کد خبر 1098919
تاریخ انتشار: ۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۸
حاج علی فضلی

از مصادیق درخشش سردار فضلی ،حضور نقش آفرین او درعملیات «مرصاد» است که منافقین در۵ مرداد۶۷، دست در دست صدام، به خیال خام خود، به ایران اسلامی، حمله کردند و...

به گزارش مشرق، سردار سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم تجلیل از حاج علی فضلی، متواضعانه و در مقابل دوربین‌ها خم شد و بر دستان او بوسه زد و گفت: علی فضلی «عَلَم فضیلتها» و «بیرق کرامت‌ها»ی ماست. علی، نه «بیرقدار» که خود، «بیرق» است.

محسن رضایی نیز می گوید: به جرات می توانم بگویم، هیچ عملیاتی در دوران دفاع مقدس، نیست که سردار فضلی، داوطلبِ حضور در آن نشده باشد و به همین دلیل، تاکید دارم که فضلی، مظهر «فداکاری» و «عشق در آتش» است.

آری، علی فضلی، فرمانده‌ای غیور، صمیمی، شجاع، متوکل، بی ریا و از خود گذشته است که از ابتدای دفاع مقدس، تا به امروز، در عرصه‌های گوناگون خدمت، خوش درخشیده است. از مصادیق درخشش سردار فضلی، حضور نقش آفرین او در عملیات «مرصاد» است که منافقین در۵ مرداد ۶۷، دست در دست صدام، به خیال خام خود، به ایران اسلامی ، حمله کردند و امروز، پس از ۳۲سال از آن حادثه، جریان نفاق به‌عنوان مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی و مهره‌های «سیا» و «موساد»، هم‌چنان به شرارت علیه ملت ایران مشغولند.

اینک روایت شهید زنده، سردار علی فضلی از عملیات مرصاد:

رژیم بعث عراق از مفاد قطعنامه ۵۹۸ خشمگین بود ولی به روی خود نمی آورد، چرا که تصور می کرد ایران با اهدافی بلند همچون «رفع فتنه از عالم» ، «سقوط صدام» و...که برای جنگ تعیین کرده، به قطعنامه رضایت نخواهد داد.

خبر پذیرش قطعنامه توسط ایران، رژیم بعث را در کابوسی وحشتناک فرو برد؛ چرا که احساس می کردند جنگی را که ناجوانمردانه با اتکا به مستکبرین شرق و غرب و با هوس کشور گشایی آغاز کرده اند، حالا مجبورند بدون هیچگونه دستاوردی و با تحمل هزینه‌های سنگین باید به پایان برسانند.

آنها به روشنی دریافته بودند قطعنامه ای که صادر شده حاوی بندهایی است که حقیقت جنگ را برای افکار عمومی جهان افشا کرده و آشکارا به نفع ایران است: از جمله تعیین متجاوز، پرداخت خسارت، تعیین مرزهای بین المللی و از این رو صدام خشمگینانه زیر بار پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نرفت و مصمم شد تا با حمله به خرمشهر و کرمانشاه، ایران و شورای امنیت سازمان ملل را در عملی انجام شده قرار داده و مجبور به صدور قطعنامه ای جدید نماید.

او برای این کار و به جهت اینکه بتواند تا حدودی از بار مسئولیت حمله پس از قطعنامه شانه خالی کند و آن را به دیگران نسبت دهد، دست به دامان منافقینی شد که در ظاهر خود را ایرانی می دانستند، اما باطنا از ابتدای انقلاب در مقابل همه ایرانیان از هر رنگ و نژاد و مذهبی ایستاده و زنان و مردان و کودکان بی گناه بسیاری را به خاک و خون کشیده بودند.
منافقین وطن فروش نیز که مورد طرد و نفرت آحاد ملت ایران قرار گرفته و مترصد فرصتی برای جنایتی مجدد بودند، خائنانه وارد این معرکه شدند. غافل از اینکه وعده الهی «ان ربک لبالمرصاد» در انتظار آنهاست و عزم شیطانی بی فروغشان با مجاهدت فرزندان غیور ملت ایران شکست خواهد خورد و دودمانشان را به باد فنا خواهد داد.

برادر محسن به محض آنکه از رسیدن منافقین به سر پل ذهاب مطلع شد، آقای هاشمی را در جریان قرار داد. برداشت آقای هاشمی این بود که این خبر بیشتر یک عملیات روانی است، اما آقا محسن که مسئله را جدی گرفته بود با هلیکوپتر خود را به اسلام آباد غرب رساند و به دستور ایشان، فرماندهان یگان ها از جمله برادران کوثری، سلیم آبادی و ... نیز به سرعت
خود را به منطقه رساندند و برادران شمخانی، رشید و وحیدی نیز در کرمانشاه مستقر شدند.
منافقین در محور غرب کشور، در منطقه قصر شیرین، سرپل ذهاب و سی کیلومتری کرمانشاه با نیروهای ما مواجه شدند و در یک نبرد هفتاد و دو ساعته، به فضل الهی رزمندگان اسلام متشکل از سپاه و ارتش و بسیج که خود را سلحشورانه از اقصی نقاط کشور به منطقه رسانده بودند در عملیاتی متحدانه با محاصره دشمن، منافقین را با تحمیل تعداد زیادی کشته، زخمی و اسیر شکست داده و تا مرز عقب راندند.

یکی از نکات جالب توجه در آن برهه و شرایط خاص، انتصاب برادر وحیدی از سوی آقا محسن بعنوان فرماندار نظامی کرمانشاه بود، چون هر لحظه ممکن بود منافقین وارد شهر شوند و همین تهدید بزرگ نیازمند تصمیمی متناسب با شرایط بود.

از بازجویی اسراء منافقین مشخص شد که آنان در خیال خود قصد داشتند با تصرف بایگاه هلیکوپتری ارتش، سوار بر هلیکوپترها به تهران پرواز و با هجوم به زندان اوین، منافقین زندانی را آزاد نمایند و پس از آن با حمله به جماران، امام را شهید و کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند که عنایت الهی شامل حال رزمندگان اسلام شد و با سرکوب منافقین، برگ زرین دیگری بر تاریخ افتخارات ملت ایران افزوده شد.

منبع: فارس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 6
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 5
  • IR ۱۲:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
    4 9
    حالا بالاخره مجاهدین نابود شده اند یا نشده اند!؟یا میخواهید مثل شاهی که نابود کردیم هی ازگورشون بیرون بکشید
  • US ۱۲:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
    5 8
    برای من جالبه. چرا سپاه و ارتش هر کدوم وقتی از عملیات مرصاد صحبت میشه بازگویی جدا دارن. گاه میشنویم از رشادت شهید والامقام صیاد شیرازی گاه از جانفشانی های عزیزان سپاه. لطف کنن یک حقیقت مشترک رو بگن که ما حداقل از سردر گمی در بیاییم.
    • IR ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
      3 4
      مگه سپاه و ارتش با هم فرقی دارن؟!! جنگ بوده. جنگ هم هردو به اضافه ی مردم در کنار هم بودن. این سوال بود پرسیدی؟ :/
    • محمد IR ۱۶:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
      0 4
      لازم نیست درجزئیات دچارسردرگمی بشید کافیست بدانید که اگریک گروه سیاسی مراقب نباشه ودرتشخص دچاراشتباه بشه چطوردومینووارسقوط میکنه وازمجاهد خلق به مجاهدوجاسوس صدام تبدیل میشود فکرنکنم این لکه ننگ راازدامان این گروه پاک کرداین حتی برای مردم ایران نیزسخت است که گروهی ازهموطنانش بدین درجه سقوط کنن
    • SE ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۴
      0 0
      سپاه و ارتش بازوان رشید پیکر ایرانند
    • iran IR ۰۱:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۵
      0 0
      دوست من اگر شما تجربه جبهه و جنگ داشته باشید باید دیده باشید هر ارگان نظامی در یک بخشی سنگر و مشغول کار می‌شوند طبیعتا" نیروهای سپاه مسولیت داشتند نیروهای ارتش هم مسئولیت خودشون رو داشتند بزرگانی از سپاه و بزرگانی از ارتش هماهنگ با هم با یک هدف نبرد کردند آزادی و پاکسازی تروریست های رجوی از آن مناطق بوده ارتش و سپاه هر دو بازوان قدرتمند و محافظ امنیت ایران هستند هر دو فرزند این آب و خاک و سرزمین .. پاینده ایران عزیزم

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس