کد خبر 471491
تاریخ انتشار: ۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۴

در طول سال‌های دفاع و پس از آن هنرمندان در عرصه‌های مختلف دفاع مقدس آثار درخور توجهی را خلق کردند. ویژگی ژانر سینمای دفاع مقدس پرداختن به روحیات و درونیات رزمندگان و باورها و اعتقاداتشان با واقعیات است که آن را بومی و ملی می‌کند.

به گزارش مشرق، بیراه نیست اگر بگوییم ژانر سینمای دفاع مقدس، یگانه ژانر ایرانی سینمای ایران است و شاید تنها فیلم های دفاع مقدس را می توان «سینمای ملّی» قلمداد کرد زیرا تمام شاخصه های سینمای ملی و بومی را دارد. همزمان با  هفته دفاع مقدس تلاش کردیم تا نگاهی به فیلم‌های ساخته شده در این حوزه با توجه به این مهم که تنها آثاری مورد توجه قرار گرفته است که صحنه‌های پرهزینه و طاقت فرسای جنگی در آن دیده شود. بسیاری از فیلم ها با پس زمینه دفاع مقدس و در لایه های اجتماعی ساخته شده است که در این فرصت تنها به فیلم هایی بسنده کردیم که صحنه های جنگ در آن استفاده شده است.

فیلم‌هایی مانند «دیار عاشقان» (حسن کاربخش)،«پیشتازان فتح» (ناصر مهدی پور) و «ما ایستاده ایم» (اکبر حر) علیرغم همه  ضعف‌ها در  ساختار، آغازگر سینمای جنگ بودند و پس از آن فیلمسازانی همچون رسول ملاقلی پور با فیلم «پرواز در شب» و ابراهیم حاتمی کیا با «هویت» و «دیده بان» به آن هویت بخشیدند و به دنبالشان سینماگران دیگری مانند:شهریار بحرانی،کمال تبریزی،جمال شورجه، علی شاه‌حاتمی، احمدرضا درویش، جواد شمقدری،حسین قاسمی جامی، احمد مرادپور و ....وارد میدان شدند و در این حوزه فعالیت کردند.

با ورود سینماگران جوان و حاضر در جبهه‌ها به عرصه سینمای جنگ ، نوع جدیدی از این ژانر به منصه ظهور آمد  و نوع نبرد اعتقادی رزمندگان ایرانی در آن به چشم می خورد و جدای از صحنه های نبرد فرهنگ دینی و ملی سرزمین ایران در آن به وضوح قابل رویت بود. البته در این میان بسیاری از فیلم ها در این دهه نزدیک به فیلم های هالیوودی ساخته شد و تنها زبان فارسی وجه تمایز فیلم با نمونه خارجی آن بود. اما شرایط سخت تامین تجهیزات و امکانات باعث شد تا کاردر حوزه دفاع مقدس سخت شود و سخت بودن ژانر دفاع مقدس سبب شدتا عافیت طلب ها کمتر به سراغ آن بروند. اما در میان آثار ساخته شده در سالهای 60 فیلم های قابل تحسینی چون بلمی به سوی ساحل، افق، پرواز در شب  (رسول ملاقلی پور)، مهاجر، دیده بان (ابراهیم حاتمی کیا)، عقاب ها (ساموئل خاچیکیان)، کانی مانگا (سیف اله داد) ساخته شد.دهه 60 به واسطه ساخته شدن آثار گوناگون درباره دفاع مقدس به عنوان دهه جنگ هم شناخته شد.

دهه 60، دهه جنگ

در میان آثار دهه 60 دو فیلم سینمایی «عقاب ها» و «کانی مانگا» از پرفروش ترین آثار این دهه به شمار می‌آید. فیلم «عقاب‌ها» ساخته ساموئل خاچکیان در سال 64 بود که فروش خوبی در تهران داشت . هرچند فروش این فیلم به عنوان یک فیلم دفاع مقدس خوب بود اما برخی از منتقدان معتقدند که استقبال از عقاب‌ها به خاطر ریتم سریع و اکشن فیلم بوده است نه درونمایه‌هایی که بعد‌ها درسینمای دفاع مقدس ادامه یافت.

«عقاب‌ها» روایت هواپیمای ارتش ایران است که پس از انجام مأموریتی درخاک عراق، مورد حمله عراقی ها قرار می گیرد و در کردستان عراق سقوط می کند. خلبان با چتر نجات فرود می آید. گروهی از نظامیان در پی دستگیری او هستند. خلبان به کمک یک تکاور ایرانی که برای انجام مأموریتی با لباس مبدل وارد کردستان عراق شده، نجات می یابد و... یکی از سکانس های برترو تاثیرگذار این فیلم لحظه ای است که تعقیب و گریز خلبان و تکاور که به میدان مین نزدیک می شود و موتورسیکلت با مین تکاور کشته می شود و خلبان نجات می یابد.

 

از میان سه فیلم «بلمی به سوی ساحل»، «افق» و «پرواز در شب» مخاطبین با فیلم سینمایی «افق» ارتباط بهتری برقرار کردند. این فیلم نشانه عزم راسخ سازنده اثر برای برای ساخت یک فیلم جنگی پرفروش و خوش‌ساخت و حرفه‌ای بود اما «پرواز در شب» فیلمی در خور تحسین بود و توانست لوح زرین بهترین فیلم برگزیده از پنجمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد. این فیلم بیشتر به حماسه عاشورا نزدیک بود. داستان فیلم درباره یک گردان نیروهای ایرانی است که در محاصره ارتش دشمن قرار می گیرد و ارتباط آن با قرارگاه مرکزی قطع می شود چهار نفر از رزمندگان گردان انتخاب می شوند تا برای درخواست کمک خود را به قرارگاه برسانند از آن میان سه تن شهید می شوند و یکی خود را به قرارگاه می رساند. فرمانده گردان نیز برای تهیه آب آشامیدنی سربازان زخمی محاصره دشمن را می شکند. یکی از سکانس های برتر این فیلم رفتن فرمانده برای تهیه آب است که بسیار تاثیرگذار است.

فیلم سینمایی «مهاجر» ساخته ابراهیم حاتمی کیا توانست مورد توجه مخاطب و جشنواره فجر قرار گیرد و علاوه بر سیمرغ های متعدد در رشته های مختلف دو سیمرغ مهم فیلمنامه و کارگردانی را نصیب حاتمی کیا کرد. فیلم داستان هواپیماهای بدون سرنشین مهاجر است  که از روی زمین کنترل می‌شود  این هواپیما جهت انجام عملیاتی شناسایی در پشت خطوط دشمن به کار گرفته می‌شود. بدلیل برد محدود دستگاه کنترل، خلبانان در دو ایستگاه مقابل، رودرروی هم و در خطوط دشمن مستقر می‌شوند. خلبانی که به خطوط دشمن نفوذ کرده، در حالی که با دشمن درگیر می‌شود، با مهارت عملیات شناسایی را انجام می‌دهد و هواپیما را در هوا تحویل خلبان دوم می‌دهد. در حالی که خود در آخرین لحظات به شهادت می رسد. یکی از سکانس های برتر این فیلم آویزان کردن پلاک های شهدا روی مهاجر است که بسیار زیبا و تاثیرگذار است.فیلم دیده بان به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا را باید مشهورترین فیلم سینمای دفاع مقدس ایران دانست . فیلمی واقع گرایانه و تاثیر گذار . شاید نتوان برای این فیلم سکانس برتر در نظر گرفت زیرا سکانس به سکانس و فریم به فریم این فیلم دیدنی و تحسین برانگیز است . اما شاید دویدن دیده بان در جاده زیر آتش  از بهترین سکانس های این فیلم به شمار می‌آید.

دهه 70، شوخی با آدم های جنگ

در دهه 70 سالهای دفاع مقدس به پایان رسیده بود و به دلیل سختی تولید و تهیه آثار در خصوص دفاع مقدس صاحبان آثار کمتر توجهی به فیلم های صرفاً در حوزه دفاع نشان دادند و اکثر آثار به سمت فیلم‌هایی با موضوعات جنگ و اجتماعی پیش رفت که در میان آن ها شاخص ترین  آن را می توان «آژانس شیشه‌ای» دانست که در این طبقه بندی فیلم های مورد بحث نمی گنجد.

در دهه 70 فیلم «عملیات کرکوک» ساخته جمال شورجه مورد توجه قرار گرفت .فیلم درباره یک گروه از رزمندگان جنگ های نامنظم است که مأموریت می یابند طی عملیاتی در درون خاک دشمن، پالایشگاه شهر کرکوک را به آتش بکشند. گروه پس از مجاهدت هایی و گذراندن حوادثی به شهر نزدیک می شوند. در اینجا  کردهای مسلمان عراقی به کمک آنها می آیند و همه دست در دست یکدیگر مأموریت را به سلامت به انجام می رسانند و با به جا گذاشتن سه شهید، باز می گردند. این فیلم به عملیات های برون مرزی توجه داشت و سکانس مین گذاری و به آتش کشیدن کرکوک از بخش های خوب فیلم به شما رمی آید.

فیلم سینمایی «حمله به اچ3» یکی از فیلم های خوب در حوزه دفاع هوایی در روزهای جنگ تحمیلی به شمار می آید که بسیار خوش ساخت و براساس یک عملیات پیچیده هوایی ساخته شد . عملیات حمله به اچ 3 یکی از عملیات‌های هوایی مهم در جنگ ایران و عراق بود. از این عملیات به عنوان یکی از بزرگترین عملیات‌های هوایی دنیا یاد می‌شود. طی این عملیات فانتوم‌های نیروی هوایی پایگاه هوایی الولید  را در غربی ترین نقطه عراق، در مرز مشترک عراق و اردن بمباران کردند و آن‌را منهدم ساختند.

«سجاده آتش» یکی دیگر از فیلم های خوب دفاع مقدس به شمار می آید.هیچ گاه جنگ با این وسعت در قاب تصویر نیامده بود و خیل عظیم تانک های دشمن یکی از سکانس های دیدنی این فیلم به شمار می آید که توسط مرادپور ساخته شد. در خلاصه داستان فیلم آمده است:به هنگام عملیات کربلای پنج رزمندگان دو گردان مالک و حبیب با ماشین نظامی دشمن درگیر می شوند. لحظاتی درونی و عمیق، با نبردی پرحجم و سنگین آمیخته می شود. شرایط نابرابر این نبرد و خصوصیات خاص مهدی و عباس (فرماندهان بسیجی) حالات و اتفاقاتی، خارج از انتظارات و پیش بینی های معمول جنگها را، سبب می شوند.

محمد بزرگ نیا در سال 72 فیلم سینمایی «جنگ نفت کش ها» را به تصویر کشید در این فیلم  تلاش بی وقفه ناخدای جوانی را به نمایش می گذارد که در اوج حملات بی وقفه  نیروهای نظامی عراقی به نفت کش ها در خلیج فارس تصمیم می گیرد یک نفت کش ایرانی را از تنگه  هرمز عبور دهد و محموله ی آن را به بازار جهانی برساند. او برای انجام این مأموریت، که اهمیت سیاسی دارد، به سراغ ناخدای بازنشسته ای می رود که سال ها پیش در هدایت کشتی ها نام آور بوده است. ناخدای پیر ابتدا از این مأموریت طفره می رود، اما بالاخره می پذیرد و نفت کش غول پیکر را از تنگه ی هرمز عبور می دهد و محموله ی آن را به رغم موانع و حملات دشمن به مقصد می رساند.‎‌‌ یکی از سکانس های به یاد ماندنی و تاثیرگذار فیلم عبور نفت کش از تنگه هرمز است.

احمدرضا درویش در دهه 70 فیلم های زیادی ساخت که از میان آن ها دو فیلم «کیمیا» و «سرزمین خورشید» به فضای جنگ اشاره دارد که سرزمین خورشید فضای بیشتری از جنگ را روایت می کند در «کیمیا» کارگردان جنگ را وارد فضای شهری می کند و به نوعی تاثیرات جنگ را در شهر و زندگی افراد روایت می کند. این فیلم به روزهای ابتدایی جنگ اشاره دارد  شروع جنگ، بیمارستانی در خرمشهر به محاصره دشمن درمی آید. محمد جهان آرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر، پیشنهاد می کند مجروحان و پزشکان با یک آمبولانس و لندرور، به دنبال جیپ به غنیمنت گرفته شده که در آن رزمندگان راه را باز می کنند، از بیمارستان خارج شوند. در شهر، نیروهای عراقی که در حال تسخیر شهر هستند، مقابل آنها ظاهر می شوند و رزمندگان برای نجات سرنشینان آمبولانس و لندرور، با عراقی ها درگیر می شوند و به شهادت می رسند و سرنشینان لندرور نیز به اسارت گرفته می شوند و به شهادت می رسند. سرنشینان آمبولانس که نجات یافته اند، در اطراف شهر سرگردان می شوند و راه را گم می کنند. یکی از سکانس‌های تاثیرگذار فیلم حضور گلچهره سجادیه و خسرو شکیبایی برروی یک گاری است.

«لیلی با من است» در فیلم‌های دفاع مقدس شرایطی دیگری را رقم زد و جریان تازه ای در سینمای دفاع مقدس به وجود آورد. فیلم  در آن مقطع زمانی به  تنها تجربه کمدی درباره جنگ تبدیل شد،کمدی مفرح و خوش ساختی که اگر چه با جنگ و آدم‌هایش شوخی می‌کند اما پا را فراتر از اصول اخلاقی نمی‌گذارد و به هر شکل و شیوه با فاجعه انسانی جنگ شوخی نمی‌کند. فیلم داستان صادق، فیلمبردار تلویزیون است که به دلیل مشکلات مالی نیاز شدیدی به وام دارد. از طرفی همکارش به او توصیه می کند در صورتی که در سفر کوتاهی با یکی از افراد واحد فیلمبرداران تلویزیون به منطقه جنگی برود، خیلی راحت می تواند وام مورد نیازش را دریافت کند. صادق به رغم عدم تمایل به حضور در مناطق جنگی و ترس از محیطی ناشناخته، تصمیم به رفتن می گیرد و مدت 48 ساعت با همکارش کمالی عازم مناطق جنگی جنوب می شود. صادق با حضور در منطقه، در شرایطی کاملاً بیگانه با خود قرار می گیرد و این در حالی است که لحظه به لحظه، ناخواسته به خط مقدم نزدیک تر می شود؛ و هر لحظه تصورش این است که در حال دور شدن از خط مقدم است. به تدریج مشاهده آدم هایی که در جنگ حضور دارند، تلقی او را نسبت به جنگ تغییر می دهد و خودش نیز در نبرد با دشمن، سهیم می شود. صادق مجروح و به بیمارستان منتقل می شود، اما برای بازگشت به جبهه اعلام آمادگی می کند.اکثر سکانس های فیلم برای مخاطب جذاب است اما سکانسی که اطراف صادق بمب های مختلف بر زمین اصابت می کند و او تازه متوجه وضعیتش در میدان جنگ می شود.

عزیزالله حمید‌نژاد از کارگردانان صاحب سبک سینمای دفاع مقدس به شمار می آید که اوایل دهه 70 با ساخت فیلم «هور در آتش» مورد توجه قرار گرفت.فیلمی که برای اولین بار نقش اصلی آن بابا عقیل پیرمردی سالخورده است که با پسرش راهی جبهه ها شده است . این فیلم در فضای هور می گذرد و مورد فیلم های شکوفه سنگی واشک سرما از این کارگردان نیز مورد توجه قرار گرفت

 «دکل» ساخته عبدالحسن برزیده هم در این دهه مورد توجه قرار گرفت در این فیلم تلاش نوجوانان بسیجی به درستی به تصویر کشیده می شود. آبادان در محاصره دشمن و زیر آتش مداوم قرار گرفته است. گروهی از بسیجیان تحت فرمان حمید، تصمیم به نابود کردن دکلی می گیرند که شهر را مورد حمله های پیاپی قرار می دهد. صحنه نابودی دکل در این فیلم یکی از سکانس های جذاب و تاثیرگذار است.

«پرواز خاموش» دیگر ساخته کارگردان نیز مورد توجه بود. این فیلم هم از داستانی برخوردار است که کمتر به آن توجه شده است. داستان عباس خلبان یک هواپیمای جنگی به همراه دوربین های ساخت وطن که برای اولین بار روی جنگنده ای سوار شده است، برای شناسایی موقعیت دشمن به آن سوی مرزها می‌رود.

در دهه 70 رسول ملاقلی پور فیلم‌های «سفر به چزابه»، «نجات یافتگان» و «هیوا» با موضوعات مختلف در حوزه دفاع مقدس کار کرد که هر سه فیلم مورد توجه قرار گرفت. سفربه چزابه بیشتر فیلم در فیلم است و نگاه خاص کارگردان با توجه به دو هنرمند در جبهه ها دنبال می شود. نجات یافتگان هم داستان امدادگری را روایت می کند که براثر بمباران درمانگاه صحرایی یک رزمنده  قطع نخاعی را همراه خود و به سمت نیروهای ایرانی می آورد . اما در این دهه مهمترین فیلم ملاقلی پور «هیوا» است او در این فیلم با نگاه درست به خانواده مفقودین توجه می کند و با پیوند زدن گذشته و حال فیلمی عاشقانه در گونه دفاع مقدس خلق می کند.  صحنه های جنگ که برای فیلم طراحی شد مثال زدنی و زیبا بود.بسیاری معتقد بودند که این صحنه با نگاه به فیلم نجات سرجوخه رایان آماده شده اما ملاقلی پور در اکثر فیلم هایش تبحرش در ارایه صحنه های درست جنگ را به نمایش گذاشته بود. فیلم داستان هیوا اکبری  است که پس از گذشت پانزده سال از مفقود شدن همسرش حمید در بحبوحه جنگ، تصمیم می گیرد تا از مناطق جنگی و خانه ای که در آن با همسرش زندگی می کرده، بازدید کند. امیر کرمی، که اکنون سفیر ایران در سنگال است و زمانی جزو همراهان حمید در جنگ بوده می خواهد با هیوا ازدواج کند، ولی هیوا به رغم نشانه هایی از شهادت حمید همچنان در پی شوهرش است. او در خانه قدیمی اش به تعدادی نامه متعلق به پانزده سال پیش دسترسی پیدا می کند که خاطرات سال های گذشته او را با حمید زنده می کند. رحیم صابری، مسئول کمیته تفحص و مفقودین، هیوا را مطمئن می سازد که شوهرش شهید شده است ولی به خواهش هیوا همراه با او و نیز کرمی در منطقه جنگی خود را به تونلی می رساند که سال ها پیش حمید در آنجا به شهادت رسیده بود. صحنه های نبرد در داخل تونل در جلوی چشمان هیوا جان می گیرد و او شوهرش را که در حال مرگ است می بیند.

در این دهه «حاتمی کیا» آثار زیادی با موضوع دفاع مقدس ساخت اما با فیلم وصل نیکان فضای جنگ را در شهر روایت کرد . دو فیلم موج مرده و برج مینو به صورت مستقیم به دفاع مقدس اشاره داشت . حاتمی کیا در فیلم موج مرده سردار مرتضی راشد از فرماندهان نیروی دریایی که در آستانه بازنشستگی قرار دارد، درصدد گرفتن انتقام از ناو آمریکایی وینسنس می باشد. حبیب فرزند مرتضی که بعلت دوری از پدر در دوران جنگ و کمبود محبت پدری روحیات و طرز تفکری متفاوت با پدرش را دارد در حین فرار از مرز آبی کشور به همراه دختری محلی به اسم سلما توسط گارد ساحلی دستگیر می شود و پدر سختگیر و مقرراتی اش او را جهت تنبیه به کشتی سوخته میان دریا منتقل می سازد. فاطمه (همسر مرتضی) که به همراه سلما برای یافتن حبیب راهی کشتی شده بودند گرفتار طوفان می شوند که البته با نجات آن ها توسط نیروهای آمریکایی احتمال زنده بودن فاطمه و سلما قطعی می شود. راشد و یگان عملیاتی اش که در شب آخر تصدی وی بطور پنهانی قصد حمله به ناو ونیسنس را داشتند توسط نیروهای نفوذی از جمله عبدالله (برادر فاطمه) متوقف شده و عبدالله فرمانده پایگاه می شود. راشد که خود را در انجام عملیات تنها می بیند برای گرفتن انتقام با قایق حمله ور می شود. شاید در اوج جنجال مذاکرات هسته ای و مقاومت 70 نفری سردار سلیمانی در عراق مقابل داعش بهتر باشد یک بار دیگر فیلم را مرور کنیم. دیالوگ های فیلم و طرح اصلی آن بسیار پویا است و مطابق با حال و هوای سیاسی روز کشور به نظر می رسد. 

در طول سالهای دفاع و پس از آن هنرمندان در عرصه های مختلف دفاع مقدس زمینی، دریایی و هوایی فیلم های در خور توجهی را خلق کردند و حماسه ها و رشادت ها را به درستی به تصویر کشیدند. ویژگی ژانری  که به سینمای دفاع مقدس معروف شد براساس پرداختن به روحیات و درونیات رزمندگان با واقعیات است که آن را بومی و ملی می کند. اما همانگونه که همه به آن اذعان داریم ما 8 سال دفاع کردیم و از این فضای معنوی می توان آثار درخور توجه زیادی تولید کرد تا از این طریق و با به تصویر کشیدن درست فیلم های در حوزه جنگ قدرت نظامی کشور را نیز به رخ بکشیم. اما متاسفانه با دور شدن از فضای دفاع مقدس روز به روز میزان تجهیزات و امکانات برای تصویر هر چه بهتر سال های دفاع مقدس کمتر شد و بسیاری از فیلمسازان در دهه 80 به سراغ سوژه های اجتماعی با پس زمینه کمرنگی از جنگ رفتند که در گزارش بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.


منبع: فارس