کد خبر 437562
تاریخ انتشار: ۱۴ تیر ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۱

به دنبال انتشار اظهارات معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست مبنی بر اینکه «ساکتان دیروز، دلواپسان امروزند و هدفشان انحلال سازمان حفاظت محیط زیست است»، یک فعال حیات وحش از وضعیت بحرانی حیات وحش کشور و ناکارآمدی سازمان حفاظت محیط زیست گفت.

 به گزارش مشرق، شادی مدرس، فعال حیات وحش با ابراز نگرانی از وضعیت بحرانی حیات وحش کشور و ناکارآمدی سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید: متاسفانه علاوه بر اینکه خبرهای ناگوار منتشر شده از حیات وحش هیچ واکنشی را از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به دنبال ندارد، این روزها بر انتقادات وارد شده به عملکرد ضعیف سازمان، فورا برچسب سیاست زده می شود.

وی ادامه داد: اینکه فعالیت در زمینه حیات وحش را از سال 92 آغاز کرده ایم را دستاویزی کرده اند برای نسبت دادنمان به جریانهای سیاسی که سلاحی است نخ نما برای فرار از انتقادات اما واهمه ای نداریم از اینکه «دلواپسان حیات وحش ایران» خوانده شویم.

مدرس با تاکید بر ضرورت اقدام فوری برای تغییر رویه مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست گفت: در صورتیکه این سازمان در در اسرع وقت برای عمل به وظایفش به ابزار مدیریتیِ قدرتمند مجهز نشود باید حیات وحش ایران را از برای همیشه به فراموشی سپرد.

وی تصریح کرد: متاسفانه سازمان حفاظت محیط زیست بر ادارات اقماری خود تسلطی ندارد و هرج و مرج در این ادارات حاکم شده است. به عنوان مثال اداره کل استان تهران، برای سیرک پرشین مجوز اجرا صادر کرد در حالی‌که صدور مجوز نمایش با حیوانات در حیطه اختیارات دفتر شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست است نه ادارات اقماری آن.

مدرس در برشمردن نمونه ای دیگر، به توله خرسهای استان گلستان اشاره کرد و گفت اداره کل محیط زیست استان گلستان توله خرسهایی را که مردم منطقه پیدا کرده و به امید آماده شدن برای رهاسازی به آن اداره تحویل داده بودند به باغ وحش قزوین سپرد. درخواست انتقال این توله خرسها که به گفته وحید خیرآبادی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش استان گلستان می‌توانستند پس از چند ماه نگهداری آمادگی رهاسازی را بدست آورند در همان روزهای نخست‌ توسط اسماعیل مهاجر مدیر کل محیط زیست استان گلستان به دفتر شکار و صید ارسال شد که مورد موافقت قرار نگرفت. اما پس از دو ماه علی‌رغم مخالفت های گسترده مردم منطقه با خروج توله خرس ها از استان گلستان، سر انجام درخواست بعدی مدیرکل اداره محیط زیست استان با موافقت روبرو شد و توله خرسها در سکوت کامل خبری به باغ وحش قزوین انتقال یافتند.

وی همچنین یادآور شد: مخفی کردن لاشه پلنگها توسط ادارات کل استانها از سوی دیگر نشان دهنده ضعف مدیریتی و نظارتی در سازمان حفاظت محیط زیست است.

وی در پایان با اشاره به اینکه در کشور حدود 40 باغ وحش غیرمجاز فعالیت میکنند که نشان دهنده ضعف سازمان حفاظت محیط زیست در برخورد با متخلفان است گفت تنها 20 مورد از مشکلات حیات وحش را تحت عنوان "فهرست دلواپسی ها" به همراه یادداشتی برای سازمان حفاظت محیط زیست مرقوم کردیم که با امضای «دلواپسان حیات وحش ایران» حضورشان تقدیم می‌کنیم.

یادداشت دلواپسان حیات وحش ایران برای ابتکار

راست می گویی بانو. ساکتان دیروزیم و دلواپسان امروز. اما سکوت دیروزمان را به پای آسوده خاطری دیروزمان نگذار. از خبر خرس‌های سلاخی شده، روباه های به دار آویخته شده، لاشه های سوخته پلنگ، آهوهای زجرکش شده در تعقیب موتورهای اماراتی، شاخ قوچ های لارستان در در دست گردشگران آمریکایی، یال آتش گرفته شیر باغ وحش با ته سیگار و شیر کشته شده با شلیک گلوله در سیرک، دلمان خون بود و در سکوتِ تلخ یأس، به معنای واقعی کلمه «دلواپس» حیات وحش سرزمینمان بودیم.

همیشه دلواپس بودیم بانو. اما اینکه چرا دیگر ساکت نیستیم را با نگاهی به آن قاب سیاه که به دستانت سپرده شد می‌توانستی بدانی. شاید آن قاب را فراموش کرده باشی. پس، به شنیدن قصه آن قاب سیاه و راز دلواپسان حیات وحش دعوتت میکنیم. دلواپسانی که فقط دیگر ساکت نیستند.

روزی دست پلنگی عظیم الجثه در ارتفاعات 2000 تنکابن در تله گرفتار شد. پلنگ قدرتمند، تله فلزی را از جا کند و رفت. رفت و درد کشید تا مرور زمان، تله را به همراه دستش برای همیشه از او جدا کرد. دیگر شکار برایش آسان نبود. شکارش را شکارچیانِ مجاز و غیرمجاز دزدیده بودند. تازه، یک دست هم نداشت. دامهایی که برای استفاده از علوفه رایگان به مناطق حفاظت شده که همان قلمرو پلنگ قصه باشد آورده می‌شدند شکار خوبی بودند. دامدارانی که از سایه اش هم به وحشت می افتادند روزی از روزها با یک شلیک، 30 ساچمه برای همیشه در بدنش به یادگار گذاشتند. پلنگ باز هم رفت و درد کشید. سرنوشتش را با درد گره زده بودند. رفت و ماند و مقاومت کرد. ماهها گذشت و همچنان وجودش، زندگی را به کام دامداران تلخ کرده بود.

13 دیماه 92، صبح یک روز سرد بود که  صدای شلیک گلوله در ارتفاعات 2000 تنکابن پیچید. گلوله در نخاع پلنگ زخمی فرود آمد. پلنگ از صخره ها سقوط کرد. اما در برابر چشمان حیرت زده رانندگان جاده 2000، با دستی قطع شده در تله، دست دیگری که بر اثر سقوط از ارتفاع شکسته بود و دو پایی که در نتیجه شلیک گلوله به نخاع، به طور کامل فلج شده بود، از جاده گذشت و خودش را از زیر گاردریل به دره رساند و در رودخانه نشست. شاید آب مرهمی بر زخمهایش بود. ساعتها گذشت تا نیمه شب تفنگ بیهوشی رسید و با یک شلیک، لحظه وداع پلنگ با طبیعت رقم خورد. پلنگ در قفسی غیراستاندارد که منجر به شکستن دندانهایش شد به تهران منتقل شد. به تهران؛ شهر مرگ پلنگها ...

 10 روز، دردِ زخمهای قدیم و جدید و بدتر از آن، درد اسارت را تجربه کرد و سرانجام با دوز بالای داروی بیهوشی برای همیشه به خوابی عمیق فرو رفت. غرور و استقامت نگاهش در اوج درد و استیصال برای دلواپسانِ ساکت، تلنگری شد. 25 دیماه به یاد پلنگ باشکوهی که اسمش را البرز گذاشتیم در برابر سازمان، خواستار برخورد با کشتار حیات وحش شدیم و پیمان بستیم پایداری را از پلنگ تنکابن همواره به یادگار داشته باشیم. یادت آمد بانو؟ قاب سیاهِ چشمان بیگناه البرز را که در جمعمان به دستانت سپرده شد خاطرت هست؟ آن روزها بانوی سبز میخواندیمت ...

و امروز شما ما را دلواپسان می‌خوانی بانو. برچسب سیاست بر انتقادات زدن، سلاحی تازه نیست. بهتر بگویم کلیشه شده است. اما شما ما را دلواپسان بخوان. ایده خوبیست. «دلواپسان حیات وحش ایران». یکی از هزاران سمن و یاسمنِ زیست محیطی که از گوشه و کنار می‌رویند.

آری بانو. دلواپسیم. دلواپس چه چیز؟ از آخر شروع می‌کنم تا برایتان ملموس‌تر باشد. خرس یک معرکه گیرِ متخلف که بنا بود هفته پیش در شهریار توسط مسئولان اداره کل استان توقیف شود «گم» شده. بهتر بگویم، معرکه گیر با خرسش در شهریار متواری شده و مسئولین، یک هفته ای است سرگرم جلبش هستند. خرس که می‌گویم، نه توله خرس ها! خرس بالغ خیلی خیلی بزرگ! دلواپسیم که مسئولان اداره کل استان، یک هفته برای توقیف یک خرس به آن بزرگی که متعلق به یک معرکه گیر آس و پاس است وقت گذاشته اند و به هر دلیل موفق نشده اند. دلواپسیم چون برخورد با قاچاقچیان آزادگان را باید از مسئولان همین اداره کل بخواهیم! شما بگو بانو. می‌شود دلواپس نبود؟

دلواپسیم بانو. دلواپس ببر سیبری. ببر سیبری که 5 سال پیش به کشور آمد تا در میانکاله نسل ببر مازندران را احیا کند. جفتش که همان روزهای اول با گوشت الاغ آلوده پذیرایی شد بر اثر ابتلا به مشمشه جان سپرد. این ماده ببر بینوا 5 سال به دلیل احتمال ابتلا به مشمشه در اتاقکی مخوف موسوم به قرنطینه محبوس است و حسرت 100 متر از همان میانکاله ای را میکشد که از ابتدا برای نگهداریش در نظر گرفته شده بود. چرا که امروز، منفعت سازمان محیط زیست در انتقالش به باغ وحش است و از طرفی سازمان دامپزشکی با انتقالش به باغ وحش مخالف است. دلواپسیم چون شاید ببر سیبری این تابستان را در آن سیاهچال گرم و مرطوب دوام نیاورد.

دلواپسیم بانو. دلواپس پلنگهایی هستیم که هرقدر هم در مخفی کردن لاشه هایشان توسط ادارات کل استانها تلاش می‌شود باز هم از ابتدای سال جاری، 12 مورد از کشتارشان فاش شده و کسی برای نجاتشان از انقراض چاره ای نمی اندیشد. راستی بانو! نوشته بودی این اواخر شاهد تجمعی برای کشتار ببرها در سازمان بودی. منظورت تجمع برای کشتار پلنگ (همانی که خالخالی است و هنوز منقرض نشده) بود دیگر؟! چون ببر (همانی که راه راه است) 100 سالی است منقرض شده. آن تجمع کننده ها ما دلواپسان بودیم بانو. نیم ساعتی صدایت زدیم. گفتند پیغاممان (درخواست بیمه پلنگ) را به گوشت می‌رسانند. اما آمار کشتار پلنگ بالا رفت و از سازمان هیچ خبر خوشی بیرون نیامد که نیامد. دلواپسیم که در گیرودار همین اشتباه گرفتن خالخالی و راه راه، سرنوشت خالخالی هم، دفن شدن در گور راه راه باشد.

دلواپس «بحر آسمان» جیرفتیم بانو. زیستگاه خرس سیاه آسیایی. گونه در خطر انقراض. زیستگاه پلنگ و صدها گونه نادر جانوری و گیاهی دیگر که چند سالیست حیاتشان در گرو استارت خوردن لودرهای معدنکاو است. لودرهایی که به طمع استخراج آهن برای این منطقه زیبای حفاظت شده دندان تیز کرده اند و علیرغم مکاتبات بسیار، سازمان حفاظت محیط زیست، هنوز موفق به خارج کردنشان از این زیستگاه با ارزش نشده.

به شدت دلواپسیم بانو. دلواپس مخلوقات بی‌گناه خداوند که در زندانهایی خوفناک به حبس ابد محکوم شده اند. میدانی بانو از 80 زندان موسوم به باغ وحشی که در سراسر کشور فعالیت میکنند تنها 35 مورد از آنها مجوز سازمان حفاظت محیط زیست دارند؟ و می‌دانی که باغ وحش شیراز که قطعا فیلم زنده خواری الاغ توسط شیرها در آن را دیده ای و باغ وحش مشهد که بازدیدکنندگان، یال شیرش را با ته سیگار به آتش کشیدند جزو بهترین آن 35 باغ وحش مجاز به شمار می‌روند؟ میدانی توله هایی که به ادارات کل سازمان سپرده میشوند به جای اینکه برای رهاسازی آماده شوند مخفیانه روانه باغ های وحش میشوند؟ باغ های وحش، مراکزی که روز به روز تعدادشان رو به افزایش است.

همچنان دلواپس سیرک ها هستیم بانو. خاطرتان هست سال گذشته طی نامه سرگشاده به رییس جمهور و با رونوشت به سازمان خواستار ممنوعیت استفاده از حیوانات در سیرکها شدیم؟ نامه ای که پیوست داشت. تصاویر و فیلمهای دلخراشی از حیوان آزاری توسط سیرکداران و معرکه گیران که خودمان تهیه کرده بودیم. نامه ای که بی پاسخ ماند. پیگیریهای مداومی که هیچ واکنشی از سوی سازمان به دنبال نداشت. ناامید از سازمان به فراکسیون محیط زیست مجلس پناه بردیم و به دنبال یک نامه از سوی آن فراکسیون، سازمان حفاظت محیط زیست چه سریع راه حلی برای حذف حیوانات از سیرکها پیدا کرد! و شما برچسب سیاست زدی بانو. اما می دانی و می دانیم که سیاستی در کار نبود و نیست.

راستی بانو، می‌دانی سیرکی که تحت عنوان اولین سیرک بدون حیوان کشور با حمایت سازمان حفاظت محیط زیست افتتاح شد، دو ماه پس از افتتاح، در اسلامشهر به اجرای برنامه با حیوانات پرداخت؟ و می‌دانی مجوز اجرای این سیرک بر خلاف رویه معمول توسط اداره کل محیط زیست استان، صادر شده بود؟ و میدانی پس از پایان این مجوز غیرمعمول، سیرک همچنان در اسلامشهر به اجرا ادامه داد در حالیکه مسئولین استان، استفاده از حیوان در این سیرک را اکیدا تکذیب میکردند؟ و در آخر میدانی بانو که به ناچار، از تهران عازم اسلامشهر شدیم تا از اجرای برنامه با حیوانات توسط این متخلفین، عکس و فیلم تهیه کنیم که پس از 10 روز پیگیری و فشار رسانه ای عاقبت حیوانات سیرک توقیف شدند؟

درباره شکار و مافیای مربوط به آن سکوت کرده و به برشمردن مواردی پیش پا افتاده اکتفا می‌کنم بانو.

هدف از دلواپسی ما را انحلال سازمان حفاظت محیط زیست عنوان کردی بانو. هدف، انحلال سازمان حفاظت محیط زیست نبوده و نیست. اما صادقانه بگویم این ره که امروز سازمان می‌رود به ترکستان است و انحلالش ذره ای نگرانی در قلب دوستداران حیات وحش به جا نمی گذارد.

* فهرست دلواپسی ها

1-      تخریب روزانه حدود 40 هکتار از مراتع و جنگلهای ایران و سالانه حدود 100 هزار هکتار که با کارشناسی به عمل آمده، تا چند سال دیگر اثری از جنگلهای شمال و غرب ایران نیست.بعنوان مثال مرگ و میر 300 هزار هکتار جنگهای غرب ایران

2-       افزایش ویلا سازی و جاده سازی های بی رویه و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست در مناطق جنگلی که باعث تهدید جدی جمعیت حیات وحش و نابودی جنگلها شده است.

3-       افزایش حضور دام در زیستگاه های حیات وحش که هیچ ممانعت و تدبیری از سوی سازمان صورت نگرفته است.

4-       قرار گرفتن ایران در ردیف 10 کشور عمده تولید کننده گازهای گلخانه ای

5-      قتل عام پرنده های مهاجر تالاب های شمال ایران خصوصا فریدونکنار

6-      وجود 40 باغ وحش غیر مجاز و 35 باغ وحش مجاز که هیچکدام، استانداردهای تعریف شده در پورتال سازمان عمل نمیکنند.

7-      نابودی پناهگاه حیات وحش موته بهترین زیستگاه آهوی کشورتوسط جاده میانگذر

8-      نابودی آخری بازماندگان آهو در خوزستان توسط کانال فنس کشی نشده انتقال آب کرخه

9-      آتش سورزیهای مکرر و نبود بالگرد برای مهار آتش

10-  عدم حمایت مالی، جانی و حقوقی از محیط بانان

11-  کشتار بیرحمانه و حلق آویز کردن گونه های باارزشی چون روباه توسط میرشکاران

12-  افزایش تکثیر و قاچاق حیات وحش در سطح کشور (آگهی فروش توله های پلنگ، خرس، گربه جنگلی و ....)

13-  رواج گردشگری مخرب و توریسم شکار در محیط زیست ناتوان و بی دفاع ایران

14-  بدقولی های مدیران سازمان و رواج بی اعتمادی به قدرت و کفایت سازمان در انجام وظایف زیست محیطی

15-  حضور لودرهای معدنکاو در منطقه حفاظت شده بحر آسمان

16-  عدم وجود اعتبار در صندوق ملی محیط زیست

17-  مرگ گونه های بارزش جانوری در تصادفات جاده ای پارکهای ملی و مناطق حفاظت شده

18-  مرگ گونه های باارزش جانوری بر اثر عدم رعایت نکات ایمنی و عدم حصار کشی در اطراف استخرهای کشاورزی و آب انبارها

19-  شروع فصل گرما و ادامه لجبازی سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان دامپزشکی که میتواند به مرگ ببر سیبری در مکانی غیراستاندارد موسوم به قرنطینه منجر شود.

20-  و قتل عام پلنگ ایرانی خصوصا توسط دامداران

و...
منبع: فارس