که حضرت صادق به تمجید از ارسطو می پردازند که علامه حسن زاده آملی در کتاب دروس شرح اشارات ابن سینا در نمط 4 (فی الوجود و علله)صفحه 35 این مطلب را آورده اند و همین مطلب از معصومین در باب فلسفه کافی است آیا از نظر شما علامه مجلسی یک دروغگوست؟آیا حدیثی به این واضحی را رد می کنید؟آیا مفضل بن عمر یک دروغگو و بی سواد است؟خواهش می کنم با مطالعه صحبت کنید
  • اکبر جدی دره چی ۱۹:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۸
    0 0
    جناب آقای رضا درباره ی تعریف حضرت امام صادق علیه السلام از ارسطو کامنت مفصلی درج کرده بودم که متاسفانه مشرق تایید نکرد.در آن حدیث هیچ دلیلی مبنی بر تایید ارسطو از جا
  • ۱۲:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۹
    0 0
    طیبه الله اما حیف که میخ فولادی هم نرود بر سنگ!
  • حسن ع ۱۳:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۹
    0 1
    مدافعان فلسفه و عرفان تجهیل نمی کنند ... جهل بزرگواران فقیه و ... که فلسفه و عرفان نخوانده اند را توضیح می دهند. وقتی کسی علمی را نخوانده نخوانده دیگر ... جاهل است به آن علم ... تجهیل نیست؛ بیان واقعیت است.
  • ۰۱:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۲
    0 0
    استاد وکیلی بسیار مودبانه سخن گفتند. هر منصف و غیر متحجری مصاحبه ایشان را بخواند می بیند که هیچ خلاف ادبی در آن نیست.
  • ۰۱:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۲
    0 0
    فیض کاشانی هیچ گاه توبه نکرده است. این مطلب از جعلیات تفکیکیان وآقای نصیری است. میرزا مهدی هم که به گفته آیت الله بهجت آخر عمر توبه کرد از مخالفت هایش با حکما و عرفا. فافهم.
  • ۱۰:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۲
    0 0
    من هم مثبت زدم چون بنده هم افتخار هم کلاسی بودن با ایشان را داشتم
  • برهان ۱۵:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۷
    0 0
    این جمله ایشان واقعا توهین به علما بزرگان ومحدثینی قبل از ملاصدرا است که اصلا آنها روایات را نفهمیدند مرحوم کلینی ،صدوق، شیخ طوسی و... اینها روایات را نفهمیدند ار فارس تعجب می کنم که چرا بصیرت نداشته واین سخنان را که توهین به محدثین است نشر داده تلاش شد اثبات شود مطالب مرحوم صدرالمتألّهین رضوان الله علیه، شرح روایات اهل بیت علیهم‌السلام است و بدون استفاده از فعالیت‌های ایشان اصلاً روایات قابل فهم نیست.
  • صدرا ۰۰:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۸
    0 0
    بسم الله جناب آرش عزیز فرمودند آقای حسن زاده آملی در رشته کامپیوتر سوادی ندارند.باید عرض کنم ایشان در مطلق علوم مجتهد هستند.در ریاضیات و هندسه عالیه و طب و نجوم که برای همگان مشخص است ولی در علوم جدیدی مانند کامپیوتر که صحبت شد باید عرض بکنم در سال 1369 که اولین بار رایانه وارد کشور شد دانشگاه صنعتی اصفهان یازده سوال در مورد رایانه در سطح کشور مطرح نمود که هیچ کس نتوانست در ان زمان پاسخ بگوید و علامه حسن زاده آملی پاسخ تمام سوال ها را کامل و جامع دادند.دوستانی که تمایل دارند میتوانند این مطلب را از دانشگاه صنعتی اصفهان پرس و جو کنند.با تشکر
  • ۱۳:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۸
    0 0
    عرفان میخواهی بیا پیش من فلسفه میخ واهی از اول مفهوم وجود تا طبیعیات بیا پیش من ولی همه آنها کشک است و آنچه در قران وروایات است درست است حضرت ایت الله العظمی وحید خراسانی مد ظله
  • ۲۳:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۹
    0 0
    اساسا فقط نظر اولرو حال كردم اعتماد به نفس عجيب بالاست عجيب
  • سینا ۱۵:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۳۰
    0 0
    جناب ناشناس شما بافندگی داری؟
  • رجب ۱۵:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۳۰
    0 0
    بصیرتم پیش ایشون هست؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ناشناس ۱۵:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۳۰
    0 0
    از عزیزان صاحب بحث تقاضا دارم در این مورد هم نظرات خود را بیان نمایند. در ادامه همان کلیپی که از آقای وحید منتشر شده است که اسفار و فلسفه را کشک میخوانند در پایان اگر دقت شود میگویند: نطفه گندیده و نجس ظهور خدا نمیشه و ربط این موضوع با جسمانیه الحدوث را. با تشکر
  • ۱۸:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۹
    0 0
    برو کوچولو برو هدایتو بخون صفر نشی... ضرب ضربا رو هم تمرین کن.
  • ۱۸:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۹
    0 0
    هیچ فراری در کار نبوده.
  • ۱۸:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۹
    0 0
    استاد وکیلی به کتب ادبیات عرب تسلط فوق العاده دارند. واقعاً خنده داره بعضی نظرات دوستان!!! به جلسه دوم مناظره غرویان نصیری مراجعه کنید که آقای غرویان 7-8 تا اشکالات عربی آقای نصیری را گرفت.
  • ۱۸:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۹
    0 0
    خوب همین ها رو اگه بلدید نقد کنید. مخالفین فلسفه و عرفان فقط حاشا بلداند.
  • ۱۸:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۹
    0 0
    آیت الله مروارید معنویت و عرفانش را مدیون عرفای نجف که عارف و فیلسوف بوده اند است.
  • ۱۹:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۹
    0 0
    کتابهای آقای حکیمی را خواندم متاسفانه کذب های فراوان و شفافی دارد.
  • محمد ۲۳:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۱
    0 0
    ان شالله که دوباره فیلتر شی مشرق، چرا بعد از این همه مدت کامنتای منو تایید نکردی؟
  • برادر حقیرتان ۱۲:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۰
    0 0
    الحمد لله رب العالمین اعبده و استعینه استغفره و اتوکل علیه ضمن عرض ادب و احترام خدمت همه ی بزرگوارانی که راجع به این بحث خطیر اظهار نظر فرمودند این حقیر لازم میدانم که نکاتی را خدمت شما بزرگواران عرض کنم 1.لطف کنید مسائل علمی را سبک نشمارید و اظهار نظر را مسبوق به مطالعه در این زمینه بفرمایید 2.برای اظهار نظر در مورد یک بحث علمی احسن آن است که خاطر مبارکتان را از تعصب و کینه توزی نسبت به شخص یا جریانی خالی شود 3.همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که همه ی ما با یکدیگربرادریم و نباید با اظهار نظرهای ناشایستی پیمان برادری خود را نقض کنیم 4.به خاطر داشته باشید افرادی را که در فرمایشات خود نام میبرید از اکابر علمای اهل تشیع هستند و تضعیف هر کدام از این بزرگواران تضعیف این مکتب به حق است 5.این حقیر در اظهار نظرهای بسیاری از دوستان متوجه شدم که عزیزان تعریف درستی از الفاظ و اصطلاحات به کار برده توسط خود ندارند و بهتر است با مراجعه به کتابهای مرجع درک درستی از این اصطلاحات پیدا شود 6.به نظر این حقیر بحث کردن در مورد این مبحث موضوعی فراتر از توان این فضای مجازی است «ادامه دارد...........»
  • احسان ۲۰:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۲
    0 0
    بله ایشان در حد ایت الله وحید نیستند در فقه اما در فلسفه خیلی هم از ایشان بزرگتر هستند. اگه با دقت می خوندی جوابت را می گرفتی.
  • احسان ۲۰:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۲
    0 0
    عزیزم اگر به شما که فرضا مهندسی خوانده ای بگوئیم در علم پزشکی بی سواد هستی به شما بی ادبی کرده ایم؟ مراجع امروز هم در فلسفه نا آگاه هستند این بی ادبی نیست.
  • احسان ۲۰:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۲
    0 0
    از تفاوتی که بین عرفان و فلسفه بیان کرده معلوم هست که اطلاعات کافی نداری. در ضمن اقای وکیلی الان 33 سالشونه و از 12 سالگی وارد حوزه شده . ایشون مدرسه تیزهوشان می رفتند و سه سال را در تیزهوشان جهشی خوندند.
  • ۱۶:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
    0 0
    وقتی فلسفه نمی خوانید دوست دارید به دروغ بگویند شما متخصص در فلسفه اید ؟!! فلسفه یک علم پیچیده است مثل ریاضی و فیزیک و ... وقتی کسی نخوانده باشد نمی تواند نظر تخصصی بدهد.
  • حمیدرضاقزوینی ۲۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۶
    0 0
    وقتی روایات زیادی داریم که علم رانزدائمه علیهماالسلام میدانندبرای چه باید کاسه گدایی علم درپیش افلاطون وارسطو ببریم واین کفراست که علم ائمه رابپوشانیم.وای برما
  • ۰۴:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    ایول رجب
  • فاطمه سادات ۰۴:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    برای من که بود ...
  • ۰۴:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    شما را عده ای کم سواد با توهمات فریب داده اند. چه می کشید امام خمینی از دست امثال ...
  • ۰۴:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    همون نظری که 80 تا منفی خورده ؟؟؟؟ خوشم میاد پایگاه اجتماعی تون هم واضحه ...
  • علی ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۵
    0 0
    با سلام خدمت دوستان خواهشمندم چنانچه طلبه و یا دانشجوی مرتبط با فلسفه-فقه-و یا ... نیستید . هیچ گونه صحبتی نفرمایید چرا که بحث بسیار ظریف و علمی است همانطور که یک استاد اقتصاد درباره عمل جراحی قلب نظر نمی دهد و این کار حمل بر سفاهت اوست خواهشا اگر در این زمینه تحصیل نمی کنید نظر ندهید متشکر
  • محسن فضلی ۱۰:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
    0 0
    ا اگر کسی بخواهد در اصول دین تحقیق کند آنچه که به او آموزش داده می شود چیزی ازقبیل فلسفه است آیا واقعا اصول دین همین است!؟ در علم بودن و کاربردی بودن فلسفه که در حد توانم آنرا خوانده ام شکی نیست واقعا ابزار مفیدی است ولی تکلف است و خداوند در قرآن به پیامبر(ص) می فرماید تو از متکلفین نیستی . با شخصیت ها کاری ندارم اما باور ندارم معرفت دینی همینها باشد.
  • موسی ۲۲:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    0 2
    آیت الله وحید هم یک فقیه است مثل فقهای دیگه ما نمیتونیم طبق نظرش در اعتقادات ازشون تقلید کنیم. حالا هرچی هم بگن فلسفه و عرفان بده ما میگیم خودتون تو رساله نوشتید : تقلید در مسائل اعتقادی جائز نیست.
  • مسعود مسعودی ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۰
    0 0
    با عرض سلام و احترام بنده بیش از ده سال با مکتب تفکیک و طرفداران آن زندگی کرده ام اساتیدی که در تمام موارد مذکور مانند فلسفه و عرفان تا حد دکترا جلو رفته اند و خود بنده سال ها در این زمینه ها کار کرده ام موارد ذکر شده لاطاعلاتی بیش نیست مکاتب بشری نتیجه ای جز دور شدن از معارف ناب محمد و آل محمد (ص) در بر نخواهد داشت به قول آیت الله وحید خراسانی همه اینها کشکه هر چه هست در قرآن و روایاته و در ادامه به قول آیت الله صافی گلپایگانی به کشک توهین شده است!
  • سید مرتضی ساداتی ۲۲:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۲
    0 0
    احسنت بر شما.و هدی من اعتصم بکم هدایت شد آنکس که به دامن شما(اهل بیت) چنگ زذ.(وحدت وجود و عرفانهای کذایی جز ظلمت چیزی نیست)
  • مهدی ۰۱:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
    0 0
    تو را بخدا دل اقا امام زمان ع را با این تفرقه ها خون نکنید و بفرموده امام خمینی در خط ولایت باشید تا بشما اسیبی نرسد خداوند نگذرد از تفکیکیان که اب به اسیاب دشمن میریزند
  • فیلسوف و عارف ۱۴:۵۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۹
    0 0
    با سلام . مشکل این است که اقای وکیلی انتقاد دارد به بی ادبی ولی خودشان هم ادب را رعایت نمی کنند . مگر می شود مرجع تقلید بیاید نقد کتب دینی مسیحیت بگذارد ، تمام مکتب خلفا را نقد کند و جالب تر اولین حکمی که در رساله اش می دهد این باشد که باید هرکس خودش در اصول دین متخصص شود ولی در عقاید مطالعه نداشته باشد یا در عقاید مطالعه داشته باشد ولی کتب فلاسفه و عرفا را که همه اش اعتقادی است را مطالعه نکرده باشد.
  • حسن ۱۲:۴۱ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۲
    4 1
    آقای وکیلی در مصاحبه شان فرمودند : بدون فعالیت‌های عقلی عمیق و نیز بدون بهر‌ه‌وری از مشاهدات و مکاشفات عرفا گره‌های کور معارفی قرآن و روایات باز نمی‌شود سوال : آیا خداوند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و یا ائمه اطهار به قول آقای وکیلی متوجه این نقیصه شدند که ؛ گره های کوری در قران و همچنین سخنان خود حضرات معصومین وجود دارد ؟ در اینجا یا باید گفت اصل برداشت جناب وکیلی خلاف واقع است چون خداوند در کنار قران معلم آنرا قرار داده وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ و یا فرمودند وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيه حالا اگر قرار باشد در کلام قران و معلم قرآن گیر و گور باشد آیا پیامبر می فرمودند : يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‏ چگونه باید در کتاب و عترت گیر و گور باشد و پیامبر مومنین را به آن دو سفارش کنند بلکه باید حضرت مومنین را توجه به فلسه و عرفان میدانند و می فرمودند ای مومنین برای فهم صحیح از قران و مطالب ما ابتداء فلسه و عرفان بخوانید و پیامبر چنین نفرمودند و این لذا به این برداشت آقای وکیلی نمی دان اعتماد کرد . در ضمن زمانی که قرار است گیر و گور مطالب الهی با فلسفه و عرفان رفع شود باید حداقل در کلام پیامبر و ائمه ع حداقل آثاری وجود داشته باشد ما از آقای ولیکی سوال میکنیم شما وجدانا مطلبی فلسفی و یا عرفانی مانند بشر ساخته در کل قرآن و روایات سراغ داری ؟ با تشکر 93.12.22
  • آشیخ امیرحسین ۱۶:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۶
    1 0
    بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر از استاد وکیلی وسلام بر ارواح طیبه همه علمای بالله ایکه برای رسیدن حقیقت دین و سر اهل بیت علیهم السلام به دست ما بچه های مولی الموحدین امیرالمومنین علیه اسلام مصیبت ها دیدند و رنج های طاقت فرسا تحمل کردند وفحش های بسیار شنیدندوقدردانی از دوستانی که برای دفاع از عرفان الهی وعرفای عالیمقام احساس مسءولیت میکنند.ابراز تعسف خودم را نسبت به مومنینی که در پایه های عوامانه ایمان متوقف شده اند وبه همانجا راضی گشته اند و پر پرواز بیشتر را ندارند و دنبال کسب آنهم نیستند فقط یک آیه کریمه قرآن را یاد آور میشوم که(یا ایها الذین آمنوا ءامنوا)،ویک روایت ناب از رسول اکرم صل الله علیه وآله وسلم که فرمودند(لوعلم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله:اگر ابوذر اعتقاد قلبی سلمان را نسبت به توحید و ولایت میدانست همانا اورا کافر میدانست واو را قربتا الی لله میکشت). هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست /نه هر که سر بتراشد قلندری داند.(وما اکثر الناس ولو حرصت بمومنین)
  • ۱۳:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۱
    0 0
    همین که اطلاعاتتان اندک است به این نتیجه رسیده اید
  • زخم خورده اين جريانات ۱۷:۳۳ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۳
    0 0
    من يك طلبه ام زندگي من به خاطر همين دعواهاي الكي داره به طلاق كشيده ميشه 7ماهه كه زنم رو نديدم و در آستانه طلاق هستم و مهمترين دليلش هم اين بود كه پدر خانم تكفيري بنده سر اينكه من با خانمم ميخواستم براي شب قدر مجلسي شركت كنيم كه سخنرانش آقاي سيدان بود ، به من نسبت تفكيكي بودن زد و خودش صراحتا يك بار سه ساعت با من صحبت كرد و گفت شما تفكيكي هستي يا فلسفي بهشون گفتم من نه فلسفه خوندم فعلا و نه ردش رو ولي بيشتر به فلسفه مايلم مقلد آقاي بهجت هستم و خونوادم همه اهل فلسفه اند گفت نميشه اين دو متناقض هستند و بايد يكي رو انتخاب كني اگه فلسفه كه هيچ و الا من دخترم رو ميكشم سمت خودم و اگه نتونستم باهاتون قطع رابطه ميكنم بعد حدود ده كتاب گذاشت جلوي من و گفت برو اينارو بخون و تعيين موضع كن اما ايشون متاسفانه بعد چند روز قصاص قبل جنايت كردند و با تهمت هاي واهي و بي اساس كه مهمترينش همين تفكيكي بود من رو از زنم جدا كرد در حالي كه من الان مشغول به تحصيل در رشته فلسفه و كلام اسلامي در مقطع ارشد هستم البته از اون ورش هم ديدم كه تفكيكي ها كارهاي اينچنيني كرده اند خودتون رو درگير اين بحث ها و تكفير كردن يكديگر نكنيد كه چيزي جز تفرقه و خسران را در پي ندارد و اگر هم خواستيد بحث كنيد در كمال ادب نه اينكه فرض را بر نجس العين بودن طرف مقابلتان بگيريد و هر چه خواستيد به او نسبت دهيد در ضمن در اين مدت من كه درگير اين مسايل بودم دريافتم كه بيشتر اين توهين ها و دو بهم زني ها و بي احترامي ها لا اقل به طور علني از همين دور و بري هاي بي سواد طرفين است و الا بزرگان هر دو گروه كه من همه شان را شيعه و محب اهل البيت ميدانم مبري از اين بي ادبي ها و هتاكي ها و كارهاي جاهلانه هستند خداوند ان شاءالله با ظهور حضرت، حق را آشكار كند و اين بحث ها خاتمه پيدا كند و ديگر افرادي عين من قرباني اين نزاع ها نشوند.
  • عباس ۲۲:۴۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    0 0
    سلام به همه دوستان و علاقه مندان به مکتب اهل بیت علیهم السلام. دو ستان بیاید به رفتار و برخورد دو بزرگ مرد و دو دوست قدیمی همچون امام خمینی (ره) و معلم دامغانی (ره) توجه کنیم و فریب شیطان را نخوریم.
  • بسیجی وپیروولایت ۱۳:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۶
    1 2
    سلام معمولا" مدافعان فلسفه ، در غیاب مدافعان مکتب تفکیک ، در دفاع از فلسفه و در نقد مکتب تفکیک ، بسیار دور بر می دارند. ولی همینکه به مناظره و مباحثه با مدافعان مکتب تفکیک می نشینند بسیار کم می آورند.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس